تعداد مطالب : 20040
تعداد نظرات : 2174
زمان آخرین مطلب : 575روز قبل


قال رسول الله  صلى الله عليه وآله :

من صلى صلوة يرائى بها فقد اشرك 


كسى كه براى خودنمايى نماز بخواند، مشرك است .


(تفسير قرطبى ، ج 10، ص 71)


شنبه 11/1/1386 - 14:21

به سر می پرورانم من هوای حضرت باقر(ع)
به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر(ع)

زعشقش جان من بر لب رسیده کس نمی داند
که نبود چاره ساز من سوای حضرت باقر(ع)

به گوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب
که باشد رخش دانش زیر پای حضرت باقر(ع)

به رستاخیز گر خواهی نجات از گرمی محشر
برو در سایه ظل همای حضرت باقر(ع)

خرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور
کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر(ع)

جلال و شان و قدر آن امام پاکبازان را
نمی داند کسی غیر از خدای حضرت باقر(ع)

«رضایی» ایستاده بر در دولت سرای او
چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر(ع)

شنبه 11/1/1386 - 14:18

 


قال الصادق  عليه السلام :

اول ما يحاسب به العبد، الصلاة فان قبلت قبل سائر عمله و اذا ردت رد عليه سائر عمله 


نخستين چيزى كه از بنده حسابرسى مى شود نماز است ، پس اگر نماز پذيرفته شد اعمال ديگرش نيز پذيرفته مى شود.اگر نمازش رد شود، بقيه اعمال او هم قبول نخواهد شد.


(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 23.فلاح السائل ، ص 127.من لايحضره الفقيه ، ج 1، باب 30، حديث 5)

شنبه 11/1/1386 - 13:58


قلت لابى عبدالله  عليه السلام  :

 الرجل يدخل فى الصلوة فيجود صلاته و يحسنها رجاء ان يستجر بعض من يراه الى هواه ؟قال : ليس هو من الرياء 

 
از امام صادق (ع ) پرسيدم اگر كسى نمازش را با قرائت زيبا و نيكو به جا آورد، به اميد آن كه حاضران كه او را مى بينند مجذوب شده و راه او را در پيش گيرند (آيا به نمازش اشكال وارد مى شود؟) فرمود: اين از مصاديق ريا نيست .


(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 56)

شنبه 11/1/1386 - 13:54

قالت فاطمة الزهراء  عليها السلام :

جعل الله الصلاة تنزيها لكم عن الكبر


خداوند نماز را مايه دورى شما از كبر و خودپسندى قرار داد.

 (اعيان الشيعه ، ج 1، ص 316).

شنبه 11/1/1386 - 13:49


قال رسول الله  صلى الله عليه وآله :

اذا سمعت الاذان فات ولو حبوا؛


هنگامى كه اذان نماز را شنيدى ، هرچه سريعتر به مسجد بيا، گرچه سينه خيز باشد.


(كنزالعمال ، ج 7، ص 548)


شنبه 11/1/1386 - 13:46


قال الصادق  عليه السلام :

من صلى صلوة و عقب الى اخرى فهو ضيف الله و حق على الله ان يكرم ضيفه


هر كه نماز فريضه كند و بعد از آن تعقيب بخواند تا نماز ديگر (يعنى به خواندن دعاهايى كه بعد از نماز بايد خواند و قرائت قرآن و غيره مشغول گردد تا وقت نماز ديگر) پس آن بنده مهمان خدا مى باشد و حق است بر خداى - عزوجل - اينكه اكرام كند مهمان خود را.

(بحارالانوار، ج 85 ص 322).

