عضویت ویژه تبیان!

بچه های تبیانی همین طور که می دونین سایت تبیان اقدام به کار جدیدی کرده به نام عضویت ویژه

گویا با این عضویت ویژه یک سری امتیازاتی به اعضا میده مثل بن و اینترنت رایگان و تخفیف های مختلف و ... که البته 15000 تومان پول هم می گیرد.

کسانی که از کد بازاریابی استفاده کنند شامل 1500 تومان تخفیف خواهند شد ، اگر خودتان کد بازاریابی ندارید و میخواهید عضو شوید ازکد بازاریابی بنده می تونین استفاده کنین.767705

یا علی

دسته ها :
وبلاگ جدید من -------> www.manamsalam.blogfa.com
بازخوانی روند بهانه گیری‌های مدعیان صیانت از آرا
از توهم 30 میلیونی تا بهانه‌گیری‌های کودکانه

 

گروه سیاسی- محمد مهدی تهرانی:

«به هر میزان توضیح دهیم باز این قضیه ها ادامه دارد. در مثل هست که اگر یکی خواب باشد، صدای دوم را که بشنود، از خواب بیدار می شود اما کسی که خود را به خواب زده باشد 20 بار هم او را صدا بزنید، باز از خواب بیدار نمی شود!»

کامران دانشجو

این تنها فرشاد مؤمنی نبود که پیش از شمارش آرا از شکسته شدن رکود 30 میلیونی میرحسین خبر داد، بلکه 12 روز پیش‌تر از آن یعنی دهم خرداد ماه، محتشمی پور رئیس کمیته موسوم به صیانت از آرای میرحسین موسوی نیز مدعی شده بود که اگر احیاناً انتخابات سالم برگزار شود، میرحسین 30 میلیون رأی خواهد داشت!

سناریونویسانِ شکست وانمود می کردند میرحسین پیروز قطعی انتخابات است تا بتوانند پروژه پس از شکست را سوار بر افکار عمومی که با بیانیه ها و خبرسازی های پی در پی حساس شده است، دنبال کنند. شاید از این رو بود که مشی بهانه گیری مدعیان صیانت از آرای مردم با وجود همکاری های گسترده مسئولین هیچ گاه پایان نیافت. مشکل اصلاً آنچه که می گفتند و آنچه که می گویند، نبوده و نیست. هدفی در ورای بهانه گیری ها وجود داشت که قرار بود در پشت پرده جنجال سازی ها دنبال شود.

نخست بر طبل عدم همکاری با کمیته صیانت از آراء کوبیده شد. آنقدر که گوش فلک هم طاقت شنیدن این همه هیاهو را نداشت. رییس کمیته از دلایل وحشت مخالفان از تشکیل کمیته صیانت از آرا سخن گفت و وزیر راه و ترابری دولت اصلاحات پرسید: «چرا سخنگوهای شورای نگهبان و هیئت دولت از خبر کمیته صیانت بر آشفتند؟!» البته آنان انتظار نداشتند مسئول ستاد انتخابات کشور رسماً از تشکیل کمیته صیانت از آراء از سوی نامزدها استقبال کند چه آن را که حساب پاک است؛ از محاسبه چه باک است.

گفته می شد با نمایندگانشان همکاری نمی شود و در صدور کارت برای آنها تعلل صورت می گیرد. این همه در حالی بود که حتی برای دادن فتوکپی شناسنامه و الصاق عکس نیز مشکل داشتند و هر روز کار را به تأخیر می انداختند! با این همه در نهایت ستاد موسوی بالاترین تعداد ناظر را در طول تاریخ انتخابات ایران به شعبات انتخاباتی بسیج کرد.

در واقع موسوی از مجموع 45713 شعبه در 40676 شعبه یعنی چیزی حدود 90 درصد شعبات انتخابیه نماینده داشت. جالب آنکه نمایندگان او در شعبات تنها 227 مورد تخلف گزارش کردند که اغلب همین گزارشات هم حتی از مستندات اولیه لازم بی بهره بود!

در ادامه روند بهانه گیری ها، 11 خردادماه، نامه مشترک محتشمی پور و الویری به وزیر کشور منتشر شد. در این نامه از محصولی خواسته شده بود تعداد اعضای هر شعبه اخذ رأی قبل از آغاز رای گیری تعیین شود. چند روز بعد، کامران دانشجو تصریح کرد: «اعلام کرده‌ایم که هیچ‌کس بدون کارت شناسایی که از سوی فرمانداری صادر می‌شود، نمی‌تواند در شعب اخذ رأی حضور یابد.» و این بدین معنی بود که خواسته‌ی این طیف در سیر منطقی برگزاری انتخابات خواه ناخواه محقق خواهد شد.

دانشجو البته مسئله دیگری را هم در خصوص بهانه گیری ها مورد توجه قرار داد. او گفت: «به هر میزان توضیح دهیم باز این قضیه ها ادامه دارد. در مثل هست که اگر یکی خواب باشد، صدای دوم را که بشنود، از خواب بیدار می شود اما کسی که خود را به خواب زده باشد 20 بار هم او را صدا بزنید، باز از خواب بیدار نمی شود!»

روند بهانه گیری های پی در پی حامیان موسوی پایانی نداشت. 5 روز قبل از انتخابات، محتشمی پور طی نامه ای به آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان مدعی شد حفظ امنیت یک سوم صندوق ها از دست نیروی انتظامی خارج شده است. در این نامه که در سایت خبری قلم با تیتر "چرا حفاظت تمام صندوق‌ها برعهده نیروی انتظامی نیست؟" منعکس شد، آمده بود: «گفته می‌شود حفاظت یک سوم صندوق‌ها از عهده نیروی انتظامی خارج و به سپاه پاسداران واگذار شده است که خلاف قانون و رویه‌های قبلی است. در این مورد نیز باید کمبود نیرو و با افزایش افراد مأمور به نیروی انتظامی و تحت امر مسئولان آن انجام گردد.» این پرونده هم اگر چه با تصریح سردار رجب زده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ بر اینکه حفظ امنیت انتخابات تنها بر عهده نیروی انتظامی خواهد بود، پایان یافت، اما بهانه گیری ها پایانی نداشت.

از این دست بهانه جویی ها قبل از انتخابات به کرات وجود داشت. این روند البته بعد از 22 خرداد به گونه ای دیگر ادامه یافت و زمینه ساز تردیدها و بعد هم ناآرامی هایی در سطح کشور شد. نخست حرف از انتشار آمار تفکیکی شهرهای مختلف بود. بعد از انتشار این آمار از طریق وزارت کشور در یک فضاسازی گسترده مدعیان صیانت از آراء، خواستار انتشار آمارها به تفکیک صندوق ها شدند.

محسن رضایی طی بیانیه ای از در اختیار نداشتن آمار صندوق ها سخن گفت و آن را اولین و ابتدایی ترین حق یک کاندیدا دانست. بعد از این فضاسازی ها بود که برای اولین بار در طول سال های بعد از انقلاب نتایج رسمی انتخابات به صورت صندوق به صندوق برای بسیاری از استان ها منتشر شد.

طبیعتاً برای کسانی که کاری جز بهانه گیری نداشتند، این همه کافی نبود. وقتی بحث بازشماری جدی شد و شورای نگهبان هم آمادگی خود را برای بررسی دوباره بخشی از آراء اعلام کرد، برخی از حامیان موسوی ابتدا شمارش آرا را بی فایده خواندند و بعضی از حامیان محسن رضایی خواستار شمارش آراء برخی مناطق خاص شدند. صندوق هایی که به درخواست رضایی بازشماری شد، هیچ تغییر محسوسی را نشان نمی داد و از همین رو بود که او از پیگیری موضوع به کلی انصراف داد تا وجهه خود را حفظ و از زیر بار اتهامات بعدی نیز شانه خالی کرده باشد.

در عین حال، حکایت بهانه گیری های حامیان موسوی ادامه پیدا کرد. در تازه ترین بهانه گیری، کمیته صیانت از آراء که روزی بازشماری آراء را بی حاصل می خواند و خواستار ابطال انتخابات بود، بازشماری آراء پس از تطبیق آراء اسامی رأی دهندگان با اطلاعات ثبت احوال را مورد توجه قرار داده است. در نامه موسوی لاری و محتشمی پور به شورای نگهبان آمده است: «با توجه به اینکه ته برگ تعرفه های مصرف شده در شعب اخذ رأی موجود می باشد؛ ترتیبی اتخاذ نمایید تا تمامی این تعرفه ها در اختیار کمیته ای مورد اعتماد دست اندرکاران انتخابات و نامزدها قرار گیرد سپس به نحو مقتضی فهرست اسامی رأی دهندگان استخراج و با استفاده از پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور -که دسترسی سریع به آن میسر است- تطبیق گردد.»

