تعداد مطالب : 5258
تعداد نظرات : 1199
زمان آخرین مطلب : 2288روز قبل

به تلخی اولین قسمت
سریال سرزمین کهن

«شمسی خانم» و «عبدالله» های سرزمین کهن ما

Sarzamin-Koham-Doostiha-IR-4

سال ۸۵ بود و مدتی بود که به خاطر تعمیراتی که مسجد داشت؛ جایی برای تشکیل جلسات بسیج خواهران نداشتیم. یک راه این بود که کلا جلسات بسیج را تعطیل کنیم و چند ماهی منتظر بمانیم تا تعمیرات و بازسازی مسجد تمام شود؛ و راه دوم اینکه جای جدیدی غیر از مسجد برای تشکیل جلسات پیدا کنیم.

آنوقت برای بچه های بسیج که به عمقِ جان معتقد به جهاد در عرصه فرهنگ بودند، راه حل اول اصلا قابل قبول نبود. پس شروع کردیم به گشتن برای پیدا کردن یک مکان مطمئن. با چند روز پرس و جو، بهترین مکان را حسینیه «حاج رمضان» دیدیم. وقتی با مسئولین حسینیه صحبت کردیم گفتند که خیلی هم خوشحال میشوند که جلسات بسیج خواهران در حسینیه شان برگزار شود، ولی چون یکی از کارهای واقفان حسینیه تهیه جهیزیه برای عروسان بی بضاعت است و در ساعات بعد از ظهر تمام روزهای هفته هیچ یک از خانم های مسئول حسینیه نمی توانند در آنجا حضور داشته باشند؛ خودمان باید یک خانم معتمد محله را برای باز کردن و بستن در حسینیه به روی اعضاء بسیج پیدا کنیم.

پیدا کردن آن خانم معتمد اصلا سخت نبود. «شمسی خانم» را تمام قدیمی های محل می شناختند؛ مادر شهیدی که از خیرین حسینیه بود. چون سنشان بالا بود و پا درد شدیدی هم داشتند قرار شد یک ساعت قبل از جلسه، یکی از بچه ها با ماشین برود دنبال شان و بعد از جلسه هم با ماشین برشان گردانیم خانه…

آن روزها شمسی خانم تا وقت می شد از «عبدالله» برای مان می گفت. از خواهرزاده های شهید حاج رمضان که دوست عبدالله اش بودند. از اینکه هم خودش و هم عبدالله اش خیلی روی «حجاب» حساسیت داشتند. از اینکه سال های جنگ پسرش همیشه به بعضی از خانم های فامیل که بدحجاب بودند درباره رعایت حجاب سفارش می کرد؛ از اینکه عبدالله وصیت کرده بود، هیچ خانم بی چادری نباید در تشییع جنازه اش شرکت کند و…

شمسی خانم جلسه آخر اسفند سال ۸۵، وقتی داشتیم خداحافظی می‏کردیم با یک حالت عجیبی گفت «خدا من را زنده گذاشته که برای بسیجی‏ها در حسینیه را باز کنم!» آن روز ما این حرفش را شوخی تلقی کردیم و خندیدیم. آنوقت دو هفته بعد و با تمام شدن تعطیلات نوروز وقتی بهمان خبر دادند که اتاق طبقه بالای مسجد آماده شده و از آخر فروردین می توانیم جلسات بسیج را در آنجا تشکیل بدهیم؛ با یکی از خانم های بسیج شیرینی گرفتیم و رفتیم حسینیه که شمسی خانم را ببینیم و به خاطر آن چهارماه از او تشکر کنیم. اما روی در حسینیه کاغذ اعلامیه فوتش را دیدیم که نوشته رویش نشان می داد یک روز از سومش گذشته و…

خدا را شکر که شمسی خانم دیگر زنده نیستی!!

از روز اولی که بخش های کوتاه تبلیغی سریال «سرزمین کهن» را دیدم مثل مات زده ها هی با خودم تکرار می کردم که یعنی چه؟ این دیگر چه مدلی است؟ خدایا! یعنی این سریال ناظر کیفی نداشته که حجاب بازیگران زن سریال اینطور مشکل دارد؟

فتنه

البته در جریان ساخت سریال وقتی سرکار فائزه هاشمی از پروژه ساخت سریال سرزمین کهنِ جناب کمال تبریزی دیدن کرد و خبرش هم در رسانه‌ها پخش شد، می‏دانستیم که باید منتظر چنین نتیجه‏ای بود ولی نه دیگر تا این حد بد!. این ساختارشکنی و از خطّ قرمز گذشتن «عمدی» را اینبار مسئولین صداوسیما چگونه توجیه خواهند کرد؟ شاید به شیوه پاسخ دادن به انتقادات وارد بر وضعیت طراحی لباس و چهره فاجعه بار بازیگران زن سریال «کلاه پهلوی»!…

«شمسی خانم عزیز!» خدا را شکر که زنده نیستی!. زنده نیستی تا ببینی جماعت به اصطلاح روشنفکر سکولار چطور شمشیر را برای هجو و زدودن حجاب از رو بسته اند.

اما بقیه «شمسی خانم» ها چی؟ بقیه مادر شهیدهایی که زنده هستند و ممکن است خدای نکرده چشمشان بیافتد به تصاویر بازیگران زن سریال سرزمین کهن که با هزار ضرب و زور فتوشاپی؛ نشده که حجابشان را درست کنند؟ تصاویری که بنا بر قسمت اول سریال جناب کارگردان حتی اِبا داشته بر سر زنان روستایی، آنهم جلوی سربازهای ارتشی «چادر» بر سر کند!.

سریال سرزمین کهن / دانلود قسمت اول

مادرهای عزیز شهدا! ما چطور به شما تسلیت بگوییم؟ چطور غم شما را کم کنیم؟…

حالا این دردها را هم بگذارید کنار این شنیده که آقای «علیرضا طالب زاده» ـ نویسنده واقعا توانای سریال ـ بخش جریان های اسلامی را نسبت به جریان‌های چپ، ملی گرا و منافقین بسیار کم رنگ جلوه داده.

خدایا! فقط بر تو پناه می بریم….

انوشه میرمرعشی

يکشنبه 6/11/1392 - 17:14
 

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم…

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود…

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم…

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم …!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم:

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم.

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم.

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان،

لبخندی به ازای هر اشک،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا.

جمله نهایی : عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم.

