کد: 1280773

پرسش

دو سال است که نامزد کرده ام ولی قلباً احساس می کنم که علاقه خاصی نسبت بهش ندارم ولی بخاطر اینکه دختر خوبیه نمیدونم باید چیکار کنم. از طرفی فکر میکنم فرد دیگری این ویژگی های مثبت رو نداره و جدایی برام سخت و گرون تموم میشه از طرفی بی علاقگی داره عذابم میده. ممنون میشم بطور مفصل و واضح راهنمایی بفرمایید. با تشکر.

پاسخ

توصیه جدی دارم قبل از هر اقدام جدی مراجعه حضوری نزد یک روان شناس داشته باشید.سن کم شما، بی تجربگی تان و همچنین ارمانگرایی که به علت همین شرایط سنی دارید، باعث می شود که نسبت به همسرتان دچار سردی باشید.ازدواج فرصتهای بسیاری برای دوست داشتن(عشق) برای تان فراهم می کند و این دوست داشتن هیچ محدودیت و حد و مرزی ندارد. ازدواج نوعی دوست داشتن است که مفهومش آن است که صبح هنگام، زمانی که از خواب بر می خیزید کسی که بیشترین علاقه را به وی دارید، اولین کسی باشد که می بینید و وی هنوز هم مانند روزهای اول ازدواج برایتان دلفریب و دوست داشتنی باشد. به همین دلیل یکی از دلایلی که ازدواج کردن را ارزشمند می سازد این است که وقتی به درستی انجام شود مانند یک تقویت کننده بی نظیر اعتماد به نفس فرد خواهد بود و باعث می گردد از مزایای گوناگون حس دوست داشتن و عشق بهره مند گردید.من توصیه می کنم یین راهکارها را دنبال کید اما در مقابل حتما از مراجعات حضری نزد روان شناس هم بهره ببرید. همه این تلاشها را بکنید و سپس تصمیم نهایی را بگیرید:- تفریحات و سرگرمی های زیادی را با همسرتان برنامه ریزی کنید.- برای همسرتان نامه های عاشقانه بنویسید. نامه عاشقانه نوشتن برای همسر در زمانهای خاصی مثل سالگرد ازدواج، تولد، سالگرد نامزدی، زمانهایی که زن و مرد فکر می کنند گسل عاطفی میان آنها زیاد شده و ... توصیه می شود. برخی از افراد استعداد شعر گویی یا استفاده از جملات نغز دارند، برخی دیگر ترجیح می دهند در این نامه، به نکات مثبت و امتیازات همسرشان اشاره کنند و برخی دیگر خاطرات خوب گذشته را که با همسرتان گذرانده اند، بنویسند. این کاملا به شما و استعداد و تمایلاتتان بستگی دارد. سپس این نامه را در یک مکان اختصاصی که تنها همسرتان به آن دسترسی می یابد(مانند زیر بالش و ..) قرار دهید.- همسرتان را غافلگیر کنید. برای مثال یک هدیه که می دانید همسرتان به آن علاقه دارد تهیه کنید تا علاقه تان را به ایشان نشان دهید این هدیه حتما نباید گران قیمت باشد .- توجه ویژه به همسرتان داشته باشید. هر روز با همسرتان در محل کار وی تماس داشته باشید. برای با هم بودن، تفریح کردن یا حتی قدم زدن کوتاه مدت با هم به دنبال عذر و بهانه نباشید. در گفتگو با هم از واژه های خوب استفاده کنید مثلا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید بد اخلاق نباشید با شادابی به همسرتان سلام کنید و صبح به خیر بگویید. این طرز برخورد و به کار بردن واژه های مثبت یکی از رازهای موفقیت زوجهای جوان و خوشبخت است. شاید به نظر برخی از زوجین بیان این جملات ساده لزومی نداشته باشد اما پایه های زندگی شما را محکم و همسرتان را خوشحال تر می کند.اگر هر یک از پیشنهادات ما را چندین روز پشت سر هم تکرار کنید خواهید دید که این رفتارها تبدیل به عادت زندگی تان می شود لذا از همین امروز یکی از عادات زوجین خوشحال و خوشبخت را انتخاب کرده و در طی روزهای متمادی تکرار کنید. خواهید دید که این رفتارها به عادت تبدیل شده و احساس رضایتمندی تان افزایش می یابد و روزهای زندگی مشترکتان شبیه به حیاتی عاشقانه می گردد.

مشاور : خانم عطاريان | پرسش : سه شنبه 28/10/1395 | پاسخ : چهارشنبه 20/11/1395 | | ليسانس | 22 سال | انتخاب همسر | تعداد مشاهده: 1300 بار

تگ ها : انتخاب همسر دوران نامزدی احساس سردی

مشاوره های مرتبط

با سلام و احترام
برای پسر مجرد که تصمیم دارد با یک خانم مطلقه ازدواج کند.
چه چیزهایی را از دست خواهد داد که در آینده برای وی حسرت خواهد داشت و در آینده منجر به مشکل برای او خواهد شد.
یا به عبارتی مرد چه لذت هایی را از دست خواهد داد و چه عقده ها و مشکلاتی در زندگی وی ایجاد خواهد شد که در ازدواج با یک دختر باکره آنها را به دست خواهد آورد.
موضوع بکارت دختر و ازاله آن برای مرد تا چه حد تاثیر گزار است.
البته خانم سه سال از آقا کوچکتر بوده و فاقد بچه می باشد و طول عمر زندگی وی کمتر از شش ماه می باشد و دلیل طلاق اعتیاد مرد قبلی می باشد.

