کد: 10219

پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
ما چند وقت پیش یك نامه برای شما نوشتیم ولی تا كنون جوابی دریافت نكرده‌ایم. لطفاً جواب سئوالات ما را بدهید.
حال چند سئوال دیگر دارم كه می‌خواهم خدمتتان عرض كنم.
1) فرق تكبر و غرور را به طور كامل شرح دهید.
2) خدا را چگونه اثبات می‌كنید، بای نحو كه می‌خواهید جواب دهید (فلسفی، عقلی و...)
با تشكر
محمدصادق سعیدمحمدی

پاسخ

برادر گرامی!
با سلام و تحیت؛
1) غرور به معنی فریفته شدن و فریب خوردن است. كسی كه به خاطر داشتن ثروت و یا مقام و ... مغرور می شود، در واقع فریب آنها را خورده است. اما در مورد فرق آن با تكبر باید گفت كه غرور، یك طرفه است؛ یعنی شخص مغرور با در نظر گرفتن امكانات و توانایی هایی كه دارد دچار غرور و خود بزرگ بینی می شود؛ پس در غرور یك نفر بازیگر است و آن هم خود شخص مغرور. شخص مغرور كاری به دیگران ندارد بلكه خودش از خودش به خاطر داشتن آن امكانات و توانایی ها خوشش می آید و فریب آنها را می خورد.
ولی تكبر در مقایسه خود با دیگران است؛ یعنی شخص متكبر با دیگران كار دارد، و خود را با آنها مقایسه نموده و خود را برتر از آنها می داند. پس در تكبر، غیر از شخص متكبر دیگران هم مورد نظر بوده و دارای نقش هستند، بر خلاف غرور.
این دو صفت هر دو از صفات رذیله نفسانی هستند كه باعث آلودگی روح و جان انسان می شوند.
2) اثبات وجود خداوند خیلی ساده، و همچنین خیلی واضح و روشن است. با مطالعه در عالم هستی و دیدن این همه موجودات خلق شده، و مطالعه در طبیعت، مانند آسمان و زمین و دریا و كهكشانها، و به طور كلی دیدن موجودات و مخلوقات دیگر، به هر انسان عاقل و متفكری می فهماند كه این همه موجودات باید آفریننده و خالقی داشته باشند و نمی شود كه بدون علت، و از سر اتفاق خلق شده باشند.
از طرفی با دقت كردن در این نظم بی نظیری است كه در سراسر عالم وجود دارد، كه یكی از موارد ساده آن كه ما هر روزه با آن برخورد می كنیم پشت سر هم آمدن شب و روز است، بدون اینكه خللی در نظم و ترتیب آنها به وجود آید.
این نظم بی نظیر خود حاكی از ناظم و خالقی مدبر و حكیم دارد.
از اثر پی به مؤثر بردن، و از معلول به علت رسیدن، یك شیوه استدلال است. بعنوان مثال شما با دیدن دود می گوئید جایی آتش رونش كرده اند، یعنی بدون اینكه آتش را ببینید. حكم به بودن آن می كنید چرا كه با دیدن اثر(دود) پی به وجود مؤثر(آتش) برده اید.
اكنون با دیدن نظام عظیم آفرینش ـ این مجموعه ای كه انسان و حیوان و نبات و جماد و… را در بر می گیرد ـ با نظم دقیق و موزون خود و همه آیات و نشانه هایی كه وجود دارند، آیا می توان در وجود خداوند شك كرد؟!!
با اندك دقتی می توان به وجود خداوند و آفریننده ای برای این عالم هستی پی برد.
به دو نكته توجه كنید:
1ـ ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم؛ كه گاه ممكن است به عنوان دلیل عقلی یك بیان قابل خدشه، ولی در عین حال دلیل وجدانی خوبی برای اقناع و ایمان ما باشد.
