کد: 10637

پرسش

بعضی از دوستان ادعا می كنند كه خمس با توجه به آیات قرآن فقط به غنایم جنگی تعلق می گیرد . آیا چنین چیزی صحت دارد ؟ اگر نه كه قطعا چنین است چه دلیلی از قرآن می توانیم ارایه بدهیم .

پاسخ

برادر بزرگوار!
در مورد تعلق خمس بر منفعت كسب و سایر موارد خمس، به غیر از غنائم جنگی، به این مطالب توجه نمائید:
دلیل قرآنی:
خداوند در آیه 41 سوره مباركه انفال می فرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شىْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسهُ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیَتَمَى وَ الْمَسكِینِ وَ ابْنِ السبِیلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِیر» یعنی؛ بدانید هر گونه غنیمتى به شما رسد خمس آن براى خدا و براى پیامبر و براى ذى القربى و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه است ، اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائى حق از باطل ، روز درگیرى دو گروه (با ایمان و بى ایمان یعنى روز جنگ بدر) نازل كردیم ، ایمان آورده اید، و خداوند بر هر چیزى قادر است.
این آیه در مورد وجوب خمس می باشد. حال به تفسیر و توضیح آیه بپردازیم،
در تفسیر این آیه آنچه اهمیت دارد معنایی است كه از كلمه غنیمت اراده شده است. آنچه كه در كتب لغت آمده این است كه لفظ غنیمت به معنای سود و منفعت است. آنچه موجب تردید دوستان شما شده آن است كه معنای عرفی خصوص غنیمتی است كه از میدان جنگ بدست می آید. و همین باعث شده كه اهل سنت خمس را تنها در غنائم جنگی قائل باشند. ذكر دو نكته در اینجا ضرورت دارد:

الف) در تراث تاریخی زبان عرب، و از جمله روایات اهل بیت(ع)، استعمال كلمه غنیمت در مطلق منفعت و سود و درآمد بسیار است. چه در مواردی كه این كلمه با همین وزن و یا حالت جمعی آن به كار رفته، و چه در مواردی كه در اوزان و مشتقات دیگر آن استعمال شده است.

در بیانات حضرت علی(ع) در كتاب شریف "نهج البلاغة" در موارد زیادى واژه غنیمت به این معنى آمده است.

مثلا در خطبه 76 مى خوانیم: «اغتنم المهل» یعنی از فرصتها و مهلتها استفاده و بهره برداری كنید.

در خطبه120 نیز مى فرماید: «من اخذها لحق و غنم» یعنی كسى كه به آئین خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى رسد و بهره مى برد.

همچنین در نامه 53 به مالك اشتر مى فرماید: «و لاتكونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اكلهم» یعنی در برابر مردم همچون حیوان درنده اى مباش كه خوردن آنها را منفعت و درآمدى براى خود فرض می كند.

امیرالمؤمنین(ع) در نامه 45 به عثمان بن حنیف مى فرماید: «فو الله ما كنزت من دنیاكم تبرا و لاادخرت من غنائمها وفرا» یعنی به خدا سوگند از دنیاى شما طلائى نیاندوختم و از منافع و درآمدهاى آن اندوخته اى فراهم نكردم.

در كلمات قصار، در جمله 331 نیز مى فرماید: «ان الله جعل الطاعة غنیمة الاكیاس» یعنی خداوند اطاعت را بهره و منفعت هوشمندان قرار داده است.

و در نامه 41 مى خوانیم: «واغتنم من استقرضك فى حال غناك» یعنی هر كس در حال بى نیازیت از تو قرضى بخواهد آن را غنیمت بشمار[و از آن بهره برداری كن] و ...

حاصل این نكته آن كه هم معنای لغوی ماده غنیمت، با همه اشتقاقات آن، و هم معنای عرفی آن با مطلق سود و منفعت و درآمد مساعدت دارد، و چنین نیست كه خصوص غنیمت جنگی معنای مورد نظر عرف باشد.

