کد: 38131

پرسش

باسمه تعالی
باعرض سلام و احترام
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و عرض تبریك به مناسبت عید سعید فطرمستدعی است به سئوالات زیر از نگاه قرآن كریم و روایات پاسخ دهید:
1. چرا شهادت دو زن معادل شهادت یك مرد می باشد؟
2. چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟
3. چرا ولدالزنا نمی تواند(( قاضی, مرجع, و شاهد ))باشد؟
 وقتی دو نفر زن و مرد زناكار مرتكب گناه شده اند چرا تاوان آن را فرزند نامشروع آن دو باید بپردازد؟
 آیا ولد الحرام قابل هدایت است اگر چنین است چرانمی تواند(( قاضی, مرجع, و شاهد ))باشد؟
 دلیل علمی برای این امر _ كه نمی تواند(( قاضی, مرجع, و شاهد ))باشد _ ذكر شده است؟
 برای یك فرد غیر مسلمان چگونه می توان این مطلب را توضیح داد؟
 آیات و روایات مشعر به این موارد را هم بیان فرمایید.
* مردم كه می فهمند او حرامزاده است آبرویش میرود در صورتی كه تقصیری ندارد آیا این عادلانه است؟
 منابعی در این مورد معرفی بفرمایید.
با آرزوی توفیقات حضرتعالی
سلیمان عباسی1/9/82

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1. به كد 16095 رجوع فرمایید.
2. به كد 13791 رجوع فرمایید.
3. در پاسخ به شما توجه به چند نكته ضروری است:
الف) فرق بین حقایق و عناوین اعتباری مسئله مهمی است كه توجه به آن مهم است، و بسیاری از مسائل و مشكلات ذهنی از این دست را حل می كند. مثلاً عدالت، ورع، تقوا، هدایت، اجتهاد و... هر كدام یك حقیقت واقعیت تكوینی است كه در آن هیچ فرقی بین "ولد الزنا" و غیر او نیست. او می تواند به ملكه اجتهاد برسد؛ می تواند مثل بقیه با تقوا باشد؛ و حتی ممكن است از باتقواترین انسانهای روی زمین شود.(ر.ك. به التنقیح ـ تقریرات فقه آیت الله خویی، كتاب اجتهاد و تقلید، ص236) همچنین است هدایت او و...
لكن صفات اعتباری، مانند مرجعیت، امامت جماعت، قضاوت و... در حقیقت صفاتی شخصی نیستند و حیثیت اجتماعی دارند؛ و لذا فقط به او وابسته نیستند؛ چنان چه فی ذاته این عناوین كمالی هم نیستند.
مرجعیت یا قضاوت چیزی جز عنوانی اعتباری نیست كه به مجتهد می دهند یا امامت جماعت و شهادت چیزی جز عنوان اعتباری نیست كه به شخصی می دهند، و بخودی خود كمال محسوب نیستند. كمال و خیر همان اجتهاد و عدالت است كه "ولد الزنا" نیز می تواند، مثل بقیه، در آن راه نداشته باشد.
اعتبارات را باید بر اساس اغراض و مصالحی كه در جعل آن هست، مورد ارزیابی قرار داد.
حضرت امام باقر(ع) در باره امامت جماعت ولدالزنا فرمود: "خمسة لایؤمّون الناس و لایصلون بهم صلاة فریضة فی جماعة و عدّ منهم ولد الزنا" یعنی پنج نفرند كه نباید امام جماعت شوند؛ و یكی از آنان ولد الزنا است.(وسائل الشیعه، ج3، باب14، ص397)
به نظر می رسد وجه این حكم ـ با لحاظ آنچه در مقدمه گفتیم ـ كم و بیش قابل فهم و روشن باشد. كسی كه به ولدالزنا بودن شناخته شده باشد در چشم مردم نقصانی دارد ـ ولو این نقصان تنها نقصانی عاطفی باشد، چرا كه یادآوری فسقی زشت و شنیع است، گرچه خود او مقصر نیست ـ و از آنجا كه امامت جماعت شأنی مقدس و الهی است، بی وجه نخواهد بود كه آن را به كسی بسپاریم كه او را با احساس و و تعقل هر دو بپسندیم. امامت چنین شخصی می تواند در ذهن توده های مردم موجب وهن امر نماز جماعت باشد. همین بیان در مورد قضاوت و مرجعیت هم جاری است و شاید از بعضی جهات به طریق اولی چنین باشد.(ر.ك. به التنقیح، ج1، ص236)
پس محصل كلام این است كه این سمت ها همه اعتبارات اجتماعیند، و در آن باید مصالح و جهات اجتماعی را در نظر گرفت. وب ه تبع هر حكمی كه هست به هیچ عنوان حاكی از واقعیت شخصیت صاحب عنوان نیست.
نكته آخر این كه عدم قبول شهادت ولد الزنا یا قضاوت و مرجعیت او نیست كه موجب كشف ولد الزنا بودن او می شود تا اشكال شود كه با این كار آبروی او می رود، بلكه بر فرض وضوح ولد الزنا بودن اوست كه آن سمت ها برای او منتفی می شود؛ یعنی كشف ولد الزنا بودن، علت انتقاء سمت است نه معلول آن.(دقت كنید)
قرار نیست كه ولدالزنا را با این احكام به مردم نشان دهیم، بلكه منظور آن است كه جامعه ای كه می داند به ولدالزنا اقتدا نكند یا او را مرجع تقلید خود نگیرد و ... بلكه فقها می فرمایند اصل بر طهارت مولد است و اگر معلوم نباشد كسی ولد الزنا است یا نه، اصل بر سلامت نسب او است. در این موضوعات تجسس نباید كرد، بلكه تجسس در آن حرام است.(ر.ك. به كتاب الصلاة، شیخ مرتضی انصاری، جلد2، ص276ـ277)
با التماس دعا.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 4/9/1382 | پاسخ : دوشنبه 10/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 23 بار

تگ ها :

UserName