کد: 37938

پرسش

ba salam
ghablan soali ba code 35758 porsidam.
baraie javab farmoodid soale 2619 baraie bakhshe aval
va baraie bakhseh dovom 6078 va 13078.
javabetoon dar morede bakhshe aval kamelan ghane konande bood,mamnoon.
ama dar morede adame tahrife ghoran dalaieletoon baram ghaebel ghabool nabood.
dar morede daalaele naghli be aiati estenad karde boodid ke sarihan sohbat az ghoran nashode.baraie mesal chera mifarmaid manzoor az zekr ghoran mibashad?mishe az zekr chize digei ham tabir kard.
dar morede daalaele aghli ham,bande dar estedlala naghs mibinam.
ba tavajoh be dalile shoma faghat mitavan natije gereft ke chon ketabe digari nazel nakhahad shod,banabar in ghorani ke aknoon darim baraie hedaiate bashar kafist.
vali farz koni vasate sooreie baghare iek besmelaherahmane rahime digar ham bood.vali aknoon nist.va albate bedoone oon ham emkane hedaiate tam vojood darad.
chegoone esab mikonid in besmelah az vasate baghare hazf nashode ast?
albate bande peivastegie nezame alam,va asare tak take kalamate in ketabe moghadas bar gardesh roozegar ro mifahmam,va ghalban eteghad daram.ama aghlan tojih nistam ke chera aiei hazf nashode.
az hoselatoon mamnoon,va ozr mikham ke nemitoonam fari type konam.

