عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 194 -  جلوه هايي از استقامت ملت
پيام راديو - تلويزيوني
زمان : 1 فروردين 1364 / 28 جمادي الثاني 1405(1)
مكان : تهران ، جماران
موضوع : تقدير از روحيه استقامت و شهادت طلبي ملت
مناسبت : حلول سال جديد و عيد نوروز
مخاطب : ملت ايران و مسلمانان جهان
صفحه : 194
بسم الله الرحمن الرحيم
جلوه هايي از استقامت ملت
حلول سال جديد را به همه مسلمين جهان خصوصا ملت قهرمان ايران و قشرهاي مختلف ملتمان ، و آن كساني كه در جبهه ها دارند براي اسلام خدمت مي كنند، كساني كه در پشت جبهه ها خدمت مي كنند و خانواده شهدا و خود معلولين و وابستگانشان و به همه تبريك عرض مي كنم . ان شاءالله اين سال ، سال مباركي باشد براي مسلمين جهان و خداي تبارك و تعالي مقدر بفرمايد كه دست اين ابرقدرتها و كساني كه به آنها مرتبط هستند قطع بشود و مردم دنيا با آرامش زندگي كنند.
همه گرفتاريهاي جهان مال اين قدرتهاي بزرگي است كه ادعا مي كنند كه ما براي صلح اين كارها را ميكنيم . اينهمه جنايت مي كنند، اينهمه كشورها را به خون مي كشند وادعا مي كنند كه ما نمي توانيم ببينيم كه حقوق بشر از بين مي رود. اينها ادعايي است كه آنها مي كنند كه هيچ واقعيت ندارد، بلكه خلافش واقعيت دارد و مسلمين در غفلت هستند، مستضعفين جهان غفلت دارند. اين بارقه اي كه در ايران پيدا شد اگر چنانچه ملت هاي ساير كشورهاي مسلمين به اينجا ملحق بشوند و همه با هم دست به هم بدهند ودر مقابل اينهمه جناياتي كه به بشر و بشريت مي شود، بايستند كارها اصلاح مي شود، لكن مع الاسف نشده است اين كار و نمي دانم كه چه خواهد شد. و من اميدوارم كه
1- در صحيفه نور "دوره 22 جلدي " ذيل تاريخ 29/12/1363 درج شده است .
صفحه : 195
خداي تبارك و تعالي به ما قدرت استقامت بدهد، امروز استقامت لازم است . پيغمبراكرم - صلي الله عليه و آله و سلم - نگران بود راجع به اين كه آيا ملتش استقامت مي كنند يانه ؟ تا آن حد كه در روايت است كه فرموده كه شيبتني سوره هود(2) براي اين آيه اي كه آمده است كه فاستقم كما امرت و من تاب معك (3) در عين حال كه اين آيه در سوره ديگري هم - سوره شوري هم - آمده لكن آن ذيل را ندارد، سوره هود كه اين ذيل را دارد فرموده است . اين به نظر مي رسد كه نگران بوده است از اين كه ملتش و امتش مبادا خداي نخواسته استقامت نكند. بايد ملت ايران ، دولت ايران ، ارتش ايران ، سپاه پاسداران ايران ،همه قشرهاي ايران توجه كنند كه استقامت در مقابل ظلم ، در مقابل اين قدرتهاي بزرگ از اموري است كه امر شده است ، استقامت در مقابل دشمن است ، امر شده است كه استقامت بكنيد و اگر استقامت بكنيد پيروز هستيد. بحمدالله ايران به اين صفت ، بسياري از قشرها به اين صفت متصفند و من فراموش نمي كنم قصه روز جمعه را كه آنطورباشكوه ، با نورانيت ، با استقامت گذشت . آنطور مردم با طمانينه ، با آن صداهايي كه مي آمد، با آن رگبارهايي (4) كه مي آمد، من ملاحظه مي كردم ، نگاه مي كردم ،مخصوصانگاه مي كردم ببينم در بين مردم چه وضعي هست ، نديدم حتي يك نفر را كه يك تزلزلي درش پيدا باشد. و آن وقت امام جمعه آنطور با آن طنين قوي صحبت كرد، (5) مردم آنطور گوش كردند، آنطور فرياد زدند كه ما براي شهادت آمديم . يكي ازاينهايي كه
2- علم اليقين ، فيض كاشاني ، ج 2، ص 971.
3- بخشي از آيه 112 سوره هود: "آنگونه كه امر شده اي استقامت و پايداري كن همراه كساني كه با تو رجوع كردند".