مثلا همین دلیل اخیر كه به اعتقاد نگارنده بهترین دلیل برای اثبات وجود خدا است ـ یعنی دلیل نظم ـ به این بیان مورد خدشه واقع شده كه اگر همه عوامل موجود در عالم را تبدیل به طاس های بازی كنیم میلیاردها طاس خواهیم داشت. دلیل نظم می گوید نظم عالم بدین معنا است كه این میلیارها طاس كه ریخته شده همه شش آمده اند. و همین ثابت می كند كه خدایی هست كه همه را شش آورده، والا با ریختن طاس ها همه شش نمی آید.
مستشكل در اینجا می گوید: آیا از نظر عقلی محال است كه ما میلیاردها طاس را بریزیم، و همه شش بیایند؟ البته نه؛ پس دلیل نظم مخدوش است.
جواب این بیانی آن است كه احتمال آن كه میلیارها طاس همگی شش بیایند چقدر است؟ احتمال آن كسری است كه صورت آن یك و مخرج آن عددی است بزرگتر از میلیاردها میلیارد میلیارد میلیارد. یعنی احتمالی به كوچكی چیزی كه تصورش هم بسیار بسیار سخت است. در نقطه مقابل احتمال این كه خالقی آن را تنظیم كرده باشد كسری است حاصل تفریق آن كسر مزبور از عدد یك؛ یعنی احتمالی بسیار بسیار بزرگ.
حال یك انسان در دو راهی ایمان و كفر، وجدان انسانیش به او چه می گوید؟ آیا جانب آن احتمال كم را بگیرد یا جانب این احتمال قریب به یك را؟
برادر عزیز!
بدون آن كه بخواهیم ادله برهانی بر وجود خدا را نفی كنیم، ما انسانها بر اساس وجدان انسانی خود تصمیم می گیریم، و تصمیم وجدان انسان در این مقامات واضح است. تخلف از این قضاوت حتما عامل خارجی ـ هوا و هوسی و یا القاء شبهه ای و یا انكار بدیهی ای ـ دارد؛ والا در حال عادی انسان با وجدان خود به مخالفت برنمی خیزد. انكار در این موارد، در حقیقت درگیری با خود است!
بقه اعتقاد نگارنده اولین عاملی كه بذر ایمان را در دل انسان ها ـ همه انسانها ـ می كارد، این استدلال و مشابهات آن است، و نه استدلالهای عقلی كه پس از طی مقدمات پیچیده عقلی بدان می رسیم، یا نمی رسیم.
به عبارت دیگر، این اولین اماره و آیت وجود خدا برای همه انسانها بوده است؛ و به همین خاطر در قرآن بر دلیل نظم تأكید شده و نه بر براهین مشكل فلسفی.
نگارنده امیدوار است توانسته باشد منظور خود را در این مطلب بیان كند. اگر باز هم خواستید، گفتگو را در این موضوع ادامه دهید.

2ـ در زمینه وجود داشتن خالق و آفریننده، كمتر كسی است كه به طور كلی وجود خداوند را انكار كند، بلكه آنها هم كه در مسأله الوهیت اختلاف دارند مانند منكرین دین و یا مادیگرایان، هر كدام قائل به موجودی به عنوان خدا هستند، منتهی خدایی مطابق با اعتقاد خود.
به عبارت دیگر كمتر كسی منكر وجود خدا است، تنها در اوصاف آن خدا اختلافاتی هست. یكی آن را در قالب بتی خلاصه می كند، و دیگری نه.
نگارنده مجال سخن در این باره را بسیار واسع و گسترده می بیند، ولی به جهت محدودیتهایی كه برای شما و ما هست، به همین بیان اكتفا می كند.
در عین حال ما از ادامه گفتگو با شما برادر عزیز استقبال می كنیم.
در ضمن منتظر پاسخ سؤال دیگرتان باشید؛ دوستان ما در حال تهیه آن هستند.
پیروز باشید.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : شنبه 24/3/1382 | پاسخ : شنبه 24/3/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 20 بار

تگ ها :

UserName