چهارشنبه 2/11/1392 - 16:14

از حضرت امام رضا (ع) نقل شده كه از امام صادق (ع) پرسیدند: چه سری است كه قرآن هر چه زمان بیشتر بر او می گذرد و هر چه بیشتر تلاوت می شود بر طراوت و تازگیش افزوده می گردد؟
امام صادق (ع) فرمودند: برای این كه قرآن تنها برای یك زمان و نه زمان دیگر و برای یك مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده، بلكه همه زمان ها و همه مردم نازل شده است.
معنا و مفهوم این حدیث بر همگان روشن است و نیاز به هیچ توضیحی نیست چرا كه در طول تاریخ ثابت شده است كه اگر چنانچه در طرز تفكر و معلومات و اندیشه ها اختلاف شدیدی وجود داشته است باز قرآن بر زمان ها و افكار پیشی گرفته و آنقدر معانی و مفاهیم قابل درك و استناد عرضه كرده كه ظرفیت زمانه را اشباع نموده است.
خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) درباره رمز ماندگاری و نامیرایی این كتاب آسمانی می فرماید: «مثل قرآن، مثل خورشید و ماه است و مثل آن دو همیشه در جریان است. یعنی ثابت و یكنواخت نیست و یك جا میخكوب نمی شود» به راستی معجزه پیامبر اعظم (ص) بزرگترین اعجاز در عمر دنیاست كه هیچ چیز با آن قیاس نمی شود. با احترام به تمامی پیروان ادیان الهی كه گاه كتاب آنان به فراخور زمان دست خوش تغییر و تحریف شده ولی شریعت مسلمین هیچ گاه تحریفی را به خود راه نداده است و اگر كسی در هر برهه ای خواسته به مقابله با كتاب خدا برخیزد و با خیال خام خود حتی آیه ای به تقلید از آن بیاورد رسوای عام و خاص گردیده و مورد تمسخر دیگران واقع شده است.
مكتب قرآن، مكتب ظلم ستیزی، بیداری، عدالت و آگاهی است لذا بسیاری از دشمنان و مغرضان برای آن كه بتوانند چند صباحی بر مردم حكومت كنند سعی كرده اند تا جامعه و یا حداقل خواص خود را از قرآن دور نگه دارند. ولی انوار الهی همانند خورشید و ماه كه رسول خدا (ص) آن را مثال آورد، در زیر ابر پنهان نمانده و در نهایت حقیقت آشكار شده و آنان به راه رستگاری رهنمون شده اند. نمونه های بارز آن را می توان در اعتراف دانشمندان و اندیشمندان شرقی و غربی دید.

اعترافات دانشمندان غربی به اعجاز قرآن
دكتر یوهان ولفگانگ فون گوته ریاضی دان، شاعر و نویسنده آلمانی در این باره می گوید: «سالیان درازی كشیشان از خدا بی خبر، ما را از پی بردن به حقایق مقدس و عظمت آورنده آن، حضرت محمد (ص)، دور نگاه داشته بودند اما هر قدر در جاده علم و دانش قدم گذارده ایم پرده های جهل و تعصب نابجا از بین می رود و به زودی این كتاب توصیف ناپـذیر عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقی در علم و دانش جهان كرده، سرانجام محور افكار مردم جهان می گردد.» بعضی دیگر از دانشمندان و متفكرین غربی پیشرفت علمی، فرهنگی و رفاهی سرزمین های اروپایی را مدیون دین مبین اسلام و كلام الله مجید می دانند همچنان كه خلاصی بردگان آفریقایی، و اندلسی،
رهایی مردمان ضعیف از زیر ظلم امپراطوران روم و ایران، دانش و معرفت و دوری از خرافه پرستی سرزمین عربستان همه وامدار آخرین پیامبر یعنی حضرت محمد مصطفی (ص) و معجزه جاویدان او هستند.
اسلام شناس آلمانی، فریدریش دیتریشی Dietrici (1821- 1903) درباره خدمت قرآن و معارف مسلمین به اروپائیان معترف است كه: «همین علوم و معارف مسلمین بود كه اروپا را در قرن دهم میلادی جلوبرد، همان علومی كه سرچشمه آن قرآن كریم بود و اروپا از این حیث به اسلام مدیون است.»
ژول لابوم Joles Labeume اندیشمند و نویسنده و خاورشناس فرانسوی با اشاره به این كه تعلیمات و مواعظ قرآن تنها برای سران یك قوم نیست بلكه جهانی است می گوید: «مردم از هر نژاد و ملیتی كه هستند منصفانه باید موقعیت بشریت را از نظر علمی قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهد تا اعتراف كنند كه علم و دانش به معنای وسیع آن به وسیله مسلمین برای جهانیان آورده شده مسلمانان علوم و دانش خود را از قرآن كه مانند دریای دانش بود گرفته و از آن شهرهایی ساخته اند. قرآن برای همیشه زنده است و هر كسی از مردم جهان به قدر درك و استعداد خود از آن بهره برمی دارد.
«دینورت» یكی دیگر از شرق شناسان كه به بدهكاری اروپائیان نسبت به تعالیم اسلام اشاره می كند می گوید: «واجب است اعتراف كنیم كه علوم طبیعی و فلكی و فلسفه و ریاضیات كه در اروپا رواج گرفت عموما از بركت تعالیم قرآنی است و ما مدیون مسلمانانیم بلكه اروپا از این جهت، شهری از اسلام است!»
ژوزف هوردویچ Gosef hordvich دانشمند و خاورشناس آلمانی، قرآن را عاملی بسیار شگرف در بالا بردن فكر مسلمانان در اروپا می داند: «قرآن آنان را به تحقیقات علمی و پدید آوردن اندیشه ها سوق داد، قرآن موجب و انگیزه پیشروی مسلمانان، در سرزمین های اروپا گردید. در آنجا هنگامی كه تاریكی ها همه جا را فراگرفته بود اینان مشعل های انسانیت را برافروختند و به آستان علم خدماتی شایان كردند.»
راكستون Rockeston دانشمند اسكاتلندی است كه در جستجوی حقیقت با اسلام آشنا می شود وی می نویسد: «سالیان درازی در جستجوی حقیقت بودم تا اینكه حقیقت را در اسلام یافتم سپس قرآن مقدس را دیدم و شروع به خواندن آن كردم او بود كه تمام سؤالات مرا جواب گفت!!»
كتاب خدا از هرگونه دروغ پردازی و خیال و اوهام مبراست و دانشمندان آن را سراسر منطق و راستی می دانند كه بسیاری از مسائل لاینحل علمی، تحقیقی، مدنی، قضایی و... را پاسخ روشن می دهد و از آن به عنوان سرچشمه دانش و معرفت یاد می كنند.

علی مزینانی

 
چهارشنبه 2/11/1392 - 15:39

 

در حالی که باید هنر هفتم ایران لیدر و نقش آفرین جامعه فرهنگی اسلامی باشد و ترسیم گر زندگی انقلابی –اسلامی اما افسوس و صد افسوس که بسی به بیراهه رفته است و خودش سبب ترویج ابتذال در بطن جامعه شده است .

