تعداد مطالب : 927
تعداد نظرات : 305
زمان آخرین مطلب : 2373روز قبل
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت  
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان                                                                                                  موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

 

 دکتر خسرو فرشید ورد

دوشنبه 30/10/1387 - 12:26

گفت و گو با كارشناس آموزشی زندگی كردن مهارت می خواهد


نویسنده: محبوبه حسین زاده


    زندگی كردن یك مهارت است. در دنیای پیچیده امروز، برای داشتن یك زندگی شاداب تر، موثرتر و اجتماعی تر باید مهارت هایی به افراد آموزش داده شود: مهارت هایی كه در كشورهای توسعه یافته آموزش آن از دوران خردسالی و مهدكودك ها شروع می شود. در ایران هم بحث آموزش مهارت های زندگی از چندین سال قبل شروع شد اما هیچ وقت برنامه منسجم و سازمان متولی مشخصی برای ارائه این آموزش ها در نظر گرفته نشد. آموزش و پرورش و وزارت علوم كه بزرگ ترین متولی آموزش در ایران هستند، هنوز تكلیف خود را با «آموزش مهارت های زندگی» مشخص نكرده اند در حالی كه عوارض بی توجهی به این موارد گریبانگیر دانش آموزان و جامعه ایرانی شده است. كاهش سن اعتیاد، افزایش آسیب های روانی اجتماعی، كاهش سن مبتلایان به ایدز، افزایش بزه های جنسی و... از این موارد است. گفت وگوی ما با مریم رامشت به بحث مهارت های زندگی و آموزش آن در ایران اختصاص دارد. رامشت تدوین كننده و پیشنهاددهنده ارائه آموزش مهارت های زندگی برای اولین بار در دانشگاه های كشور است. مدیر سابق و مدرس گروه آموزش مهارت های زندگی در دانشگاه علم و صنعت ایران و مدیر سابق مركز مشاوره دانشگاه علم و صنعت ایران از دیگر سوابق او است.
    
    
    
    - مهارت های زندگی چیست و بحث آموزش مهارت های زندگی از چه سالی مطرح شده است؟
    
    مهارت های زندگی در واقع یك برنامه پیشگیری است كه برای اولین بار از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال 1992 به صورت رسمی در سطح كشورهای جهان و در حال توسعه مطرح شد. آموزش مهارت های زندگی، برنامه پیشگیری در سطح اول است: یعنی اینكه چگونه افراد جامعه را آموزش دهیم تا در معرض آسیب های روانی اجتماعی قرار نگیرند. آموزش مهارت های زندگی یعنی آموزش افراد به نحوی كه آنان بتوانند بهترین شیوه زندگی را انتخاب كنند تا در معرض آسیب قرار نگیرند یا اینكه آسیب ها تاثیر كمتری روی آنان بگذارد. زندگی كردن نیز یك مهارت است بدین معنی كه اگر بخواهیم زندگی شاداب تر، موثر تر و اجتماعی تر داشته باشیم، شرایط زمانی ما ایجاب می كند كه مهارت هایی را فراگیریم. قاعدتاً انسان امروزی برای یك زندگی مطلوب، نیازمندی های متنوعی دارد ولی یكی از اولویت مندترین نیازهای او این است كه خود را دقیقاً بشناسد، بتواند دیگران را درك كند و با آنها روابط خوبی داشته باشد، هیجان منفی و استرس های روزمره را تحت كنترل درآورد، به طور موثری مشكلات خود را حل كرده و تصمیم های مناسبی را اتخاذ كند، نسبت به اطلاعات عدیده یی كه لحظه به لحظه با آنها مواجه می شود، پذیرنده صرف نباشد و دیگر اینكه كلیشه یی فكر نكند. تحقیقات و یافته های دقیق علمی حاكی از آن است كه این مجموعه نیازها طی 10 مهارت از آموزش مهارت های زندگی به خوبی قابل یادگیری است. این 10 مهارت كه در واقع 10 مهارت از آموزش مهارت های زندگی است عبارت است از: خودآگاهی، همدلی، مقابله با هیجان های منفی، مقابله با استرس، ارتباطات اجتماعی، ارتباطات بین فردی، مهارت حل مساله، تصمیم گیری، تفكر انتقادی و تفكر خلاق.
    
    - منظور شما از پیشگیری در سطح اول چیست؟
    
    پیشگیری در بحث آسیب های روانی اجتماعی، سه سطح دارد: پیشگیری اولیه یا پیشگیری در سطح اول، پیشگیری ثانویه، پیشگیری سطح سوم. در بحث پیشگیری اولیه، مخاطبان به نوعی تحت آموزش قرار می گیرند كه در معرض آسیب قرار نگیرند. اما در پیشگیری ثانویه، بحث درمان مطرح است یعنی اگر فردی دچار آسیب شد، چه در زمینه اعتیاد و دیگر بزه های اجتماعی، شرایط و امكانات به گونه یی فراهم شود كه فرد از این مرحله دور شود. در پیشگیری سطح سوم تلاش می شود آسیب، حداقل در همان سطحی كه هست، نگه داشته شود و شرایط فردی و اجتماعی فرد وخیم تر نشود.در واقع هدف از این نوع آموزش ها این است كه بتوانیم بهترین شیوه را انتخاب كنیم، برای اینكه خودمان را در معرض آسیب قرار ندهیم یا اینكه آسیب ها اثر خودش را كمتر روی ما بگذارد. این مهارت ها، در واقع همان آموزش مهارت های زندگی است.
    
    - چطور شد كه در ایران هم آموزش مهارت های زندگی به عنوان یك واحد درسی در دانشگاه ها در نظر گرفته شد؟
    
    همان طور كه می دانید جامعه ما جامعه یی جوان است و طبق آمار حدود 65 تا70 درصد افراد جامعه ما، جوان هستند. متاسفانه به دلایل مختلف از جمله همین ساختار جوان بودن جامعه، جمعیت آن به شدت در معرض آسیب های روانی - اجتماعی قرار دارد. امروز شما می بینید بحث اعتیاد در بین جوانان ایرانی به عنوان یك بحران جدی مطرح است. حتی طبق آماری كه دو سال قبل ارائه شده است ضررهای اقتصادی كه اعتیاد به جامعه تحمیل كرده، بیش از 8سال جنگ بوده است و مسلماً در حال حاضر این رقم افزایش یافته است. علاوه بر این در جامعه امروز انواع بزه های اجتماعی، كاهش آستانه مقاومت جامعه، تمایل به افسردگی، كاهش سن جرائم و آسیب های اجتماعی نیز رو به رشد است. به همین دلیل هم مثل بسیاری از كشورهای در حال توسعه، تصمیم گرفته شد برنامه یی برای پیشگیری از این آسیب ها تدوین شود و حتی قبل از اینكه در دانشگاه ها این بحث مطرح شود، این بحث در آموزش و پرورش مطرح شد.
    