4- اشاره به شليك پدافند هوايي تهران بعد از صداي انفجار نمازجمعه تهران به گمان حضور هواپيماهاي دشمن درمنطقه هوايي تهران است .
5- روز جمعه 24 اسفند 1363 عوامل استكبار، بمب دست سازي را كه به شكل فرش كوچك به محل نماز جمعه تهران آورده بودند، در ساعت 23: 12 دقيقه در ميان انبوه جمعيت نمازگزار در هنگام استماع خطبه ها منفجر كردند كه تعدادي از نماز گزاران جمعه شهيد و مجروح شدند و بعد از اين حادثه مردم يكپارچه شعار"حسين ، حسين شعار ماست - شهادت افتخار ماست "، "مرگ بر امريكا"، "جنگ جنگ تا پيروزي " را سر دادند و علي رغم اين حادثه ، امام جمعه تهران آقاي خامنه اي با صلابت و قدرت قرائت خطبه هاي خود را ادامه دادند.
صفحه : 196
شهيد شده است - يا اينكه چند نفر، يكي - دو نفر ازشان - به من گفتند كه اين وصيت هم كرده است ، همين كه من مي روم براي شهادت ، وصيت كرده و از همانهايي است كه درهمينجا شهيد شده . با يك همچو ملتي كسي نمي تواند مقابله كند. ملتي كه اينطور است ؛آن روزي كه اعلام مي كنند كه مي خواهيم بمباران كنيم نماز جمعه را، بيايند و بيشتربيايند، حتي آنهايي كه نمي آمدند براي نماز، [از] قراري كه براي من نقل كرده اند،آنهايي كه براي نماز جمعه هم نمي آمدند هفته هاي ديگر، اين هفته آمده اند؛ اين يك همچو ملتي است . يك همچو ملتي را نمي تواند كسي به واسطه بمباران كردن يك جايي ، به واسطه شرارتهايي كه دارد مي شود، اين را منصرفش كند از اينكه دارد. . . . ملت ما، در مقابل چي چي منصرف بشود. اسلام است و امانت خدا به دست ما؛ اسلامي است كه - از صدر اسلام - با زحمت و با مشقت ، اين اسلام تولد پيدا كرده است و هر چه جلورفته است باز مشقت درش بوده .
تلاش براي كسب رضاي الهي
پيغمبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم - از اولي كه دعوت كرده است تا آن وقتي كه در رختخواب رفتن از اين عالم بوده است و لقاالله بوده است ، در حال جنگ بوده . حتي آن وقتي هم كه در بستر خوابيده است باز براي جنگ بسيج كرده است و آنهمه مشقت هايي كه ايشان ديدند؛ از قريب و از غير قريب ديدند و بعد از آن هم همين طور؛مسلمين ديده اند؛ ائمه ما ديده اند؛ اميرالمومنين ديده است . خوب ! آنها براي اسلام چون بوده ، به ذائقه شان شيرين بوده . ما بايد كوشش كنيم كه ذائقه مان را يك همچو ذائقه اي قرار بدهيم كه براي ما هر چيز شيرين باشد. رضاي به قضاي خدا، معنايش همين است كه يكوقت تسليم است ، آدم تسليم مي شود، خوب ، ما سلميم . يكوقت رضاست به آنچه اومي كند، اين ديگر فرق نمي كند بين اينكه آن كسي كه راضي است ، فرق نمي كند بين اين كه از او بلا برسد يا اين كه از او نعمت برسد، همه را نعمت مي داند. مي گويد از آن است ،از محبوب من است . اگر محبوب انسان همين محبوبهاي ظاهري هم اگر چنانچه فرض كنيد
صفحه : 197
كه يك چيزي كه ناگوار است بگويد، در ذائقه كسي كه دوست دارد، خوش مي آيد. اگرما برسيم به اين معنا، و اميدواريم كه با جديت برسيم به اين معنا كه خوشمان بيايد از اين معاني . الان ما مي بينيم كه اين جوانهاي ما كه دارند مي روند در جبهه ها، براي شهادت مي روند، اينها همينند. اينها براي اينكه در ذائقه شان خوش آمده است اين معنا؛ اين را ازخدا مي دانند ؛ چون از خدا مي دانند از اين جهت سخت برايشان نيست . ما بايد خودمان را جوري تربيت كنيم كه راضي باشيم به آنچه خداي تبارك و تعالي به ما اعطا مي كند.آنچه مي دهد بلا باشد خوب است و واقعش هم اينطور است ، براي اينكه خداي تبارك و تعالي بندگانش را مي خواهد. گاهي وقتها "بلا" براي انسان نعمت است ، گاهي وقتهانعمت "بلا"ست . خداي تبارك و تعالي مي خواهد مردم را تربيت كند. كساني كه به اومتوجه مي شوند تربيتش گاهي به اين است كه فشار برشان وارد بياورد ؛ گاهي به اين است كه نعمت برشان بدهد. آن وقتي كه فشار وارد مي آيد روحها پرواز مي كنند به عالم ديگر،آن در فشارهاست كه اينطور مي شود.