به علاوه باید گفت در سیره تفسیری اهل بیت عصمت صلوات الله علیهم اجمعین، كه ترجمان قرآنند، آیات الاحكام معمولا بر معنای اصیل لغوی، با تجرید از معنای عرفی و مزاولات عرفی آن، حمل می شود. با این مبنی، ولو معنای عرفی غنیمت مربوط به غنائم جنگی باشد، باز هم غنیمت در این آیه بر معنای لغوی آن تفسیر خواهد شد.

تفصیل مبنای مزبور و اثبات آن مجال دیگری می طلبد. در آینده به روایاتی كه در خصوص مسئله خمس آمده، اشاره خواهیم كرد.

ب) درست است كه شأن نزول آیه جنگ بدر است، ولی شأن نزول هرگز نمی تواند معنا و مفهوم روایت را مختص به مورد خود كند. این قاعده عام مورد قبول همه مفسران است كه "المورد لا یخصص" یعنی مورد آیه موجب تخصیص آن نمی شود. اگر مورد می توانست موجب تخصیص شود، چه دلیلی بر سرایت حكم از مورد جنگ بدر به سائر جنگها وجود داشت؟
با توجه به این مقدمات هم روایاتی كه آیه خمس را شامل همه درآمدها می داند، توجیه می شود، و هم دلیل تمسك علمای امامیه به این آیه برای اثبات عمومیت خمس معلوم می گردد. علمای امامیه در این مسئله اتفاق نظر دارند؛ و به اصطلاح این مسئله در خمس اجماعی است.

این دلیل، اگر چه ما را از دلائل روائی كم و بیش بی نیاز می كند ـ چون قرآن كریم و كلام الهی بر دیگر مستندات فقهی و شرعی مقدم است ـ و شاید به همین سبب از امامان متقدم ما كمتر تصریح بر عمومیت موارد خمس رسیده است؛ با این وجود به سبب وجود شبهات در پایان قرن اول و اوائل قرن دوم هجری از امامان متوسط به بعد، روایات متعددی كه تصریح بر مطلب داشته باشد وجود دارد.

مثلا، در روایتی سماعه از امام صادق می پرسد كه در چه اموری خمس هست؟ امام می فرماید: «فی كل ما أفاد الناس من قلیل أو كثیر» یعنی در هر آنچه كه مردم منفعت می برند، چه كم باشد و چه زیاد.(وسائل الشیعة، ج9، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب8، ح6)

اما سؤالی كه در اینجا مطرح است آن است كه چرا رسول اكرم(ص) و همچنین ائمه متقدم خمس درآمدهای مردم را مطالبه نمی كرده اند؟ به عبارت دیگر، از آنجا كه روایاتی كه خمس را در همه منافع و درآمدها می داند، از زمان امام صادق(ع) به بعد می باشد، و با توجه به این مطلب كه به طور قطع حكم خمس در زمان پیامبر اكرم(ص) طبق آیه شریفه:« و اعلموا أنما غنمتم من شیء فإن لله خمسه و للرسول…» انفال/41 ، تشریع شده است، پس چرا مطالبه آن تا زمان ائمه متوسط(ع) به تأخیر افتاده است؟

نظریه ای كه، به اعتقاد نگارنده، قابل دفاع است این است كه خمس اگر چه، به موجب آیه مباركه، به طور عام جعل شده است، اما این بر عهده حاكم شرع ـ رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و در زمان غیبت، فقیه جامع الشرائط ـ است كه هر وقت مصلحت اقتضا كرد مؤمنین را از پرداخت آن معاف بدارد. روایات تحلیل خمس (معاف كردن شیعیان از پرداخت خمس) شاید به همین مطلب دلالت دارد.