    در سطح دانشگاهی، این موضوع توسط تعدادی از استادان روانشناسی در وزارت علوم در سال 1378-1377 مطرح و پیشنهاد شد این آموزش ها را در سطح وسیعی برای دانشجویان دانشگاه ها هم داشته باشیم: یعنی برای قشر فرهیخته و هوشمندی كه آسیب های اجتماعی آنها را بیشتر متاثر می كند. البته این بدان معنا نیست كه قشر هوشمند ما بیشتر به طرف اعتیاد و بزه های اجتماعی متمایل می شود بلكه بیشتر متاثر می شود و به هر صورت از این مشكلات تاثیر می گیرد. طبیعی است وقتی در جامعه با اعتیاد گسترده و آسیب های روانی و اجتماعی مواجه هستیم، نباید انتظار داشته باشیم محیط های دانشگاهی ما از این مساله مستثنی باشد، هرچند در این محیط ها آمار كمتر است. در همین رابطه بحث آموزش مهارت های زندگی در وزارتخانه مطرح شد و دفتر مركزی مشاوره وزارت علوم، بسته یی را با كمك تعدادی از استادان برای ارائه آموزش مهارت ها تدوین كرد البته نه لزوماً به عنوان واحد درسی.
    
    از طرف دیگر بحث تنظیم خانواده از سال 78برای كلیه دانشجویان دانشگاه ها اجباری و در دانشگاه آزاد به صورت گسترده اجرا شد، هرچند در تعدادی از دانشگاه های دولتی، این درس ارائه نشد.
    
    در دانشگاه علم و صنعت كه آن زمان مركز مشاوره بسیار قوی داشت، وقتی بحث تنظیم خانواده مطرح شد من به عنوان مدیر مركز به همراه دیگر متخصصان مركز پیشنهاد دادیم بحث تنظیم خانواده را گسترده تر كنیم و آموزش مهارت های زندگی را هم به آن اضافه كنیم. ما شش الی هفت ماه روی این طرح كار كردیم و سپس آن را به شورای آموزشی دانشگاه ارائه دادیم و این شورا هم مصوب كرد از نیمسال اول سال 80، به عنوان یك واحد درسی برای كل دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ارائه شود. در طول چندین سالی كه این درس ارائه شد خیلی مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت و حتی كارهای تحقیقاتی زیادی هم در مورد تاثیرات این آموزش ها انجام شد. و از همان زمان هم آموزش مهارت های زندگی در دانشگاه به عنوان درس اجباری ارائه شد، در بعضی از دانشگاه ها به صورت كارگاه آموزشی در طول یك ترم ارائه می شود و در برخی دیگر از دانشگاه ها همچنان تلاش می شود به صورت واحد درسی ارائه شود. در بسیاری از دانشگاه ها هم این دوره به صورت یك كارگاه چندساعته برای ورودی های جدید دانشگاه ها برگزار می شود چون به خصوص این آموزش ها برای دانشجویان ورودی جدید اهمیت زیادی دارد.
    
    - به چه دلیل آموزش مهارت های زندگی برای دانشجویان ورودی جدید اهمیت زیادی دارد؟
    
    در ایران بین امكانات رفاهی و تعداد دانشجویان هیچ توازنی وجود ندارد و به همان نسبت كه تعداد دانشجویان به صورت تصاعدی بالامی رود، مشكلات رفاهی بیشتر می شود. این مشكلات در مورد دانشجویانی كه از شهرهای دیگری وارد خوابگاه ها می شوند، جنبه حادتری به خود می گیرد، چون در مجموع این نوع زندگی جمعی در خوابگاه استرس زا است. بحث بعدی، بحث ورود در كلانشهرها است. اغلب دانشجویان برای ورود به دانشگاه ها از محیط خودشان خارج می شوند و وقتی وارد محیط جدید می شوند، با فرهنگ و آموزه های جدیدی مواجه می شوند كه با آن آشنا نبوده اند و همین موضوع باعث می شود در معرض نوعی تهاجم فرهنگی درون جامعه یی قرار گیرند و این شرایط خود تنش زا است. مجموع این شرایط باعث می شود دانشجویان از لحاظ احساسی به شدت متفاوت شوند. بحث بعدی متفاوت بودن شرایط جدید تحصیلی است. در دوره آموزشی متوسطه، دانش آموزان با دبیران و منابع درسی كاملاً مشخصی سروكار دارند ولی شیوه آموزش در دانشگاه كاملاً متفاوت است و فعال بودن دانشجو حرف اول را می زند. عامل مهم دیگر، بحث حضور دانشجو برای اولین بار در كنار جنس مخالف است. این مساله به این دلیل دارای اهمیت زیادی است كه خانواده ها آموزش لازم را ندیده اند كه به فرزندان خود نحوه برخورد با احساسات مختلف شان را در شرایط متفاوت آموزش دهند. كنترل بر احساس و درست تصمیم گرفتن برای دانشجویان در این شرایط سخت خواهد بود. تمام این عوامل باعث می شود دانشجویان به شدت در معرض آسیب قرار گیرند به همین دلیل ضروری است كه دانشجویان ورودی جدید، مهارت هایی را بیاموزند كه بتوانند خودشان را با شرایط سخت انطباق دهند، و این همان پیشگیری در سطح اول است چون ما می خواهیم به این سمت برویم كه لزوماً نباید تمام سرمایه و برنامه ریزی مان را برای كسانی كه آسیب دیده اند، هزینه كنیم.
    