شنبه 11/1/1386 - 13:26

يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الى احسن الحال

عيد ازعود گرفته شده و در لغت ‏به معناى بازگشتن است. دگرگونى سال جديد و بازگشت‏ بهار نو و نوروز، عيدهايى چون عيد فطر را تداعى مى‏كند. مسلمان روزه‏ دار پس از يك ماه عبادت روزى را كه غبار از فطرت توحيدى‏اش زدوده شده به فطرت توحيد بازگشته است، عيد مى‏گيرد. البته مراتب اين بازگشت در افراد گوناگون فرق مى‏كند. دعاى تحويل سال هم با جملاتى كوتاه همين مسير را پيش پاى انسان مى‏گشايد. مقلب القلوب و الابصار پروردگار است كه قلب‏ها را به سمت كمال دگرگون مى‏سازد و چشم‏ها را به سوى خود مى‏دوزد. قلب‏ها چون كرات دگرگون مى‏شوند؛ ولى پس از دگرگونى، بايد استوارى يابند؛ زيرا در ادعيه وارد شده است: «و ثبت قلوبنا على دينك؛ قلب‏هاى ما را بر دين خود ثابت ‏بدار.» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دين الاهى استوار گرديدند، ابصار نيز چنين مى‏شوند؛ زيرا ابصار فرمانبردار قلوبند. شايد از اين رو اول قلوب و سپس ابصار ذكر شده است.
«يا مدبرالليل و نهار» ليل و نهار نماد ظلمت و نورند. اگر او شب و روز را تدبير مى‏كند، ظلمت و نور را هم مى‏آفريند. پس فقط او مى‏تواند چنان تدبير كند كه پرده ظلمت از روى دل كنار رود و نور معرفتش بر آينه قلب بتابد. درآيه دويست و پنجاه و هفتم سوره بقره مى‏فرمايد: «الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور و... ؛ خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند، آن‏ها را از ظلمت‏ها به سوى نور بيرون مى‏برد.» محول سال و حال او است.قرين بودن تحويل سال با تحويل حال نكته‏اى در خور اهميت است كه كمتر به آن التفات مى‏شود . آن قدر كه تحويل سال و رسوم آن خود نمايى مى‏كند، تحويل حال جلوه‏اى ندارد و در پشت پرده غفلت هيچ انگاشته شده است؛ راستى چرا در اين دعاى پر معنا و تنبه بخش، به هنگام تحويل سال، تحويل حال به احسن حال در خواست مى‏شود؟ به نظر مى‏رسد، براى آن است كه ابتدا احسن الحال را بفهميم و سپس در راه تحقق آن گام نهيم؟ تفسير اين احسن الحال را بايد در عمق آن دعا يافت كه، «اللهم غير سوء حالنا بحسن حالك؛ خدايا، بدى حال ما را به خوبى حال خود تغيير ده.» درباره ذات اقدس الهى، احسن بودن حال بى ‏معنا است؛ زيرا تفضيل حالى بر حال ديگر، فقدان و وجدان و تبديل و تبدل مى‏طلبد و ذات اقدس الاهى از آن پيراسته است. برترى حالى بر حال ديگر درباره ما انسان‏ها كاملا درست مى‏نمايد. كمال ما انسان‏ها در همين است كه سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبديل كنيم . حسن حال الهى به معناى وجود تمام كمالات به نحو اتم و اكمل در ذات اقدس الهى است. احسن الحال بودن براى ما يعنى رسيدن به تمام آن كمالات به قدر ظرفيت وجودى‏مان؛ زيرا ما حالى احسن و برتر از آن نداريم . تحويل حال به احسن الحال همان تغيير سوء حال انسان به حسن حال الهى است؛ و اين تغيير وقتى تحقق مى‏يابد كه:
1- از پليدى گناه رهايى يابيم، زيرا بدترين حال انسان و پست‏ترين مقام آدم هنگامى است كه در باتلاق گناه فرو مى‏رود.
2- انجام واجبات را چون چراغى فرا راه خود قرار دهيم تا ما را به سوى حسن حال الهى رهنمون شود.
3- زنگار صفات پليد را از آينه دل بزداييم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبديل شود. از اين رو، يكى از اعمال عيد نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستاى رسيدن به احسن حال، يعنى وصول به حسن حال الهى، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد.

شنبه 11/1/1386 - 12:7


قال الباقر  عليه السلام :

ان الصلاة اذا ارتفعت فى اول وقتها رجعت الى صاحبها و هى بيضاء مشرقة تقول : حفظتنى حفظك الله و اذا ارتفعت فى غير وقتها بغير حدودها رجعت الى صاحبها و هى سوداء مظلمة تقول : ضيغتنى ضيعك الله ؛


هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفيد و درخشان به سوى صاحبش باز مى گردد و به او خطاب مى كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند، و هرگاه در غير وقت خود و بدون شرايط بالا برود، سياه و تاريك به سوى صاحبش باز مى گردد و به او مى گويد مرا تباه ساختى ، خدا تو را نابود كند.


(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 78)

شنبه 11/1/1386 - 12:3


قال الصادق  عليه السلام :

افضل الاعمال الى الله الصلاة لوقتها، و بر الوالدين والجهاد فى سبيل الله 


بهترين اعمال نزد خداوند، نماز اول وقت است پس از آن نيكى به پدرو مادر، و سپس جهاد در راه خدا است .


(بحارالانوار، ج 74، ص 85)

شنبه 11/1/1386 - 12:0