روند بهانه گیری‌ها این تلقی را ایجاد می کند که اساساً مشکل و رأی شبهه ها و انتظاراتی است که مطرح می شود. در واقع این همه تنها بهانه ای است برای حفظ پیکر نیمه جان و بالا بردن هزینه پیروزی برای رقیب. حکایت، همان حکایتی است که کامران دانشجو مورد اشاره قرار داد. حکایت کسی که خود را به خواب زده است و هر روز خواسته و بهانه ای را برای پیشبرد پروژه پشت پرده خود مطرح می کند.

سیر خواسته های غیرمنطقی و تسلسل وار مدعیان صیانت از آراء مردم تا بدانجا بود که رهبر انقلاب هم نسبت به طرح برخی مسائل موضع گرفتند. ایشان با تأکید بر اینکه نقطه مقابل قانون گرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیکتاتوری است خاطرنشان کردند: «اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیکتاتوری بروز خواهد کرد.»

مقام معظم رهبری همچنین افزودند: «من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مُصّر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.»

ایشان در نماز جمعه تهران هم رسیدگى را فقط از مجارى قانونى ممکن دانستند و تصریح کردند: «بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست.»

سخن گفتن رهبر انقلاب از بروز دیکتاتوری و بدعت در حالی است که برخی بحث ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد را مطرح می کنند، برخی تشکیل کمیته حقیقت یاب را مورد توجه قرار می دهند و برخی نیز چشم به مجمع تشخیص مصلحت دوخته اند. در واقع جریان سیاسی ناکام می کوشد تا با فضاسازی های گسترده، جام زهری دیگر را مشروع جلوه دهد و هم ارز پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام معرفی کند. مشکل اصلی ورای این همه بهانه گیری بوده و هست. بهانه گیری هایی که از مدتها قبل از انتخابات آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد و خواهد داشت.

منبع: رجانیوز

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضاییه:
دشوارترین بخش عدالت اجرای آن در مقابل اقویا و زورگویان متوقع است

 برای دریافت  متن کامل سخنرانی ،عکس ها،فایل صوتی و جدیدترین مطالب پیرامون نماز جمعه تاریخی تهران اینجا را کلیک کنید.

خبرگزاری فارس: رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موانع پیش روی تحقق عدالت افزودند: دشوارترین بخش اجرای عدالت، آنجایی است که طرف مقابل اقویا و زورگویان متوقع هستند که باید در برابر آنها ایستادگی کرد و فقط خداوند متعال و مُر قانون را در نظر گرفت.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دفتر پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضاییه، اصلی ترین وظیفه این قوه را تأمین عدالت، و تحقق آن را در گرو عمل به قانون دانستند و با اشاره به مسائل اخیر کشور تأکید کردند: حل و فصل قضایا از طریق معیارهای قانونی امکان پذیر است و همه نخبگان، فعالان و جناح های سیاسی از هر دو طرف نیز باید از هرگونه تحریک احساسات و ایجاد خلل در یکپارچگی ملت پرهیز کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه هدف از طراحی این ترورها، تهی کردن انقلاب اسلامی از شخصیت‌های برجسته و نخبه زدایی بود، خاطرنشان کردند: برخلاف تصور دشمنان، انقلاب اسلامی با وجود این ترورها، آسیب ندید بلکه پایه اصلی آن که ارتباط مردم با نظام است، مستحکم تر شد.
ایشان با اشاره به نقش بارز و برجسته شهید آیت الله بهشتی در انقلاب اسلامی و همچنین در پایه گذاری دستگاه قضایی اسلامی افزودند: در طول 30 سال گذشته کارهای خوبی در قوه قضاییه انجام شده است، بخصوص در 10 سال گذشته که شخصیت ممتاز و عالِمی همچون آقای شاهرودی در رأس این قوه بوده است که باید از زحمات ایشان و همچنین مدیران ارشد دستگاه قضایی تشکر و قدردانی شود.
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری وظیفه اصلی قوه قضاییه برای تأمین عدالت تأکید کردند: معیار عدل، عمل به قانون است و اگر قانون ملاک عمل در جامعه قرار گیرد، عدالت تحقق می‌یابد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه تحقق عدالت بسیار سخت و نیازمند زیرساخت‌های نرم افزاری و سخت افزاری متعددی است افزودند: تأمین عدالت در جامعه علاوه بر همه این زیرساخت‌ها نیازمند توکل بر خدا و عزم راسخ است که این روحیه باید در قوه قضاییه گسترش یابد.
ایشان خاطرنشان کردند: مهمترین مسئله نتیجه و خروجی کار است که اگر این خروجی عدالت باشد، در پیشگاه خداوند متعال، مردم و نفس خود سرافراز خواهیم بود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موانع پیش روی تحقق عدالت افزودند: دشوارترین بخش اجرای عدالت، آنجایی است که طرف مقابل اقویا و زورگویان متوقع هستند که باید در برابر آنها ایستادگی کرد و فقط خداوند متعال و مُر قانون را در نظر گرفت.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به مسائل اخیر کشور، معیارهای قانونی را راه حل قضایا دانستند و خاطرنشان کردند: در این قضایا نباید احساسات مردم بویژه جوانان را تحریک کرد و آنان را در مقابل یکدیگر قرار داد زیرا ملت ایران با وجود اختلاف سلیقه ها، ملت یکپارچه‌ای است که با نظام خود روابط حسنه‌ای دارد.
ایشان افزودند: همین حضور گسترده مردم در پای صندوق های رأی نشان دهنده اعتماد آنان به نظام اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی نتیجه بی قانونی را بسیار تلخ‌تر از اجرای قانون و احساس تلخی در کام برخی افراد دانستند و تأکید کردند: به لطف خداوند، ملت ایران، ملتی مؤمن، آگاه، و آماده حضور در صحنه است و مشکلی با نظام خود ندارد، و این نخبگان و خواص سیاسی هستند که باید مراقب رفتار و سخنان خود باشند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با توصیه مؤکد به فعالان و جناح‌های سیاسی از هر 2 طرف، برای تحریک نکردن احساسات طرف مقابل خاطرنشان کردند: اگر ملت و نخبگان سیاسی همدل و متحد باشند، در آن هنگام، وسوسه خناسان بین‌المللی و سیاستمداران ظالم و مداخله‌گر دیگر اثری نخواهد داشت.
ایشان با اشاره به اظهارات مداخله‌جویانه برخی مقامات امریکایی و اروپایی درخصوص مسائل داخلی ایران تأکید کردند: این سردمداران با اظهار نظر سخیف درباره ایران به گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویا همه مشکلاتشان تمام شده و فقط مشکل ایران باقی مانده است، در حالیکه آنها غافل از این هستند که هرجا از نظر مواضع سیاسی پابگذارند، آنجا از نظر ملت ایران نجس خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران، ملتی هوشمند و صاحب تجربه است، افزودند: اینگونه جانبداریها نتیجه عکس خواهد داد زیرا ملت ایران می‌دانند که در طول 8 سال دفاع مقدس و در زمانی که در حق این مردم جنایت شد و خانه های آنها را با بمب و موشک ویران و از بمب شیمیایی نیز استفاده کردند، این دولتها هیچگونه اظهار ترحمی نکردند بلکه به دشمن ملت ایران کمک کردند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به جنایات و بی رحمی‌های امریکا و برخی دولتهای اروپایی در حق مردم افغانستان، عراق، پاکستان و فلسطین تأکید کردند: ترحم و مردم دوستی به دور از این دولت‌ها است و اینکه اکنون نسبت به ملت ایران یا برخی افراد در داخل کشور، اظهار طرفداری می کنند، هدف آنها مشخص است و مردم هم این موضوع را متوجه می‌شوند.
ایشان در پایان خاطرنشان کردند: اگر اتحاد و روحیه استحکامی که انقلاب اسلامی به ملت داده است، حفظ شود، دشمنی، دشمنان اثری نخواهد داشت و هیچگاه نخواهند توانست به ملت ایران آسیبی وارد کنند.
در ابتدای این دیدار آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضاییه حضور گسترده مردم در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را برگ زرین دیگری در تجربه مردم سالاری دینی دانست و با تبریک انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران با رأی بالای مردم و قدردانی از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه گزارشی از فعالیتهای انجام شده در قوه قضاییه در ده سال گذشته ارائه کرد.
رئیس قوه قضاییه با گرامیداشت یاد شهدای حادثه هفتم تیر بویژه شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، در بیان سرفصل های برخی اقدامات انجام گرفته، به تدوین سیاستهای کلان و توسعه قضایی، اصلاح فرآیند دادرسی و زیرساختهای دستگاه قضایی، و ایجاد نظام برنامه محور در این قوه اشاره کرد و افزود: اصلاح سیاستهای کیفری و حبس زدایی، قضازدایی و استفاده از نهادهای شبه قضایی و مدنی، کاهش اطاله دادرسی، تدوین سیاستهای بهداشت حقوقی و قضایی، توسعه فرهنگ وکالت و مشاوره، و بهره برداری از فناوری اطلاعات و نرم افزارهای جامع در فرآیند دادرسی از جمله خدمات انجام گرفته است.
وی در پایان گفت: ارتقای وضعیت حقوق شهروندی، ارتقای سطح آموزشی و علمی قضات و کارکنان، ارتقای سامانه های نظارت بر عملکرد قضات و کارکنان، اصلاح قوانین و مقررات، و نهادینه کردن پاسخگویی و تکریم ارباب رجوع از طریق ایجاد سامانه ملاقاتهای مردمی از دیگر مواردی بود که آیت الله شاهرودی در گزارش خود به آنها اشاره کرد.

سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از بیمارستان با مردم در سال 60
شهادت از خصوصیات این امت است+ روایت صوتی حادثه

 

چند روز بعد که دیگر مطمئن شده بودیم، دست راست کاملا از کار افتاده است، از تلویزیون آمدند تا گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش بیایند، وقتی پرسیدند که حالتان چطور است؟ این پاسخ را گرفتند:

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی

سوء قصد نافرجام به امام جمعه‌ی تهران یک روز قبل از فاجعه حزب جمهوری اسلامی در مسجد ابوذر تهران رخ داد، اگرچه طراحی‌های تروریست‌ها و کارگذاشتن بمب در ضبط صوت و قرار دادن آن در سمت چپ کنار قلب ایشان به منظور موفق انجام شدن این ترور بود اما گویا باید ذریه رسول‌الله که به فرموده امام خمینی، جرمش تنها خدمت به اسلام و کشور بود، ذخیره‌ای می‌ماند برای ادامه‌ی این خدمت در سال‌های بعد.

روایت صوتی از حادثه 6 تیر 60

به گزارش رجانیوز، حدود 10 روز پس از این حادثه، خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، گفت‌وگویی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انجام داده است که ایشان در این گفت‌وگوی نه چندان طولانی، کمتر از همه درخصوص خود سخن گفته است. این گفت‌وگو در روزنامه مورخ 18 تیر 60 منتشر شده که متن و تصویر آن را پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بازنشر داده است:

 

ایشان در مورد وضعیت عمومی خود و بمب‌گذاری‌ها و ترورهای اخیر که منجر به شهادت صدها تن از فرزندان راستین خلق شده است، اظهار داشت:

از لحاظ حال عمومی من همان‌طوری که ملاحظه می‌کنید، خوشبختانه بد نیست و حال من نسبت به روزهای دیگری که یادم می‌آید شما آمدید و فیلمی از من گرفتید، خیلی تفاوت کرده است. کوشش پزشکان و دست‌اندرکاران و همه‌ی کسانی که در این کار محبتی داشتند، واقعاً با تفضل الهی و دعای مردم، دعای امام ، مؤثر بود.

امام جمعه‌ی تهران در رابطه با شهادت 72 تن از یاران امام گفت:

در این مدت من چند روز است که از حوادث جدیدی مطلع شدم. تا مدتی از این حوادث بی‌خبر بودم و به من نگفته بودند. یکی حادثه‌ی انفجار بمب در محل حزب جمهوری اسلامی و شهادت عظیم و پرخسارتی که 72 نفر از کسانی که به حق باید گفت 72 نفر از شایستگان این روزگار و در رأس همه‌ی آن‌ها شهید آیت‌الله بهشتی در این شهادت جانشان را از دست دادند. این برای من وقتی که شنیدم سنگین بود.

درباره‌ی این شهادت و درباره‌ی این‌گونه حادثه‌ها من وقتی مطلع شدم، احساس کردم که دشمن در یک شرایط بسیار بسیار دردناکی در انقلاب ما قرار دارد و وقتی که دشمن برخلاف همه‌ی اصولی که در دنیا قابل گفتن و قابل توجیه کردن است، یک‌باره هفتاد و چند نفر انسان را مورد سوء قصد قرار می‌دهد که در میان این علما و مجتهدها، کارکنان برای این ملت و خدمت‌گزاران شبانه‌روز خستگی‌ناپذیر برای دین هستند، خود این کار حالا کار کیست، کاری ندارم؛ کار مجاهدین است، کار طرف‌داران بنی‌صدر است، کار کیست، آن برای من مهم نیست، نفس عمل برای من مهم است که وقتی دشمن، دشمن جهانی ما به وسیله‌ی یک گروه داخلی یک چنین فاجعه‌ی این‌طور پلید و جنبشی را سازمان‌دهی می‌کند، این حاکی از نهایت عجز دشمن است.

البته آقای بهشتی خیلی خیلی بزرگ بود و این مردم هنوزم که هنوز است، به نظر من آقای بهشتی را نشناخته‌اند. بهشتی در آینده شناخته خواهد شد. بهشتی را ماها می‌شناختیم که سالیان درازی کوشش او را در راه پیشبرد این انقلاب دیده بودیم از نزدیک که قدم به قدم چگونه این مردم انقلاب را پیش برد. کاری هم نداریم، اثبات هم لازم ندارد، اثبات خواهد شد.

اما یک نکته‌ای به نظرم رسید که به مردم بگویم و آن نکته این است که شهادت از خصوصیات این امت است. این یک طبیعت شهادت است که خدا این برکت را در شهادت گذاشته، که هرچه آن کسی که شهید می‌شود بزرگ‌تر باشد، درست است که آن شیء از بین می‌رود، اما هیچ خسارتی از این ناحیه عائد نمی‌شود. این مثل این است که فرض کنید انسان در یک بازار خیلی پرعظمتی برود یک وقت و یک سکه‌ی طلا خرید کند. خوب به اندازه‌ی یک سکه‌ی طلا می‌گیرد. یعنی شهادت یک عمل، یک حرکت بی‌خسارت است. آقای مطهری هم که شهید شده بود، یک عده‌ای دستپاچه بودند که حالا چه خواهد شد؟ الحمدالله دیدید که آقای مطهری شهادتش برای اسلام از حضورش برای اسلام کم‌فایده‌تر نبود. آقای بهشتی هم همین‌طور.

به هرحال این حاکی از عجز دشمن است. حاکی از ناتوانی دشمن و حاکی از درماندگی است و این از آقای بهشتی و از این دوستانی که در این راه جانشان را گذاشتند، چیزی نخواهد کاست.

نکته‌ی دومی که در این‌جا باید بگویم این وظیفه مردم است. مردم باید بدانند دشمن ما، دشمن جهانی ما، در کار این انقلاب درمانده است چه باید بکند. یکی از دو کار هم بیشتر ندارد. راه سوم برای او وجود ندارد؛ یا باید رجال این انقلاب را همه را از انقلاب بگیرد که نمی‌شود. خواهید دید بهشتی‌ها درست خواهند شد و خواهند آمد، صحنه را پر خواهند کرد و همین‌طور دیگران. راه دومی که برای دشمن این انقلاب وجود دارد، خارج کردن مردم از صحنه است و این هم همین‌طور که تا حالا ملاحظه می‌کنید، برای دشمن امکان پیدا نکرده و إن‌شاءالله هرگز امکان پیدا نخواهد کرد.

