تعداد مطالب : 1973
تعداد نظرات : 4803
زمان آخرین مطلب : 62روز قبل
بهاران خجسته باد

زمستان رفته وآمد بهاران
شده فصل لطیف روزگاران

طبیعت رخت نو برتن نموده
به هر جا جلوه دارد سبزه زاران

به پروازست بلبل شاد وسرخوش
زند چهچه میان لاله زاران

پرستوها و لک لک های زیبا
به پروازند در شهر ودیاران

دگرگون گشته سیمای درختان
به لطف برگها بر شاخساران

شکوفان است گلها بار دیگر
به شوقش در نوا باشد هزاران

شمیم گل ز هرجا برمشام است
به همراه نسیم از مرغزاران

به نقاش طبیعت مرحبا گو
برای اینچنین نقش ونگاران

بهاران فصل عشق وفصل رویش
پگاه شعر وفصل شعر باران

خوشا جوشیدن آب گوارا
زچشمه در کنار کوهساران

زمان خنده خورشید آمد
وسردی می رود از روزگاران

بهارست وبه گوش آید دوباره
صدای دلنواز جویباران

بهاری نو شود سالی نو آید
مبارک باد برمجموع یاران

شاعر :اسماعیل تقوایی
دوشنبه 28/12/1396 - 12:23
میلاد امام باقر(ع)مبارک باد

روح وریحان آمده خورشید تابان آمده
نوگلی از نسل پیغمبر شکوفان آمده

اول ماه رجب ماه خداوند جلیل
مرغ شادی در مدینه بس غزلخوان آمده

حضرت سجاد باشد شاد از میلاد او
پنجمین ماه ولایت بس فروزان آمده

مادرش دخت حسن(ع)باشد پدر ابن الحسین(ع)
فاطمیون،حیدریون را دل وجان آمده

شد مضاعف شادی بیت علی بن الحسین
چون حسین بن علی در خانه مهمان آمده

نام او باشد محمد، عالم آل نبی
آنکه بشکافد تمام علم دوران آمده

داده پیغمبر سلامش نقل از جابر بود
شاهد کرببلا، بر صبر میزان آمده

شیعه در میلاد او غرق سرور وشادمان
روز آغاز رجب با روی خندان آمده

درگه باقر بود درگاه احسان وکرم
سایل درگاه او شو چونکه سلطان آمده

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه
دوشنبه 28/12/1396 - 12:21
مادر
معدن عشق وصفا ومهربانی مادر است
بهر فرزندان همیشه یار جانی مادر است

می کشد سختی برای راحتی کودکش
بی تکلف،باتحمل،آسمانی مادر است

بهترین آغوش در عالم بود آغوش او
مامن خردی و پیری وجوانی مادر است

تا که ماند فصل عمر کودکانش در بهار
می کند ایام عمر خود خزانی، مادر است

آنکسی که گفته پیغمبر شود پیدا نمود
زیر پای او بهشت جاودانی مادر است

در میان کل نعمت های رحمان رحیم
بهترین نعمت که گشته ارمغانی،مادر است

کس نبیند کاش هرگز بودن بی بودنش
چون صفا بخش تمام زندگانی مادر است

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه
سه شنبه 15/12/1396 - 9:59

 

آلودگی هوا

اغلب اوقات در تهران هوا آلوده است
ماهها باشد که وضع ما بر این شالوده است

هم جنوب وهم میانه،هم شمال اندر غبار
کل این شهر آرمیده در میان دوده است

قهر کرده هر پرنده از درون شهر ما
رفته دور از شهر در دشت ودمن آسوده است

گشته سهم اهل تهران سرفه های پی زپی
پر زبیماری تن ما از دهان تا روده است

دانش آموزان ولی راضی زاین آلودگی
سخت این آلودگی دلهایشان بربوده است

برف وباران هم ندارد کار در این شهر ما
گوییا این شهر از اول کویری بوده است

العجب زور عجیبی دارد این آلودگی
ضربه فنی جمله مسئولین ما بنموده است

مشکلات شهر تهران همچو قوزی پشت ما
حال این آلودگی قوزی برآن افزوده است

کوله باید بست دیگر راه چاره هجرت است
وای بر آلودگی کین راه نو بگشوده است

شاعر:اسماعیل تقوایی
چهارشنبه 20/10/1396 - 11:11

 

سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی سیدالکریم گرامی باد..
برابر حدیثی از امام هادی زیارت مرقد مطهر ایشان در شهرری ثواب زیارت قبرمطهر امام حسین (ع)را دارد.