در حالی این صنعت فرهنگ ساز در ایران راهش را میان دنیای مادی گرا گم کرده است که بر خلاف شعار های ما این هنر در غرب پیرو فرهنگشان است و برای کشورهای صنعتی و غربی به درستی فرهنگ سازی می کند و دنباله روی سیاست های کلان این کشور هاست !

 و چه سیاستی بالا تر از اوج برهنگی و هرزگی که سینمای غرب به خوبی از پس آن بر امده است !

 حال از خود بپرسیم که سینمای ایران چند درصد رو به سوی فرهنگ سازی اسلامی رفته است؟

دیگر نمی توان گفت هنر هفتم در ایران جایی دارد چون خیلی وقت است که این هنر تبدیل به مدلینگ و آموزش مادی گرایی و دینا پرستی شده است و دنباله روی سینمای غرب رفته است که فیلم هایش دو دسته بیش نیستند :

یا مروج بی حجابی و مد گرایی هستند !

و یا به نحوی مخالف آرمان های نظام ، انقلاب و شهدا

سینمای ایران در سالیان اخیر چیزی جز بدبختی و گرفتاری به جامعه اسلامی ایران هدیه نداده است . این در حالی است که حتی دشمنان ایران فکرش را هم نمی کردند که فرهنگ ما خود خوری کند !

کدام دشمن خارجی می توانست تا پشت سنگر های ما نفوذ کند و با کمترین هزینه و حتی بعضا با هزینه ی بیت المال خودمان تبر به ریشه ی تمام عقایدمان بزند .

دیگر در سینمای ایران حجاب و حیا جایی ندارد و از سر و رویش فقط بی بندباری و فحشا، بی عرضگی و برهنگی می بارد!

 چگونه ما به فرهنگ سازیی امید داشته باشیم وقتی یکی از بالاترین ارکان فرهنگ سازی ما ، در حال ترویج فرهنگ غربی و بی حیایی است .

مانده ام که چگونه عده ای توقع دارند که دختران جوان این مرز و بوم حجاب حفظ کنند در حالی که الگوهای شیطانی سینما تیشه به ریشه ی فرهنگ و اعتقادات زده اند .

  ریزه نیوز

 

چهارشنبه 2/11/1392 - 15:29

 

زیبایی چهره,ذکر برای زیبایی چهره

 

از دیدگاه اسلام زیبایی به زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم شده و زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی مانند نماز به دست آمده، اما زیبایی مادی و ظاهری چهره، به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.
زیبایی معنوی از منظر روایات: در زیبایی معنوی اعمال و اذکار متعددی مؤثر است؛ مانند روایتی که در آن، امام صادق (ع) می فرماید: «نماز شب، صورت را نورانی می کند». نورانیت چهره از امور معنوی است که به وسیله امری معنوی چون نماز شب به دست می آید.
زیبایی مادی: از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است؛ مانند گرفتن موی بینی، خوردن گلابی، پرخوری نکردن و ... .
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، امور مادی پیش رو گذاشته شده است.
پاسخ تفصیلی
از دیدگاه اسلام زیبایی بر زیبایی مادّی و زیبایی معنوی تقسیم می شود، و تأکید بیشتری در کسب زیبایی معنوی شده است؛ هر چند بر کسب زیبایی مادی هم تشویق شده است، اما نکته ای که باید توجه نمود این است که، زیبایی معنوی چهره، به وسیله امور معنوی - مانند نماز- به دست آمده و زیبایی مادی و ظاهری چهره نیز به صورت طبیعی به وسیله امور مادی به دست می آید.
بر این اساس، پاسخ به سؤال را می توان در چند بخش ارائه کرد:
مفهوم زیبایی
در قرآن کریم و احادیث، از مفهوم «زیبا و زیبایی»، به «حُسن» و «جمال و جمیل» تعبیر شده است؛ و «حُسن»، یعنی، زیبائى و نیکوئى و یا هر چیزی که شادی آور و خوش آیند باشد.[1] حسن و جمال به یک معنا هستند؛[2] اما «جمال و جمیل» به معنای زیبایی کثیر و زیاد است.[3] و این کلمه ها در قرآن کریم، به صورت های مختلف (مانند مصدر و اسم) به کار برده شده و زیبایی به این معنا مورد مدح و ستایش قرار گرفته است؛ مانند:
«... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً...»[4]: به مردم نیک بگویید.
«إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَة...»[5]: اگر نیکى به شما برسد، آن ها را ناراحت مى‏کند.
«فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسان»[6]: و در آن باغ هاى بهشتى، زنانى نیکو خلق و زیبایند.
«فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً»[7]: پس صبر کن صبر نیکو.(صبر جمیل، به معنی شکیبایى زیبا و قابل توجه است، و آن صبر و استقامتى است که تداوم داشته باشد، یأس و نومیدى به آن راه نیابد، و توأم با بی تابى و جزع و شکوه و آه و ناله نباشد[8]).
خلاصه این که این کلمات، در معنای مثبت و نیکو به کاربرده شده و دارای پیام سرورآور و خوشایند برای بندگان خدای متعال است.
بعد از این که درباره حسن و زیبایی مادی و معنوی، توضیحی کوتاه و اجمالی داده شد، پاسخ به پرسش مطرح شده را از هر دو جنبه مورد بررسی قرار می دهیم:
زیبایی معنوی
قبل از این که به زیبایی ظاهری و مادی (مانند زیبایی در چهره) بپردازیم، لازم است که در مورد زیبایی معنوی و باطنی و چگونگی ایجاد این زیبایی در خود، از منظر سخنان پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) استفاده کنیم؛ در این جا به برخی از این روایات اشاره می شود:
1. امام علی (ع): «زیبایی انسان، در بردباری او است».[9] زیرا بردباری، آن آرامشی که به روح انسان می دهد، اخلاق و رفتار انسان را در برابر مشکلات و بلاها زیبا و نیکو می کند.
2. امام علی (ع):«زیبایی مؤمن، به تقوا و ورع او است».[10]
3. امام حسن عسکری (ع):«زیبایی عقل، زیبایی باطنی (معنوی) انسان است».[11]
4. پیامبر اکرم (ص): «هر کس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نیکو می شود».[12]
5. امام علی (ع):«... نماز، نورانیت صورت است...».[13]
6. امام صادق (ع):«نماز شب، صورت را نورانی می کند».[14]
و روایات دیگری که در مورد اعمال وکارهایی که موجب نورانیت و زیبایی معنوی انسان می شود، وارد شده است.
زیبایی مادی
در احادیث، علاوه بر زیبایی معنوی، به زیبایی ظاهری و مادی هم اهمیت داده شده  که از راه های مادی به دست می آید. از منظر روایات، در زیبایی مادی چهره عوامل مختلفی مؤثر است. در زیر به برخی از روایاتی که درباره زیبایی ظاهری و مادی و چیزهایی که چهره انسان را زشت می کند، وارد شده، اشاره می شود:
1. امام صادق (ع):«گرفتن مو از بینی، باعث زیبایی چهره است».[15]
2. امام علی (ع) فرمودند: پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«برادرم عیسى (ع) به شهرى عبور نمود که در آن مرد و زنى‏ فریاد مى‏کردند، حضرت به آنها فرمود: شما را چه مى‏شود و چرا فریاد مى‏کنید؟ آن مرد عرض کرد: اى پیامبر خدا، این همسر من است و هیچ بدى هم ندارد بلکه زنى است صالحه ولى در عین حال دوست دارم از او جدا شوم. حضرت عیسى (ع) فرمود: به هر حال بگو چه نقصى در او است که مى‏خواهى از وى جدا شوى؟ آن مرد عرضه داشت: بدون این که پیر شده باشد صورتش شکسته و فرسوده شده. حضرت به آن زن فرمود: اى زن دوست دارى طراوت صورتت به تو برگردد؟ آن زن عرضه داشت: آرى. حضرت فرمود: هر گاه غذا تناول مى‏کنى، زنهار پیش از سیر شدن از آن دست بکش؛ زیرا طعام وقتى در شکم و معده زیاد شد طراوت و نشاط صورت را مى‏برد. زن به این دستور عمل نمود، طراوت صورتش دوباره بازگشت».[16]
3. امام صادق (ع): حناء بوى بد را از بین مى‏برد، چهره را شاداب و با طراوت مى‏کند، دهان را خوشبو مى‏سازد، فرزندان آدمى را زیبا و خوش سیما مى‏کند.[17]
4. در روایتی از امام موسی کاظم (ع) آمده است که شستن سر با گِل سرشور، چهره را زشت می کند.[18]
5. امام صادق (ع):« گلابى چهره را زیبا کند».[19]
6. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که، گیاه کاسنی، چهره را زیبا می کند.[20]
و روایات دیگری که درباره زیبایی مادّی چهره وارد شده است.
بنابراین، سؤالی که درباره ذکر مطرح کردید، مربوط به امور معنوی می باشد و این طور نیست که با ذکر بتوان چهره مادی انسان را زیبا و عوض کرد، بلکه برای زیبایی مادی ما انسان ها، اموری مادی پیش رو گذاشته شده است.
[1] داور پناه، ابوالفضل‏، أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 412- 413، انتشارات صدر، تهران، چاپ اول، 1375ش؛ قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج2، ص 134، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم،1371ش؛ راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 235، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[2] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2 ، ص 109؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[3] قاموس قرآن، ج 2، ص 52؛ المفردات فی غریب القرآن، ص 202.
[4] بقره، 83.
[5] آل عمران، 120.
[6] الرحمن، 70.
[7] المعارج، 5.
[8] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، ص 17، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[9] تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، ص 285، ح 6392، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366ش: « جمال الرجل حلمه ».
[10] غررالحکم، ص 269، ح 5862: «جمال المؤمن ورعه».
[11] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 1، ص 95، ح 37، مؤسسه الوفاء، بیروت لبنان: «وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمَالٌ بَاطِنٌ».
[12] طوسی، أبو جعفر محمد بن حسن،‏ تهذیب الاحکام، ج 2، ص 119، ح 217، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق: «مَنْ صَلَّى بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَارِ».
[13] شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص 72، انتشارات رضی، قم، 1363ش.
[14]حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 8، ص 151- 152، ح 10278، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1409ق: «صَلَاةُ اللَّیْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْه‏».
[15]کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 488، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش: «أَخْذُ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ یُحَسِّنُ الْوَجْهَ».
[16] شیخ صدوق، علل الشرایع، ترجمه ذهنی تهرانی، سید محمد جواد، ‏ج 2، ص 590- 591، انتشارات مؤمنین‏، قم، چاپ اول، 1380ش.
[17] الکافی، ج 6، ص 484: «الْحِنَّاءُ یَذْهَبُ بِالسَّهَکِ وَ یَزِیدُ فِی مَاءِ الْوَجْهِ وَ یُطَیِّبُ النَّکْهَةَ وَ یُحَسِّنُ الْوَلَدَ».
[18] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 292، نشر داوری، قم، چاپ اول.
[19] بحارالانوار، ج 63، ص 170: «السَّفَرْجَلُ یُحَسِّنُ الْوَجْه».
[20] بحارالانوار، ج 63، ص 208.
منبع:islamquest.net