اما باید دید مردم چگونه و به برکت چه چیزی در صحنه می‌مانند؟ این مهم است. مسأله این است که این انقلاب، انقلابی است که با اسلام و مردم سر و کار دارد و این هست که مردم را در صحنه نگه می‌دارد. علت این‌ که امام این‌ همه روی اسلام و احکام اسلامی در انقلاب تکیه می‌کنند، این است که حواسشان را جمع کنند. ما مقاومت‌ها هنوز داریم. ما هنوز کارها داریم. هنوز این‌ قدر حوادث و پیش‌آمدها داریم، در همه‌ی این حوادث مردم باید تصمیم بگیرند. حواس مردم جمع باشد که از آن نکته‌ای که دستگاه‌های خارجی و دشمنان این انقلاب می‌خواهند اسلام را از متن این انقلاب بگیرند، از او غافل نمانند. این خیلی چیز مهمی است.

بایستی اسلام در این انقلاب بماند. بایستی احکام اسلام به عنوان محور این انقلاب بماند. مردم حواسشان جمع باشد که در این مورد فریب نخورند و این همان چیزی است که در حقیقت تضمین‌کننده‌ی این است که مردم در صحنه باقی بمانند.

ایشان در رابطه با جنگ تحمیلی و در پیامی به رزمندگان اسلام اظهار داشت:

من پیام به همه‌ی بچه‌هایی که این دو سه روز در رادیو و تلویزیون می‌شنیدم که فلان‌جا را گرفتند و فلان‌جا را کوبیدند، پیام من به همه‌ی این بچه‌ها این است که بدانند تمام این بازی‌ها برای این است که آن‌ها آن‌جا نجنگند. حواسشان جمع باشد، بجنگند. صدام حسین و پشت سر او اربابانش، سخت درمانده‌اند. برای این‌ که آن‌جا را خراب کنند، بنده و امثال بنده را ترور می‌کنند. بجنگید؛ با قدرت و مقاوم. تمام این مقدمات برای این است که شما در آن جنگ‌ها شکست بخورید. نظامی‌ها طراحی ‌کنند و افسران مباشر مشغول بشوند، نیروهای سپاه پاسداران و جنگ‌های نامنظم و دیگران با هماهنگی کامل یک لحظه این دور جنگ را نگذارند که متوقف بماند. اگر این کار شد، این بزرگ‌ترین مشت به دهان دشمن و تمام این چیزهایی هم که این‌جا ملاحظه می‌کنید، این‌ها خنثی شده است.

به بهانه ی دیدن سؤال و جواب های کنکور88 ...

اگر حال خواندن متن زیر را ندارید به پایین صفحه بروید و دفترچه سؤالات و جواب های کنکور را بگیرید. 

سلام خدمت دوستان کنکوری خودم 
آرزو می کنم إن شاءالله نتیجه ی دلخواهتون را در کنکور کسب کرده باشید و الآن با خوشحالی فراوان منتظر حساب کردن درصدهای خودتون باشید.

 البته اگر چنین نیست زیاد ناراحت نباشید،جمله ی کلیشه ای این روزها با این که از بس گفته شده حال آدم را کمی تغییر میده اما خیلی هم جمله ی بی ربط نیست :

کنکور آخر زندگی نیست

اگر فکر می کنید با این کنکوری که دادید و ــــــــ که زدید، دیگر دنیا به پایان خودش رسیده و زندگی بی معنا شده بدانید که سخت در اشتباهید.

اشتباهی که احتمالا اگر چندسال دیگه به ذهن شما بیاید از این افکار خودتان خنده تان بگیرد.

شاید بگویید برو بابا نفست از جای گرم بلند میشه که اینطوری حرف میزنی.

خیر ، بنده خودم امسال داوطلب کنکور ریاضی بودم، سال دومی هم بودم. البته دانشجو هم هستم ولی این ترم را تقریبا مرخصی بودم که جون خودم برای کنکور درس بخوانم. داشتم می گفتم، بله من هم امسال کنکور ریاضی دادم و اتفاقا ـــــــــ هم زدم که تا همین دو سه ساعت پیش کاملا دپرس بودم. اشتباهی بچه گانه در کنکور کردم و آن اینکه بدون ساعت پا شدم رفتم سر کنکور. تست های فارسی و عربی را زدم ، چهارمین تست دینی را وارد پاسخنامه کردم که خانم پشت بلندگو فرمودند داوطلبان عزیز فرصت پاسخگویی به سؤالات عمومی به پایان رسید و من را بگو که انگار پارچی آب سرد رویم خالی شده بود...

البته اگر می خواستم می توانستم حدود 5 دقیقه ای را از فرصت اختصاصی ها به عمومی ها اختصاص بدم اما (تف تو ریا) ترسیدم مشکل شرعی داشته باشه که صد البته هم مشکل داشت.

و من که اصلا نقطه قوتم و همه امیدم بعد از خدا به این عمومی ها بود حالا وقت تمام شده بود. واقعا حس بدی بود.

شب در مسجدمان داشتم این موضوع را برای یکی از دوستانم تعریف می کردم که یکی از بچه ها که چندسالی است دانشجوست آمد به میان حرفمان و گفت: سال دومی که کنکور داشته فکر کرده مثل سال قبلش میتونه جواب ها را در دفترچه عمومی علامت بزنه و بعد در زمان اختصاصی ها آن را وارد پاسخنامه کند، اما متوجه شدن اینکه اینگونه نبوده همانا و چهارتا صفر درصد همانا.

امیدوارم سرتان را درد نیاورده باشم، البته اگر اصلا خوانده باشید حالا بی هیچ معطلی برویم سراغ دفترچه سؤالات و جواب های آنان.

راستی چه خوب می شد این سؤال و جواب ها را دو روز پیش دست ما می دادن، نه، نظر شما چیه؟ لطفا نظراتونو بی هیچ خجالتی بذارین

با تشکر/خداحافظ

 

داوطلبان گرامی فایلهای دفترچه با فرمت pdf می باشد و باید برای مشاهده آن از نرم افزار Acrobat Reader استفاده نمایید (داوطلبان می توانند در صورت تمایل با کلیک سمت راست بر روی دفترچه مورد نظر خود و انتخاب Save Target As فایل را بر روی دستگاه خود ذخیره نموده و با نرم افزار Acrobat Readerاز آن استفاده نمایند )

سؤالات گروه آزمایشی ریاضی و فنی سال 1388 

دفترچه عمومی  

دفترچه اختصاصی

کلید سؤالات گروه آزمایشی ریاضی و فنی سال 1388 

 ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومی )

(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصی ) 

 


سؤالات گروه آزمایشی هنر سال 1388 

دفترچه عمومی

دفترچه اختصاصی شماره یک

 دفترچه اختصاصی شماره دو

( کلید سئوالات گروه آزمایشی هنر سال 1388 )

 


سؤالات گروه آزمایشی علوم تجربی سال 1388

 دفترچه عمومی

دفترچه اختصاصی شماره یک

دفترچه اختصاصی شماره دو 

کلید سؤالات گروه آزمایشی علوم تجربی سال 1388 

 ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومی )

(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصی ) 


 سؤالات گروه آزمایشی زبان سال 1388 

دفترچه عمومی

دفترچه اختصاصی 

( کلید سؤالات گروه آزمایشی زبان سال 1388 )

 


سؤالات گروه آزمایشی علوم انسانی سال 1388 

دفترچه عمومی

دفترچه اختصاصی شماره یک

 دفترچه اختصاصی شماره دو

دفترچه اختصاصی شماره سه 

( کلید سئوالات گروه آزمایشی علوم انسانی سال 1388 )

 ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومی )

(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصی ) 

  


 ادامه دارد...

دسته ها :

 درباره قتل ناجوانمردانه و مشکوک یک هموطن

 دیگر مطالب پیرامون اغتشاشات اخیر ایران 

انتشار و پخش گسترده فیلم و عکس‌های صحنه رقت‌انگیز جان دادن یک خانم جوان ایرانی در اینترنت و شبکه‌های خبری جهان، موج خبری بسیار پرحجمی علیه کشورمان در جهان ایجاد کرده است.

فیلم و عکس‌های دردناک جان دادن این خانم جوان بلافاصله پس از رخ دادن این قتل مشکوک در اینترنت پخش شد و پخش کنندگان این فیلم، کشته‌شدن این مرحوم را در جریان اغتشاشات عصر شنبه (30 خردادماه) تهران و به دست نیروهای بسیجی عنوان کرده اند. این درحالی است که شنبه عصر در خیابان امیرآباد شمالی (محل این قتل هولناک) هیچ درگیری خاصی رخ نداده و درگیری‌های آن ساعت در خیابان آزادی در جریان بوده است. علاوه بر این هم نیروهای بسیجی و هم عوامل نیروی انتظامی در شهر، اساسا به سلاح گرم مجهز نیستند و در روزهای آشوب، صرفا با کمک باتوم یا اسپری سعی در متفرق کردن اغتشاشگران می‌کردند.

