تعداد مطالب : 549
تعداد نظرات : 287
زمان آخرین مطلب : 2352روز قبل

بسم رب الحسین 
دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟
چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانی که چرا آب فرات است گل آلود؟
شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است
دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش؟
یعنی که خدا هم عزادار حسین است

جمعه 26/8/1391 - 0:21
آرماگدون چیست ؟
كلمه آرماگدون(Armageddon)  یا هرمجدّون واژه ایست یونانی که از ترکیب دو کلمه «هر» به معنی تپه یا کوه و «مجدّون» به معنی بلند، مشرف و یا شریفان تشکیل شده است. در اصل این واژه نام منطقه ای است که در ۲۰ مایلی جنوب شرقی بندر حیفا در شمال فلسطین اشغالی واقع شده و در طول تاریخ، شهری استراتژیك بوده است. در عهد قدیم کتاب مقدس نیز چندین بار به نبردهای رخ داده در این محل اشاره شده است. از سوی دیگر این کلمه در واژه نامه های آمریكایی مانند فرهنگ وِبستِر به معنی نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان است. همچنین بنا به آنچه در باب شانزدهم مكاشفات یوحنا در عهد جدید آمده است، جنگی عظیم در این منطقه رخ می دهد و سپاهیان مسیح در مقابل سپاهیان ضد مسیح (Anti Christ) می جنگند و سرنوشت نهایی آدمی بر روی كرۀ زمین به این نبرد بستگی دارد. كشیشان بینادگرا معتقدند این جنگ، نبردی هسته ای است و در این نبرد همه اعراب و ایران با کمک روسیه (به طور کلی مسلمانان) به اسرائیل هجوم خواهند برد. پس ضد مسیح وارد خاورمیانه می شود و تندیس خود را در معبد یهودی نصب می كند و از همه جهان می خواهد كه آن را به جای خدا بپرستند. در راستای این اعتقادات مكاتب، جنبشها و فرقه هایی به وجود آمده است، اعضای این فرقه ها اعتقاد دارند كه وظیفه مهم آنان فراهم كردن مقدمات ظهور حضرت مسیح (ع) است. لذا برای نیل به این مقصود تضعیف نظامی اعراب (در اصل مسلمانان) و حمایت مالی، سیاسی و نظامی و تقویت فن آوری هسته ای اسرائیل را از جمله وظایف خود می دانند.
مكتب صهیونیسم مسیحی
اعتقاد به فراهم آوردن مقدمات ظهور حضرت مسیح (ع) از عوامل به وجود آمدن مكتب صهیونیسم مسیحی و مبلغان انجیل می باشد. اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریكا و انگلیس حمایت همه جانبۀ عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و اعتقاد دارند كه «دوباره تولد یافته می باشند» و فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاك خواهند شد. از ویژگیهای ممتاز پیروان این مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و بنا به گفته برخی، تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریكا می باشد (كه به ایشان نام صهیونیسم مسیحی اطلاق می شود.)
 به اعتقاد این مكتب پیروان كلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواستۀ مسیح را كه در تفاسیر انجیل قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. این جریان در پروتستانتیسم با عنوان «خواسته های مسیح» شهرت دارد.
عملی شدن این خواسته ها دارای هفت مرحله است که عبارتند از :
1)     مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین فلسطین (سرزمین موعود).
2)     تشکیل دولت یهودی اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات.
3)     موعظه شدن بنی اسرائیل توسط کلیسا و انجیل برای روی آوردن به آئین مسیحیت.
4)     به بهشت رفتن تمام کسانی که به کلیسا ایمان آورده اند.
5)     سپری شدن دوران فلاکت و بدبختی مردم جهان به مدت هفت سال.
6)      تخریب مسجدالاقصی و قبه الصخره توسط یهودیان و ساختن معبد سلیمان به جای آنان و آغاز نبرد آرماگدون.
7)     شکست لشکریان ضدمسیح و استقرار پادشاهی مسیح در سرزمین مقدس.
نبرد آرماگدون و اسلام
از سوی دیگر در سالهای گذشته تبلیغات وسیعی در کشورهای اسلامی و مسلمانان صورت گرفته که پس از ظهور منجی مسلمانان درآخرالزمان، سپاهیان اسلام در نبرد آرماگدون مقابل کفار و مشرکین و دشمنان اسلام خواهند جنگید. حتی برخی سعی دارند تا روایات و احادیث مختلف در خصوص آخرالزمان (مانند نبرد قرقیسیا) را به این نبرد نسبت دهند. در این میان فرقه های انجیل گرا با استناد به این اصل که در نبرد آرماگدون سپاهیان مسیح در مقابل سپاهیان ضد مسیح می جنگند، با فشار بر دولتهای غربی، مسلمانان و سپاهیان اسلام را به عنوان سپاهیان ضد مسیح معرفی می نمایند که برای ظهور مجدد مسیح و استقرار حکومت جهانی مسیح باید کلیه مسلمانان و کشورهای اسلامی از بین بروند. رهبران مذهبی فرقه های پروتستان در سراسر جهان علی الخصوص در آمریكا و اروپا كه به این مكتب نوظهور «خواسته های مسیح» اعتقاد دارند، در سالهای گذشته (پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران) اعتقادات یاد شده را به شدت در جامعه آمریكا و اروپا تبلیغ كرده و در آمریكا در این زمینه صدها كتاب منتشر شده و فیلم های گوناگونی به نمایش در آمده اند. به عنوان نمونه یک كشیش آمریكایی به نام «هال لیندسی» که از افراد مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی ایران می باشد، كتابی را تحت عنوان «در پیشگوییهای انجیل، جای آمریكا كجاست؟» تألیف نموده كه یكی از پر فروش ترین كتاب های سال ۲۰۰۱ در آمریكا به شمار آمده است. در این كتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بیان شده است. نویسنده در این كتاب اثبات نموده است كه دولت آمریكا جنگ آرماگدون را رهبری خواهد كرد و مخالفان مسیح در سراسر جهان را كه قبل از آغاز این جنگ باعث ایجاد رعب و وحشت در جهان شده اند، شكست خواهد داد. اعتقاد به جنگ آرماگدون یکی از عوامل و دلایل پشت پرده آمریكا در حمله به عراق و سعی در عاری ساختن منطقه ی خاورمیانه از سلاح های هسته ای و فراهم آوردن شرایط برای راه انداختن این جنگ می باشد. در این جنگ انگلیس همكار آمریكا خواهد بود. دولت آمریكا در اوج جنگ سرد، موشك های هسته ای قاره پیمای خود را «شمشیرهای جنگ مقدس» نامیده بود. پیروان این مكتب در سالهای گذشته تبلیغ كرده اند كه عملیات توفان صحرا علیه عراق در سال ۱۹۹۱، حمله آمریکا به افغانستان، تجاوز اخیر به عراق و اشغال این کشور، حمله اسرائیل به لبنان و... فراهم كردن مقدمه ای برای جنگ آرماگدون بوده است.

هرکس قدمی بهر خدا بر دارد
آینه ی سینه اش جلا بر دارد
من معتقدم یوسف زهرا (س) آید
گر فاطمه (س) دستی به دعا بر دارد

 
چهارشنبه 2/9/1390 - 12:6


    راهکارهای عملی شرح صدر و افزایش آستانه تحمل

    شرح صدر به معنای گشایش سینه یکی از اصطلاح قرآنی است که در حوزه عرفان و تصوف به شدت رواج یافته است؛‌اما کم تر به این مساله از نظر حوزه های اجتماعی،‌ اخلاقی و سیاسی توجه شده است. به این معنا که کم تر به نقش و کارکردهای شرح صدر در حوزه های عمل اجتماعی و رفتاری انسان توجه شده و تاثیرات شگرف آن در ایجاد آرامش روانی و روحی و استقامت و صبر در برابر مشکلات و فشارهای درونی و بیرونی پرداخته شده است.

    نویسنده در این مطلب بر آن شد تا با بهره گیری از آموزه های وحیانی قران برخی از ابعاد این مساله را تبیین کرده و راهکارهای دست یابی به این حالت روحی و روانی در انسان را روشن نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

    سعه وجودی از طریق عبودیت

    انسان در وضعیت دنیوی خویش در یک حالت میانی قرار دارد؛ چرا که قرار گرفتن روح آدمی در کالبد جسمانی و مادی، اقتضائاتی دارد که گرایش به دو جهت متقابل را موجب می شود. این گونه است که انسان خود به تنهایی دنیایی از امور متضاد و متقابل است که او را هم چون پاندولی به دو سمت متضاد و متقابل می کشاند.

    البته در این میان دو دسته انسان های فطرت گرا که تقوا و ایمان واقعی را حفظ و قلب خویش را سالم و سلیم نگه داشته اند ؛ و نیز انسان های غریزه و طبیعت گرا که خواسته های نفسانی را مقدم داشته و فطرت و تقوا را زیر پا نهاده اند، در نوعی از ثبات شخصیت قراردارند،‌ بیش تری مردم همواره در حالت تردد و گذر از خدا به هوا و از هوا به خدا می باشند. این تردد در برخی چنان شدت یافته است که هر دمی با کوچک ترین بادی به جهتی متمایل می شوند.

    خداوند از این گروه سوم که مومن و نه کافر محض هستند، به مذبذبین یاد کرده و درباره ایشان گفته است: مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء.(نساء، آیه 143) اینان انسان های در نوسانی و بی هدفی هستند که هر دم به سویی کشیده می شوند و از ثبات شخصیت و استقامت برخوردار نمی باشند.

    بی ثباتی شخصیت، بی ثباتی در رفتار و منش و کنش و نیز واکنش ها را به همراه دارد و این تحیر و سرگردانی میان فجور و تقوا( شمس، آیآت 7 و 8) رفتارهای اجتماعی و سیاسی ایشان را نیز تحت تاثیر شدید قرار می دهد به گونه ای که نمی توان به قول و عهد ایشان امیدوار بود و بر اساس آن، با ایشان تعامل داشت؛ چرا که بی ثباتی در شخصیت و هدف، هر گونه اعتمادی را نسبت به ایشان سلب می کند و اجازه تعامل به آنان را نمی دهد.

    بر اساس آموزه های قرآنی علت و سبب این نوع رفتار را می بایست در فقدان سعه وجودی افراد جست؛ زیرا موجودات بسته و محدود وجودی گرفتار این گونه رفتارها می باشند؛‌ اما در مقابل انسان هایی که از سعه وجودی برخوردار می باشند، از افق دید روشنی برخوردارمی باشند و هدف های کلانی را شناخته و در پی آن می روند و برای دست یابی به آن نیز تلاش و کوشش جدی داشته که از آن به عزم یاد می شود.