بي اعتنايي به زخارف دنيا، خصلت عاشقان شهادت
بنابراين ، يك ملتي ما مي خواهيم و خودشان ، خود ملت ما هم بحمدالله اينطور است كه فشارها برايشان اشكالي ندارد. اگر ما، اگر اسلام ، مسلمين مثل ساير قشرهاي عالم بودند كه براي مال و منال و منصب و اينطور چيزها مي رفتند دنبال كار و بالاخره براي شكم و براي شهوت مي رفتند، اگر چنانچه كسر مي آمد بايد ناراحت بشوند. اما ملتي كه براي شهادت مي رود، ملتي كه زن و مردش عاشق شهادت هستند و فرياد شهيد شدن مي زنند، يك همچو ملتي ديگر از اينكه فلان چيز كم است ، فلان چيز زياد است ، اين نمي نالد. اقتصادش چطور است ، اين مال آنهايي است كه وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آنهايي كه دل به خدا دادند، آنها اينطور نيستند كه دنبال اين باشند كه فلان چيز فراوان باشد ؛ فلان چيز كم باشد، زياد باشد، نرخش كم باشد، نرخش زياد باشد.اينها كه در نظر اينكه شهيد مي خواهد بشود، اين چيزها نيست . آن كه دارد براي شهادت
صفحه : 198
مي رود به او بگويي كه مثلا مالت را دزد برده است ، او اصلا اعتنا به اين حرف ندارد. به اوبگويي كه قيمت [اجناس ] گران است ، او كه نرفته براي اينكه غنيمتي بياورد. غنيمتي كه او مي خواهد بياورد آن غنيمتي است كه هيچ زوال ندارد. آن چيزي است كه هيچ شكست ندارد. آن كاري است كه از دست هيچ كس بر نمي آيد جز از دست خداي تبارك و تعالي و ملت ما دارد اين كار را مي كند و من اميدوارم كه همه اينطور بشويم . البته من كه مي گويم ، نيستم آنطور، اما ديگران را ميل دارم بشوند اينطور و خودم هم ميل دارم بشوم ، بايد همه بشويم .
حمايت از صدام در راستاي مخالفت با اسلام
و ان شاءالله اميدواريم كه اين سال جديد براي ما يك سال خوبي باشد. و تذكر اين معنارا من لازم مي دانم كه ما هم هيچ ميل نداريم كه حتي آنهايي كه با ما دشمنند صدمه ببينند.اگر در مقابل ما نايستند، اگر با اسلام مخالفت نكنند، مسلم باشند، با اسلام مخالفت نكنند، ما هيچ صدمه اي نمي خواهيم ببينند. ما الان ميل نداريم كه آن جاهايي را كه مراكزاقتصاد آنهاست ، مراكز جمعيت عراق است ، ابدا ميل نداريم كه يك صدمه ضعيفي هم ببينند. صدام نكند اين كارها را، دولت هم نمي كند اين كار را. لكن وقتي او مي كند ديگراز دست ما خارج است . ملت وضعش يكجوري است كه از دست ما، از دست دولت هم خارج است . بنابراين اينطور نيست كه ما در نظر داشته باشيم جنگ بكنيم . از اول جنگ نكرديم ، جنگ نمي خواستيم ، از حالا هم نمي خواهيم ، بعدها هم نمي خواهيم ، اماصلحي كه از جنگ بدتر است هم نمي خواهيم . ما مي خواهيم كه دنيا اين آدم فاسدي كه اينهمه فساد كرده است ، باز نرود دنبالش و برايش دست بزند. الان دنيا متوجه اين است كه اين را زير بغلش را بگيرد، نگه اش دارد. براي چي نگه دارد؟ براي به هم زدن همه اوضاع ، براي اينكه اسلام نباشد. همه دردشان اين است كه نبادا اسلام بيايد؛ و اسلام موافق با اينطور بد كاريها نيست ، با اينطور عياشيها نيست ، با اينطور فجايع نيست ، با اينطورزورگوييها نيست . چون اينها مي ترسند از اين ، و صدام هم مقابل اسلام ايستاده است ، ازاين جهت آنها هم زير بغلش را نگه داشته اند كه نبادا يكوقت چه بشود. لكن خداي
صفحه : 199