    - در بسیاری از كشورها، آموزش مهارت های زندگی از همان دوران دبستان و حتی پیش از آن مطرح می شود. مهارت های زندگی هم به عنوان درسی جداگانه تدریس نمی شود. اما در ایران چه در مدارس و چه در دانشگاه ها، مهارت های زندگی به عنوان واحد درسی ارائه می شود كه به آن نمره داده می شود. چطور می شود به مهارت های زندگی نمره داد؟،
    
    من نمی دانم در مدارس چطور این مهارت ها آموزش داده می شود ولی گویا به این درس نمره داده می شود. در حالی كه باید همزمان با پیشرفت درسی دانش آموزان، این مهارت ها به آنان آموزش داده شود. واقعیت این است كه آموزش مهارت های زندگی در محیط های دانشگاهی با تاخیر بسیار آموزش داده می شود. باید این آموزش ها از سنین پایین تر شروع شود و تا تحصیلات متوسطه و دانشگاه ادامه داشته باشد اما نكته مهم این است كه آموزش و پرورش در زمینه آموزش مهارت های زندگی تكلیفش را روشن نكرده است. الان هشت، نه سال است كه بحث آموزش مهارت های زندگی مطرح است. ابتدا هم این بحث در آموزش و پرورش مطرح شد و خیلی از استادان روی این موضوع كار كردند و برنامه های مختلفی هم ارائه و حتی كتاب هم چاپ شد. بهزیستی و سازمان ملی جوانان هم روی این موضوع كار كردند. اما بحث این است كه هنوز آموزش و پرورش تكلیفش را با آموزش مهارت ها روشن نكرده است كه آیا می خواهند این آموزش ها را ارائه دهند یا خیر. وقتی یك برنامه كلان در این مورد وجود نداشته باشد باعث اعمال سلیقه می شود. در یك مدرسه به این درس نمره می دهند، در مدرسه یی دیگر محتوای آموزش ها تغییر می كند و...البته خود من كه پیشنهاددهنده و شروع كننده آموزش مهارت ها در دانشگاه خودمان بودم در ابتدا به نمره اعتقاد داشتم ولی واقعیت این است كه من و دیگر استادان طی چندین سال تدریس آموزش مهارت های زندگی به این نتیجه رسیدیم كه بحث نمره باید از آموزش مهارت های زندگی حذف شود. باید این آموزش ها اجباری شود ولی نمره از آن حذف شود چون در واقع نمره معیار سنجش تئوری است، در حالی كه ما می خواهیم مهارت های رفتاری كودكان و جوانان مان تغییر كند. مهارت های رفتاری را هم به سادگی نمی شود با نمره سنجید. واقعیت این است كه چه در آموزش و پرورش و چه در دانشگاه ها باید نمره حذف شود. باید شرایطی فراهم شود كه آموزش مهارت های زندگی در لابه لای مباحث درسی گنجانده شود. آموزش مهارت های زندگی می تواند بخشی از بقیه دروس باشد. البته تفكیك كردن این مهارت ها كمی سخت است و برای اجرای آن باید همه استادان آموزش داده شوند تا در هر درسی این تكنیك ها را در نظر داشته باشند.
    
    اما حالاكه ما این امكان را نداریم و این آموزش ها به صورت یك مبحث جداگانه در نظر گرفته می شود حداقل به جای نمره، تغییر رفتار ملاك قرار گیرد و ملاك این باشد كه شخص بتواند در شرایط سخت، عكس العمل های صحیح از خودش نشان دهد و این یعنی ارتقای سطح عملكرد رفتاری و اجتماعی افراد جامعه.
    
    به هر صورت در آموزش و پرورش، مهم ترین بحث این است كه هنوز تكلیف خود را در مورد این آموزش ها مشخص نكرده است و دیگر دارد دیر می شود. عوارض بی توجهی به این موضوع را هم متاسفانه داریم می بینیم. در جامعه ما سن اعتیاد و آسیب های روانی اجتماعی در حال كاهش است و این مشكلات در قشر نوجوان به صورت معضل درآمده است. در هر جایی هم كه این آموزش ها ارائه شده است چون برنامه منسجمی وجود ندارد به صورت كاملاً سلیقه یی اعمال شده است. این در حالی است كه ما این همه مردودی در آموزش و پرورش داریم و باید مشخص شود تكلیف افرادی كه از چرخه آموزش جدا می شوند برای كسب این مهارت ها چیست چون مسلماً این افراد بیشتر در معرض آسیب قرار دارند و اغلب بزه ها و سوءرفتارها از سوی قشری صورت می گیرد كه از محیط های آموزشی جدا شده اند.
    
    مدارس مهم ترین مكان برای آموزش مهارت های زندگی است در حالی كه این موضوع بسیار مهم در حال حاضر متولی مشخصی ندارد و این آسیب ها را هم از همان ناحیه متحمل می شویم.
    
    - جالب اینجاست كه وقتی بحث آموزش و پیشگیری از ایدز در مدارس مطرح می شود، توجیه می آورند كه به جای آموزش مستقیم به دانش آموزان مهارت های زندگی آموزش داده می شود كه یكی از این مهارت ها جرات مندی و توانایی نه گفتن است. این در حالی است كه آمار هم حكایت از كاهش سن مبتلایان به ایدز و اعتیاد دارد.
    
    قطعاً آموزش مهارت ها به فرد كمك می كند تا در یك رابطه مورد سوءاستفاده قرار نگیرد اما این فقط بخشی از این قضیه است. مشكل اینجا است كه حتی در دانشگاه هم نسبت به آموزش این مسائل موضع گیری هایی وجود دارد.
    