سه شنبه 1/11/1392 - 21:47
هنرمندان ارزشی از دیدگاه امام خمینی(ره)
 

مدتی قبل رئیس جمهور محترم در جمع هنرمندان کشور مطالبی را بر زبان جاری کردند که در گستره اسلام ناب محمدی (ص) که امام خمینی (ره) مبلغ آن بودند ، سازگاری ندارد . آقای روحانی در تجلیل از هنرمندان گفتند :"تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی معناست......."

این سخنان موجی از انتقادات گسترده در مراکز فرهنگی کشور ، حوزه های علمیه ، فرهنگیان ، متدینین ، روزنامه ها و هنرمندان ارزشی را به دنبال داشت . برای اینکه بهتر بتوانیم  زوایای مطالب گفته شده از سوی رئیس جمهور را بررسی نماییم، به بخشی از پیام امام خمینی (ره) که در تاریخ 30/06/1367 در تجلیل از هنرمندان متعهد صادر نمودند می پردازیم . امام فرمودند : " خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه های عشق و شهادت و شرف و عزت ، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی ، همیشه مشام جان زیباپسند طالبان جمال حق را معطر کند . تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی – علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند ، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد . هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل ، اسلام التقاط ، اسلام سازش و فرومایگی ، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد .

با عنایت به سخنان امام راحلمان ، معلوم نیست حرف های رئیس جمهور بر اساس نظریات کدام اسلام مطرح گردیده است ؟؟

حضرت امام (ره) همواره در طول عمر پربرکت رهبری خویش و پس از کشتار حجاج بیت الله الحرام به دست جنایتکاران آل سعود ، درگیری دو جریان اسلامی را مطرح کردند و آن اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی است و با گذشت زمان تا مقطع کنونی تقابل این دو اسلام را در صحنه های مختلف نظاره گر هستیم .

مسئولین امر و به خصوص شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در رابطه با معرفی شاخصه های اسلام ناب محمدی (ص) در داخل و خارج از کشور عمیقاً دچار کم کاری و غفلت بوده اند و این در حالی است که امام راحل و بزرگوارمان و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ، خطر اسلام آمریکایی را بارها گوشزد نموده بودند و متاسفانه امروز با مدل های مختلفی از اسلام آمریکایی روبرو هستیم که برخی از آنها  در داخل و بعضی درخارج از کشور مشغول فعالیت می باشند که در ادامه به صورت مختصر به ویژگی های اسلام آمریکایی می پردازیم :

1.      اسلام حداقلی که در این مدل به پوسته ظاهری اسلام می پردازند و بسیاری از احکام شرعی اسلامی مورد استحاله قرار می گیرد و ظاهری بی محتوا و سازشکار از این اسلام در جامعه و جهان مطرح می شود و گاها با استفاده از شبکه های گسترده مجازی به وهن اسلام همچون ترویج قمه زنی و ایجاد اختلاف بین فرق مختلف اسلامی به سب معتقدات اهل سنت می پردازند. 