با گذشت 3 روز از این حادثه تلخ و تکان دهند و تشکیل یک موج خبری گسترده علیه حیثیت ملی کشورمان، متاسفانه منابع خبری رسمی داخلی هیچ اطلاعات روشن و موثقی درباره ابعاد این جنایت ارایه نکرده‌اند.

سکوت پلیس و مراجع رسمی خبری کشورمان باعث شده قصه پردازی‌های بی‌بی‌سی و تلویزیونهای لس‌آنجلسی درباره هویت و نحوه کشته‌شدن فجیع این مرحومه، منبع خبری رسانه‌های معتبر دنیا قرار گیرد به طوری که تلویزیونهای و خبرگزاری‌های معتبر بین‌المللی در 72 ساعت گذشته در حاشیه کشته‌شدن این خانم، اخباری کاملا سیاه و یکطرفه علیه کشورمان پخش کرده‌اند.

سکوت خبری در داخل از ابعاد این قتل مشکوک به حدی است که در اینترنت اخبار متناقضی از هویت مقتول منتشر شده است و برخی شبکه های ماهواره ای با افرادی که مدعی دوستی یا نسبت خانواددگی با این مرحومه هستند، مصاحبه تلفنی انجام می دهند و جالب اینکه اخبار مدعیان دوستی و نسبت خانوادگی با این مرحومه هرکدام اطلاعات متناقضی از هویت وی به شبکه های ماهواره ای داده اند.

فیلم پخش شده در اینترنت از نحوه کشته‌شدن این خانم نیز به دلایل زیر کاملا مشکوک است:

1 – محل تیرخوردن، از محل آشوب‌های عصر شنبه 30خرداد بسیار دور بوده است.

2- نیروهای انتظامی و بسیجی مستقر در تهران برای مقابله با آشوبگران، اصولا" سلاح گرم همراه ندارند.

3 – بعد از بلند شدن صدای تیر و اصابت گلوله به یک نفر در خیابان، معمولا اطرافیان بلافاصله به روی زمین دراز می‌کشند و سعی در نجات جان خود از اصابت تیرهای بعدی دارند اما در این فیلم، بعد از تیرخوردن این خانم جوان، چندین عکاس و فیلمبردار با خونسردی به فیلمبرداری مشغول هستند.

4 – سوژه قتل طوری انتخاب شده که تا حداکثر ممکن، افکار عمومی بسیاری را تحت تاثیر قرار دهد. خانم، جوان، خوش‌رو، دانشجو

4 – فیلم و خبر کشته‌شدن این مرحومه با آب و تاب از نحوه کشته‌شدن و حتی اطلاعاتی از قاتلان بلافاصله در اینترنت پخش شده و هواداران مجاهدین خلق در اروپا و آمریکا بلافاصله با چاپ عکس‌های بزرگی از این مرحومه، تظاهرات راه‌ انداخته اند و نیروهای امنیتی کشورمان را خشن و خونخوار معرفی می کنند.

5 – فیلم تکان‌دهنده این جنایت، شنبه شب در اینترنت قرار گرفته و روز یکشنبه بسیاری از کاربران اینترنتی و بینندگان ماهواره آنرا دیدند. زمان انتخاب شده برای پخش این فیلم هم بسیار مشکوک است چرا که از روز یکشنبه 31 خرداد با حضور موثر پلیس و نیروهای بسیجی در میادین و چهارراه‌های تهران، آشوب‌ها فروکش کرد و سازمان دهندگان آشوب برای گرم‌نگه داشتن فضا، به شدت به یک «شوک روانی» برای تهییج مجدد معترضان نیاز داشته‌اند.

مجموعا با توجه به سوء استفاده پر سر و صدای شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه های غربی از فیلم قتل ناجوانمردانه این هموطن، انتظار می‌رود مسوولان انتظامی اولا واقعیت‌های این حادثه نفرت‌انگیز را کاملا شفاف و روشن برای افکار عمومی داخل (و تا حد امکان خارج) تشریح کنند و ثانیا در اسرع وقت عاملان این جنایت فجیع را دستگیر و به دست قانون و عدالت بسپارند.

 به نظر شما قاتل ندا آقاسلطان کیست؟


 

 وبلاگ جدید من -------> www.manamsalam.blogfa.com

 در همین رابطه ...

 دیگر مطالب پیرامون اغتشاشات اخیر ایران 

 درباره قتل ناجوانمردانه و مشکوک یک هموطن

کارگردان صحنه قتل «ندا آقا سلطان» کیست؟

شلیک تک‌تیراندازهای منافقین به مردم و مخابره فوری تصاویر


 

 شما را به خدا احساسات را کنار بگذارید، بعد این یادداشت را بخوانید!

عصر یکشنبه، فیلم کشته شدن "ندا آقا سلطان"‌ را از اینترنت دانلود کردم، دیدم و متاثر شدم. به قدری ناراحت و عصبی شدم که شب را تقریبا خوابم نبرد و دیروز در محل کارم، با همکارهایم دعوا کردم. 

اگر ثابت شود، برادر خود من، به سمت ندا شلیک کرده است، معتقدم که باید تاوانش را پس دهد و قصاص شود. اگر ثابت شود یک بسیجی، دست به چنین جنایتی زده است، حاضرم پای هر طوماری که درخواست اعدام او را داده است امضا کنم. اگر بی تدبیری به حدی است که به دست چنین آدمی اسلحه داده می شود، حاضرم هر طوماری که محاکمه چنین بی تدبیرهایی را درخواست می کند امضا کنم. اینها را مقدمتا گفتم تا فکر نکنید این جنایت را دست کم گرفته ام یا قصد تطهیر مجریان و مسببان آن را دارم.
***
متن زیر را بخوانید و شما را به خدا بدور از احساسات، به سئوالهایی که در ادامه آورده ام فکر کنید:

"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می‌شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده‌اند، احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می‌زنند..."
 


البته خود فیلم هم گویای این است که محل گلوله خوردن ندا، مکانی دور از تظاهرات و تجمع و ناآرامی بوده است. چرا که هیچ سر و صدایی که حکایتگر تظاهرات یا اغتشاش باشد شنیده نمی شود.

حالا سئوالهای من:

به چه دلیل، یک نیروی ضد شورش، حالا چه بسیجی،‌ چه پلیس، یک زن را که در نقطه ای دور از اغتشاش ها و بدون سر و صدا در کنار خیابان ایستاده است، باید هدف قرار دهد؟ چه دلیلی دارد که آن نیروی ضد شورش یا سرکوبگر (هر چه دوست دارید اسمش را بگذارید)، اینهمه تظاهر کننده یا اغتشاشگر (هرچه دوست دارید اسمش را بگذارید) را در صحنه شلوغی رها کند و بدون هیچ مقدمه و پیش زمینه ای به سمت زنی که صدها متر از صحنه شلوغی فاصله دارد شلیک کند؟

چرا آن نیروی ضد شورش، در محلی دور از اغتشاش ها، و در میان اینهمه "مرد"، باید یک "زن"‌ را هدف قرار دهد؟ اگر آن زن، مشغول شعار دادن بود، یا داشت سنگ یا کوکتل مولوتف پرتاب می کرد، شاید شلیک به او، در میان اینهمه مرد، وجهی داشت. اما لحظه ای خودتان را جای یک نیروی ضدشورش بگذارید. وقتی کلمه "اغتشاشگر"‌ یا "آشوبگر" را می شنوید، تصویری که در ذهن شما شکل می گیرد، تصویر یک "زن" هست یا "مرد"؟

وقتی می توان، شلیک به یک زن را در نقطه ای خارج از آشوبها به بسیج نسبت داد، آیا با همین منطق، نمی توان هر قتلی را که قبل و بعد از این جنایت و در هر نقطه دیگری از کشور روی می دهد به بسیج نسبت داد؟

از این طرف و آن طرف، زیاد می شنوم که در جریان درگیریهای شنبه، ۳۰ خرداد در تهران، چند نفر مسلح نیز دستگیر شده اند. نمونه ای از حمله مسلحانه به یک حزب اللهی را در در آن روز در
اینجا بخوانید. نمی خواهم بدون سند و مدرک، قتل ندا را به گردن دشمنان جمهوری اسلامی، همچون سازمان مجاهدین خلق، بیندازم. اما سابقه این جماعت نشان می دهد که برای رسیدن به هدف، از انجام هیچ جنایتی ابا ندارند. سازمان مجاهدین خلق، همان سازمانی است که اوایل دهه ۱۳۷۰، چند کشیش را در ایران ترور کرد تا تحت فشار بودن اقلیتها را در جمهوری اسلامی ایران القا کند. این سازمان، همان سازمانی است که اوایل انقلاب در بندر ماهشهر، دختر بچه سه ساله ای به نام "فاطمه سادات طالقانی" را به این جرم که پدرش پاسدار بود، زنده زنده در آتش سوزاند. حتی اگر امروز، سازمان مجاهدین خلق، یک سازمان مرده باشد، کوردلانی که روحیه سازمان مجاهدینی داشته باشند، هنوز هستند.