چارمین روز ربیع الاخر آمد
باز مولودی زنسل حیدر آمد

منتسب بر اولین فرزند زهراست(س)
ازحسن دارد نشان ودلبر آمد

شد مدینه روشن از نور وجودش
آسمان شیعیان را اختر آمد

عبد حق می باشد وعبدالعظیم است
بر کرم داران عالم سرور آمد

می کند هجرت، شود او ساکن ری
رازیان را سیدی تاج سر آمد

از امامان درک کرده چارتن را
فلک فقه جعفری را لنگر آمد

مرقدش کرببلا را شد قرینه
شافعی ازبهر روز محشر آمد

عرضه می دارد به هادی(ع) دین خود را
مجمع یاران او را گوهر آمد

درگه او مأمن اهل نیاز است
شیعه را حاجت روایی دیگر آمد

اهل ری را فخر می باشد وجودش
ملک ری را اعتبار وزیور آمد

ری چراغانی بود در زاد روزش
شادمان از اینکه پور حیدر آمد

شاعر:اسماعیل تقوایی
شنبه 2/10/1396 - 13:37
 
بسیج
ای یادگار حضرت روح خدا، بسیج
ای مکتب شهادت وعشق ووفا، بسیج

آماده ای همیشه که جان را فدا کنی
درراه دین حق،به تو صد مرحبا، بسیج

تو رکن بی بدیل دفاع مقدسی
دشمن کشانده ای تو بسوی فنا، بسیج

با تو مس وجود بسیجی طلا شود
هستی برای مردم ما کیمیا،بسیج

کرده امام فخر به اینکه بسیجی است
ای مایه ی مسرت آن مقتدا، بسیج

سرباز رهبرست بسیجی به هر زمان
هستی بصیر وآگه واهل ولا،بسیج

مرزی نباشدت جهت حفظ خاکمان
تحت دفاع از حرم اولیا، بسیج

آماده خدمتی توبه هنگام صلح هم
وقت نیاز آمده ای بی ریا، بسیج

غفلت زتوست غفلت از انقلاب ما
هستی ضمانتش زبرای بقا،بسیج

شاعر:اسماعیل تقوایی
يکشنبه 5/9/1396 - 11:13
 
شهادت امام سجاد تسلیت باد

چه داغها که ندیدم چه رنجها نکشیدم
میان بستر بیماریم زغصه خمیدم

توان نبود به پیکر روم به یاری بابا
دمی که داد غریبی زسوی او بشنیدم

چه سخت بود شنیدم صدای ناله عمه
در آن زمان که جدا گشت راس باب شهیدم

ز ناتوانی خود در زمان حمله به خیمه
عرق شدم،زخجالت به روی خاک چکیدم

به شام روز دهم در میان خیمه  ی سوزان
نماز خوف بخواندم زخوف خصم پلیدم

به روی ناقه عریان فتاده در غل وزنجیر
نخست طعم اسارت ،به عمر خویش چشیدم

چه روزهای تباهی به شام قسمت ما شد
که من زمانه سختی چو آن زمانه ندیدم

هر آنچه سختی دوران هر آنچه آمده بر سر
چو بوده در ره یزدان به جان خویش خریدم

شاعر : اسماعیل تقوایی

دوشنبه 24/7/1396 - 14:1
 
ای ترامپ

سخت افسارت گسستی ای ترامپ
آدمیت را نهستی ای ترامپ

ازدهانت گنده تر گفتی سخن
بی گمان در حال مستی ای ترامپ

حرفهای تو نبود از روی عقل
تو مگر دیوانه هستی ای ترامپ

خار چشم تو سپاه ما بود
کور سوی آن تو جستی ای ترامپ

دست کم بگرفته ای ایرانیان
روبروشان در شکستی ای ترامپ

صحبت تحریم باما میکنی
دل به اوهامت ببستی ای ترامپ

نمره ی جغرافیایت صفر شد
بر عرب آلات دستی ای ترامپ