پاسخ

دوست محترم!
با عرض معذرت از تأخیری كه در پاسخ گویی به سؤالتان پیش آمد.
در آیه شریفه «إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون»(حجر/9)، اگر چه واژه "الذكر" ـ به تنهایی ـ می تواند بر همه كتب آسمانی اطلاق گردد، ولی در این آیه به طور حتم مراد از آن قرآن كریم است.
چرا كه اولاً، از همان آیه نخست این سوره، صحبت در مورد قرآن كریم است و در آیه اول هم نام آن (و قرءان مبین) را به صراحت متذكر می شود. از این رو سیاق آیات در مورد قرآن كریم است.
ثانیاً، این آیات در مورد پیامبراكرم(ص) است كه مشركان به ایشان نسبت جنون می دهند، كما این كه در آیه 6 به آن تصریح شده است كه «وقالوا یا أیها الذی نزل علیه الذكر إنك لمجنون».
بنابراین وقتی سخن در مورد پیامبراكرم(ص) و كتاب آسمانی ایشان است، به نظر می رسد مراد از"الذكر" چیزی غیر از قرآن نمی تواند باشد.
ولی اگر مرادتان این است كه شاید مراد از"الذكر" خود رسول گرامی اسلام(ص) باشد، باید جواب داد این هم مردود است زیرا در آیه قبل و همین آیه از تعبیر "إنزال" و "تنزیل" استفاده كرده است، پس خود رسول اكرم(ص) نمی تواند باشد.
دلیل سوم و مهمتر ما هم این كه روایات عدیده ای هست كه می فرماید مراد از "الذكر" در این آیه قرآن كریم می باشد. ما به واسطه ادله عصمت نمی توانیم از اعتماد بر این ادله سرباززنیم.
اما در مورد این كه چگونه ثابت می شود آیه ای مثلاً از وسط سوره "بقره" حذف نشده است، باید گفت ادله زیادی از جمله آیات و روایات و اجماع فقها و ادله تاریخی موجود است، ولی از آنجا كه عنایت شما بر روی دلیل عقلی در این باره است، به همان اكتفا می كنیم.
ما در آغاز كلام از بیانی كه از مرحوم علامه طباطبایی نقل شده استفاده میكنیم. ایشان می فرمایند: قول به تحریف قرآن اگر صحیح باشد مستند به اخبار آحاد است ـ و نه اخباری كه ایجاد اطمینان كند ـ و اخبار آحاد حجیت آن متوقف بر حجیت قول امامی است، كه آن اخبار منقول از اوست؛ و حجیت قول امام متوقف بر حجیت قول رسول الله(ص) است كه امام را وصی و خلیفه و معصوم معرفی فرموده است؛ و حجیت قول رسول الله(ص) متوقف بر حجیت قرآن است كه رسول را معصوم و امام و نبی و ولی معرفی نموده است.
و اگر قائل به كم بودن یا زیاد بودن یك حرف در قرآن مجید بشویم، تمام قرآن از حجیت ساقط می شود و سقوط این حجت، حجیت اخبار تحریف را نیز ساقط می كند. به بیان دیگر، اخبار تحریف كه قرآن را از حجیت سقوط می دهد، عمل به مفادش موجب اسقاط خود آن ها می شود؛ یعنی از ثبوتش، عدمش لازم می آید و بنابراین عمل به آن ها غیرممكن است.(مهر تابان، مجموعه ای از مصاحبات علامه طباطبائی(ره)، ص 207ـ206)
حال كه كلام مرحوم علامه را دانستیم با یك تكمله سخن را به پایان می بریم.
ممكن است كسی بگوید اگر ما بدون آن كه تحریف را بخواهیم با استناد به اخبار آحاد اثبات كنیم، این بیان عقلی تمام نیست؛ نفس احتمال تحریف چگونه نفی می شود؟
جواب این خواهد بود كه اگر تحریف را بپذیریم، لازمه اش به بیان فوق این است كه هیچ حجت شرعی را معتبر ندانیم، و هر تعلیم دینی را منوط به اطمینان كنیم و این باب رفع مناقشات عقلی را با قرآن و به تبع آن سنت، می بندد؛ و این انتفاء اعتبار شرع به كلی می بندد.
توضیح مطلب این كه اساسا وحی و شرع، بیشتر در مواردی به كار انسان می آید كه عقل در مورد آن در حیرت و تردید بوده و بین عقول و وجدانهای انسانی اختلاف حاصل شود. «یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرسول وأولی الأمر منكم فإن تنازعتم فی شیئ فردوه إلی الله والرسول إن كنتم تؤمنون بالله والیوم الآخر ذلك خیر وأحسن تقویما»
حال كه موارد نیاز ما به قرآن لااقل در بسیاری از موارد در اختلافات است، حصول اطمینان در اختلافات، معمولا، بلكه منطقا، حاصل نمی شود. حال اگر استفاده از قرآن را منوط به كسب اطمینان كنیم، در واقع باب استفاده از آن را مسدود نموده ایم. از شما تقاضای دقت در این بیان را داریم.
این بیان به اعتقاد نگارنده تمام است، اما بهترین دلیل را بر عدم تحریف ادله نقلی می داند. از جمله این كه اگر قرآن عثمانی تحریف شده بود، هر آینه بر امام علی(ع) لازم بود كه اعتراض كند و تصحیح آن را در صدر برنامه حكومتی خویش قرار دهد. همچنان كه در مقابل بسیاری از تحریفاتی كه در سنت پیامبر(ص) شده و زیان آن ها كمتر از تحریف قرآن بود، ایستاد.(ر.ك. به قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ص117).
برای مطالعه بیشتر علاوه بر منابع ذكر شده می توانید به كتاب "صیانة القرآن من التحریف"، نوشته استاد محمد هادی معرفت و كتاب "التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن الشریف"، نوشته علی حسینی میلانی، و كتاب "أكذوبة تحریف القرآن"، اثر رسول جعفریان، كه با نام "افسانه تحریف قرآن" به فارسی هم ترجمه شده، مراجعه نمایید.
ضمنا اگر ابهامی در كلام ما بود باز هم با ما درمیان بگذارید.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 4/9/1382 | پاسخ : پنج شنبه 13/9/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 13 بار

تگ ها :

UserName