کد: 25979

پرسش

لا تشكر از باسخ قبلی شما.اگر قائت عاصم متواتر است چرا در زمان خودش فقط توسط خودش خوانده می شود؟بر فرض اینكه ا ز بیامبر تا او متواتر بوده باشد. اءمه (ع)هم طبق اقرءوكما یقرا الناس همه قراءات را تجویز كرده بودند كه از هفت همك بیشتر است.در ثانی قبل از اثبات قران تمسك به حدیث روا نیست.اما راجع به دیگر روایات ایا همه خبر واحد هستند؟ایا همه انها به بیامبر اكرم میرسند؟اگر ممكن است سند همه انها را ذكر بفرمایید.لطفا منابع معتبری راجع به قراءات و سند انها معرفی كنید.متشكرم

پاسخ

با عرض سلام و تحیت.
دوست عزیز!
اگر چه برخی نظر بر این دارند كه قرائت هیچ یك از قُرّاء از زمان آن قاری تا زمان صحابه و عهد پیامبرـ صلی الله و علیه وآله ـ به نقل متواتر نیست، و می گویند در آن زمان كسی جز خود قاری آن قرائت را نقل نكرده است، و صرفاً اوست كه ناقل قرائت خود به دیگران است، ولی به نظر می رسد در مورد قرائت "حفص" از "عاصم" اینگونه نباشد؛ چرا كه همین نقل امروزی قرآن در آن زمان نیز معمول بوده و مردم آن چه را كه از زبان پیامبر(ص) شنیده بودند می خواندند؛ و آن قرائتی نبود، جز همین قرائت كنونی قرآن كریم.
و اگر به نام قرائت "عاصم" نام گرفته است، فقط بدین خاطر است كه او بر این نقل، و صحت انحصاری آن اصرار داشته است. لذا او فقط راوی این قرائت است، در مقابل دیگر قرائت هایی كه او آنها را صحیح نمی دانسته است؛ یعنی چون "عاصم" به عنوان كسی است كه دیگر قرائت ها را باطل می داند، و قائل به صحت این قرائت ـ تنها این قرائت ـ است، نام او بعنوان قاری این قرائت، معروف و ثبت گردیده است؛ والا این قرائت در همان زمان هم در بین مسلمانان رائج بوده است.
كما اینكه ائمه(ع) سفارش به خواندن قرآن بر اساس قرائت معمول در بین مردم می كردند، كه همان قرائتی است كه "عاصم" به عنوان قاری آن شهرت پیدا كرده است.
به عبارت دیگر "عاصم" فقط آمده و این قرائت را سند دار و موجه نموده، آن هم با اسنادی كه در هیچ از قرائت های دیگر چنین سند محكم و معتبری یافت نمی شود.
به طور كلی، در اسناد این قراءات باید ببینیم كدام قرائت سندش صحیح است و واسطه كمتری تا نقل صحیح از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله ـ دارد،‌ و هم چنین ببینیم كه بعد از زمان خود قاری، كدام قرائت به صورت متواتر و موافق با قرائت جمهور مسلمین نقل شده است.
این چند ویژگی در قرائت "حفص از عاصم" موجود است و این تنها قرائت مردمی است كه مسلمانان سینه به سینه از پدران و اجداد خود،‌ از شخص شخیص پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ تلقی نموده و اخذ كرده اند و برای همیشه دست به دست داده، تا به امروز به ما رسیده است.
مسیر قرائت عاصم، مسیر تواتر است و قرآن به گونه تواتر به ما رسیده است؛ ولی مسیر دیگر قرائات مسیر اجتهاد است؛ و اجتهاد در نص قرآن روا نیست و فاقد حجّیت شرعی است.
این كه از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه: «كفّ عن هذه القراءة إقرأ كما یقرأ‌ الناس» یعنی از این قرائت خودداری كن و همان گونه كه مردم می‌خوانند تو هم بخوان؛ این گفتار امام به عنوان تأئید همه قرائت ها نیست. چرا كه شخصی نزد آن حضرت قرائتی غیر از قرائت دیگر مردم داشت كه حضرت به او فرمودند این گونه نخوان، و همان طور كه مردم می‌خوانند، بخوان. و از آن جا كه قرائت متواتر و جمهور مردم همان قرائت "حفص" است، این كلام امام تأئیدی بر این قرائت می‌باشد نه همه قرائت ها.
اما این كه گفته‌اید قبل از اثبات قرآن تمسك به حدیث روا نیست، كلام صحیحی است، ولی نباید فراموش كرد كه قدر متیقنی از قرآن و روایات هست كه شبهه تحریف در آنها نیست؛ و این تعداد كم هم نیست. و در میان این قدر متیقن آیات و روایات تأكید فراوان بر عدم تحریف قرآن شده است. كما این كه در میان آیات مسلم قرآنی آیات بسیاری حجیت كلام اهل بیت و ولایت آنان را بیان داشته است. (دقت كنید)
در مورد نقل قرائت‌های دیگر باید گفت كه علاوه بر این كه هیچ یك از آنها متواتر نیستند، و در زمره اخبار آحاد قرار دارند، برخی از آنها اصلاً سند صحیحی ندارند، بلكه اسناد آنها اسناد تشریفاتی و جعلی است. برای توضیح بیشتر می‌توانید به كتب علوم قرآنی ـ مثل كتب "علوم قرآنی" و "التمهید فی علوم القرآن"، ج 2، نوشته استاد محمد هادی معرفت، و "البیان" نوشته آیت الله خویی، و "الاتقان فی علوم القرآن" نوشته سیوطی، و دیگر كتب علوم قرآنی ـ مراجعه نمائید.
پیروز باشید. مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : پنج شنبه 3/7/1382 | پاسخ : سه شنبه 15/7/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 13 بار

تگ ها :

UserName