کد: 10709

پرسش

در جایی شبهه ای مطرح شد مبنی بر اینكه امام صادق (ع) ابتدا فرزند بزرگ خود را به عنوان امام معرفی نمودند و بعد از مرگ آن فرزندشان امام محمد باقر (ع) را منتصت می نمایند.منظور از طرح این شبهه این بود كه امامت امری از پیش تایین شده توسط خدا

پاسخ

برادر گرامی!
شبهه ای كه در پرسش مطرح شده است تازگی ندارد، و منشا پیدایش فرقه اسماعیلیه همین شبهه بوده است.
آنها می گویند اسماعیل، از آنجا كه پسر بزرگ امام صادق(ع) بوده، پس امام هفتم است، و صرف وفات او پیش از رحلت امام صادق(ص) دلیل بر عدم امامت او نیست. و حتی عده ای از آنان وفات اسماعیل را منكر شده و او را امام غائب دانستند.
علاوه بر این شبهه دیگری كه بعضی مطرح كرده اند آن بود كه پس امامان شیعه به نص رسول اكرم تعیین نشده بوده اند، و به تدریج توسط امام قبلی تعیین می شده اند.
مشهور در میان شیعیان آن است كه در مسئله اسماعیل بداء حاصل شده است. مستند این عده روایاتی است كه در باره اسماعیل می فرماید: «بدا لله فی إسماعیل إبنی»
عده دیگری نیز روایت بداء را حمل به معنای دیگری كرده اند، كه خواهد آمد و مستند آنان روایتی است كه می گوید: جریان اسماعیل فرزند امام صادق(ع) بدین شرح است كه خود امام فرمود: چنین مقدر بوده فرزندم اسماعیل به قتل برسد، من دعا كردم و از خدا خواستم تا شر دشمنان را از او برگرداند؛ خداوند دعای من را اجابت كرد و فرزندم به قتل نرسید، و سپس فرمود: «بدا لله فی اسماعیل»
اگر توجیه دوم را بپذیریم، هیچكدام از شبهات فوق مجالی نمی یابد؛ نه شبهه اسماعیلیه، و نه شبهه عدم تعیین امامان توسط رسول اكرم.
اما به نظر نگارنده توجیه اول هم مشكلی ندارد.
توضیح مطلب آن كه بداء در فرهنگ شیعه امری است پذیرفته و قطعی؛ و معنای آن تغییر در تقدیر الهی و ابداء آن برای خلائق است. مشكلی كه این طرح دارد، آن است كه مگر خدا از اول به حقائق امور آشنا نیست، پس چگونه امری را تقدیر می كند، و سپس آن را تغییر می دهد؟
جواب آن است كه لوح محو و اثبات الهی ـ كه همان لوح تقدیرات او باشد ـ با لوح محفوظ ـ كه لوح علم الهی باشد ـ فرق می كند. علم الهی بر همه چیز احاطه دارد، و از اول آنچه در آخر واقع می شود را می داند، ولی در عین حال نظام تكوین را به گونه ای آفریده كه در آن هر عملی عكس العمل خاصی را مقدر می كند. با تغییر در اعمال اختیاری انسانها این تقدیرات هم عوض می شوند. و باز تأكید می كنیم كه از اول آخر كار را می دانسته است.
بر اساس همین تفاوت و فرق بین لوح محفوظ و لوح محو و اثبات است كه شبهه چگونگی جمع بین علم قبلی الهی با اختیار انسان حل می شود.
علی ای حال، حصول بداء در امامت حضرت اسماعیل منافات با آن ندارد كه پیامبر به خواص خود گفته باشند كه امام هفتم، امام كاظم(ع) است. او در این روایت خبر از علم الهی داده، و نه خبر از تقدیر الهی، كما این گاه اخبارات ائمه اطهار اخبار از تقدیرات الهی است.
این كه در اخبار آخرالزمان، بعضی علائم قطعیند و بعضی غیر قطعی، همین تفسیر را دارد؛ كه اولی اخبار از علم الهی است، و دومی اخبار از تقدیر او كه احتمال وقوع بداء در آن هست.(دقت كنید)
در مسئله بداء تفسیرهای دیگری هم هست، كه به نظر می رسد با این تفسیر تنها در ظاهر امر متفاوت باشند و حقیقت آنها همین باشد كه عرض شد.
نگارنده از میزان مطالعات شما ـ برادر عزیز! ـ آگاه نیست، و لذا نمی داند همین اجمال توانسته مراد او را برای شما واضح كند یا نه؟ با این وجود به همین مختصر، در توضیح بداء اكتفا می كنیم. اگر ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
نگارنده از روایات فوق الذكر احتمال اول را بیشتر مطابق فهم عرفی از جملات می داند، و بدان مایلتر است؛ با این وجود باب گفتگو را مسدود نمی داند.
برای آشنایی بیشتر با مسئله ای كه مطرح كردید و همچنین اصل مسئله بداء به كتابهای زیر مراجعه كنید:
1- "مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول"، ج2، ص123 به بعد، از علامه مجلسی(ره).
2- كتاب "بداء"، اثر استاد بزرگوار آیة الله علامه فانی اصفهانی(قده).
3- "پاسخ به پرسشهای مذهبی"، از آیه الله مكارم شیرازی، ص60.
برای كسب اطلاعات بیشتر به كتاب "بداء"، مراجعه فرمائید.
خدا نگهدار شما.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : پنج شنبه 29/3/1382 | پاسخ : پنج شنبه 29/3/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 17 بار

تگ ها :

UserName