2.      اسلام حجتیه که این اسلام سازش با قدرت های جهانی در جهت گسترش فساد در جامعه را از زمینه های ظهور حضرت بقیه الله معرفی می نمایند و بیشترین تقابل با اسلام ناب محمدی (ص) را دنبال می نمایند .

3.      اسلام تکنوکراتها و یا عملگرایان و لیبرالیسم که پیروان آن، اسلام را فاقد دیدگاه اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی می دانند و قائل به این هستند که مدل اسلام آنها سر ستیز با قدرتی را ندارد و کارگزاران سازندگی مبلغ این تفکر در جامعه می باشند .

4.      اسلام التقاطی ؛ که با بهره گیری از این تفکر در سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی ، بزرگانی چون شهید مطهری ، قدوسی ، بهشتی ، باهنر ، رجایی و صدها فرد دیگر را از دم لوله های تفنگی که با تفکر اسلام آمریکایی خشاب گذاری شده بود به شهادت رساندند و در نهایت در دامن دشمنان اسلام قرار گرفتند

5.      اسلام ایرانی که مبتکر آن در کشورمان جریان انحرافی بود که در چهار سال دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در بدنه دولت انقلابی پدیدار شد و تلاش گسترده و فراوانی در خارج کردن دولت از ریل گفتمان امام خمینی (ره) یا همان اسلام ناب محمدی (ص) انجام داد که موفقیت هایی هم در این زمینه داشتند که عدم کارایی دولت در حوزه های مختلف به خصوص مشکلات اقتصادی در دو سال پایانی آن حاصل تلاش گفتمان اسلام ایرانی یا همان اسلام آمریکایی بود .

6.      اسلام نو عثمانی که در سال های گذشته در صحنه سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و نظامی دولت مردان اسلام گرای ترکیه ظاهر گردید که بخش برجسته این حرکت را در حضور نخست وزیر ترکیه در عاشورای چند سال گذشته می توان دید، که تلاش کرد با سخنرانی انقلابی خود در خصوص عاشورا و امام حسین (علیه السلام) جریانات اسلامی را با خود همراه نماید و پرچمدار اسلام در سطح منطقه باشد و با همین تفکر به صورت ظاهری در تقابل با رژیم صهیونیستی برآمد ولیکن در سال های گذشته با تفکر اسلامی نو عثمانی در تقابل با جریان مقاومت با کشور سوریه برآمد و با تمام توان در جبهه اسلام آمریکایی که برگرفته از کشورهای عربستان سعودی، قطر، اسرائیل ، اردن ، آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی و با ترویستهای خون آشام  وهابی – تکفیری و سلفی که از هیچ جنایتی خودداری نمی کردند ، جهت تضعیف جبهه مقاومت و یا همان اسلام ناب محمدی (ص) تلاش نمودند .

7.      اسلام اخوان المسلمین که در سال های گذشته تحرکاتی از خود در جهت زمین گیر کردن جبهه مقاومت در سوریه و لبنان و فلسطین انجام داد و با ایثار و از خودگذشتگی جوانان مصری ، بدون اینکه اسلام اخوانی هزینه بپردازد پیروز انقلاب مردم مصر خود را معرفی نمود و با آن اسلام که برگرفته از اسلام آمریکایی بود پس از اینکه آقای مرسی ریاست جمهوری را به تصرف خود درآوردند ، شروع به سازش با رژیم صهیونیستی و آمریکا و با پول نفت عربستان سعودی به تقابل با اسلام ناب محمدی (ص) برخاستند و در نهایت هم به خاطر اینکه ریشه انقلابی گری نداشتند با ترفند آمریکا و پول نفت عربستان سعودی از صحنه سیاسی کشور مصر حذف شدند .

8.      اسلام وهابیت که امروز بلای جان تمام کشورهای مسلمان و غیرمسلمان شده است و هیچ کشوری از خطر این جریان افراطی و سلفی حتی اهل سنت عراق، لبنان، سوریه ، پاکستان ، افغانستان و حتی کشورهای اروپایی در امان نبوده و نخواهند بود .

حال پس از بررسی اجمالی اسلام های 8گانه آمریکایی که برگرفته از زر و زور و تزویر است به برسی برخی از شاخصه های اسلام ناب محمدی (ص) بصورت اجمالی می پردازیم و قبل از آن یک جمله از وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) را از نظر می گزارنیم که فرموده اند : "شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست ، هم در پیدایش ، هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام . و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است."

برخی از ویژگیهای اسلام ناب محمدی:

1)      ایجاد جمهوری اسلامی ایران و حکومتی اسلامی مبتنی بر رای مردم و ولایت فقیه و قدرت و عزت یافتن ایران در منطقه و جهان

2)      استقلال سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و نظامی در همه ابعاد

3)      حفظ ارزشها و کرامات والای انسانی توام با مسئولیت در برابر خدا و ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و اسلامی

4)      نفی استعمار و سلطه خارجی و استکبار ستیزی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی

5)      حمایت از مسلمانان،مظلومان و مستضعفان جهان و ایجاد هسته های مقاومت بسیج جهانی اسلام

6)      ایجاد امت واحد اسلامی و قدرت بخشیدن به اسلام و بیداری ملتهای مسلمان و مظلوم جهان و جرات مبارزه آنها با استبداد و اسیتکبار جهانی.

7)      افول و تحقیر قدرتهای استکباری جهان و به لرزه درآمدن پایه حکومتهای پادشاهی که براساس تفکر اسلام آمریکایی شکل گرفته اند.