ما ایرانیها، اصطلاح و ضرب المثل "پیراهن عثمان درست کردن" را داریم که اشاره ای به یک واقعه تاریخی است: زمانی که قاتلان عثمان، با ادعای خونخواهی او، در برابر امام علی(ع) ایستادند و لباس خونین عثمان را پرچم خونخواهی دروغین خود قرار دادند.
***
یادداشت تکمیلی:
حداقل دو روایت از تیرخوردن ندا وجود دارد:
۱- تیراندازی که در ترک یک موتورسوار نشسته بوده است، او را هدف قرار داده است.
۲- او را از بالای یکی از ساختمانهای مجاور هدف قرار داده اند.
وجود همین دو روایت ضد و نقیض، نشان می دهد که کسی به درستی ضارب را ندیده است. پس چگونه می توان هویت تیرانداز را مشخص کرد و او را به نیروهای بسیج یا پلیس منتسب کرد؟
جالب اینجاست که در صفحه مربوط به ندا آقا سلطان در ویکی پدیا نیز، به اینکه او از چه ناحیه ای مورد هدف قرار گرفته، اشاره نشده است.

اگر از غیر عادی بودن وجود دو فیلم از لحظه جان دادن ندا بگذریم و آن را به خاطر وفور گوشی های موبایل دوربین دار در دست مردم، عادی بدانیم، مساله غیر طبیعی دیگر، کیفیت بالای فیلمی است که از این لحظه وجود دارد. کیفیت این فیلم از کیفیت فیلمهایی است که با گوشی های موبایل می توان گرفت بالاتر است. تو گویی تصویربرداری آماده، در جایی ایستاده است و به همکار تیراندازش سفارش کرده است کسی را در نزدیکی من هدف قرار بده، تا من از او فیلم بگیرم.
***
راستی یک سئوال دیگر: کسانی که به حق، از کشته شدن "ندا آقا سلطان" ناراحت هستند، آیا از کشته شدن دختری که در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۸۸، در بلوار کشاورز تهران به خاطر در دست داشتن پوستر احمدی نژاد، به صورت او و دو دختر همراهش اسید پاشیده شد هم ناراحت می شوند؟

----
در همین رابطه بخوانید:
درباره قتل ناجوانمردانه و مشکوک یک هموطن

پس از قتل مشکوک افشا شد
شلیک تک‌تیراندازهای منافقین به مردم و مخابره فوری تصاویر

دیگر مطالب پیرامون اغتشاشات اخیر ایران 

با انتشار تصاویر و فیلم هایی از صحنه های تیر خوردن مردم بی گناه در آشوب های خیابانی اخیر، هویت تشکیلاتی عاملان اصلی این تیراندازی ها در ترور مردم بیگناه مشخص تر شده است.

به گزارش رجانیوز، طبق اطلاعات به دست آمده از یک منبع آگاه امنیتی عوامل گروهک تروریستی منافقین با سوء استفاده از ناامنی پدید آمده در برخی مناطق تهران ضمن طراحی سناریوی خطرناک، اقدام به هدف قرار دادن مسلحانه مردم با هدف سلب آرامش عمومی کرده اند.

بر اساس این اطلاعات، منافقین که با بکار گیری ابزارهای ماهواره ای و سایت های اینترنتی به پخش هر چه بیشتر آشوب و بحرانی شدن فضا دامن می زدند، در تازه ترین اقدام خود با استقرار تک تیرانداز در برخی مناطق تهران، مردم بی گناه و به خصوص زنان را هدف قرار داده و با استفاده از عوامل خود از صحنه کشته شدن زنان تصویربرداری کرده و به سرعت آن ها در رسانه های عمومی و سایت های اینترنتی منتشر می کنند.

این سناریو به گونه ای پی ریزی شده است که پس از شلیک و کشته شدن مردم، عده ای از عوامل این فرقه تروریستی در منطقه مزبور با ایجاد سر و صدا و فریاد زدن، جو را ملتهب کرده و فضای شهر را ناآرام می کردند.

با بررسی گلوله های خارج شده از بدن کشته شدگان حوادث اخیر مشخص شده است که فشنگ های به کار رفته متعلق به هیچ یک از ارگان های نظامی و امنیتی کشور نبوده و از طریق واردات و از خارج از مرزهای کشور به تهران فرستاده شده است.

این آشوب سازی ها و تصاویر منتشر شده از آنها نیز در مناطقی روی داده که جزء مناطق درگیری و اغتشاش نبوده است.

در همین ارتباط، منابع انتظامی و امنیتی از مردم تهران درخواست کرده اند که در صورت مشاهده چنین صحنه ها و فضاهایی، نیروهای انتظامی را در جریان قرار دهند تا از تکرار حواث تلخ این چنین جلوگیری شود.

SANJESH.ORG
b
جهت ورود به سایت سازمان سنجش آموزش کشور بر روی لینک زیر کلیک کنید

سایت سازمان سنجش آموزش کشور

قابل توجه داوطلبان گرامی : در صورت هر گونه سوال در خصوص نتایج آزمونها می توانند درخواست خود را به صندوق پستی 15875 - 1314 ارسال نمایند.

قابل توجه داوطلبان آزمون سراسری

جهت مشاهده و پرینت کارت شرکت در آزمون سراسری سال 1388 اینجا را کلیک نمایید

برای نمایش برگ‌راهنمای‌ شرکت‌ درآزمون‌ سراسری سال‌ 1388 کلیک نمایید

تاریخ‌، نحوه‌ پرینت ‌ کارت‌ و محل رفع نقص کارت  شرکت در آزمون ‌ سراسری‌ سال‌ 1388 اعلام شد
 
نحوه توزیع کارت، موادامتحانی، تعداد سؤالات‌، مدت پاسخگویی‌ به‌ سوالات داوطلبان‌ گروه‌های‌ آزمایشی‌ پنج‌گانه‌ ونیزرشته های دارای شرایط خاص درآزمون سراسری سال 1388 اعلام شد


هشدار سازمان سنجش در مورد سوءاستفاده های (حضوری-اینترنتی) احتمالی از داوطلبان


به اطلاع داوطلبان گرامی می­رساند ، حفاظت آزمون­های سازمان سنجش آموزش کشور از طریق پست الکترونیکی ذیل آماده دریافت هر گونه اطلاعات و اخبار در رابطه با موارد مرتبط با حفاظت آزمون­ها می­باشد.
نشانی پست الکترونیکی: hefazatazmon@sanjesh.org


 

© Copyright 2000-2009 sanjesh
طراحی، اجرا و پشتیبانی: گروه شبکه و ریزپردازنده
 
دسته ها :
پلمپ قرنطینه کنکور 88 شکسته شد
دسته ها :
آقای رییس‌جمهور، می‌شود باران باشید

 

فرزاد جمشیدی

جمعه ای که گذشت نه میرزاده عشقی زنده بود و نه شهریار!