ملت ما در ترور قربانی است
در ترور استاد هستی ای ترامپ

شیطنت ها در جهان کار شماست
تو خودت شیطان پرستی ای ترامپ

در مصافت با همه ایرانیان
سخت تو بی پا ودستی ای ترامپ

درس ها دادی به خالی بندها
زین جهت تو چیره دستی ای ترامپ

شاعر:اسماعیل تقوایی



شنبه 22/7/1396 - 12:41

اذن جهاد من بده تا که فدا شوم ترا

بهر اجازه دادنم سخت مرددی چرا

 

شوق شهادتم ببین شمس حریم آل حق

زود به یک اجازه ای قلب مرا بده صفا

 

سینه ی من تنگ شده بعد علی اکبرت

رحم به حال من نما شرحه ی صدر کن عطا

 

می نگرم به خیمه گه اکبر پاره پاره را

عازم جنگ کن مرا تا به عدو دهم سزا

 

سخت گذشت بر عمو تا که به او اجازه داد

پشت سرش به بدرقه ریخت زاشک دیده ها

 

نوگل باغ فاطمه پیش دو چشم باغبان

رفت که در ره خدا جان خودش کند فدا

 

روی مهش چنان حسن جلوه ی حسن کردگار

رفت به پشت ابر کین کرد عموی خود صدا

 

تا که شنید یا عمو رفت به یا ریش حسین

قاسم خود بدید در زیر سموم اسبها

 

جان به تنش نبود او جان زتن عمو برفت

تا که بدید قاسمش له شده از ره جفا

 

گفت یتیم حسنم سخت گذشته بر عمو

دیر بیامده برت حال گرفته او عزا

 

باز حسین وقاسمی همچو علی اکبرش

مانده چسان گلش برد باز بسوی خیمه ها

 

شاعر:اسماعیل تقوایی

سه شنبه 4/7/1396 - 16:30

شهر رخت عزا به تن کرده
کوی وبرزن همه عزادار است

هر طرف خیمه ی عزا بینی
لاله های سیه به گلزار است

دور هیات کتیبه وپرچم
علم وسنج وطبل بسیار است

نقش هر پرچمی بود نامی
که جهان دل واو چو دلدار است

همگان از حسین(ع) می گویند
او که میزان عشق وایثار است

باز آید نوای نوحه بگوش
روضه ها گونه گون به تکرار است

ماه سوگ دو عالم آمده است
گرکه دل خون شود سزاوار است

شد محرم که زینب زهرا
کربلا آمده گرفتار است

کربلا گفتم ودلم خون شد
یاد کردن زآن چه دشوار است

چشم دل باز کن مصیبت بین
بین حسینی که گرم پیکار است

بین پدر را که روی نعش پسر
اوفتاده به حالتی زار است

بین برادر کمر شکسته شده
اشکبار از غم علمدار است

بین یتیم حسن بدون زره
له شده پیکرش به پیکار است

بین تو سرباز شیر خواری را
جانفدای پدر به انظار است

بین حسین علی شده تنها
با تن کشتگان به گفتار است

ای عزیزان من به پا خیزید
رفته اید وحسین بی یار است

خواهری بین که میدود میدان
قاتلی بین که گرم یک کار است

می برد او سر حسین زقفا
حالت خواهرش اسفبار است

بین رسیده به قتلگه زینب
گرم بوسیدن تن یار است

آه از شام غربت زینب
آتش اندر خیام پر کاراست

بین که زینب اسیر دست عدوست
از غم هجر یار تبدار است

اینهمه غم اگر که جان بدهیم
در عزاداریش بهین کاراست

شاعر : اسماعیل تقوایی

چهارشنبه 29/6/1396 - 15:46
x