    در حقیقت کسانی که از سعه وجودی برخوردار می باشند، با نظام آفرینش ارتباط درست و کاملی برقرار می کنند و با اهداف و فلسفه آفرینش هستی و نیز فلسفه آفرینش انسان،‌ آشنا شده و می کوشند با سعی و تلاش و عزم جدی و جهاد درونی و بیرونی آن را به دست آورند.

    سعه وجودی به معنای وسعت یابی شخصیت وجودی شخص است به گونه ای که هستی را در بر می گیرد و به جای این که محاط عالم و جهان باشد،‌ محیط بر عالم و جهان می شود و از جای بیرون از زمان و مکان هستی به هستی می نگرد.

    البته همه انسان ها به چنین وسعت وجودی نمی رسند و تنها برخی از انسان های کامل در این حد بالا می روند که از عرش به فرش هستی و کائنات می نگرند؛‌ چرا که خدایی شده و از جایگاه خداوندی به هستی نگاه می کنند و از این روست که قابلیت ربوبیت و خلافت خدایی می یابند و مظهر ربوبیت و پروردگاری خداوند می شوند.

    اما با این همه، هر کسی بسته به تلاش و کوششی که می کند، می تواند از وسعت وجودی در مراتبی از آن بهره مند شود و به همان اندازه وسعت یابی در وجود و اتصال به خداوند و مبدای هستی و کائنات می تواند از درک درستی از هستی برخوردار شده و در مسیر درست آفرینش گام بردارد و تحلیل به نسبت کامل و جامع ای از خود و دیگران و هستی داشته باشد.

    بر اساس آموزه های وحیانی، دست یابی به وسعت وجودی تنها از طریق عبودیت امکان پذیر می باشد؛ زیرا هر چند که در همه انسان ها این ظرفیت گسترش وجودی و وسعت یابی به شکل قوه و پتانسیل وجود دارد،‌ ولی تنها راه فعلیت یابی آن، اتصال کامل به وجود مطلق یعنی خداوند است. این اتصال بر اساس آموزه های وحیانی نیز تنها با طریقت عبودیت شدنی است؛‌ زیرا انسانی که در طریقت شریعت عبودیت گام بر می دارد، با عمل به آموزه های وحیانی شریعت و خلوص در عبودیت می تواند، اسمای سرشته در ذات خویش را از قوه به فعلیت در آورد و با هر فعلیت یابی اسمی از اسما و صفات الهی، متاله و خدایی شود که در نهایت به ربوبیت و مظهریت آن دست می یابد؛‌ چرا که خلافت در این مقام نیازمند سعه وجودی یافتن و خدایی شدن و احاطه کامل یابی به هستی امکان پذیر است. در این حالت که انسان می تواند موجودات هستی را پروردگاری کرده و حق شایسته و بایسته ایشان را تحقق بخشد و آنان را به کمال شایسته و بایسته ایشان برساند.

    شرح صدر، وسعت یابی وجودی

    آن چه در آموزه های قرآنی به عنوان شرح صدر یاد می شود،‌ همان وسعت یابی وجودی است. به این معنا که وجود شخص از طریق عبودیت و شریعت، اسما و صفات الهی را در خود متحقق می سازد و فعلیت می بخشد. در این حالت شخص متاله و خدایی شده و متصل به حقیقت وجود مطلق یعنی خداوند می شود و همه چیز را از چشم خداوند می بیند و عمل می کند. نهر وجودش است به اقیانوس بی پایان و بی کران هستی متصل می شود و از آن جا تغذیه می کند. این نوعی فنای انسان در خدا و بقای انسان به بقای الهی است. این گونه است که قول و فعل انسان متاله و ربانی، همان گونه که به خود شخص می تواند انتساب یابد به خدا نیز منتسب شود؛ چنان که خداوند در آیه 17 سوره انفال تیرافکندن پیامبر(ص) را تیر افکندن خود می داند ؛ چرا که قطره دریاست اگر با دریاست / ورنه آن قطره و دریا دریاست.

    به این معنا که در مقام اتصال و فنا،‌ وسعت وجودی ایجاد شده، موجب می شود تا نوعی یگانگی و اتحاد یا وحدت ایجاد شود که در عرفان از آن سخن بسیار گفته اند.

    خداوند در چند جا به صراحت از شرح صدر سخن گفته است. از جمله در آیه 24 سوره طه درخواست حضرت موسی(ع) را بیان می کند که خواهان شرح صدر می باشد. هم  چنین در آیه نخست سوره انشراح از عنایت خاص خود نسبت به پیامبر(ص) سخن به میان می آورد که به ایشان شرح صدر بخشیده است بی آن که تقاضا در قالب نیایش و دعا از سوی آن حضرت (ص) صورت گرفته باشد هر چند که تقاضا و پرسش ذات را نمی توان انکار کرد؛ چرا که ذات آن حضرت(ص) همانند هر ذاتی به ویژه ذات انسانی، خواهان شرح صدر است و می خواهد به وسعت وجودی دست یابد و خدایی و متاله شود.

    اندیشمند بزرگ قرآنی راغب اصفهانی در کتاب ارزشمند خود در باره شرح صدر می نویسد: شرح در لغت به معناى بسط و گسترش دادن است. مقصود از شرح صدر، بسط و گشادگى سینه با نور، آرامش و رحمت الهى است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص 449)

    هر چند که ایشان با توجه به برخی از کارکردهای شرح صدر و آثار آن، شرح صدر را محدود به آرامش یابی و یا رحمت یابی می کند،‌ ولی با توجه به آموزه های قرآنی می توان دریافت که شرح صدر به معنای افزایش توانمندی و ظرفیت بشری و بسط یابی و گسترش آن است. در چنین حالتی انسان در اوجی قرار می گیرد که آرامش و رحمت یکی از آثار و کارکردهای آن می باشد.

    جالب این که ایشان این بسط را به نور الهی نسبت می دهد و می دانیم که نور الهی ، به معنای تحقق بخشی به حقایق وجودی است؛ زیرا نور خداوند است که وجودات هستی از جمله آسمان ها و زمین را تحقق و وجود بخشیده و هستی را به وجود آورده است. بنابراین،‌ نوری که در دل انسانی می تابد، نوری است که وجود آدمی را به دگرگون می سازد و گسترش وجودی می بخشد.

    در تفاسیر عرفانی و اصطلاحات عرفان، به کارکرد و آثار دیگر این شرح صدر توجه داده شده است. بر اساس این کارکرد، با شرح صدر ، انسان استعداد دریافت معارف و حقایق الهی را می یابد.( فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانى، ص 503)

    بنابراین، می توان دریافت که این سعه وجودی است که با نور الهی و توجهات خداوندی در بشر و انسان ایجاد می شود و او را قابل دریافت معارف و حقایق هستی می کند و ارتباط و اتصال با حقیقت و ملکوت کائنات را ممکن می سازد. به این معنا که انسان چنان با حقیقت هستی یعنی خداوند ارتباط و اتصال می یابد که از دریچه او به هستی می نگرد. این همان مقام متاله و مظهریت یابی بشر است که از آن به ربوبیت و خلافت الهی نیز در آیات قرآنی از جمله آیه 30 سوره بقره تعبیر شده است.

     

    البته در آیه 106 سوره نحل، شرح صدر عاملی برای پذیرش کفر بیان شده است. با توجه به مفاد این آیه می توان دریافت که این شرح صدر که در آیه مطرح شده،‌ شرح صدر طبیعی و در مسیر وسعت یابی وجودی انسان نیست، بلکه چنان که آیه بر می آید، این شرح به جایی آن که از نور خدایی باشد و به خدا نسبت داده شود، به بنده نسبت داده شده است. خداوند می فرماید: مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ؛ ‏كسانی كه پس از ایمان آوردنشان كافر می‌شوند – به جز آنان كه ( تحت فشار و اجبار ) وادار به اظهار كفر می‌گردند و در همان حال دلهایشان ثابت بر ایمان است‌ - آری ! چنین كسانی كه سینه خود را برای پذیرش مجدّد كفر گشاده می‌دارند ( و به دلخواه خود دوباره كفر را می‌پذیرند ) ، خشم تند و تیز خدا ( در دنیا ) گریبانگیرشان می‌شود ، و ( در آخرت ، كیفر و ) عذاب بزرگی دارند .‏‏

    این جا شرح صدر به انسان کافر نسبت داده شده که به جای این که وسعت وجودی خویش را به سوی حقیقت بگیرد همان وسعت وجودی را در برابر کفر می گیرد. به این معنا که هر انسانی دارای یک وسعت وجودی است که از آن به شرح صدر یاد می شود. این شخص به جای آن که آینه وجودش را در برابر حقیقت بگیرد و نمایش آن باشد، به سوی باطل و کفر گرفته و تیرگی کفر را به نمایش گذارد. بنابراین، شرح شرح صدر دراین آیه آن شرح صدری نیست که با اعمال انسانی و عنایت خداوندی در آدمی گسترش می یابد و سعه واقعی می یابد.

    به سخن دیگر، شرح صدر در قرآن دو کاربرد دارد: گاه مراد از شرح صدر همان وسعت وجودی است که خداوند به همه انسان ها بخشیده است و آنان را از نظر قوه و پتانسیل و ظرفیت، قادر و توانا به خلافت یابی کرده است؛ گاه دیگر مراد از شرح صدری است که انسان آن را فعلیت بخشیده و با نور الهی به کمال فعلیت در آورده است. بنابراین، این شرح صدر دوم است که اتصال با مبدا را از طریق عبودیت و خدایی شدن و متاله گشتن،‌ بوجود آورده و زمینه برای درک حقایق بیش تر و کامل تر و ربوبیت را فراهم می کند.

    شرح صدری که با نور الهی و ایمان و تقوا ایجاد می شود، شرح صدری است که پیامبران(ع) و اولوالالباب و خردمندان واقعی به آن دست یافته اند.(زمر، ایه 21 و 22) این شرح صدر به سبب این که با اتصال خاص با خداوند و بهره مندی از نور الهی تحقق می یابد، فعلیت بخشی اسما و صفات الهی را نیز همراه دارد. از این روست که خداوند چنین اتصالی را عین هدایت می داند که منجر به متاله و ربانی و خلیفه شدن انسانی می شود.(همان و نیز انعام،‌ایه 125)

    کارکردها و آثار شرح صدر در حوزه شناخت و معرفت

    وسعت یابی وجودی و شرح صدر انسانی، آثار و کارکردهای گوناگونی در ابعاد مختلف زندگی بشر و حتی موجودات دیگر هستی به جا می گذارد. اگر از نقش ربوبیت انسان نسبت به خود و همه موجوداتی که بر او سجده اطاعت بردند تا تحت مظهریت ربوبیت الهی و خلافت انسانی به کمال برسند،‌ بگذریم، می توان گفت که کارکردها و آثار سعه صدر و شرح صدر در همه ابعاد وجودی قابل ردگیری و شناسایی است.