اما آنها که زیر سقف بارانی آسمان جمعه نفس کشیدند ، عاشق تر از ایده آل عشقی (1)، در این اوایل گل سرخ و انتهای بهار ، حسرت حیدر بابای شهریار را روایت کردند تا دور از هیاهوی سیاست ، سینه آسمان از یالان دنیای غزل سرای آذربایجان سرریز شود و کتاب پر برگ ابرها، آیه های بارانی 22 خرداد را بر زمین نازل کند:

- حیدربابا ! دنیا دروغ است مگر اینکه مردمش به هم راست بگویند!
دست باران، صورت تهران را شست خیابان هایی که چندین شب از همهمه رنگ ها، بی خواب شده بودند مقدم باران - این مهمان بی رنگ - را گرامی داشنتد دیوارهایی که از تپش تبلیغات ، به لکنت آمده بودند، از شعر خیس باران زبان گرفتند. حرفهای درشتی که از دهان هواداران نامزدهای انتخاباتی درآمده و زمین گیر شده بودند، مثل یک حباب، کلاه از سر برداشتند و تا چهار نامزد پست ریاست جمهوری از خط پایان بگذرند، لشکر باران پایتخت ایران را فتح کرد. روز نبود، شب بود اما خبر آنها که دلشان را در دست گرفتند تا وطنشان زنده بماند آفتابی تر از آن بود که برای انتشار ، منتظر روزنامه ها بماند! آخر خبر مهمی است اینکه 40 میلیون نفر در جمعه 22 خرداد پیش شماره چهار سال مسئولیت رییس جمهور ایران را روی دکه دلها گذاشتند!

جمعه 22 خرداد سرزمین من با هزاران ریه روشن امیدواری نفس کشید، چیزی از جنس نشاط ، انگار برف بی تفاوتی را آب کرد و قصه زندگی ، دور از صدای سیاست ، در سینه این فلات گسترده تازه شد.

جمعه "سهراب" زنده نبود تا ببیند «قطار سیاست » چندان هم خالی نمی رود، وقتی مردم خوب می دانند آنچه از صندوق ها بیرون می آید فقط یک انتقال قدرت نیست، بلکه واگذاری «خلعت خدمت» است.

جمعه "اخوان" زنده نبود تا بداند برادرانه تر از این نمی شد ، «این کهن بوم و بر» را دوست داشت و پای این سند دوستی را با سبابه حق انتخاب مهر کرد.

جمعه " سیاوش کسرایی" زنده نبود اما آرش هایی که با هر رای «تیر توفیق» یک نامزد را به پرواز درآوردند، «زندگی زیباست» را از لب صندوق های رای پر آوازه کردند.

جمعه بارانی جای خود را به شنبه آفتاب داد ! «مجریان خبر » پر مشتری تر از همیشه با اعلام هر برگ رای ، شادی را به اردوگاه کاندیداها آوردند. نمی دانم چه کسی «پر پیامک ها» را چیده بود ولی هر رادیو و تلویزیون ، یک گنجه پر از کبوتر خبر شد تا بالاخره همای اقبال بر دوش یک نفر نشست:
محمود احمدی نژاد

***
آقای رییس جمهور! سلام
من امروز تصمیم گرفتم با جوهر جمعه ها برای تو نامه بنویسم. یادت هست چه جمعه هایی را از سر گذرانیده ایم؟
جمعه ها و شعر بلند نماز در خیابان های پر سجاده ، جمعه ها و تشییع « شمشاد قامتان» تا باغ شهادت؛ جمعه و گیسوی پریشان زنجیرهای عاشورا؛ جمعه و نغمه داودی زبان های روزه دار که در «روز قدس» ستاره صهیون را نگون می خواهند... جمعه ها و شهنامه یکدلی ایرانیان در بحر متقارب خیابان آزادی.

آقای رییس جمهور!
من برای شما نامه می نویسم . شما که درون قاب عکس تبلیغات به من لبخند زدی تا دل به وعده ها و برنامه هایت بسپارم و با قدرت برگ رای خود ، تو را زودتر به پایان ماراتن مبارزه انتخاباتی برسانم.
نمی دانم در این کیل کشیدن های اهل سیاست، صدای مرا می شنوی؟ منی که شتک خون بر پیرهن سیاه ژاله ام... منی که ادامه همان ستاره دنباله داری هستم که خنده کارون را به خرمشهر برگرداندند.
کلی خون دل خوردم تا در میان این غبار کدورت های جناحی، خودم را به تو برسانم تا مطلب مهمی را بگویم: غم تلخی است این که « مردم انقلاب ما» گوش خود را به صدای آمریکا بسپارند و از آدم های نیم وجبی تحلیل های یک وجبی تحویل بگیرند!

آقای احمدی نژاد!
«انتخابات» تمام شده اما « انتظارات» تازه شروع شده! شما مثل دیگران کابینه تعاونی ندارید! وام دار قارون ها نیستید. سپاه ابن نحصی را راه نیانداختید تا ملک ری ، وعده بدهید! خیمه ستادهایتان ، قلب مردم بوده اما بعضی با «توهم سبز» یا «توطئه سیاه» می خواهند میان این قلبها دیوار بکشند.

آقای رییس جمهور!
80 درصد از واجدین شرایط رای دادند ، روز جمعه در خانه نماندند . آمدند و رشته تئوریسین های غربی را پنبه کردند. این 80 درصد همانقدر در استفاده از آب و خاک ایران آزادند که آن بیست درصد...
ولی آیا یادمان می ماند دشمن سنگ خورده ای که از دست این این جمعیت نزدیک به چهل میلیون به کنا نشسته ، ناامید نشده و اگر از راه «تحریم انتخابات» سودی نبرد از تنور « اغتشاشات » نانی برای سیر کردن شکم گرسنه خود پیدا خواهد کرد؟!

آقای رییس جمهور!
ما ایرانی هستیم. تمدن هایی که در رگ های گیتی شناور شده اند از دل این خاک روییده اند! ما طعم اشک ها و لبخند های این سرزمین را چشیده ایم. تاریخ برای ما خواندن نبود، خواستن و زندگی کردن بود.
ما قطعه قطعه خشت های دموکراسی را وارسی کرده ایم تا در این سی سال انتقلاب برای خود پرچینی فراهم آورده ایم. بدون اشتباه هم نبودیم ولی به یکدیگر « فرصت شکست» و «مهلت آشتی» داده ایم... و این ها همه ، قشنگی های سایه روشن آزادی در کشور ماست.
درست است که همگی به خوش خطی رهبری نیستیم اما زنده باد ایران را قبل از نوشتن هزاران بار گریسته ایم.

آقای رییس جمهور !
رهبر ما دولت شما را « دولت عدالت و امید»2 نامید ، بیایید دشمن را ناامید کنید!
شما که کعبه دلها را فتح کرده اید بیایید با « نژاد احمدی» خود عطر انقلاب گل محمدی را هم به مشام برسانید. به شیوه پیغمبر محبوب خدا (ص) ببخشید ، عفو کنید همه آنها را که به شما توهین کردند.
به ما سلام کردن بیاموزید ؛ سلام کردن به همه آنها که در ورزشگاه آزادی ؛ با تندر حرفهای تند خود علیه محمود احمدی نژاد ، اتفاقاً اولین چیزی را که حبس کردند، همین آزادی بود!
به آن کارگردان سینما بیاموزید، کارگردان صحنه سبز سیاست چه کسی غیر از دشمن بود وقتی به تو یاد داد که رییس جمهور سربلند ایران را کوچک بخوانی!
به آن بازیگر پرده نقره ای بیاموزید یک سکانس از سخاوت بارانی رییس جمهوری که مثل علی(ع) در کوچه های بی سلام می گردد و میوه شیرین عفو و رحمت ، تعارف می کند؛

آقای رییس جمهور!
من دوباره به تو رای دادم چون دانستم اتومبیلت، شیشه دودی ندارد که بین من و تو فاصله بیندازد... چون شناختمت که وعده هایت سنجاقکی نیست روی «در باغ سبز» جا خوش کند. چون عکس تورا جای تصویر عاشق ترین زندگان وطن - یعنی شهیدان- گردن آویز خیابان ها دیده ام.
از تو می خواهم قدر قدرت عاطفه این ملت را بدانی که مثل یک رود خروشان پشت سد سکوت ایستاده اند تا تو قدرت پیدا کنی و بدانی که اگر مشکلات همه چیز را بترکاند. دانه های انار دل ما را از هم جدا نخواهد کرد.
شرم باد شرم باد از ما اگر در کنار تو کوه غم را از سینه هموطنان برنداریم!
دور باد دور باد از ما اگر بشقاب های ماهواره ای دشمن ، سر سفره آسمانی وحدت ملی ما جایی پیدا کنند.