با توجه به ترسیم شاخصه های اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی که امروز بیش از گذشته با تمام قوا و قدرت در تقابل با هم قرار دارند و کل جبهه اسلام آمریکایی در مقابل اسلام ناب محمدی(ص) صف آرایی نموده اند و لذا حرکت در بین خطوط این دو اسلام برای کسب رای آینده و یا زمینه سازی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی برازنده شخصیت حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای روحانی نمی باشد. مگر می شود با قرائت های مختلف و برداشتهای نادرست از اسلام، همه آحاد هنرمندان را ، که برخی از آنان سوابق خوبی در انقلاب اسلامی ندارند و کارهای فرهنگی و هنری آنها هیچ تناسبی با شاخصه های اسلام ناب محمدی ندارند و خود معترف به آن می باشند و برخی از آنها در اقدامات براندازی علیه کشور فعال بوده اند، آنان را در کنار هنرمندان ارزشی و متعهد در یک جبهه قرار داد؟ این موضع گیری رییس جمهور محترم هیچ تناسبی با شاخصه های اسلام ناب محمدی ندارد و در همین راستا آیت اله مصباح یزدی شخصیت ارزشمند فرهنگی کشور که جای شهید مطهری را در عرصه انقلاب پر کرده اند فرمودند: « وسط بودن فضیلت نیست، باید خوب و بد را بشناسم. بین حق و باطل بودن اعتدال نیست، التقاط است . استفاده از تعبیرهایی مانند افراطی ، ناشی از رفتار دل بخواهی است. » و جناب آقای رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در این رابطه گفتند: " یکی کردن هنرمند ارزشی و غیر ارزشی کاسبی است،عده ایی که می گویند هنرمند ارزشی و غیر ارزشی نداریم، دغدغه ریاست دارند"لذا بخشی از سخنان و موضع گیریهای جناب آقای رییس جمهور که در جمع اهالی هنر و محافل دیگر به زبان رانده اند با گفتمانی دو پهلو که امکان بهره برداری از آن توسط دشمنان داخلی و خارجی وجود دارد مطرح شده و خطوط قرمز در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مورد توجه قرار نگرفته است و آن را در شأن نظام اسلامی و خط امام (ره) و رهبر معظم انقلاب و در یک کلمه اسلام ناب محمدی نمی دانیم و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی کشورمان، جناب آقای روحانی باید مواظب "جریان انحرافی "که گفتمان انقلاب و امام را در دولت نهم تبدیل به گفتمان اسلام ایرانی نمود، باشند!!!

 جناب آقای روحانی! عده ای از اهالی هنر که خاستگاه فکری آنان با اسلام ناب محمدی (ص) زاویه دارد ، سخنان جنابعالی را نپذیرفتند زیرا خودشان می دانند در چه مسیری حرکت کرده و می نمایند. مثلا افکار آقای عزت اله فولادوند که معمولا به ترجمه کتب بیگانگان آن هم نویسندگانی که تربیت شده سازمانهای تروریستی و جاسوسی CIA وMI6 می باشد،می پردازند و به قول آقای اکبر گنجی که محمد سعید حنایی کاشانی بر آن صحه می گزارد ، می گوید: " طیف مهمی از اصلاح طلبان از رهگذر این پروژه و خواندن کتابهای آرنت در دهه 1360 دچار یک دگرگونی بنیادین عقیدتی شدند و در واقع ترجمه های فولادوند آنها را به سوی مبارزه با جمهوری اسلامی ایران کشاند. "

آقای گنجی (از اصلاح طلبان فراری در آمریکا) می نویسد: " در همان سالهای 58 و 59 آقای عزت اله فولادوند دو کتاب مهم از هانا آرنت ترجمه کرد ؛ یکی کتاب" خشونت "و دیگری کتاب" انقلاب". وقتی من این دو کتاب را خواندم ، فهمیدم چه کار اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم و به راه بدی گام گذاشتیم." همین مترجم (فولادوند) طی سالهای 59 تا 63 ، چهار کتاب از خانم هانا آرنت و آقایان جرج اورول و گراهام گرین ؛ سه عنصر رسمی CIA      و     MI6    منتشر ساخت و در ممیزی وزارت ارشاد اسلامی هم این کتب مورد تایید قرار گرفت ، حال اگر همین ممیزی ناقص هم براساس موضع گیری ریاست جمهوری برداشته شود ، باید منتظر یک فاجعه و تکمیل نهایی حلقه تهاجم فرهنگی ، کودتای فرهنگی ، شبیخون فرهنگی و قتل عام فرهنگی دشمنان اسلام ناب محمدی باشیم. در کتاب "ارتش سری روشنفکران" آقای پیام فضلی نژاد می نویسد : " عزت اله فولادوند عاشق جمله ای از مارتین هایدگر (فیلسوف آلمانی و دلباخته هانا آرنت) بود و آن را مدام تکرار می کرد « همه ما زیر سایه کانت (نه خدا) زندگی می کنیم . » " پس باید با پیروی از سنت فلسفی او " مدارای جنسی" از هم خوابگی تا هم خانگی همجنس بازان را بپذیریم و " گرایش تدریجی بی اعتنایی" به ارزشها را دامن بزنیم ، یعنی همانگونه که ریچارد رورتی (فیلسوف برجسته CIA) می گفت :" برای اقتدار لیبرال دموکراسی ،باید سبکسری را در جامعه ترویج دهیم ." و متأسفانه موضع گیری رییس جمهور محترم و اقدامات وزارت ارشاد اسلامی ترویج اباحه گری را در امور فرهنگی کشور دامن می زند.

در پایان قضاوت درخصوص سخنان آقای روحانی را به خوانندگان عزیز واگذار می کنیم، تا بگویند از ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار دارند که نسبت به تقویت هنرمندان ارزشی و متعهد که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و امام راحل و بزرگوارمان و مقام معظم رهبری می باشند ، بپردازند و عرصه هنر انقلابی را جولانگاه هنرمندان غیرارزشی و با تفکر اسلام آمریکایی نکنند و بیت المال را در این وانفسای اقتصادی و فرهنگی قربانی هنر غیر متعهد ننمایند .

امروز انتظار مردم از دولت تدبیر و امید فراوان است و لذا سیاسی کاری و سیاسی بازی در شروع کار دولت پسندیده نمی باشد. خونهای بسیاری برای تقویت اسلام ناب محمدی(ص) به زمین ریخته شده است و بزرگان انقلاب و نظام اسلامی خون دلهای زیادی خورده اند تا این درخت تناور و پر ثمر را حفظ نموده اند. پس در عرصه هنر و سایر عرصه ها ، تفکرات ارزشی و انقلابی که در راستای اسلام ناب محمدی(ص) تلاش نماید، مورد تایید نظام اسلامی خواهد بود ولاغیر. در پایان به معرفی تعدادی از مترجمان و نویسندگان در خط اسلام آمریکایی که هیچ ارتباطی با هنرمندان ارزشی ندارند و آثار آنان در تقابل با اسلام ناب محمدی می باشد می پردازم 1- علی دهباشی 2- حمید رضا جلایی پور 3- عز ت اله فولاوند 4- اکبر گنجی 5-داریوش شایگان 6- فرهاد خسروخاور 7-خشایار دیهمی 8- هاشم آغاجری 9- رامین جهانبگلو 10- عبدالکریم سروش 11- محمد رضا تاجیک 12-حاتم قادری 13- موسی غنی نژاد 14-محمود دولت آبادی 15- گلی ترقی 16- پری زنگنه 17- شیرین عبادی 18- حسین بشیریه 19- ژیلا سازگار 20-مهنوش جواهری 21- مصطفی ملکیان 22-سعید حجایان 23- محمد مجتهد شبستری 24-شهلا لاهیجی 25- مسعود بهنود 26-محسن ثلاثی 27- محمد جواد مظفر 28- منصور انصاری 29- چنگیز پهلوان 30-عبدالحسین آذرنگ 31- ژاله آموزگار 32- بهرام محیی 33- فرزانه طاهری 34- ترانه مسکوب 35-محمد قوچانی و... لازم بذکر است که برخی از افراد فوق الذکر در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی با آثار و تحرکات میدانی خود و گاها با حضور در فتنه های مختلف، اقدامات ضد امنیتی و جاسوسی علیه کشورمان داشته اند و در همین رابطه دستگیر و محکوم شده اند و با کمال تاسف باید بگویم که عده ای از این مروجان اسلام آمریکایی آثار مکتوب آنها در سنوات گذشته ودر دولتهای مختلف برگزیده و هدایای هم از دست مسئولین اجرایی دریافت نموده اند!!!!!!!     