    به سخن دیگر، وسعت یابی وجودی انسان و شرح صدر او موجب می شود تا انسان متاله و خدایی شده در مقام مظهریت ربوبیت، مدیریت کائنات را در مقام خلافت الهی به دست گیرد و حتی فرشتگان ساحت قدس را به کمال شایسته و بایسته ایشان برساند و یا در مقام تسخیر از قدرت و توان آنان بهره مند شود.

    بنابراین، یکی از آثار شرح صدر را می بایست در افزایش توانمندی بشر و بهره گیری بهتر و کامل تر از امکانات هستی در جهت تکامل و تعالی خود و دیگران دانست؛ زیرا خداوند شرط خلافت کامل انسانی از خداوند را فعلیت یابی اسمای سرشته در ذات از طریق عبودیت است که کنه و گوهر آن ربوبیت و مظهریت یابی در آن است.

    از دیگر آثار و کارکردهایی که برای شرح صدر بیان شده است، دریافت معارف و حقایق بزرگ و سنگین است که گاه از آن به ملکوت آسمان و زمین (انعام، آیه 75) و گاه از آن به قول ثقیل (مزمل ، آیه 5) یاد می شود. قول ثقیل که از سوی خداوند القا می شود، حقیقت قرآن است؛ زیرا قرآن آینه تمام نمای هستی می باشد  و کسی که حقیقت قرآن را دریافت می کند، حقیقت هستی را به تمام و کمال از ظاهر و باطن آن دریافت کرده است. از این روست که عارفان از آثار شرح صدر را استعداد دریافت معارف و حقایق الهی را دانسته اند.( فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانى، ص 503)

    کارکردهای شرح صدر در حوزه رفتاری

    کارکردهایی که قران برای شرح صدر در حوزه عمل و رفتار بیان می کند،‌ بسیار زیاد است. از جمله این کارکردها می توان به افزایش آستانه تحمل اشاره کرد.

    انسان ها در حالت عادی، از محدودیتی بسیار برخوردار می باشند. سعه وجودی انسان در مرزهای شکننده ای قرار دارد و به سادگی در برابر کنش های تند و خشونت آمیز، واکنش های عصبی و افراطی بروز می دهد. این مساله را می توان در رفتار کودکان و نوجوانان و حتی جوانان ردگیری کرد و شناسایی کرد. آنان به سبب عدم سعه صدر کمالی و شرح صدر نوری، از آستانه تحمل پایینی برخوردار می باشند.

    آستانه تحمل هر شخصی بستگی به شرح صدر و وسعت وجودی او دارد. اگر کسی در مراتب عالی انسانی باشد، در اوج شرح صدر می باشد. این مساله در رفتار او به خوبی نمایان است. از آن جمله این که در برابر بیهوده گویی و رفتارهای نابهنجار و ضد اخلاقی دیگران، واکنش های متعادلی را بروز می دهد. از این روست که خداوند مومنان را که از نور الهی و شرح صدر خداوندی بهره ای برده اند،‌ انسان های کریم و بزرگواری می داند که در برابر رفتارهای زشت دیگران به بزرگواری عبور می کنند و می گذرند: وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا(فرقان، ایه 72)

    اوج رفتارهای هنجاری و واکنش های کریمانه و بزرگوارانه را می بایست در پیامبر(ص) دید که در اوج متاله شدن و شرح صدر می باشد. از این روست که در برابر رفتارهای دشمنان و منافقان، به بزرگواری می گذرند و حتی سخنان دروغ ایشان را گوش می دهد و با بزرگواری، ایشان را رسوا نمی سازد و رفتارها و کردارهای زشت ایشان را نسبت به خود،‌ نادیده می گیرد؛ به گونه ای که منافقان به سبب این رفتار بزرگوارانه وی را "اذن" و حرف شنو معرفی می کنند که هر حرفی را می پذیرد و باور می کند.(توبه ،‌ایه 61)

    حضرت موسی(ع) برای این بتواند با دشمن مستکبر و ستمگری چون فرعون مواجه شود، از خداوند می خواهد تا با افزایش سعه صدر،‌ آستانه تحمل وی را افزایش دهد.(طه، آیه 24 تا 27)

    خداوند به پیامبر(ص) می فرماید که با افزایش آستانه تحمل این امکان برای او فراهم شده است تا سختی ها و دشواری های تبلیغ دین را بر تابد و در برابر فشارهای سنگین مخالفان و دشمنان بتواند، حرکت تبلیغی را ادامه داده و به مقصد برساند.(انشراح و نیز اعراف، ایه 2 و ایات دیگر) افزایش آستانه تحمل با سعه صدر می تواند مبارزه با دشمن را به کاری آسان تبدیل کرده و همه فشارها را تحمل کند.(طه، آیات 24 تا 27)

    از دیگر کارکردها و اثار شرح صدر می توان به افزایش صبر و مقاومت در برابر دشمن و عدم افتادن به حرج و مانند آن اشاره کرد که در آیات پیش گفته به آن توجه داده شده است. انسانی که دارای شرح صدر شد همه کارهایش برای او اسان می شود و از سختی بیرون می اید. این اسانی به دو شکل، تبدیل عسر و یسر یعنی سختی به آسانی و هم چنین آسان شدن کارها در نزد او هر چند که در ظاهر هیچ تغییری نیافته خواهد بود. به این معنا که گاه خداوند واقعا کارها را برای او اسان می سازد و یا این که آستانه تحمل رادر وی چنان افزایش می دهد و بالا می برد که قول ثقیل و کار سنگین و دشوار برای او آسان جلوه می کند و به سادگی و اسانی می تواند از آن ها بگذرد و به مراد خویش برسد.(شرح یا انشراح و نیز طه ، ایات 24 تا 26 و آیات دیگر)

    راهکارهای دست یابی به شرح صدر

    برای این که به وسعت وجودی دست یافته و شرح صدر را به نور الهی تجربه کنیم، نیاز است که فطرت سالم را هم چنان حفظ کرده و با تقوای الهی در مسیر عبودیت گام برداریم. بر این اساس نمی توان از نقش بی بدیل ایمان به الوهیت خداوندی و ربوبیت او چشم پوشید.

    خداوند در آیه 22 سوره زمر نخستین گام برای دست یابی به شرح صدر را پذیرش گرایش فطری بشر به اسلام و دین و عبادت خداوند می داند. به این معنا که اگر هر انسانی از همان کف شرح صدر استفاده کند و به اسلام به عنوان دین فطری پاسخ دهد،‌گام در راه تقوا نهاده و از فجور دور شده است. در این حالت است که نور الهی که همان نور کمالی اسلام است بر اینه جان و سینه اش می تابد و قلبش به نور خداوندی روشن می شود. این گونه است که مراتب دیگر سعه وجودی و شرح صدر برای او تحقق می یابد و هر چه عبودیت کامل تر شود،‌ظرفیت وجودی وی نیز افزایش یافته و از نور بیش تر الهی بهره مند خواهد شد.

    در این راه تسلیم در برابر خداوند و فرمان هایش به عنوان نمادی از اسلام خواهی فطرت معنا می یابد( زمر، آیه 22 و نیز انعام، آیه 125)

    شناخت حقیقت خداوندی و این که انسان متاله می شود ولی هرگز خدا نمی شود،‌به او این امکان را می دهد تا محدودیت های ظرفیت وجودی خویش را درک کند و گام ها را در مسیر متاله و خدایی و ربانی شدن به درستی بردارد و منحرف نگردد. چنین شناختی است که به تسبیح گویی ذات انسان از ذات الهی منجر می شود و وسعت بخشی وجودی اش را در مسیر درست قرار می دهد. از این روست که خداوند در آیات 25 و 32 به نقش تسبیح در شرح صدر یابی بشر توجه می دهد و از انسان می خواهد تا با بهره گیری از این شناخت درست، گام های درستی در مسیر متاله و ربانی شدن بردارد.

    به هر حال نمی بایست از نقش کلیدی اسلام و شناخت درست از الوهیت و ربوبیت خداوند در شرح صدر یابی انسان غافل ماند، چرا که این عناصر کلیدی می توانند مسیر درستی را برای خدایی و ربانی شدن انسان ترسیم کرده و تحقق بخشند.

    با توجه به ایات سوره مزمل می توان دریافت که نماز شب به عنوان یک عبادت خاص تاثیرات شگرفی در افزایش سعه صدر و نیز افزایش استانه تحمل بشر دارد. از این روست که خداوند دریافت قول ثقیل معارف قرانی و مانند آن را را مرتبط با نماز شب دانسته است.(مزمل ، آیه 5)

    مقاومت درهواهای نفسانی و رفتارهای پلید و فجور آمیز از دیگر راهکارهایی است که خداوند برای تحقق سعه صدر بیان می کند.( انعام، ایه 125) چنان که مقاومت در برابر کفر (نحل، آیه 106) و ارتداد(همان) نیز از دیگر راهکارهایی است که از سوی خداوند بیان شده تا انسان به شرح صدر دست یابد.

    اگر انسان در برابر هر گونه فشار کفر و ارتداد و پلیدی و هواهای نفسانی و فجور و گمراهی مقاومت کند،‌می تواند امید داشته باشد که مراتب عالی از سعه صدر را به دست آورد و در زندگی از شخصیت باثبات و پایداری برخوردار شود.
يکشنبه 12/4/1390 - 14:25


"یاهو"ی عربی با نگرش وهابی!

آینده روشن: آنچه باعث شده تا حضور سایت مکتوب در یاهو، نگرانی دردمندان جهان اسلام را برانگیزد، نخست اهتمام این سایت به عنوان یک پورتال پربازدید، به محلی برای ترویج اباحه‏گری میان جوانان جهان اسلام است. بخصوص که با بخش‏هایی چون هنر و ستاره‏های سینما و موسیقی، چت‏روم‏ها، بنت الحلال و همینطور ویدئوها و فیلم‏هایی که خالی از صحنه‏های مخالف عفت عمومی و اسلامی نیستند، قصد دارد تا محبوبیت خود را در صدر نگه دارد!
سایت یاهو ـ دومین سایت پربیننده جهان ـ با خرید سایت عرب‏زبان "مکتوب"، دومین زبان خود را پس از انگلیسی راه‏اندازی کرد و با تبلیغ "اباحه‏گری" و نیز "آموزه‏های وهابیت" جذب شانزده میلیون کاربر این سایت را هدف گرفت.