    مسائل جنسی در ایران هنوز تابو است. ما نمی خواهیم با نگرش هایی كه به صورت سنتی در جامعه وجود دارد، مبارزه منفی كنیم ولی باید از این لحاظ خودمان را با شرایط روز جامعه انطباق دهیم و آموزش های لازم را هم به فرزندان مان بدهیم. شما الان می بینید كه بزه جنسی در جامعه ما به شدت رشد پیدا كرده است. چه فردی كه مورد سوءاستفاده قرار می گیرد و چه فردی كه فرد دیگری را مورد سوءاستفاده قرار می دهد، هر دو اینها در معرض آسیب قرار دارند. از سوی دیگر طبق آمارهای ارائه شده، درصد بسیار زیادی از طلاق ها ریشه در ارتباط ناصحیح جنسی بین زن و شوهر دارد. این موضوع می تواند دلایل متعددی داشته باشد: اما واقعیت این است كه ما از این لحاظ هیچ آموزشی به فرزندان مان نمی دهیم. حتی در دانشگاه ها هم نسبت به این آموزش ها حساسیت هایی به وجود آمده است. در ایران افراد از این لحاظ آموزش صحیح نمی بینند ولی در معرض انواع و اقسام فیلم ها، شبكه های اینترنتی و ماهواره یی هستند كه این رفتارها را نشان می دهد. الان تجارت جنسی در خیلی از كشورهای دنیا یك منبع درآمد بالااست و متاسفانه آموزه های آنان، آموزه هایی نادرست و تبلیغاتی است. در كشور ما هم كه آموزه های درستی در این مورد وجود ندارد، جوانان و نوجوانان مان كه در معرض این نوع فیلم ها و برنامه ها قرار می گیرند، به دلیل عدم آگاهی صحیح نمی توانند رفتار مناسبی بروز دهند. آموزش ناصحیح و نامناسب كه از طریق این شبكه ها نمایش داده می شود، باعث می شود زنان از این ارتباطات، ترس و وحشت زیادی را تجربه كنند كه این در روابط زناشویی ایشان در آینده بسیار جنبه تخریبی دارد و پسران جوان هم این رفتارهای نادرست و تبلیغاتی را با رفتار صحیح اشتباه می گیرند.
    
    همه این موارد نشان می دهد كه باید در جامعه ما به این مساله پرداخته شود چون به شدت از این لحاظ دچار مشكل هستیم. این در حالی است كه حتی هم اكنون محتوای آموزش مهارت های زندگی به عنوان یك عامل پیشگیری از رفتار پرخطر هم در حال تغییر است. این آموزش ها دارد سلیقه یی می شود چون دیدگاهی وجود دارد كه معتقد است این آموزش ها برای جامعه ما نیست و برای جوامع غربی است.
    
    - اما خشم، مدارا، دوستی و رفتارهای جنسی در بسیاری از جوامع شبیه هم هستند.
    
    الان بحث ما هم همین است. وقتی آموزش مهارت ها نمی تواند به بعضی از رفتارهای پرخطر جوانان ما و آسیب هایی همچون ایدز پاسخ دهد، علتش این است كه محتوای آموزش مهارت ها هنوز به یك انسجام لازم نرسیده است و هنوز سلیقه یی عمل می شود. هنوز عده یی ادعا می كنند كه مهارت های زندگی را نمی شود در جامعه ما آموزش داد. خب اگر نمی توانیم دقیقاً همین آموزش ها را اینجا عملی كنیم، می توانیم روی محتوای آن كار كنیم و برنامه مكمل ارائه دهیم و نتایج آن را ارزیابی علمی كنیم.
    
    امروزه سازمان بهداشت جهانی به طور متوالی و بر اساس نیازهای جوامع، آموزش مهارت های زندگی را متحول می كند. خب ما هم در جامعه خودمان باید این آموزش ها را متحول كنیم نه اینكه كاملاً سلیقه یی عمل كنیم. مسلماً كلیت این آموزش ها هم تغییری نمی كند چون خشم و استرس و... و كنترل آن در همه جای دنیا یكی است. این برنامه یكی از بهترین و موفق ترین برنامه های پیشگیری سازمان بهداشت جهانی است پس ما نمی توانیم كلیت آن را زیر سوال ببریم.
    
    - چه چیزی را می خواهند جایگزین آموزش مهارت های زندگی كنند؟
    
    بعضی از آموزه های فرهنگی جامعه خودمان را كه قطعاً هم كسی منكر آن نیست. ما هم اعتقاد داریم باید آموزه های فرهنگی جامعه خودمان را در این آموزش ها وارد كنیم ولی نمی توانیم كلیت این آموزش ها را از بین ببریم. باید به این موضوع دقت شود كه آسیب های روانی اجتماعی جامعه ما تك فاكتوری نیستند، بلكه چندعاملی هستند. ما در بحث پیشگیری از ایدز، اعتیاد و بزه ها، خیلی از مباحث مطرح شده در آموزش مهارت های زندگی را داریم. با حذف كردن و تغییر غیركارشناسی نمی توان هیچ مساله یی را حل كرد اما مشاهده می كنیم كه با تغییر یك مدیریت، محتوای این آموزش ها هم تغییر می كند. آموزش مهارت های زندگی یعنی اینكه چگونه افراد جامعه را در برابر آسیب ها مقاوم كنیم پس این موضوع نباید قائم به فرد باشد، نباید به تغییر مدیران وابسته باشد. اگر این طور بخواهیم به این آموزش ها نگاه كنیم به هیچ جایی نمی رسیم ولی متاسفانه الان این حالت وجود دارد. یعنی اینكه برنامه یی كه انسجام پیدا كرده است به جای اینكه در مدیریت جدید تكمیل شود در بعضی موارد حذف می شود و گاهی آنچنان تغییر می كند و چنان برخوردهای تندی با این قضیه می شود كه صورت مساله كاملاً از بین می رود.
    
دوشنبه 30/10/1387 - 12:25
بعداز یك سری شكست ها و كش وقوس های مستمر اكنون بیش از هر زمان دیگری به نزدیك دروازه های یك كوره اتمی همانند حادثه ناكازاكی قرار گرفته ایم. به رغم آنكه اسرائیل (خدا را شكر ) تمامی گزارشات مربوط به اینكه می خواهد دست به واكنشی هسته ای علیه مراكز هسته ای ایران بزند را رد كرده است اما شك و تردید های محدودی در مورد اینكه اسرائیل شاید اجازه انجام چنین اقدامی را در صورتی كه آخرین گزینه اش در برابر ایران هسته ای است ، وجود دارد.