مثلا، در روایت است كه راوی از امام در باره معنای غنیمت در آیه «و اعلموا أنما غنمتم من شیء ...» می پرسد. امام صادق(ع) در جواب می فرماید: "هی والله الإفادة یوما فیوما، إلا أن أبی جعل شیعته فی حل لتزكیهم" یعنی به خدا قسم خمس به هر درآمد انسان در هر روز تعلق می گیرد [و هر روز می بایست خمس درآمد را محاسبه كرد و در راه خدا پرداخت]، ولی پدر من شیعیان را در بعضی شرائط و موارد آن معاف ساخت.(وسائل، ج9، ابواب الانفال، باب4، ح8) شاید مراد از پدر من، نه خصوص امام باقر(ع)، بلكه جنس پدرانشان باشد.

همچنین در روایت دیگری آمده است كه راوی از امام صادق(ع) می پرسد: در اموال ما حقوقی (خمس) هست كه پدران شما از ما نگرفته اند، و این حق شما است. حضرت در جواب می فرماید: "... كل من والی آبائی فهو فی حل مما فی ایدیهم من حقنا ..." یعنی شیعیان پدران ما نسبت به آنچه از خمس كه پرداخت نكرده اند، نگران نباشند؛ چرا كه نسبت به آن معاف هستند.(وسائل، ج9، ابواب الانفال، باب4، ح9)

این روایات و بسیاری دیگر از روایات نشان می دهد كه حكم خمس در زمان ائمه متقدم هم به موجب آیه جعل شده بوده ولی از سوی رسول اكرم(ص) و ائمه متقدم(ع) مورد عفو قرار گرفته شده است. شایان ذكر است كه هم اكنون نیز، به موجب بعضی از روایات، ما از این معافیت نسبت به بعضی از شروط و محدودیتهای خمس برخورداریم. مثلا، خمس به موجب روایتی كه گذشت، می بایست هر روز محاسبه شود، ولی این محاسبه تا یك سال مورد معافیت واقع شده است.

در پایان ذكر این نكته مفید است كه اصل تشریع خمس، بنابر برخی روایات، در زمان حضرت ابراهیم(ع) بوده است. «و أول من أخرج الخمس إبراهیم»(بحارالانوار، ج 12، ص57 ـ مجمع البیان، ذیل آیه 124 بقره) و همچنین در احوالات حضرت عبدالمطلب(ع) نیز بیان شده كه ایشان خمس گنج مكشوفه را جدا كرده و صدقه می داده است:« فكانت لعبد المطلب خمس من السنن أجراها الله عزوجل فی الاسلام…و وجد كنزا فأخرج منه الخمس» (بحار الانوار، ج 15، ص129)

حاصل كلام این كه اصل خمس در زمان حضرت رسول اكرم(ص) و از صدر اسلام تشریع شده است. استناد ائمه(ع) در تشریع موارد خمس ‌به آیه شریفه«انما غنمتم…» شاهد این مطلب است. ولی حضرتش(ص) و همچنین حضرات امامان متقدم(ع)، شاید به خاطر وضع ضعیف اقتصادی مسلمین، این خمس را از آنها نمی گرفتند و آنها را معاف كرده اند. شاید احتمال دیگری در توجیه این معافیت بتوان داشت. و آن این كه خمس، حق الاماره (متعلق به رئیس حكومت اسلامی) بوده است، و حضرت رسول(ص) می دانستند كه مسأله حكومت از راه اصلی خود منحرف می شود و اعلام عمومیت موارد خمس باعث تقویت حكومت و قدرت دشمن خواهد شد. لذا به بیان مواردی از آن اكتفا كردند، تا زمان امام صادق(ع) كه شیعه سر و سامان گرفته بود و مكتب جعفری تأسیس شد و احتمال این سوء استفاده به هر حال منتفی بوده است. این كتمان نوعی تقیه برای حفظ جامعه اسلامی از گسترش ظلم بر آنان است.

موفق و پیروز باشید.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : چهارشنبه 28/3/1382 | پاسخ : چهارشنبه 28/3/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 29 بار

تگ ها :

UserName