سایت مرجع یاهو که بزرگترین پورتال جهان و دومین سایت اینترنتی پربیننده در دنیا محسوب می شود سرانجام از "تک‏زبانی" خارج شد و با ایجاد بخش زبان عربی به عنوان دومین زبان خود، کاربران اینترنت را غافلگیر کرد.

داستان از آنجا آغاز شد در سال ۲۰۰۹ مدیران یاهو تصمیم گرفتند که پورتال بزرگ "مکتوب" را خریداری کنند. مکتوب بزرگ‏ترین پورتال عربی ـ سعودی بود که در آن زمان دارای شانزده میلیون کاربر بود.

سایت مکتوب به وسیله کارشناسان به قیمت یکصد میلیون دلار (بیش از یکصد میلیارد تومان) ارزش‏گذاری شد و مذاکرات مدیران یاهو برای خرید آن آغاز گردید. به این ترتیب، یاهو که به ادعای خود بیست میلیون کاربر عرب دارد با خرید سایت مکتوب، جذب شانزده میلیون کاربر این سایت را نیز هدف گرفت.

گزارشی از بخش زبان عربی یاهو (مکتوب)
بخش عربی سایت یاهو (یا همان مکتوب)، همانند یاهوی انگلیسی، سایتی پورتال است که در آن هرچیزی که مورد نیاز یک کاربر است را می‏توان یافت: پست الکترونیک، اخبار، اتاق‏های گفت‏وگو، بازرگانی و اقتصاد، گردشگری و توریسم (به خصوص در کشورهای عربی)، مسایل اسلامی، ازدواج اینترنتی ویژه عربهای مسلمان (با عنوان بنت الحلال!)، تین ایجرها (زیر بیست ساله‏ها)، الحلوة(دنیای زنان)، ورزش، عکس، هنر، ستارگان سینما و موسیقی، ویدئو، مسنجر، فروم‏ها و انجمن‏های اینترنتی و بخش‏ها و سایت‏های دیگر، از جمله سایت‏های فعال و پربیننده مکتوب است.

* آنچه باعث شده تا حضور سایت مکتوب در یاهو، نگرانی دردمندان جهان اسلام را برانگیزد، نخست اهتمام این سایت به عنوان یک پورتال پربازدید، به محلی برای ترویج اباحه‏گری میان جوانان جهان اسلام است. بخصوص که با بخش‏هایی چون هنر و ستاره‏های سینما و موسیقی، چت‏روم‏ها، بنت الحلال و همینطور ویدئوها و فیلم‏هایی که خالی از صحنه‏های مخالف عفت عمومی و اسلامی نیستند، قصد دارد تا محبوبیت خود را در صدر نگه دارد!

دوم آنکه این سایت با پوشش خبرهای مربوط به فلسطین و انقلابهای خاورمیانه از زاویه دید غربی‏ها سعی دارد تا افکار عمومی جهان عرب را برای پذیرش مشروعیت دولت اسرائیلی آماده کند! بنابر نظرسنجی‏های خود غربی‏ها هنوز هم درصد بسیار بالایی از مردم عرب، رژیم صهیونیستی را دشمن شماره یک جهان عرب می‏دانند؛ حال جهت‏دهی مکتوب و یاهو به سمت مخالف این باور عمومی اعراب و مسلمانان است!

مسأله سوم و از همه مهم‏تر و نگران‏کننده‏تر، "بخش اسلام یاهوی عربی" است که افکار وهابی و سلفی را به عنوان اسلام واقعی به خورد جهانیان می دهد!

متأسفانه در بخش اسلام مکتوب، گذشته از آن‏که یکی از دو قرائت اصلی اسلام ـ یعنی مذهب تشیع و مکتب اهل بیت(ع) ـ کاملاً به فراموشی سپرده شده است، افکار و آموزه های فقهی، کلامی و اعتقادی سلفی و وهابی به عنوان اسلام معرفی می گردد! ضمن اینکه پاسخ به سؤالات فقهی مراجعان انبوه سایت نیز بر اساس مذهب کاربران پاسخ داده نمی‏شود؛ بلکه پاسخ‏ها بر اساس مذهب و فرقه ساختگی موردنظر رهبران سایت منتشر می گردد!

آنچه در پی می آید گزارشی از آیتم‏های مختلف بخش اسلام یاهوی عربی است:

گزارشی از آیتم های بخش اسلام در یاهوی عربی (مکتوب)

قرآن کریم:
تجوید و قرائت قرآن، ویدیوی قاریان مشهور عرب و بین‏الملل، تفسیر قرآن به قرائت اهل‏سنت و هر چیزی که درباره قرآن کریم یک مسلمان نیاز دارد را می‏توان در بخش قرآن کریم سایت اسلام پورتال مکتوب (یاهوی عربی) یافت.

ماه مبارک رمضان:
فتاوای مربوط به اعمال این ماه (از منظر فقه اهل‏سنت)، آیات "رمضان"ی قرآن، ثواب قرائت قرآن در این ماه، روایت و احادیث ـ اهل‏سنت ـ درباره ماه مبارک رمضان ونیز بخش‏های اجتماعی مربوط به ماه مبارک مانند نحوه پختن غذا و افطاری، پیامک‏های تبریک و مانند آنها از بخش‏های مربوط به سایت رمضان الکریم است. طراحی این بخش بسیار ویژه بوده و تنوع رنگ و شاد بودن صفحه به جذابیت‏های آن افزوده است!

الحج و العمره:
همه آنچه یک مسلمان [سنی] از حج تمتع و عمره باید بداند در این سایت موجود است. عید قربان، محرمات حج، آیات و روایات مربوط به حج، مکروهات و مستحبات عمره و تمتع و بسیاری از دیگر اعمال مربوط به حج و عمره در بخش "الحج و العمرة" قابل دسترسی است.

تعبیر و تفسیر خواب(!):
سایت اسلام پورتال مکتوب، سایتی دارد به نام تفسیر خواب. کلمات مربوط به خواب را بر اساس حروف الفبا مرتب کرده‏اند و با ورود به آن می‏توانید از میان خیل عظیم خواب‏های احتمالی خودتان، آن را که از همه به خواب و رؤیای شما نزدیک‏تر است، انتخاب کنید!

اسماء الهی:
در این بخش بسیاری از اسماء الهی که در روایات آمده و همه اسماءی که در قرآن موجود است را به ترتیب همان آیه‏ای که اسماء الهی را یک به یک ذکر کرده است(سوره حشر آیه ۲۳) آورده و همه را به طور کامل توضیح داده است.

شخصیت های اسلامی:
این بخش از مخرب‏ترین بخش‏های سایت اسلام در یاهوی عربی است که عقاید مسلمین را هدف گرفته است. متأسفانه نام‏هایی در این قسمت آورده شده که از منفورترین شخصیت‏ها در طول تاریخ اسلام بوده‏اند!

عجیب اینکه محمدبن عبدالوهاب (مؤسس فرقه ضاله وهابیت با کمک و پشتیبانی انگلیس) سومین فردی است که در بخش "شخصیت های اسلام" و بالاتر از علی بن ابی‏طالب(ع) و فاطمه زهرا(س) معرفی شده است!!

همچنین با ورود به مدخل‏هایی نظیر «خالد بن ولید»، «حجاج بن یوسف»، «البانی» و «بن باز»، از این همه ابراز ارادات و بزرگ‏نمایی در مورد این شخصیت‏های منفور و خبیث شگفت‏زده خواهید شد!

دعاها وذکرهای روزانه و موضوعی، آهنگ‏ها و موسیقی‏های اسلامی (تنظیم‏شده براساس نام آهنگ و آهنگ‏ساز) و وبلاگ‏های اسلامی نیز از دیگر بخش‏هایی هستند که به همراه ویدیوها و عکس‏های اسلامی، بخش‏های مالتی مدیا و عامه‏پسند این سایت را تشکیل می‏دهند.

با تمام این تفاصیل، باید اذعان کرد این حرکت گسترده و قوی وهابیون با همکاری لیبرال‏های عرب و زرسالاران آمریکایی برای در دست گرفتن فضای سایبر مسلمانان، می‏تواند ضربه بزرگی برای عقاید اسلامی و شیعی باشد.

یاهو و مکتوب زنگ خطر تخریب افکار صحیح اسلامی و عقاید اهل بیتی را به صدا درآورده و اگر مدیران فضای آی‏تی ایران فکری برای جایگزین کردن سایتی شیعی و انقلابی با این سایت و یا تقویت پایگاه‏های موجود نکنند، باید ـ با عرض تأسف ـ شاهد افزایش تمایلات سلفی‏گری میان کشورهای اسلامی و یا در حاشیه ماندن شیعیان در جهان اسلام باشیم

چهارشنبه 4/3/1390 - 12:54
   
     
   


 
آیا حسود هستید؟
ازحسادت، همیشه به عنوان یکی از رذایل، و ناراحتی های بزرگ نام برده شده، اما این احساس، فقط جنبه های منفی ندارد. تحریکی که ما با دیدن خوشخبتی دیگران با شرایط بهتر آنها در وجود خود احساس می کنیم، و به آن " تمایل" همگفته می شود، حالت متعادلی است که فعالیت و رقابت با دیگران را برای این که به همان خوبی باشیم به وجود می آورد. بر خلاف حسادت شدید که نوعی اغراق بیمارگونه است، وضعیت طبیعی آن که در هریک از ما وجود دارد، ضروری بوده وفقدان آن است بیمارگونه محسوب می شود. به هر حال، این صفت، شامل نوعی واکنش شخصی، نسبت به شرایط خاص است.

حسادت، همچنین به عنوان واکنش دفاعی شخصیتی، می تواند عامل پیشرفت، نیز باشد. این احساس، به سرعت و به شکل طبیعی در کودکان رشد می کند. اولین جهت گیری حسادت کودک، به سوی جنس مخالف خود است که علاقه و محبت مادر (در پسرها) و یا پدر (در دخترها) را بهسمت خویش جذب می کند. این حسادت اولیه، برای رشد کودک ضروری است. برای حفظعلاقه محبت مادر(یا پدر)، پسر (یا دختر) سعی میکند خود را با الگو گرفتن از پدر یا مادر، هویت بخشد. این الگو، او را بیشتر در مسیررشد هدایت کرده و به وی امکان می دهد که به دنیای بزرگترها وارد شود. در سنین بزرگسالی، نوعی غبطه خوردن به دیگران، بر این احساس حسادت افزوده شده ومی تواند نوعی عامل پیشرفت شخصی باشد. قطعا جنبه مثبت چنین احساسی، درست در همان جایی خاتمه پیدا می کند، که اختلال در روابط دیگران آغاز می شود.