از دیدگاهی اسرائیلی: آیت الله ها به مثابه تهدیدی غیر مؤكد هستند اما تجاوزگرانی هستند كه سلسله ای از اعمال این مسئله را ثابت كرده است.آنها تروریست ها را در بالكان ، قفقاز ،‌عراق ،‌ لبنان تا آرژانتین مجهز كرده و بیش از 100 نفر را در انفجاری كه ایران عامل آن بود در سال 1994 كشتند. موشك های شهاب 3 كه ایران در اختیار دارد و برد آن 1500 كیلومتر است هم یك تهدید است اما وقتی یك مدل شبیه سازی شده ایران در كنار خود دارید چرا باید نگرانی از رسیدن بردن موشك ها به اسرائیل باشد ؟

ما آمادگی ایران را برای تجهیز حزب الله به موشك در جنگ اخیر شاهد بودیم. اما آیا ما می توانیم اطمینان داشته باشیم كه اگر آنها توانایی حمله را داشته باشند به اسرائیل حمله نخواهند كرد ، بخصوص كه باید مسئله موشك های قادر به حمل كلاهك های اتمی را هم مد نظر قرار داد.اكنون دیگر وقت برای منع ایران از دستیابی به فن آوری مورد نیازش دیر شده است ،‌ ما 10 سال را با مذاكرات بی فایده از طریق اتحادیه اروپا كه تصور می شد قادر است چشمداشت های هسته ای "آیت الله" ها را مهار كند ، از دست دادیم. اكنون دیگر برنامه هسته ای ایران غیر قابل تعطیلی یا ضربه زدن یا از بین رفتن از طریق حمله نظامی است ، و سناریوی برنامه های هسته ای عراق قابل تكرار نیست ، زیرا نیروگاه های هسته ای ایران زیر زمین مدفون و مخفی شده است. همانگونه مایكل بیرلگ هفته گذشته نوشت ، سخنان احمدی نژاد در مورد محو اسرائیل از نقشه و انكار كوره های آدم سوزی یهودیان تنها اقداماتی برای تحریك اسرائیل جهت انجام عملیات نظامی علیه ایران است. حال اگر حمله اتمی است ـ‌ و البته اسرائیل راهبرد مناسب را برای حمله به آنچه كه زیر زمین است انتخاب می كند ـ‌ تهران هم بهانه كافی برای انجام یك واكنش هسته ای خواهد داشت. آنگاه است كه حاكمیت "آیت الله "‌ها نه فقط بر ایران بلكه بر عرب ها تضمین خواهد شد. جامعه جهانی تلخی های زیادی را بعد از جنگ عراق متحمل شد و از اینرو دیگر حوصله ای برای شنیدن مجادله ای در مورد تسلیحات كشتار جمعی ندارد، ‌از اینرو اگر تحركی نداشته باشیم به این معنی است كه اسرائیل را ترغیب به واكنش كرده ایم و این چیزی است كه خرابی و ویرانی را برای تمامی منطقه به ارمغان خواهد آورد. سازمان ملل متحد هم باید تصمیماتی را علیه ایران اتخاذ كرده و رویه فشار را بر ایران از طریق مجازات های هدایت شده و نیز بلوكه كردن دارایی های ایران در كنار تحریم های نظامی همانند نمونه ای كه توان صدام حسین را در دهه نود مختل كرد ، افزایش دهد. پیش از هر چیز باید از نیروهای اپوزیسیون ایران مانند دانشچویان ، سكولارها و سلطنت طلب ها در كنار قومیت های غیر فارسی حمایت كنیم زیرا " ایت الله "‌ها از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 همسایگان خود را در تنگنا قرار داده اند . پس وقت آن فرا رسیده است تا نظامی فعلی با نظامی كه قادر به تعامل با دیگران در چارچوب واصول احترام بین المللی ، حقوق بشر و قوانین بین المللی است ، تبدیل شود.■

دیلی تلگراف, .

دوشنبه 30/10/1387 - 12:24
هفته‌نامه فرانسوی "كانار آنشنه" به نقل از یك دیپلمات فرانسوی در نیویورك از همدستی كاخ سفید در حمله به غزه پرده برداشت و نوشت: اوباما، دست اسراییل را در حمله به غزه باز می‌گذارد.

به گزارش فارس ، هفته‌نامه "كانار آنشنه" در شماره اخیر خود با انتشار مقاله‌ای درباره اوضاع غزه به نقل از یكی از دیپلمات‌های فرانسوی در نیویورك می‌نویسد: اوباما دست اسرائیلی‌ها را در این زمینه باز خواهد گذاشت. او مانند اسراییل با نظر مساعد رفتار دوستانه رئیس جمهوری فرانسه و مصر را برای پیگیری میانجی‌گری را دنبال می‌كند.

در این گزارش وابسته نظامی فرانسه در "تل آویو" اطلاعاتی را به ستاد فرماندهی كل ارتش فرانسه فرستاده بود كه بر اساس آن اسراییلی‌ها از ژوئن 2008 آماده این جنگ بوده‌اند.

این گزارش حاكی است كه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی با نقض مكرر آتش بس به انجام عملیات پراكنده در غزه دست زده است.

این هفته‌نامه می افزاید: سرویس‌های اطلاعاتی آمریكا نیز آماری را در اختیار فرانسه قرار داده‌اند كه بر اساس آن طی تنها یازده ماه (از اول فوریه تا 29 دسامبر 2008) یعنی پیش از آغاز جنگ واقعی، 125 فلسطینی توسط حملات هوایی اسرائیلی كشته شده‌اند.

به نوشته این هفته نامه وابسته نظامی فرانسه در رژیم صهیونیستی در گزارش خود آورده است: تهیه مقدمات جنگ حاضر از سوی تل آویو به شبیه سازی نبرد در بیابان "نگوئف"، خیابان‌ها و محله‌های غزه به منظور آموزش سربازان اسرائیلی در مبارزه با چریك‌های آتی (حماس) محدود نمی‌شود.

در بخشی از این مقاله است: ژنرال‌های اسراییلی توانستند یك مقر فرماندهی را در "اشكلون" به دست بیاورند تا اینكه مجبور نشوند همانند جنگ 2006 با حزب الله جنگ را از راه دور كنترل كنند. به این ترتیب آنها تمامی تجهیزات لازم برای مركز فرماندهی، اطلاعاتی و ارتباطی را در محلی نزدیك به اهداف نهایی خود را در اشكلون مستقر كردند.

این نشریه می‌افزاید: تصمیم استراتژیك دیگر از سوی شاباك، سرویس ضدجاسوسی و امنیت داخلی صورت گرفته كه با به كارگیری خبر چین‌های فلسطینی فهرستی از 400 هدف كه می بایست در اولویت نخست نابود شوند را تهیه كرده است.

این گزارش حاكی است:‌ اعضای شاباك از روز اول بمباران‌ها، به ساكنان غزه تلفن زده و از آنها می‌خواستند تا محل را خالی كنند زیرا تا پانزده دقیقه دیگر محل آنها بمباران می‌شود یا این كه از آنها می‌خواستند تا جای مبارزان حماس را به آنها اعلام كنند.