 والسلام

..:: وزنه سیاسی ::..
 

سه شنبه 1/11/1392 - 21:35


( ۱- نماز )

فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری
" ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴"
 

( ۲- ماه مبارک رمضان )

این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .


( ۳- قرآن )

فقط برای این فیلترشکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی (پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ... برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است.

 

( ۴- محبت اهل بیت )

متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.


( ۵- اذکار )

این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.
اخطار اخطار : در مورد این فیلترشکن باید گفت نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد پس مواظب باشید.

دلایل فیلتر شدن :

وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان ، گوش هایمان و قلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.


شیطان

 


عذاب خدا

 


دوستـــان هنـــــوز دیر نشـــده ، توبه کنیـــم ...
روزی که یگانه منجی ( عج ) ظهور می کند نزدیک است ...
پس همین حالا بر شیطان رجیم لعنت بکنیم و راهمان را از او که دشمن مسلمین جهان به خصوص شیعه هاست , جدا بکنیم !!!

اللـــهم عجـــل لولیـــک الفـــرج

پنج شنبه 14/6/1392 - 14:20

 

علامت سوال

 

بارفقا نشسته بودیم دور هم بحثی شد که مگه میشه مرد باشی و دوست دختر نداشته باشی؟ نوبت به یکی از دوستان رسید گفت من ندارم اما این هم داستانی داره و شروع به تعریف کردن کرد :

نقل از زبان او:

سوم راهنمایی بود که حس کردم بزرگ شدم و در آئینه که خودم رو می دیدم حس کردم که قیافه قابل توجهی دارم و این باعث شد که همیشه خودمو بگیرم و به دخترهایی که می دیدم محل نذارم .

یکی دو سالی بود به مسجدی که در راه مدرسه بود و ما را از همان مدرسه جذب کرده بودند می رفتم پیش مسجد دخترِ زیبا رویی همیشه نظرم رو به خودش جلب می کرد که مدرسه اش نزدیک مدرسه ام بود یکی دو بار هم در مسیر برای رو کم کنی با هم حرفمون شده بود .

یکبار که به سیم آخر زده بودم و بهش علاقه مند گفتم جلوِ راهشو می گیرم وحرفامو می زنم در این فکر بودم که شبی برای خواندن نماز مغرب وعشاء رفتم مسجد وقتی که از وضوخانه مسجد اومدم بیرون همان دختر را دیدم که به سمت خیابان های پشت مسجد می رفت خیابان های پشت مسجد همیشه خلوت بود من هم نماز رو بی خیال شدم و رفتم دنبال اون .

به خیابان پشت مسجد که رسیدم متوجه آخوندی شدم که کیف در دست وبا عجله به سمت ما می اومد (می خواست بره مسجد) به خودم گفتم اوج بدشانسیست ولی به راه خودم ادامه دادم یکی از آخوند های مسجد بود تا منو دید با یه لبخند ملیحی سلام کرد و من هم استرس گم کردن دختر در صورتم نمایان بود . گفت : فلانی وقتِ نمازِ کجا می ری؟ من هم گفتم می خوام برم خیابان بعدی کتابمو از دوستم بگیرم و بیام نماز اون هم خندید و یه خودکار قشنگ و یه تقویم کوچیک به من داد که چه اتفاقی امروز میلاد امام هست و تو همنام اونی . این هم هدیه من به تو سعی کن لیاقت هم نامی با امام رو داشته باشی .

ولی بعد نماز بیا سمتم می خوام داستانی واست تعریف کنم خداحافظی کرد و رفت مسجد .

من حدس می زدم که قضیه رو فهمیده باشه و بعد از نماز میخواد نصیحتم کنه من هم نمی خوام دروغ بگم بهش نمی رم دنبال دخترِ و انشاالله یه وقت دیگه من هم از خیابان بعدی پیچیدم و برگشتم مسجدونماز خوندم .

بعد از نماز جشن میلاد برپابود و بعد جشن رفتم پیش همون روحانی که منو دیده بود تا داستانش رو تعریف کنه که بعدش فهمیدم بی ربط به قضیه من نبود !

گفت در زمان قدیم یه شاهی زندگی می کرد که زن و بچه نداشت وحالش بد شد دکترا ازش قطع امید کردن وبهش گفتن تا اخر هفته دوام نمی آوری و می میری واسه همین به وزیرش دستور داد که عابد ترین مردم رو پیدا کن که همه ثروت و مقام من به او برسه .

وزیر ومعاونش سه روز دنبال عابدترین مردم تو شهر گشت وکسی رو پیدا نکرد روز آخر رفتن به مسجد شهر تا اولین نفری که به مسجد بیاد رو پیش حاکم ببرند وبعنوان عابد ترین مردم معرفی کنند .

همان شب دزدی طبق معمول برای دزدی جهت دزدین فرش های مسجد آمد داخل مسجد شد وخواست فرش ها را بدزدد که متوجه ورود دونفر دیگر به مسجد شد برای اینکه جانش را تضمین کند شروع کرد به نماز خوندن و پشت سر هم رکوع وسجده می کرد ونمازش چندساعت طول کشید برای همین وزیرخسته شد نمازش را قطع کرد و به زور پیش حاکم برد –او از ترس همش عذر خواهی می کرد واظهار پشیمانی می کرد اما وقتی پیش حاکم رسید و قضیه تاج وتخت را فهمید شاد شد و به گوشه ای رفت وبه خدایش گفت : خدایا این نماز بی وضو وبا دمپایی و بدون ذکر را ازمن قبول کردی و در دنیا این همه ثروت به من دادی اگر نمازی برایت بخوانم چه هدیه ای به من می دهی/خدایا توبه .