هرسوال، دارای سه پاسخ احتمالی است. یکی از پاسخ ها را که با نظریات شما بیشتر هماهنگ است، علامت بزنید. پاسخ خود را سریع و بر حسب اولین انتخاب علامت بزنید.

1-اگر بهترین دوست تان به شما بگوید شغل بسیار جالبی پیدا کرده است، چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: خیلی خوشحال می شوم، چون او استحقاق آن را دارد.
ب: فکر می کنم، چرا این برای من اتفاق نیفتاده و من هیچ گاه چنین شانسی نداشته ام.
ج: اگر شغلی که به دست آورده مهم تر از شغل من باشد، می ترسم نسبت بهاو احساس  حقارت کنم. دوست دارم برای احساس رضایت خودم، من هم چنین کاری داشته باشم.

2-اگر در جمعی، یک نفر مرکز تمام گفت و گوها باشد، برخورد شما چگونه خواهد بود؟
الف: من هم سعی می کنم قطب جذب کننده ای شوم و به همین خاطر، داستان ها و نکات جالب و سرگرم کننده تعریف خواهم کرد.
ب:وقتی کسی مرکز بحث و گفت و گوها می شود، بی شک مساله جالبی را مطرح کرده است. چرا باید این برایم ناخوشایند باشد؟ من هم با دقت به حرف های او گوش می دهم.
ج: هیچ چیز، از این برایم سخت تر نیست. در چنین مواردی، فقط در گوشه ای می نشینم.

3-در تعطیلات، آیا می پذیرید دوستی که همراهتان است، با اشخاص دیگری که به تعطیلات آمده اند مشغول تفریح شود؟
الف: نه. این را دوست ندارم، ولی خوب، هر کسی آزاد است و من دخالتی نمی کنم.
ب: تعطیلات برای این ساخته شده که کمی از زندگی روزمره فاصله بگیریم و طبیعی است که هر کس دوستان تازه ای پیدا کند.
ج: نه. من اصلا خوشم نمی آید.

4-اگر همراه با فرزند خود در یک جمع فامیلی باشید، و همه با فرزند دیگری بازی کنند، چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: من از این ارجحیتی که آنها برای فرزند دیگری قایل شده اند،ناراحت می شوم.
ب: من به نظرات دیگران احترام می گذارم.
ج: فرزند من هم مثل دیگری، همان اندازه ارزش دارد و این کار آنها. حماقتشان را نشان می دهد.

5-آیادر دوران کودکی، مادرتان یکی از فرزندان خود را به دیگری ترجیح می داد (یااین که شما اگر تنها فرزند خانواده هستید، به فرض پدرتان را به شما ترجیح میداد؟)
الف: هنگامی که مادرم نسبت به من ناعادلانه رفتار می کرد و دیگری را به من ترجیح می داد، سعی می کردم او را اذیت کنم.
ب: من در دوران کودکی، از این که می دیدم مادرم دیگری را به من ترجیح می دهد ناراحت بودم و این اغلب باعثگریستن من می شد.
ج: مشکل مهمی را در این مورد به خاطر ندارم.

6-آیا این احساس در شما وجود دارد که در میان دوستانتان، به اندازه ای که می خواهید، مورد توجه قرار نمیگیرید؟
الف:من هر اندازه که برای جلب توجه سعی کنم، به همین اندازه توجهشان به من جلب می شود.
ب: من همیشه از این می ترسم که همراهی ام با دیگران، برای آنها جالب نباشد.
ج: این که دیگران به من توجهی نداشته باشند یا نه، برایم چندانی اهمیتی ندارد، و این به خودشان مربوط است.

7-اگر همسایه تان، شما را برای دیدن اتومبیل تازه و لوکس خود دعوتکند، در حالی که شما یک اتومبیل خیلی قدیمی و کهنه دارید، شما چه می اندیشید؟
الف: بدون هیچ گونه مشکلی به او تبریک می گوییم. اگر من اتومبیل ارزان قیمتی دارم، به این دلیل است که این اتومبیل مناسب من است.
ب: من همراه با او به تماشای آن خواهم رفت، ولی این برایم بیشتر ناخوشایند خواهد بود.
ج: کمی احساس ناراحتی می کنم که چرا خودم چنین اتومبیلی ندارم.

8-اگرهمکار اداری شما، در برابرتان نامه تشکر آمیزی از رییس اداره دریافت کند که به خاطر موقعیت در کار به او تبریک گفته است، چه فکر میکنید؟
الف: این تشویق، حتمامناسب حال او بوده و ربطی به من ندارد.
ب: کار من خوشایند دیگران نبوده و هر کاری هم میکنم، هیچ کس مرا تشویق نمی کند.
ج: همکارانم، ارزش بیشتری نسبت به من ندارند و بالاخره، روزی می رسد که کار من هم مورد تشویق قرار بگیرد.

9-از این که همسرتان بخشی از علاقه و محبت اوایل ازدواج را به فرزندانتان اختصاص می دهد، چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: چنین حالتی را دوست ندارم و همان علاقه و محبت اول ازدواج، باید در تمام طول زندگی حفظ شود.
ب: همه چیز گذراست و اگر کسی همسر خود را قبل از هر چیز دوست داشته باشد، فرزندان او را همدوست خواهد داشت. ولی با این وجود، این قضیه، اوایل کمی مشکل ایجاد می کند.
ج: این کاملا طبیعی است که بخشی از عاطفه والدین، به فرزندان منتقل شود.

10-آیا گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که همسرتان می خواسته چیزی را از شما پنهان کند؟
الف: من گاهی اوقات این احساس را داشته ام، ولی اجازه بروز به آن نداده ام.
ب: چنین چیزی گهگاه اتفاق افتاده است. ولی تصور می کنم بیش از آن که آگاهانه باشد، ناشی از فراموشی است.
ج: گهگاهکه چنین احساسی کرده ام، مام تلاش خود را برای کشف واقعیت به کار برده ام. این قضیه باعث بروز مشاجرههایی بین من و همسرم شده است.

11-دردوران کودکی، اگر یکی از بزرگ ترهای خانواده یا فامیل که تعریف او را زیادمی شنیدید، موفقیتی کسب می کرد، چه واکنشی نشان می دادید؟
الف: من از این که در برابرم از او تعریف میکنند،خیلی ناراحت می شدم.
ب: فکر می کردم این طبیعی است که از او تعریف کنند و چون او از من بزرگ تر است، پس موفق تر هم باید باشد.
ج: من از این که به او توجه می شود، کمی ناراحت می شدم و تصمیم می گرفتم وقتی به سن او برسم، از او هم جلوتر بزنم.

12- آیا دوست دارید که پول بیشتری به دست آورید؟
الف:نه چندان، فکر می کنم آن چه به دست می آورم، برای ارضای نیازهایم کافی است.
ب: بله، فکر می کنم با توانایی هایی که دارم، می توانم بیشتر از این به دست آورم، و روی این قضیه حساب می کنم.
ج: بله، این واقعا غیر عادلانه است که دیگران بیشتر گیرشان بیاید، در حالی که استحقاق آن را ندارند.

13- آیا با کمال میل خود حاضرید مدت طولانی نزد پدر و مادر همسرتان باشید؟
الف: بله، من آنها را هر روز، با خوشحالی می بینم.
ب: سعی می کنم این ملاقات، تا حد امکان کوتاه باشد.
ج: بله. اگر چه این کار مرا آزار می دهد، ولی همیشه سعی می کنم به خاطرهمسرم، با آنها رفتاری دوستانه داشته باشم.

14- آیا در دوران تحصیل برایتان اتفاق می افتاد که گاهی آرزو کنید شاگرد اول کلاس در هنگام امتحان بیمار شود؟
الف: بله، چون فکر می کردم می توانم جای او را بگیرم.
ب: نه، صرف این که او دانش آموز خوبی بود، مرا آزار نمی داد و من هم در حد توان خودم درس می خواندم.
ج: نه، چون حتی در آن صورت هم من نمی توانستم جای او را بگیرم.

15-آیا وقتی همسرتان به مسافرتی می رود، دوست دارید از برنامه ای که او برای خود تنظیم کرده مطلع باشید؟
الف-تصور نمی کنم همه برنامههایش را به من بگوید. البته  من همیشه در این مورد سوالاتی می کنم.
ب: وقتی در سفر است، دیگر به من مربوط نمی شود که برنامه اش چیست؟
ج: البته دوست دارم برنامه اش را بدانم. ولی برای این که ناراحت نشود، سوالاتی نمی کنم.

16-اگر در تعطیلات، دوستانتان قصد رفتن به یک گردش دسته جمعی را داشته باشند،شما به واسطه انجام کار مهمی نتوانید با آنها بروید، چه میکنید؟
الف: من به خودم می گویم این که تنها تعطیلات عمر من نیست. من می توانم دفعه بعد با آنها بروم.
ب: از این که باید بمانم و دیگران به تفریح بروند، کمی احساس ناراحتی میکنم.
ج: سعی می کنم هر چه سریع تر، آن کار را خاتمه دهم و حداقل از قسمت آخر تعطیلات استفاده کنم.

17-در یک میهمانی رسمی، مشاهده می کنید لباستان نسبت به یکی از دوستان، ارزانتر، و به نسبت کهنه تر است. چه احساسی به شما دست می دهد؟
الف: ناراحت و بداخلاق می شوم و حتی ممکن است برخورد خوبی با دیگران نداشته باشم.
ب: احساس حقارت می کنم که چرا نتوانسته ام لباسی متناسب با لباس دیگران داشته باشم.
ج: فکر می کنم نمی توان صرفا از روی لباس روی انسان ها قضاوت کرد. من ناراحت نمی شوم.

18-فرض کنید، یکی از دوستانیا همکلاسی های سابق شما که خیلی زودتر از شما ترک تحصیل کرده است، در حالحاضر شغل خیلی بهتری نسبت به شما داشته باشد. در این مورد چه فکر میکنید؟
الف:اگر چه این برایم دردناک است، ولی ناچارم بپذیرم که تنها تحصیل کردن کافی نیست، و کیفیتهای شخصی او برتر بوده و باید نسبت به من برتر باشد.
ب: من فکر می کنم برایم نا خوشایند باشد و باید کاری کرد. سعی می کنم شغل بهتری پیدا کنم.
ج: من از چنین وضعی ناراحت نمی شوم.