سلام و عرض ادب خدمت مشاور محترم
بنده 32 سالمه و در ابراز علاقه و خ استگاری از دختر موردنظرم تردید دارم، تا حالا هم پیشنهادی به دختری ندادم، البته تا حالا مشکلی بابت ارتباط با جنس مخالف نداشتم در امور کاری یا دانشگاه، اما در این امر بسیار مردد هستم ، صمن اینکه ایشون رو مدت دو ساله میشناسم و در این دو سال در کلاسی که شرکت داشتیم هم صحبت و نشست و برخواست داشتیم،
در هر صورت مسله بنده ابراز این موضوعه و اینکه نمیدونم برخورد ایشون چی میتونه باشه، لطفا کمک کنید خیییلی ممنوووون

عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما
1درصورتی ارطباط باطرف مقابل نداشته باشی ویا محدود باشه چطور باید به درک مشخصه های(اخلاق،عفت و..) آن فرد پی برد؟
2من به یک فرد علاقه دارم بهترین راه برای در خواست ازدواج چی هستش وضمنا این فرد فامیل هستش راهنمایی کنید وبهترین راه حل در اختیار بنده قراربدی با تشکر@

خواستگاری دارم که از همه لحاظ عالیه فقط تنها عیبی که داره چهرشه که به دلم نمیشینه. البته خودمم قیافه معمولی رو به پایینی دارم. هر چی سعی میکنم نادیده بگیرم نمیتونم. خانوادمم خیلی موافقن. نمیدونم چیکار کنم واقعا. من حتی دوست نداشتم به قیافه پسر نگاه کنم و از طرفیم میترسم که دیگه خواستگار خوب با این شرایط نداشته باشم .البته من 21 سالمه .ولی واقعا از طرف فامیل ها خیلی تحت فشارم .که ازدواج کن و ... ولی همین فامیل مطمئنم که بعد ازدواج پشت سرم حرف میزنن که شوهرش فلانه.

با سلام و خسته نباشید.
حدود 2 ماه پیش خواستگاری داشتم که از لحاظ ایمانی و اخلاقی خوب بودن و شغلشان دبیر قرآن بود و مدرس دانشگاه و دانشجوی مقطع دکترا. ایشان بسیار صادقانه مشکلاتشان را بیان کردن.یکی از مشکلات شان فوت پدر و مادرشان بود که پدرشان به علت سرطان خون از دنیا رفته بودن و چون پدر و مادرشان ازدواج فامیلی داشتن یکی از خواهر و برادرشان دچار معلولیت بودن. مشکل دیگرشان که مطرح کردن زیاد اجتماعی و اهل رفت و آمد نبودن و من هم در صحبت کردن با ایشان متوجه شدم که کمی خجالتی هم هستن.البته این را هم اضافه کنم که ایشان 4 سال است که در همسایگی ما هستن و به دلیل ادامه تحصیل و مساله استخدامی مجبور شدن که در شهر ما تنها زندگی کنند.و از صاحب خانه شان هم پرس و جو کردیم ایشان هم بسیار تایید کردن و ماهم در این 4 سال موردخاصی از ایشان ندیده ایم و از محل کارشان هم پرس و جو کردیم آنها هم تایید کردن فقط گفتن که زیاد اهل معاشرت نیستن.به هر حال بنده به خاطر این مسائل جواب رد به ایشان دادم.چند روزی است که مجددا فردی را فرستاده اند و تقاضای صحبت بابنده را کرده اند.حالا بر سر دوراهی سختی مانده ام.لطفا جواب را سریعتر بدهید چون واقعا سردرگم شده ام و نمی دانم چه کار کنم.

خانم عطاریان ببخشید من باز مزاحمتون شدم،من واقعا نمیدونم چکار کنم میدونم شاید اینده ی خوبی باهاش نداشته باشم ولی فراموششم نمیتونم بکنم،این اتفاق خیلی هم بدموقع رخ داده دقیقا قبل از شروع امتحانات و از اونجایی ک هم دانشگاهی هستم من وقتی میبینمش بازم قلبم وایمیسته اگه باهاش بهم بزنم ترم دیگه واقعا نمیتونم درس بخونم،ببخشید ک این حرفو میزنم اما اون دختر واقعا دختر خوبی نیست واقعا بده😭من نمیدونم چرا بعضیا اینجورن،من همچین کاری حتی هضمش واسم سخته،دختره ی عالمه حرف بی معنی سر هم کرده و بهش گفته انقد الکی درد و دل کرده تا اینجور شده،من نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی از زیبایی هیچی کم ندارم همه هم همینو میگن ولی من میترسم دیگه هیچکسو مثل عرفان دوست نداشته باشم و نتونم حتی اگه با یک نفر دیگه ازدواج کردم خوشبخت باشم قراره ک یک ماه فکر کنم و دقیقا ۲۷تیر جواب قطعیو بهش بدم.اما همش میگه انتخاب با خودته ایندته من مجبورت نمیکنم اما بهم ی فرصت بده خوشبختت میکنم و ... خیلی موقعیت بدی دارم نمره هام همه بد شده احساس میکنم سر بزرگ ترین دو راهی زندگیم گیر کردم 😭😭😭😭😭😭😭

با سلام
من 28 سالمه و دانشجو هستم. در فروشگاهی شاگردی می‌کنم اما حقوقم کمه. قصد ازدواج دارم اما واقعاً نمی‌دانم زمانش رسیده یا نه. الان مشکلم این است که یه جوان تو سن از کجا بدونه آمادگی ازدواج داره یا نه و اینکه اصلاً میتونه نیازهای همسر آینده‌اش را برطرف کنه یا نه؟ لطفاً در این زمینه بنده راهنمایی بنمایید. اگر کتابی یا مرجعی در این زمینه موجود است پیشنهاد کنید.
با تشکر

UserName