از همان روز من ردپای خدارا در زندگی ام حس کردم هرچند دوسه بار دیگر هم هوای دوستی با دختر به سرم زد اما حس کردم که خدا نمی گذارد من با کسی دوست شم و برای همین دیگر دنبال دختری نرفتم و من هیچ دوست دختری ندارم شاید باورتان نشود که این خودکارو تقویم بهترین هدیه زندگی من هستند که خیلی به آن ها تعلق دارم / حالا به نظر شما میشه مرد بود و دوست دختر نداشت؟ به نظر من که آره

دوشنبه 11/6/1392 - 15:36
براساس آمارهای اخیر که محققان دانشگاه هاروارد ارائه کرده اند، مردم 40 درصد از وقت خود را به صحبت کردن درباره خودشان می گذرانند و صحبت با دوستان یکی از لذتهای بزرگ زندگی تلقی می شود.

 

به گزارش بی باک به نقل از مهر، محققان آزمایشگاه عصب شناسی عاطفی و شناختی دانشگاه هاروارد با هدف این که چرا مردم از صدای خودشان خوششان می آید و آیا این که این صدا به بخشهای لذت و پاداش در مغز ارتباط دارد یا خیر این تحقیقات را آغاز کردند.

پس از انجام این تحقیقات با استفاده از فناوری اسکن مغز آنها دریافتند که وقتی مردم درباره خودشان صحبت می کنند واکنشهای شیمیایی را تحریک می کنند که گویی یک لذت را تجربه کرده اند و این امر به آنها انگیزه می دهد که اطلاعات شخصی خود را به طور مرتب با دیگران به اشتراک بگذارند.

محققان با استفاده از تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) این آزمایشها را انجام دادند. این ابزار تصویر برداری می توان تغییرات سطح جریان خون را در بخشهای مشخصی از مغز مشخص کند.

در این روش تصاویری متناوب از مغز در حال فعالیت و سپس در حال استراحت گرفته می‌شود و از یکدیگر بطور دیجیتالی جدا می ‌شود که حاصل این پردازش عملکرد مغزی در اثر تغییرات جریان خونی در مغز را از لحاظ فیزیولوژیکی نشان می دهد.

در طی این آزمایش، محققان از 195 نفر خواستند که درباره خودشان، عقاید و ویژگیهای شخصی خودشان صحبت کنند. پس از آن این افراد خواسته شد که درباره عقاید و ویژگیهای شخصیتی سایر افرادی که می شناسند صحبت کنند.

محققان در این میان جریان سطح خون رادر مغز این افراد طی این بحثها اندازه گیری کردند و سپس تفاوتهای دو موقعیت را بررسی کردند.

وقتی از شرکت کنندگان خواسته شد درباره خودشان صحبت کنند، محققان متوجه افزایش فعالیت در قشر پیش پیشانی میانی شدند که به طور کلی بیشتر به تفکرات مربوط به خود مرتبط است.

آنها برای نخستین بار متوجه تغییر در NAcc و VTA شدند که هر دو بخش به آزاد کردن دوپامین مشهور هستند. دوپامین ماده شیمیایی است که سیستم پاداش و لذت مغز را کنترل می کند.

این مناطق مغزی به لذتهای زندگی نسبت داده می شوند برای مثال خوردن غذاهای شیرین یا طعم دار نیز موجب آزاد شدن دوپامین در این مناطق می شود.

محققان نتیجه گیری کرده اند که نتایج این تحقیقات نشان می دهد که صحبت کردن انسانها درباره خودشان به طور ذاتی لذت بخش است.
چهارشنبه 2/5/1392 - 0:19
هیچ فرمول جادویی برای بزرگ کردن فرزندان نیست.هیچ روشی هم نیست که در تمام مواقع موثر واقع شود. از آن گذشته یک روش واحد برای همه بچه ها یک جور اثر نمی گذارد.
مطلبی راکه می خوانید راهنمایی برای مختصر ومفید حرف زدن و صحبت موثر است.
هیچ فرمول جادویی برای بزرگ کردن فرزندان نیست.هیچ روشی هم نیست که در تمام مواقع موثر واقع شود. از آن گذشته یک روش واحد برای همه بچه ها یک جور اثر نمی گذارد.
 
اختصار را رعایت کنید.

اگر عبارتتان بیش از اندازه کلی و عمومی باشد و یا در یک جمله عبارات مختلفی را مخابره کنید کودک پیام را از دست می دهد و یا آن را گم می کند. این هیچ ارتباطی با هوش ندارد.
به این فکر کنید که چه می خواهید بگویید. بعد حرفتان را ساده و مستقیم بزنید و توضیح بیش از اندازه ندهید. هر چه سن کودک بیشتر باشد توضیحات منسجم تر و پیچیده تر می شود. گفتن توام با ملایمت "این قابل قبول نیست" یا "از رفتارت ناراحت شدم" به مراتب از فریاد کشیدن مناسبتر است. 
 
از موضوع خارج نشوید.

توجه داشته باشید که در نظام تعلیم و تربیت کودکان جایی برای بدگویی و ناسزا نیست. واژه های "هرگز" و "همیشه " به شخصیت کودک برچسب می زند و شخصیت و منش کودک را زیر سوال می برد. قضاوت و انتقاد نکنید. مسئولیت حل مشکل را برعهده کودک بگذارید. به خاطر داشته باشید که بچه ها از آن نسخه برداری میکنند. برای اینکه از انواع برچسب زدنها دور بمانید به موضوع توجه کنید. به شکلی مثبت از استعداد و یا مهارت فرزندان خود در لحظه اکنون تعریف کنید.
 
لبهایتان را ببندید.

وقتی کودکی تصمیمی می گیرد و یا اتفاقی روی می دهد سکوت بهترین واکنش است. بگذارید بچه ها نتایج انتخابهای خود را ببیند. به جای گفتن "من که به تو گفتم " دهانتان را ببندید. سکوت به بچه ها انگیزه بیشتری می دهد و شرایطی را فراهم می سازد که از تجربه خود درس بگیرد.
 
چگونه توجه بچه ها راجلب کنیم و روی آنها نفوذ داشته باشیم.

فکر نکنید هر چه بیشتر تکرار کنید بچه ها بیشتر متوجه می شوند و بیشتر همکاری می کنند. وقتی با فرزندتان حرف می زنید با او تماس چشمی برقرار کنید. این گونه نیاز به تکرار به حداقل می رسد و بهتر می توانید حرفهایتان را انتقال دهید. نگذارید شخصی ثالث پیام شما را منتقل کند. به لحن صدایتان توجه کنید. تا می توانید ملایم و راحت حرف بزنید. وقتی توصیه ای را بارها تکرار می کنیم اثر بخشی خود را از دست می دهد و شنونده شما را می رنجاند.
 
منبع: شادابستان 
چهارشنبه 2/5/1392 - 0:16