19- فرض کنیم دوستانتان، فرزندان خود را برای مدت طولانی نزد پدر و مادر همسرشان می گذراند. اگر شما هم به جای آنهابودید، این کار را می کردید؟
الف: اگر والدین همسرم آمادگی این کار را داشته باشند، به راحتی این کار را انجام می دهم.
ب: نه، تا حد امکان بچه ها را برای مدت کمتری نزد آنها می گذاشتم چون دوست ندارم علاقه بچه ها نسبت به من کم شود.
ج: اگر ضرورت شغلی ایجاب می کرد، این کار را انجام می دادم، ولی به هر حال از این کار خوشحال نبودم.

20- فرض کنید در جمعی، دو نفر از دوستانتان مطلبی را با یکدیگر درمیان می گذارند که نمی خواهند شما از آن مطلع شوید. واکنش شما چیست؟
الف: من حتی به قیمت این که فضول شناخته شوم، سعی می کنم قضیه رابفهمم.
ب: از خودم می پرسم که چرا موضوع را برای من نمی گویند و کمی دلخور می شوم.
ج: سعی نمی کنم از موضوع سر در بیاورم.

21- اگر همسرتان، بنا به دلایل شغلی ناچار شود به سفری طولانی برود، واکنش شما چه خواهد بود؟
الف: معمولا جدایی برایم دشوار است و فقط در صورتی که اجباری در کار باشد رضایت می دهم.
ب: من از غیبت او برای انجام یک سری از کارهای خانه استفاده می کنم.
ج: در صورت امکان، اصرار می کنم که مرا نیز با خود ببرد.

22- فرض کنیم دوستانتان به شما قول داده اند تعطیلات آخر هفته را نزد شما باشند، ولیدر آخرین ساعت ها، به شما اطلاع می دهند از این کار منصرف شده اند. شما چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: خودم را به کارهای دیگری مشغول میکنم.
ب: از این بی توجهی ناراحت می شوم چون آخر هفته ام به کلی به هم می خورد.
ج: تلفنی با آنها تماس می گیرم و اصرار می کنم برنامه شان را تغییر ندهند.

23- درغیبت همسرتان، اگر نامه ای برای او برسد، آن را باز می کنید؟
الف: بله، چون باید بدانم چه کسی برایش نامه نوشته است.
ب: اگر چه خیلی مایلم این کار را بکنم ولی جلوی خودم را می گیرم.
ج:نه، چون مکاتبات او ربطی به من ندارد.

24- یکی از همکاران تازه وارد شما، پست مهمی را که تصور می کردید به شما محول شود بر عهده می گیرد. واکنش شما چیست؟
الف:من استعفا می دهم.
ب: فکر می کنم او برای بر عهده گرفتن آن مسوولیت احتمالا دارای توانایی لازم هست. ناراحت می شوم، ولی چیزی نمی گویم.
ج: به ملاقات رییسم می روم و از او توضیح می خواهم.

25- آیا اتفاق افتاده که به همسرتان اعتراض کنید که او توجه بیشتر به کار، یا یک موضوع دیگر دارد؟
الف: گاهی اوقات این کار را کرده ام. وی با این وجود، نتوانسته ام توجه او را به خود جلب کنم.
ب:نه، چون فکر میکنم داشتن یک سرگرمی که توجه انسان را جلب کند، چیز جالبی است.
ج: گاهی اعتراض کرده ام، و گاهی هم به مشاجره پرداخته ایم.

26-اگر همسرتان وقت زیادی را با دوستان خود صرف کند، شما چه واکنشی نشان می دهید؟
الف: من هم سعی می کنم با او همراه باشم و هر جا که او می رود، با او بروم.
ب: گاهی اوقات که به جمع دوستان خود می رود، ناراحت می شوم.
ج: این طبیعی است که هرکس دوستان خود را داشته باشد، و طبیعتا مایل است هر از گاه، آنها را ببیند.

27- آیا فکر می کنید حسادت نشانه علاقه و محبت است؟
الف: بله
ب:نه،حسادت احساسی منفی است که علاقه و محبت را می کشد.
ج: بله، چون فقدان حسادت، نشانه ای از بی تفاوتی نسبت به دیگری است.







در جدول زیر، پاسخ های خود را در هر ستون یافته و مشخص کنید.




شماره سوال

1

پاسخها

2

3

1

ج

ب

الف

2

الف

ب

ج

3

ج

الف

ب

4

ج

الف

ب

5

الف

ب

ج

6

الف

ب

ج

7

ب

ج

الف

8

ج

ب

الف

9

الف

ب

ج

10

ج

الف

ب

11

ج

الف

ب

12

ب

ج

الف

13

ب

ج

الف

14

الف

ج

ب

 

شماره سوال

1

پاسخها

2

3

15

الف

ج

ب

16

ج

ب

الف

17

الف

ب

ج

18

ب

الف

ج

19

ب

ج

الف

20

الف

ب

ج

21

الف

ج

ب

22

ج

ب

الف

23

الف

ب

ج

24

ج

الف

ب

25

ج

الف

ب

26

الف

ب

ج

27

ج

الف

ب



اگردر پاسخ های شما، ستون 1حاکم باشد، حسادت در شما فعال است، و حتی حالت تهاجمی دارد. شما از موفقیت های دیگران ناراحت  می شوید، و می ترسید آن چه را که دارید از دست بدهید. شما برای تحقق تمایلات خود، تقریبا هر کاری انجام می دهید. حسادت، باعث تحریک فعالیت می شود، و شما برای پیشرفت کردن نیاز به مقایسه خویش با دیگران دارید. شما دوست ندارید احساسات خود را پنهان کنید، و همیشه هم بر خشم خود حاکم نیستید.

اگر تعداد پاسخ هایتان در ستون 1، از 14 مورد بیشتر است، حسادت شماشدیدا تهاجمی است. مراقب باشید از محدوده هایی که اطرافیان شما (درخانواده، جمع همکاران، دوستان و ....) قادر به تحمل آن هستند فراتر نروید. حسادت بیش از حد، میتواند سبب بروز ناراحتی های زیادی برای شما و دیگران شود. سعی کنید با توقع زیاد، آن چه به دست می آورید، از آن چه از دست می دهید کمتر نباشد.
احساسات تهاجمی خود نسبت به دیگران را، خیلی به شکل مستقیم مطرح نکنید.

اگرستون 2 در پاسخ هایتان حاکم است، حسادت شما جنبه انفعالی و آرام دارد. کوچک ترین ناامیدی در مسایل شغلی و عاطفی، به نظر شما مانند تهاجم خطرناکی بر علیه دنیای خصوصی تان است. شمااحساس می کنید آسیب پذیر هستید، و از دست کسانی که موفقیت های خود را با صدای بلند اعلام می کنند، یا آنهایی که علاقه و محبت مورد انتظار شما را بهشما نمی دهند، ناراحت هستید.
حتی گاهی اتفاق می افتد که از دست خودتان هم ناراحت می شوید، احساس حقارت می کنید، شخصیت خود را دست کم می گیرید و تصور می کنید لایق توجه، محبت و امتیازاتی که دیگران می توانند به دست آورند نیستید. شما در زمینه روابط خود با دیگران، بدبین هستید و به خاطر ترس از ناامیدی، جرات پیش رفتن ندارید، و حتی گاهی احساس می کنید اطرافیانتان به شما خیانت می کنند. شما همیشه نگران اینهستیدکه نتوانید علاقه دیگران را به خود جذب کنید.

اگر تعداد پاسخ هایتان در ستون2، از 14 مورد بیشتر است. مراقب باشید. شما در سراشیبی نامناسبی قرار گرفته اید، که می تواند ترس های دایمی و سوءظن هایی را خلق کند که خیلی ازاوقات، پایه و اساس واقعی ندارد و همچنین، ناراحتی ها و رنج هایی را که منجر به خسته شدن دیگران نیز می شود. در این صورت، شما برخلاف آن چه انتظار دارید، توجه و علاقه دیگران را از دست داده اید.
اگر ستون 3 حاکم باشد، شما حسادت چندانی درخویش احساس نمی کنید. شما نسبت به موفقیت دیگران بی تفاوت هستید و معمولا به دیگران اعتماددارید (این خصلت، گاهی می تواند شما را دچار مشکلاتی نیز بکند).

مراقبباشید. این فقدان ظاهری حسادت، ممکن است شما را نسبت به جامعه و افرادی کهآنها را دوست دارید، آسیب پذیر سازد. اگر حسادت بیش از حد روابط انسان ها را مسموم میکند، فقدان کامل حسادت نیز، به گفته برخی از متخصصان، نشانه فقدان حالت های دفاعی در برابر تهاجم های بیرونی است. اگر مراقب این وضع نباشید، ممکن است از کنار خوشبختی و  موفقیت در روابط عاطفی، و از کنار موفقیت های شغلی بگذرید.




منبع: مجله موفقیت
يکشنبه 1/3/1390 - 14:19

درمان بسیاری از بیماری ها با مخلوط عسل و دارچین

 

١ . درمان بیماری قلبی:
مخلوطیاز عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروزحمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است. بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود. بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل ودارچین به شاهرگ هاو سیاهرگ ها قدرتی تازه می بخشد.

٢ . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات:
مخلوطیاز یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید، قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه فروکش خواهد کرد.

٣ . درمان التهاب مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب، مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند. بررسی های اخیرروی ٢٠٠ بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس ازیک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه رفتن یا حرکت نبودند، بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.

٤ . جلوگیری از ریزش مو:
قبلاز دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ، یک قاشق چای خوری عسل و یکقاشق پودر دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.

٥ . از بین بردن عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین رابا مقداری آب ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود.

٦ . درمان درد دندان:
مخلوطیاز یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید. این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.

٧ . کاهش کلسترول:
٢قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید. این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش میدهد.

٨ . درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوریپودر دارچین استفاده کنید. این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود.

٩ . درمان ناباروری:
برایبرطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای چین، ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود. زوجی که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرفعسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب دوقلو شدند.

١٠ . دردمعده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند.

١١ . تقویت سیستم ایمنی:
استفادهروزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند. دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدارزیادی ویتامین و آهن است. مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.

١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسیدمعده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم می کند.

١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندیدر اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است کهاز میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .

١٤ . افزایش طول عمر:
مصرفدائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤ قاشق چای خوری عسل، یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدنو نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس نیز جلوگیری می کند.

١٥ .برطرف کردن جوش صورت:
قبلاز خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش هاقرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید. تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش ها را از بین می برد.

١٦ . درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.

١٧ . درمان سرطان:
تحقیقاتجدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طورموفقیت آمیزی درمان شده است. بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز وبه مدت ٣ ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.

١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد.

١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل، مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشتهباشید.

٢٠ . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.

شایانذکر است، عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد. زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود..

يکشنبه 1/3/1390 - 14:17

 

طبسنتی ایرانی، طبی دیرینه و ریشه دار است. از گذشته های دور تا به امروز کهایرانیان به علوم جدیدی در پزشکی دست یافته اند، بیماری یکی از محوری تریندغدغه های آن ها بوده است. ایرانیان قدیم نه فقط در معماری، هنر و ادبیات سرآمد عصر خود بوده اند بلکه در علوم طبیعی نیز دستاوردهای چشمگیری داشته اند. آن چه بسیاری از ما امروزه از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها درباره تغذیه، درمان دل درد، قولنج کودکان و... می شنویم، در واقع حاصل علم آموزی اجدادمان است. چند سالی است که توجه به طب سنتی ودستاوردهای بی بدیل آن در سلامت جسمانی و روانی بیشتر شده است و اهمیت آن روز به روز آشکارتر می شود. صفحه خانواده و سلامت براساس رسالت همیشگی خود که اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در زمینه سلامت و مباحث مربوط به آن است، این بار هم با یکی از محققان و پژوهشگران طب سنتی گفت وگو کرده است که در پی میآید.


طب سنتی و طب اسلامی
طبسنتی یکی از بزرگ ترین دستاوردهای ایرانیان است که دانستن اصول آن در حفظ سلامت و پیشگیری از بیماری ها نقش اساسی ایفا می کند.دکتر رضا منتظر محقق وپژوهشگر طب سنتی در گفت وگو با خراسان ضمن تبیین تفاوت های طب سنتی و اسلامی چنین می گوید: از نظر تاریخی طب سنتی در ابتدا از ایران شروع شد و در گذر زمان به یونان رسید و با تلاش بقراط و جالینوس به بالندگی رسید و سپس به ایران بازگردانده شد. حکمایی مثل بوعلی سینا، زکریای رازی و سیداسماعیل جرجانیطب سنتی را که از یونان به دست آن ها رسیده بود بار دیگر پرورش دادند و بهبالندگی رساندند، در طب سنتی ایران، مزاج شناسی جایگاه بسیار ویژه ای داردو تا مزاج بیمار مشخص نشود، بیماری او قابل درمان نخواهد بود. در این طب وطب اسلامی که تفاوت ها و شباهت هایی به هم دارند، مزاج شناسی جایگاه ویژه ای دارد. طب اسلامی را طبی تعریف کرده اند که در تشخیص و درمان از وحی الهام گرفته و از آن چه در آیات قرآن کریم و روایات معتبر و رساله ذهبیه آمده است، استفاده می شود.


ضرورت مزاج شناسی
دکترمنتظر با اشاره به آیه «ولا رطب و لا یابسالافی کتاب مبین» درباره مفهوم خشک (یابس) و رطب (مرطوب) در این آیه توضیحمی دهد: خداوند متعال کل عالم هستی را به ۲ شق بزرگ خشک و تر تقسیم و علم تمام عالم را در کتاب مبین محفوظ کرده است. در نهج البلاغه نیز حضرت علی(ع)در خطبه اول وجود انسان را ترکیبی از ۴ خلط شامل گرمی، سردی، تر و خشک می داند. بنابراین مزاج اساس خلقت است و نمی توان در حفظ سلامت و در حوزه درمان از آن غافل بود. در حالی که در پزشکی امروز متاسفانه این اصل به کلی فراموش شده است و به عنوان مثال برای درمان دیابت به فردی که طبیعت گرم یا سرد دارد یک مدل دارو داده می شود. در حالی که درپزشکی سنتی، تشخیص مزاج در ابتدای کار انجام و سپس به حوزه درمان پرداخته می شود.


انواع مزاج ها
استاددانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره انواع مزاج ها می گوید: ۴ نوع مزاج کلی وجود دارد. ۲ مزاج گرم و ۲ مزاج سرد و ۲ مزاج خشک و ۲ مزاج تر است، ترکیب آن ها مزاج گرم و مرطوب، گرم و خشک و سرد و مرطوب و سرد و خشک را تشکیل می دهد. ممکن است فردی از نظر گرمی و سردی معتدل باشد اما از نظر خشکی و تری زیاد باشد. در این جا می گوییم که مزاج فرد تر است. در واقع مزاجی که بر دیگر مزاج ها غلبه دارد، تعیین کننده مزاج فرد است.
بنابراین ۴ مزاجمفرد هم داریم که عبارت است از سرد، گرم، خشک و تر. فردی که مزاجش گرم و خشک است، صفراوی مزاج است. بدن این دسته افراد حرارت زیادی دارد، پوستشان اغلب خشک است، اغلب لاغر هستند، عطش زیادی دارند، اگر فردی بداند مزاجش گرمو خشک است می تواند در رژیم غذایی خود نکاتی را لحاظ کند؛ به عنوان مثال نباید از ادویه زیاد استفاده کند. زیرا ادویه حرارت بدن را بالا می برد و در مقابل باید از مواد غذایی سرد و مرطوب استفاده کند مثل کاهو، خیار، آلو.افرادی که مزاجشان سرد و مرطوب است، بلغمی مزاج هستند. بیشتر آن ها بدنشانسرد است و رطوبت زیادی دارد. این افرادنباید از ماست یا کاهو زیاد استفاده کنند. در عوض باید ادویه، گردو، دارچین، زنجبیل، خرما، زیتون بیشتر مصرف کنند.
کسانی که طبیعت گرم و مرطوب دارند افراد پرخون هستندو حجم خون در بدنشان بیش از حد معمول است و به همین دلیل به راحتی چهره شان سرخ و برافروخته می شود. زود عصبانی می شوند، گرمایی هستند، عرق زیادی می کنند و حالت برافروختگی، کلافگی و سنگینیروی سینه دارند. در روایات آمده است که پیامبر(ص) فرمود: «حجامت کنید قبل از آن که غلیان خون شما را بکشد» غلیان خون در واقع غلبه دم (خون) است و دراصطلاح به این دسته از افراد دموی مزاج هم می گویند.این دسته از افراد بیشتر در معرض سکته قرار دارند و باید غذاهای سرد و خشکبیشتر بخورند. ترشی، سرکه، آبلیمو، آبغوره، کاهو، عرقی جات خنک، شاه تره وکاسنی برای آن ها مفید است. مصرف گوشت برای دموی مزاج ها مفید نیست زیرا خون بدن آن ها را زیاد می کند.
حجامت برای کم کردن غلظت خون برای این دسته از افراد بسیار مفید است. در مواردی این افراد به خون دماغ دچار می شوند و در این حالت بدن در واقع نسبت به پرخونی واکنش نشان می دهد و خون رادفع می کند.در مزاج سرد و خشک که سودا گفته می شود هم نشانه هایی برای تشخیص وجود دارد بیشتر سودایی مزاج ها لاغر هستند، کفدست و پایشان عرق می کند و به علت مزاج خود از نظر روحی- روانی دچار مشکل می شوند. وسواس و تردید زیادی دارند و ضعف حافظه پیدا می کنند. سودایی مزاجها نمی توانند به دیگران اعتماد کافی کنند و دایم تغییر عقیده می دهند. نکته این جاست که مصرف بسیاری از فست فودها و غذاهای آماده، سودا را زیاد می کند و شاید یکی از دلایل کم تحملی و پرخاشگری و ناهنجاری های رفتاری در نسل جوان، افزایش سودای ناشی از تغذیه ناسالم امروزی باشد، بهتر است افراد سودایی خاکشیر زیادی مصرف کنند و توت، گوشت گوسفند، ماهی، شربت سکنجبین را در رژیم خود بگنجانند و گوشت گاو و گوسالهکمتر مصرف کنند.
گاهی فردی مزاج ترکیبی دارد یعنی پس از بررسی مشخص می شود معده فرد سرد و کبدش گرم است. این فرد اگر سردی بخورد ضعف می کند و اگرگرمی بخورد پوستش ملتهب می شود و پزشک باید مزاج فرد را به طور دقیق مشخص وسپس تلاش کند او را طبق مزاج ترکیبی اش درمان کند. فراموش نکنید که اساس سلامت در طب سنتی برقراری تعادل مزاجی است به نحوی که هیچ مزاجی بر دیگری غلبه نداشته باشد. حتی گفته می شود فلسفه مرگ و پایان عمر در طب سنتی غلبه یکی از این ۴ طبع بر ۳ طبع دیگر است.دکتر منتظر با اشاره به افزایش آگاهی مردم و پزشکان از طب سنتی و مزاج شناسی تاکید میکند: هنوز تا شرایط مطلوب و رواج طب سنتی به نحوی که مردم بتوانند کم ضررترین شیوه درمانی را برای امراض خود به کار ببرند، فاصله داریم. البته برای مبارزه با مشکلاتی مانند چاقی یا بیماری های قلبی قبل از اطلاع رسانی درباره طب سنتی باید تلاش کرد تا مردم را نسبت به خطرات مصرف غذاهای آماده وفست فودها آگاه کرد.
مردم باید خطرات ناشی از مصرف مواد افزودنی و غیرمجاز را در مواد غذایی جدی بگیرند زیرا هر بیماری از معده شروع می شود چنان که در طب اسلامی به نقل از پیامبر اکرم(ص) آمده است که معده خانه بیماری ها و پرهیز راس درمان است. در طب اسلامی تلاش میشود اصول تغذیه سالم به بیماران گفته شود که در صورت رعایت این نکات از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می شود


تعریف انواع مزاج ها در طب سنتی
درطب اسلامی، ایرانی برای درمان بیماری و پیش گیری از آن باید ابتدا انواع مزاج ها را شناخت و براساس این شناخت به درمان بیماری پرداخت. متخصصان این رشته ۴ نوع مزاج گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک، و سرد و تر را بیان می کنند و براساس این به بیمار دارو و رژیم غذایی مناسب را تجویز می کنند.متخصصان طب سنتی بر این باورند که رژیم غذایی شامل فست فودها و غذای آماده باعث افزایش سودا می شود و شاید یکی از دلایل کم تحملی و پرخاشگری و ناهنجاریهای رفتاری به دلیل افزایش سودای ناشی از تغذیه ناسالم امروزی باشد.