نشریه فرانسوی "كانار آنشنه" در ادامه با اشاره به حجم بالای حملات هوایی رژیم صهیونیستی به غزه می‌نویسد: در 27 دسامبر گذشته و در روز حمله غافلگیرانه اسرائیل به غزه، 88 فروند هواپیمای اف 15 و اف 16 نیروی هوایی اسرائیل طی 220 ثانیه حدود 100 هدف را در غزه مورد حمله قرار دادند كه این امر مورد تحسین افسران فرانسوی قرار گرفت زیرا همه این عملیات در مدتی كمتر از چهار دقیقه صورت گرفت.
این نشریه به نقل از منابع نظامی فرانسه با بیان اینكه تمام تسلیحات ‌زرادخانه اسرائیل منشاء آمریكایی دارند؛ می‌افزاید: هواپیماها، بالگردها و بمب‌های ام‌كا‌ 84، جی‌بی‌یو 39، دی‌آی‌ام‌ای و بمب‌های معروف به فسفر سفید كه سوختگی‌های وحشتناكی ایجاد می‌كنند تولید آمریكا هستند.

در بخش دیگری از این مقاله آمده است: در زمان مقدمه چینی برای حمله به غزه ژنرال‌ها و دولت اسرائیل در مورد جنگ تصویری نیز به توافق رسیدند و به منظور جلوگیری از پخش تصاویر جنگ در تلویزیون، به طرز عجیبی تصمیم به جمع‌آوری تلفن‌های همراه سربازان‌ان گرفتند. زیرا معتقد بودند زمانی كه كمتر از صحنه‌های جنگ فیلمبرداری شود و سربازان به خانه‌هایشان تلفن نزنند، جنگ قابل تحمل‌تر خواهد بود.
این هفته نامه در بخش پایانی این مقاله با اشاره به اعتراض اتحادیه اروپا نسبت به آنچه در غزه روی می‌دهد؛ نوشت: بروكسل به شدت نسبت به اینكه ساختمان‌ها، مدارس، زیرساختارها و بیمارستان‌هایی كه در غزه با اعتبارات اروپایی ساخته شده‌اند؛ توسط حملات هوایی اسرائیل تخریب شوند اظهار تاسف كرده است.
دوشنبه 30/10/1387 - 12:22
ارگان رسمی دولت سوریه روز شنبه اعلام كرد: سوریه درخواست اسراییل مبنی بر قطع مناسبات با ایران، حزب الله و حماس را به عنوان پیش شرطی برای توافقنامه صلح رد كرده است.

به گزارش "الف"، روزنامه "تشرین" چاپ سوریه كه منعكس كننده سیاست دولت بشار اسد است، روز شنبه در سرمقاله خود اعلام كرد: اسراییل نمی تواند پیش از آغاز مذاكرات شرط تعیین كند. دمشق هیچ پیش شرطی را نمی پذیرد كه ارابه را پیش از اسب قرار دهد.

در این سرمقاله با اعلام این مطلب كه "سوریه درباره مناسبات با كشورها و افراد دیگر چانه زنی نخواهد كرد" افزوده است: نیازی به گفتن نیست كه شروط غیر ممكن نمی تواند مذاكرات را تسهیل كند و این شرایط، چوب لای چرخ فرایند صلح می باشد.

سخنگوی سفارت سوریه در لندن نیز روز شنبه در مصاحبه با تلویزیون الجزیره انگلیسی ضمن تایید خبر مذاكرات غیر رسمی سوریه واسرائیل گفت: سوریه یك كشور مستقل است و هیچ پیش شرطی را نیز نمی پذیرد این یك اصل است درباره ایران نیز باید بگویم كه بهتر است اسرائیل از اهریمن سازی درباره ایران دست بردارد و از این فرصت ارتباط سوریه با ایران استفاده كند و سوء برداشت های خود را از آنچه كه جاه طلبی های ایران در منطقه می داند برطرف كند.

"جهاد مقدسی" سخنگوی ویژه سفارت سوریه در لندن درباره حزب الله نیز گفت: این سازمان قصد ندارد علیه هیچ كشور همسایه ای جنگ به راه اندازد. در واقع حزب الله جاه طلبی برون مرزی ندارد. آنچه كه حزب الله واقعا بدنبالش است آزادسازی باقیمانده سرزمین لبنان و دیگری مسئله زندانیان لبنانی است كه در زندان های اسرائیل به سر می برند.

مقدسی در پاسخ به این مطلب كه بلندی های جولان برای اسرائیل اهمیت استراتژیك دارد گفت: فكر نمی كنم اسرائیل با داشتن بیش از 300 كلاهك هسته ای نیازی به فاكتور جغرافیایی برای دفاع از خود داشته باشد. پس اینها همه بهانه ای است برای شانه خالی كردن از مفاد توافقنامه احتمالی صلح

در همین حال، "خالد مشعل" رییس دفتر سیاسی حماس كه روز شنبه در تهران با مسئولان ایرانی دیدار می كرد، درباره احتمال موفقیت مذاكرات سوریه و اسرائیل ابراز تردید كرد.
مشعل گفت اسراییل در حال مانور است و در حال بازی كردن با همه مسیرهای مذاكرات می باشد.
وی افزود: ضعف اولمرت به وی اجازه نخواهد داد كه این گام را بردارد.

اما تحقیقات درباره اتهامات فساد مالی اولمرت، موجب تردید ها درباره توان وی برای امضای توافق نامه صلح با فلسطینیان تا پایان سال جاری میلادی شده است.

روزنامه "القبس" چاپ كویت نیز روز شنبه در گزارشی با اشاره به روابط مستحكم ایران و سوریه نوشت: تفاهم و روابط صمیمانه و برادرانه ایران و سوریه ایجاب می كند كه طرف سوری متحد ایرانی خود را در جریان مسائل مربوط به مذاكره با اسرائیل قرار دهد و با ایران در اینباره مشورت كند .