تبارك و تعالي اگر اراده فرموده باشد تمام اين كيدها به خودشان بر مي گردد. تكليف مااين است كه در مقابل ظلم بايستيم و اين كسي كه تعدي به ما كرده است ، تو دهني به اوبزنيم و تا اين قضيه را دنيا قبول نكند اين جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست ، ازطرف ما نيست . زدن اينطور مراكز هم از طرف آنهاست . شما مي آييد نماز جمعه رامي زنيد. نماز جمعه را كه مي زنيد خيال مي كنيد ملت ما عقب مي نشيند! مي بينيد كه درنمازجمعه چه كردند. اين يك مطلبي است گفتني ، تاريخي ، تا كسي نبيند آنجا را، آن منظره را نبيند، باورش نمي آيد كه زن بچه اش تو بغلش است ، مرد بچه اش پهلويش است هيچ حركت نكند، اينهمه فشار، هيچ حركت نكند، از آن ور انفجار، آن نامردها، ازآنطرف هم آنطور رگباري كه ملاحظه كرديد همه . مع ذلك همه هم با طمانينه نشسته اندسر جاي خودشان و هيچ ابدا حركتي نمي كنند. و ملت ، يك همچو ملت است . ملت اينطوري ديگر دنبال اين نيست كه گوشتش ارزان است يا گران است ، دنبال اين نيست كه كم است يا زياد است . اين دنبال اين است كه اسلام را بزرگ كند. همان طوري كه پيغمبراكرم هم بوده ، پيغمبر اكرم هم اينطور بوده ، دنبال اين بوده كه اسلام تقويت بشود، حالاخودم كشته شدم ، بچه ام كشته شد، از بين رفتند، سيد الشهدا؛ بچه هايم اسير شدند. . . .خوب ! مي بينيد كه در روايات هست كه هر چه به ظهر عاشورا نزديك مي شد، حضرت سيد الشهدا صورتش شكفته تر مي شد. براي چي ؟ براي اينكه مي ديد كه دارد مي رودپيش خدا. او نظر به "او" داشت ، نه نظر به اينها داشت . نظر به اينها - هر كدام كه مربوط به خدا باشد - به عنوان مربوط به خدا، و الا نه اينكه به اين نظر داشت كه پسر دارد، اولاددارد، اين حرفها نبود در كار.
بنابراين ، ما بايد استقامت كنيم و آن چيزي كه نگراني پيغمبر هست كه نبادا ملتش استقامت نكنند و اين امر خدا را اطاعت نكنند، بايد ما كاري بكنيم كه اين نگراني نگذاريم در حق ما ثابت بشود. و من از خداي تبارك و تعالي مي خواهم كه همه اين قشرهاي ملت را از مجروحين ، مصدومين ، شهدا و خانواده هاي اينها و مفقودين ما واسراي ما، همه اينها را هم سالم نگه دارد و شهداي ما را بيامرزد و در جوار خودش نعمت
صفحه : 200
عنايت كند و اينهاي ديگر هم سالم نگه دارد و به پيروزي برسند و ان شاءالله اسراي ما ومفقودين ما هم به وطن خودشان برگردند و ملت ما هم با قدرت و قوت پيش برود و هيچ از اين نوع چيزها باك نداشته باشد. چيزي است كه بر ملت - بر ملت بيدار - ثابت شده است كه مي خواهي بيدار باشي ، مي خواهي مستقل باشي ، بايد جورش را بكشي !مي خواهي ذليل باشي ؟ برو پيوند كن با امريكا، همه اين حرفها تمام مي شود، جنگ هيچ نمي شود؛ پيوند كن با شوروي ، باز هم نمي شود! اما چي ؟ اين است كه يك ملت عقب مانده توسري خورده ضعيف و تا آخر. اما وقتي بخواهي ، يك ملتي بخواهد سربلند باشد، بخواهد ارزش داشته باشد، اين ديگر نبايد فكر اين باشد كه ما حالا اين ارزشي كه داريم ، ببينيم به اندازه اين هست كه ماستمان گران باشد! يا دوغمان چه باشد!اگر اينطور است ، كه ما از حالا هم رفتيم . اما مي بينيم اينجور نيستند، ملت ما الحمدلله اينطور نيست . و اميدوارم كه قويتر بشوند و شادمان بشوند در اين سال جديد و خداي تبارك و تعالي به همه قدرت عنايت كند و سلامت عنايت كند و همه ما را بيدار كند و دراستقامت به ما كمك كند، ان شاءالله .
والسلام عليكم و رحمه الله