يکشنبه 1/3/1390 - 14:15

امام زمان (عج) و سرانجام یهود

یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی(عج) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده‌اند، یهودیان و مشرکان هستند».1

چنان‌که از بعضی روایات استفاده می‌شود، سفیانی ـ سخت‌ترین دشمن امام زمان(عج) ـ از جانب غربی‌ها و یهود حمایت می‌شود. اساساً سفیانی را برای حمایت از مرزهای اسرائیل و سرکوب نیروهای انقلابی، روی کار می‌آورند تا اربابان او از خطر حملة سپاه خراسانی و یاوران مهدی(عج) ـ که برای آزادی قدس، به حرکت آمده‌اند ـ در امان باشند. در آیاتی از سورة مبارکة اسراء چنین آمده است: «ما به بنی‌اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین، فساد خواهید کرد و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود ٭ هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتّی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‌ها را جستجو می‌کنند و این وعده‌ای است قطعی ٭ سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم و شما را به وسیلة دارایی‌ها و فرزندانی کمک می‌کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار می‌دهیم ٭ اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید و هنگامی که وعدة دوم فرا رسد، (آنچنان بر شما سخت خواهند گرفت که) آثار غم و اندوه در صورت‌هایتان ظاهر می‌شود؛ داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند همان‌گونه که بار اوّل وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطة خود می‌گیرند، درهم می‌کوبند».2

امام صادق(ع) در تفسیر «بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم» فرمودند: «آنان کسانی هستند که خداوند، قبل از ظهور قائم، آنها را برمی‌انگیزد و آنان، دشمنی از دشمنان آل پیامبر را فرا نمی‌خوانند مگر اینکه او را به قتل می‌رسانند».3

عیاشی در تفسیر خود، از امام باقر(ع) روایت کرده که حضرت، پس از تلاوت آیة «بعثنا علیکم عباداً لنا» فرمودند: «او، قائم و یاران اویند که دارای قوّت و نیروی زیادی هستند».4 از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت، آیة شریفة فوق را تلاوت فرمود؛ یكی از یاران عرض کرد: فدایت شوم! اینها چه کسانی هستند؟ حضرت سه مرتبه فرمود: «به خدا قسم! آنان اهل قم هستند».5

بنا به ظاهر روایات موجود در منابع شیعه و سنّی، مراد از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزّمان، همین نبرد است؛ چنان‌که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر آنکه بین مسلمانان و یهود، کارزاری رخ می‌دهد؛ به گونه‌ای که مسلمانان، همة آنها را به هلاکت می‌رسانند، تا جایی که اگر شخصی یهودی (محارب) در پشت صخره یا درخت، پنهان شود، آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی (محارب) است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن!».6 از روایات یادشده به دست می‌آید که خداوند، به وسیلة ایرانیان، زمینة ظهور را فراهم می‌کند و مقاومت یهود در برابر مسلمانان، در چند نوبت است که نابودی نهایی یهود، به دست حضرت مهدی(عج) است.

بیرون آوردن تورات اصلی، از غار انطاکیه و کوهی در شام و فلسطین و دریاچة طبریّه، توسط حضرت مهدی(عج) و استدلال آن حضرت بر یهودیان نیز، نمونه‌ای از برخوردهای فرهنگی است که در مقام ارائة برهان، از آن استفاده می‌شود. از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: «تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‌شود، بیرون می‌آورد».7 حضرت رسول(ص) فرمود: «صندوق مقدّس، از دریاچة طبریّه به دست وی آشکار می‌شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او در بیت‌المقدّس قرار می‌دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیّت زیادی از آنها اسلام می‌آورند که حدود سی‌هزار هستند».8

پی‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: حضرت مهدی(ع)؛ از ظهور تا پیروزی، سیّد حسین تقوی، صص 301 ـ 304.

1. سورة مائده (5)، آیة 83.

2. سورة اسراء (17)، آیات 4ـ7.

3. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.

4. همان.

5. بحارالانوار، ج60، ص 216.

6. مسند احمد، ج 2، ص 417؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 312.

7. بحارالانوار، ج 51، ص 25.

8. معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 344؛ الملاحم و الفتن، ص 69. 

سه شنبه 27/2/1390 - 11:49

به نام خدا


جایگاه برائت و لعن در فرهنگ اسلامی


امامسجاد(علیه‌السلام) فرمود: من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة كتب الله له سبعین الف الف حسنه محی عنه سبعین الف الف حسنه و رفع له سبعین الف الف درجه و من امسی یلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك؛

كسی كه یك بار لعنت كند جبت و طاغوت را خداوند تعالی هفتادمیلیون حسنه برای او می‌نویسد و هفتاد میلیون گناه از پرونده اعمالش پاك میكند و هفتاد میلیون درجه بر درجات او می‌افزاید و هر آن كس كه روز و شب بر او بگذرد در حالی كه آن دو را لعنت كند همان حسنات برای او نوشته می‌شود.

ابو حمزه ثمالی گفت: بعد از شهادت علی بن الحسین(علیه‌السلام) خدمت مولایم امام باقر(علیه‌السلام) رسیدم و این حدیث را به محضرشان عرضه داشتم فرمودند: بله این چنین است ای ثمالی! آیا دوست داری برای تو اضافه‌تر بگویم؟ عرضه كردم بلی یا مولای. پس فرمودند: كسی كه یك بار آن‌ها را در صبح تا شام لعنت كند گناهی بر وی نوشته نمی‌شود.

ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام باقر(علیه‌السلام) به محضر مقدس امام صادق(علیه ‌السلام) رسیدم و حدیث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم.حضرت فرمودند: یا ابوحمزه! مطلب حق و صحیح است، سپس فرمودند برای لعنت كننده یك میلیون درجه بالا می‌برد و در ادامه فرمودند: ان الله واسعٌ كریم.[11]

2ـ قال رسول الله(صلی الله علیه و آله) من تاثم ان یلعن من یلعنه الله فعلیه لعنة الله؛

كسی كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصی كه خدا او را لعنت كرده، پس لعنت خدا بر او باد. [12]

3ـ قال الصادق(علیه‌السلام): نحن معاشر بنی هاشم نأمر كبارنا و صغارنابسبهما و البرائة منهما؛

ما بنی هاشم بزرگ و كوچك خود را امر می‌كنیم به ناسزا گفتن به آن دو نفر و بیزاری جستن از آنان. [13]

4ـ شیخ ابوالحسن مرندی از شیخ حر عاملی صاحب وسائل شیعه(رحمة‌الله‌علیهما) نقل می‌كند:

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)در حال طواف كعبه بود مردی پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) می‌فرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را دیدند ولی سلام نكردند. آن مرد عرض كرد یا امیرالمؤمنین! چرا این باربه من سلام ننمودید؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه این بار می‌گفتی بازدارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) بالاتراست. [14]

در روایت دیگری آمده است: مرد خیاطی دو پیراهن نزد امامصادق(علیه‌السلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن یكی از این دو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد می‌فرستادم و هنگام دوختن دیگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) می‌فرستادم. شما كدامیك را اختیار می‌نمایید؟ امام صادق(علیه‌السلام) پیراهنی را كه با ذكر لعن دوخته شده بودانتخاب نمودند و فرمودند: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم.[15]

ـ امام صادق(علیه‌السلام) بعد از هر نماز واجب چهار مرد وچهار زن را لعن می‌فرمود: عمر، ابابكر، عثمان و معاویه، عایشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاویه. [16]

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)فرمود: والله اگر این امت روی خاك بایستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ریخته باشند و گریه و زاری كنند و بر كسانی كه آن‌ها را گمراه كرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت كنند باز این امت در لعن و بیزاری كم كاری كرده‌اند. [17]

در روایات فراوانی آمده است كه عوالمی وجود دارد كه عدد آن‌ها بیش از تعداد جنو انس است و اهالی آن عوالم تماما لعنت می‌كند آن دو نفر را.[18]

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)... ان من عظیم ما یتقرب به خیار املاك الحجب و سماوات صلاة علی محبینا اهل البیت و اللعن لشانئینا؛

نبیاكرم(صلی الله علیه و آله)فرمودند: ... به درستی‌كه بالا‌ترین چیزی كه برای بهترین ملائكه آسمان‌ها و ملكوت باعث تقرب به خداوند تعالی می‌شود، درود بر محبین اهل بیت (علیهم‌السلام) و لعن بر دشمنان اهل بیت(علیهم‌السلام) است.[19]



پی نوشتها:
========
[11] - شفاء الصدور فی شرح زیارت عاشورا: ذیل فراز اللهم حص انت اول ظالم بلعن منی...
[12] - رجال كشی: ج 2، ص 811، رقم 1012.
[13] - رجال كشی:ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حدیث 17.
[14] - مجمع النورین و ملتقی البحرین: ص 208.
[15] - امارة الولایة: ص 51 ـ و تعلیقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48.
[16] - تهذیب: ج 2، ص 321 ـ كافی: ج 3، ص 342 ـ بحارالانوار: ج 30، ص 397 از تهذیب و... .
[17] - بحارالانوار: ج 30، ص 126 از اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله).
[18] - بصائر الدرجات ، صفار:  جزء 10، باب 14.
[19] - تفسیر الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بیروت، ص 37، حدیث 79.

__._,_.___
سه شنبه 20/2/1390 - 14:46

صبح یک روز سرد پائیزی روزی از روز های اول سال
بچه‌ها در کلاس جنگل سبز جمع بودند دور هم خوشحال

بچه‌ها غرق گفتگو بودند باز هم در کلاس غوغا بود
هر یکی برگ کوچکی در دست، باز انگار زنگ انشاء بود

تا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره‌ای پر از خنده
باز موضوع تازه‌ای داریم آرزوی شما در آینده

شبنم از رو برگ گل برخواست گفت میخواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواند
گفت باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
با نسیم بهار و بلبل باغ گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت می‌خواهم فارغ از سنگ بچه‌ها باشم
روی هر شاخه جیک‌جیک کنم در دل آسمان "رها" باشم

جوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شوم
تا افق‌های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم

جوجه‌های کبوتران گفتند: کاش می‌شد کنار هم باشیم
زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد
هریک از بچه‌ها به‌سویی رفت و معلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین میگفت: آرزوهایتان چه رنگین است
کاش روزی به کام خود برسید، بچه‌ها آرزوی من اینست

 

سه شنبه 20/2/1390 - 14:40