خبرگزاری رویترز نیز در تحلیلی به قلم "خالد یعقوب"نوشت: موانع موجود بر سر راه امضای توافقنامه بین سوریه و اسرائیل بسیار زیاد است. سوریه احتمال نمی دهد كه در دوره ریاست جمهوری جرج بوش توافقنامه ای امضا شود. بوش دشمنی خود را با دمشق پنهان نمی كند اما سوریه می گوید به ادامه مذاكرات با اسرائیل از طریق تركیه پایبند است. واشنگتن با سردی از تلاشهای تركیه در این خصوص استقبال كرده است اما در اسرائیل بسیاری از رای دهندگان معتقدند ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل از این مذاكرات برای منحرف كردن نگاهها به مشكلات داخلی بهره برداری می كند.

این خبرگزاری همچنین به نقل از یك مقام امنیتی سوری نوشت: دمشق نمی تواند به سادگی از ائتلاف خود با ایران كه از سال 1980 میلادی ادامه دارد دست بردارد. در آن زمان سوریه به تنهایی در جهان عرب از جمهوری اسلامی ایران در جنگ هشت ساله اش با رژیم صدام حمایت كرد.

در همین زمینه، یك سیاستمدار عربی كه به تازگی از ایران و سوریه دیدار كرده است گفت: سناریوی صلح شاید بیشتر از آنچه كه باید خوشبینانه است. سوریه با ایران پیوندهای مستحكم امنیتی دارد. فضای جنگ برای بشار اسد به منظور تقویت بیشتر وضع خود در منطقه مفید است. نباید میزان همكاری بین سوریه و ایران را كم اهمیت بدانیم.

رژیم صهیونیستی در جنگ 1967 بلندیهای جولان را اشغال كرد و بسیاری از اسراییلی ها این منطقه را هنگام حملات به عنوان یك منطقه حائل با ارزش تلقی می كنند. امروز 18هزار اسراییلی در بلندیهای جولان سكونت دارند.
دوشنبه 30/10/1387 - 12:21

هیلاری کلینتون و دنیای مردانه سیاست

این روزها ناظران مبارزه انتخاباتی در درون حزب دمکرات آمریکا خبر از پیش افتادن برک اوباما از هیلاری کلینتون می دهند. بدون توجه به این که آیا این روند همین طور پیش می رود یا خانم کلینتون می تواند برگ را برگرداند یا نه، داشتم به روند مبارزه انتخاباتی او فکر می کردم.

زنانی که در دهه های گذشته با شکستن سدهای قانونی و سنتی توانسته اند به رده های بالای مدیریت اجتماع راه پیدا کنند، خود می گویند که همیشه باید چند درجه از مردان رقیب خود بهتر بوده و کارآمدی بیش تر از آنها داشته باشند تا بتوانند با آنها در یک رتبه قرار گیرند. مردان و جامعه سنتی هم که پیش داوری ها و افکار سنتی خود را مبنی بر ناکارآمد بودن زنان، غلبه احساس آنها بر منطق و دیگر حرف های تکراری و ملال آور هزاران ساله خود را دارند که همه شنیده ایم.

در این میان چیزی که توجه مرا جلب می کند همین اجبار “بهتر” بودن از مردان برای برابر بودن با آنهاست که از سوی خود زنان بیان می شود. این که زنان این بهتر بودن را چگونه تعریف می کنند برای من جالب توجه است. به نظر می آید که بسیاری از زنان این بهتر بودن را در مردتر بودن از مردان تعریف می کنند یا در رفتار خود این گونه نشان می دهند و در این راستا زنانگی طبیعی خود را محدود یا سرکوب می کنند، بدون توجه به این که همین برگ باخت آنها می تواند باشد. چه کسی حاضر است کپی را بر اصل ترجیح دهد؟ در حالی که دید زنانه آنها برخی از مشکلات جهان امروز را شاید بهتر حل کند.

خیلی ها هم می گویند: زنان در رهبری جامعه نه تنها بهتر از مردان نیستند، بلکه در کارهای منفی از آنها خطرناک ترند. نمونه های کم زنان در رهبری کشورها را هم برای نمونه می آورند: ایندیرا گاندی که جنگ با پاکستان را آغاز کرد یا مارگارت تاچر که خود لقب بانوی آهنین به خودش داده بود و جنگ فالکلند (مالویناس) با آرژانتین را در سالهای 80 به راه انداخت و مردم انگلیس را به جنگ بر سر جزیره ای کشانید که اصلا نمی دانستند در کجای زمین است. هیچ کدام از این دو انعطافی از خود برای مذاکره نشان ندادند و بدون تردید به سراغ جنگ رفتند.

این موردهای ویژه به کنار، اگر به لباس پوشیدن زنان سیاستمدار و یا مدیران عالی رتبه در شرکتها نیز نگاه کنید، می بینید که تقریبا همه آنها تلاش در پوشاندن جلوه های زنانگی خود و نشان دادن رفتار “قاطع” مردانه دارند. این را خود در جاهایی از جهان دیده ام. در اروپا، آمریکای شمالی، چین و ژاپن زنان سیاستمدار یا مدیر بیشتر کت و شلوار می پوشند، آرایش ندارند و موهایشان کوتاه است. یک نگاه به پارلمان آلمان و احزاب سیاسی آنجا بیاندازید. به جز وزیر خانواده و زنان که همیشه با دامن می گردد، به خودش می رسد و برای همین کارها هم معروف است، یک زن نمی یابید که با کت و شلوار نگردد یا موهایش تا سر شانه بلند باشد. در کشورهای اروپایی هم با تفاوت هایی همین جور است حال شاید در ایتالیا یا فرانسه بهتر باشد و یا در اسپانیا یا لهستان بدتر. البته به نسبت بسیار کم موردهای استثنایی کاری ندارم. در آمریکای لاتین، خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی زنان مدیر یا سیاستمدار طبیعی تر و “زنانه” تر می گردند و کمتر از این نقاب های مردانه استفاده می کنند.

برگردیم به خانم کلینتون! همه میدانیم که اعلام موضع در مورد اسراییل یا کوبا در انتخابات آمریکا نقش ویژه ای دارد و برای جلب رای یهودیان و کوبایی های مهاجر باید چهار کلمه در حمایت از اسراییل و دوتا دری وری هم به کاسترو گفت. حال این حرفها می خواهد از روی اعتقاد به عمل باشد یا برای شیره مالیدن بر سر یهودیان یا کوبایی های ساکن فلوریدا. اما این دفعه حرفی که خانم کلینتون زد و فانتزی که او برای جلب یهودیان نشان داد، تاکنون هیچ کس جرات فکر به آن نیز نکرده بود. او که برای جمع آوری رای به پنسیلوانیا رفته بود و آشکار بود که برای کنار زدن اوباما از هیچ چیز نخواهد گذشت، به جای مبارزه انتخاباتی با اوباما راکت های اتمی را به سوی ایران نشانه رفت. در آنجا در پاسخ به تلویزیون ABC که از او پرسید که اگر شما را در ساعت سه صبح بیدار کنند و خبر حمله اتمی ایران به اسراییل را بدهند، شما چه خواهید کرد، گفت: “من می خواهم که ایرانیان بدانند که اگر من رییس جمهور باشم، ما به ایران حمله خواهیم کرد. ما قادر خواهیم بود که ایران را محو کنیم.” “We will be able to obliterate Iran.”

زبان انگلیسی پر واژه ترین زبان دنیاست و بیش از هشتصد هزار واژه دارد و هر روز هم به آن افزوده می شود. من در درک واژه obliterate ماندم. به چند واژه نامه نگاه کردم و هر چه بیشتر معنی آن را دیدم، شگفت زده تر شدم که چگونه یک انسان می تواند چنین فانتزی داشته باشد و آن را در برابر جهان نیز بیان کند؛ آن هم به عنوان رهبر خیالی کشوری که شصت و سه سال است که رکورد ننگین و زشت کاربرد سلاح هسته ای را به تنهایی در دست خود دارد، اکنون قدرت نظامی بدون رقیب جهان است و انتظار می رود که مسئولانه تر برخورد کند، هر چند که تلاشی برای کسب قدرت اخلاقی و معنوی نیز از خود نشان نمی دهد. یک سیاستمدار مسئول آمریکایی اکنون باید به ترمیم خسارت هایی بپردازد که هم قدهای احمدی نژاد، جورج بوش پدر و پسر و نئوکان ها به اعتبار کشور خود در جهان و به ارزش ها و باورهای دمکراتیک در درون جامعه آمریکا وارد کرده اند. ولی کو آن دور بینی لازم؟

می توان بیشتر باور داشت که این حرف تنها برای جلب رای یهودیان گفته شده است و همانند بسیاری از شعارهای ضد آمریکایی و ضد اسراییلی رهبران ایران مصرف داخلی دارد. همه می دانند که ایران هیچ گونه سلاح هسته ای ندارد و امیدوارم هیچ گاه نیز نداشته باشد؛ دشمنی یا جنگ با اسراییل در ایران طرفدار جدی ندارد و آن چهارتا حزب اللهی خشک مغز و جاهل با جدی شدن خطر جنگ به همراه رهبرانشان در اولین سوراخ فاضلاب مخفی خواهند شد. این را هر سیاستمدار جدی آمریکایی باید بداند. این را هم می داند که اسراییل برای دفاع از خود در برابر ایران یا هر کشور دیگری هیچ احتیاجی به کمک آمریکا ندارد و به برکت دزدیدن اسرار اتمی آمریکا در بیست سال پیش خود کلی سلاح هسته ای دارد که بتواند هر کشوری چون ایران را “محو” کند. اسراییلی ها نیز تاکنون مرز اخلاقی جدی در رفتار شصت ساله خود با فلسطینی ها نشان نداده اند که انسان دلش خوش باشد که آنها در کاربرد سلاح هسته ای یا شیمیایی خط قرمز دارند. هیچ گاه این جمله آریل شارون قصاب “صبرا” و “شتیلا” یادم نمی رود که گفت: بهتر است آدم نازی زنده باشد تا یهودی مرده.

یعنی هیلاری کلینتون این ها را نمی داند؟ می داند. همه نیز می دانند که او این حرف را هم جدی نزد و به آن اعتقاد ندارد یا هنوز ندارد. این است که خالی بودن این حرفها و کوته فکری گوینده آنها بیشتر آشکار می گردد و این که این گوینده انگار شنوندگان خود را نیز ابله انگاشته است. از دیدگاه من آنچه که نقشی مهم در بیان این جمله و کاربرد آن واژه ناآشنا بازی کرد، این بود که به شنوندگان خود ثابت کند که او اگرچه زن است ولی از مردان قاطع تر است و همین کار نقطه ضعف شخصیتی او را نشان می دهد و راه را برای باخت مبارزه انتخاباتی هموارتر می سازد. کما این که به گفته ناظران دارد برای خانم کلینتون همین گونه نیز می شود.

جدا از همه اینها اگر بنا بر این باشد که جامعه آمریکا هوادار آغاز یک جنگ دیگر، آن هم با ایران باشد، باز هم به هیلاری کلینتون از حزب دمکرات رای نخواهد داد و یکراست مک کین را انتخاب خواهد کرد که برای این کار او قابل اعتمادتر است تا دمکرات ها و خانم کلینتون. این است که هیلاری کلینتون چند خطا را با هم انجام داده است.

عجب دوران غریبی است! چند روز پیش در “فایننشال تایمز” عکسی از برک اوباما دیدم که قطره اشکی بر چشم داشت

دوشنبه 30/10/1387 - 12:19

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌كنند،

 

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

 

بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌كنند.

 

بعضی ها صدای ملائك را می‌شنوند.

 

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فكركردن را به خود نمی‌دهند.

جمعه 27/10/1387 - 9:37
معمولا میدانیم چه باید بكنیم ولی دیر اقدام میكنیم
جمعه 27/10/1387 - 9:37

مشكلاتت را به دیگران مگو
%80 مردم نمی توانند كاری برایت كنند
و %20 بقیه هم از این كه مشكل داری خوشحال می شوند
جمعه 27/10/1387 - 9:36

بیاكه لحظه . لحظه درهوای هم باشیم

چو كبوتران دسته دسته در بال هم باشیم

درآسمان آبی سیركنیم وخوش باشیم

چو اختران فلك فوج فوج دركنارهم باشیم

به گاه حزن واندوه به داد هم برسیم

چو لاله ها به لحظه غم داغدارهم باشیم

به شادمانی هم بانگ شوق برداریم

چو اختران فلك درمدارهم باشیم

سمندعمرشتابنده است وفرصت كم

بیاكه تانفسی هست یارهم باشیم

جمعه 27/10/1387 - 9:36