آقای رییس جمهور !
اول این یادداشت را با قطره های باران آغاز کردم.
می شود شما هم مثل باران ، بی دریغ باشی نسبت به دوستان و دشمنانت؟
می شود به اطمینان این چند میلیون دل آبرومند، به همه نشان دهی در اردوگاه محمود احمدی نژاد برای همه، جا هست؛ همه آنها که ایران را دوست دارند و می دانند کابینه احمدی نژاد سینه همه ایرانیان است.
ما به روی هم هفت تیر نمی کشیم ! ما با دلهای خودمان «دوئل» نمی کنیم! نه قبله نمای رهبری را فراموش کرده ایم و نه پیشانی دشمن را از یاد گلوله هایمان برده ایم.

آقای رییس جمهور!
بارانی شوید... سلیمانی پیشه کنید. همه را به اردوگاه خود دعوت کنید . ولو از شما نپذیرند. برای ماندن در حافظه تاریخ از همه گروهها مدد بگیرید جبهه متحد اصولگر یعنی جغرافیای ایران و « پازل قدرت شما» وقتی تکمیل خواهد شد که بازهم این رگه های اصولگرایی را هرچند اندک در میان جناحها و سلیقه ها کشف کنید.
بگذارید همگان باور کنند این جمله شما را:
کسی که انتخاب شده رییس جمهور همه ملت است؛ چه آنهایی که به او رای دادند و چه آنها که انتخابش نکردند!
میرحسین موسوی را بادغدغه های فرهنگی و هنری اش، محسن رضایی را با دکترین عالمانه اقتصادیش، مهدی کروبی را با صداقت سیاسی اش به کار بگیرید.
باران جمعه 22 خرداد ، خط خاتمه همه عبرتها بود؛ شما هم مثل باران بشویید، ببخشایید و برویانید.

آقای رییس جمهور!
به همه نشان دهید اراده بارانی شما قحطی مناقشه های سیاسی و کویر کمبودها را پایان می دهد. بعد از این پیروزی شیرین ، مردم از شما عیدی می خواهند، چه عیدی بهتر از بخشش؟!
از حامیان خود بخواهید در خانه هواداران رقیب را بکوبند ؛ یک جلد کلام الله مجید و یک پرچم ایران ، هدیه بدهند. خودتان هم «پیش قدم» شوید.
حرف من سکه ای است که یک رویش ، سیاه شدن روی دشمن و روی دیگرش طلای تبسم رهبری است که درباره دولت شما فرمودند:
ممکن است شماها نتوانسته باشید - یا تا آخر هم نتوانید - همه آنچه را که در مورد «عدالت» می باید انجام داد، انجام دهید لکن نفس رویکرد شما به عدالت ، چیز باارزشی است. هر مقداری که می توانید بایستی حرکت کنید.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نجویم به «قدر وسع» کوشم.3

زیاده ملالت است
پانوشت ها:
1- میرزاده عشقی(1312 ه.ق تا 1342 ه.ش) شاعر آزاد اندیش ایران و اشاره به سرود ایده آل و تابلوی مرگ مریم که از مشهورترین آثار اوست.
2- دیدار اعضای هیئت دولت با مقام معظم رهبری 04/06/86
3- همان

دستگیری شماری از آشوب‌گران با همکاری مردم

دیگر مطالب پیرامون اغتشاشات اخیر ایران 

پلیس اطلاعات و امنیت عمومی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه ای آورده است: با همکاری موثر شهروندان تهرانی و تلاش نیروهای انتظامی و امنیتی تعدادی از آشوبگرانی که در بروز اغتشاشات و تخریب اماکن عمومی اخیر دست داشته اند دستگیر شدند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، متن کامل اطلاعیه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به این شرح است:

با همکاری موثر شهروندان تهرانی و تلاش نیروهای انتظامی و امنیتی تعدادی از آشوبگرانی که در بروز اغتشاشات و تخریب اماکن عمومی و بکارگیری سلاح گرم و ایجاد رعب و وحشت و ترور نقش اصلی داشته اند شناسائی و دستگیر شده اند.

لذا از عموم مردم شریف و فهیم درخواست می گردد برای ادامه همکاری در جهت دستگیری بقیه عناصر اصلی آشوب طلب ، هر گونه اطلاعات و مستندات تصویری خود را از طریق مرکز فوریت های پلیس 110 و یا تلفن های 5 و 88889704 و 81821581 و یا از طریق ایمیل و نشانی info@polico.ir در اختیار پلیس اطلاعات و امنیت عمومی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران قرار دهند.

کید متین

 

 برای دریافت  متن کامل سخنرانی ،عکس ها،فایل صوتی و جدیدترین مطالب پیرامون این نماز جمعه تاریخی تهران اینجا را کلیک کنید.  

عطاءالله بیگدلی

1- خداوند را سنت‌هایی است که منطبق بر آنان با عالم انسانی رفتار می‌کند. این سنت‌ها ثابت و لایتغیر هستند و هر امتی بنا به آن‌چه می‌کند و می‌اندیشد، ذیل یکی از این سنت‌ها قرار می‌گیرد. برخورد قهری و تجلی جلالی خداوند برای مؤمن، عین رحمت و جمال است و برخورد لطفی و تجلی جمالی خداوند برای کافر، عین غضب و جلال است. برخورد قهری با مؤمن برای تربیت و ندامت و منع و هدایت او است و برخورد لطفی با کافر برای غافل کردن بیش از پیش او و اضلال و گمراهی او است؛ هرچه برخورد با کافر به ظاهر لطیف‌تر باشد، در باطن شدیدتر است. شرح این سنت‌ها را شهید صدر در کتابی به تفصیل درآورده است که البته با شهادت او نیمه کاره ماند...

2- یکی از سنت‌های الهی در برخورد با مخالفان، سنت املاء‌ و استدراج است. آن‌که راه گمراهی پیش گرفت و لجاجت کرد، خداوند به او مهلت و امکانات مخالفت بیشتر را اعطا می‌کند تا او تا آن‌جا که می‌تواند، مخالفت ورزد و مضل گردد. خداوند زود جلوی او را نمی‌گیرد و مانع او نمی‌گردد. خداوند قادر است تا به محض مخالفت، مخالف را طرد و حذف کند، اما او مخالفان را خوب تحمل می‌کند و البته این «تحمل شدن» برای مخالفان «شر» است، ثمره کار عاقبت آشکار می‌گردد.

3- یکی دیگر از سنت‌های الهی اثر شکر در ازدیاد یا سلب نعمت است. شکر نعمت؛ نعمت را فزونی می‌دهد و کفر آن؛ آن نعمت را از کف بیرون می‌کند؛ شکر علاوه بر شکر لفظی؛ پاسداشت مقام و استفاده صحیح و «برقراری نسبتی» صحیح با آن نعمت است. شکر عملی و کفران عملی اثری شدیدتر از انواع لفظی آن دارند.

4- ولیّ الهی نیز سنت‌هایی مشابه با خداوند در دست دارد که با پیروان و مخالفان با آنان برخورد می‌کنند، ولیّ الهی می‌تواند مخالفانش را بی‌درنگ حذف کند، اما آن‌ها را تا آخرین مرتبه ممکن تحمل می‌کند و افشا نمی‌کند. کما اینکه منافقان امت و قاتلان رسول خدا هیچ‌گاه افشا نشدند.

آن‌چه جمعه واقع شد، «املاء و استدراج» ولی فقیه زمان بود و هست برای مخالفانش، او می‌توانست بسیاری را حذف کند،‌ و انقلاب را بپالاید؛ اما بسیاری را برای انقلاب نگه‌داشت، تا اگر به راه راست آمدند؛ هدایت شوند و اگر در مخالفت خود لجاجت کنند، گمراه‌تر شوند. این «کیدی زیرکانه» است که اگر مخالفان کید ولیّ الهی را درنیابند، عاقبتی وخیم در دنیا و آخرت خواهند یافت. این هشدار به «آنان» است که کید ولی فقیه نیز «متین» است.

5- اگر سفهای قوم بر ولی شوریدند، کفران نعمت کرده‌اند و اگر خواص قوم قدر ولی ندانند، خداوند نعمت ولایت را زود است که از قوم ایران بگیرد و به سواحل مدیترانه ببرد، از سرزمین زرتشت به سرزمین مسیح. قوم ایران بار دیگر باید شایستگی خویش را برای حمل این امانت الهی به اثبات برساند و این وظیفه‌ای بر دوش خواص و عوام است. اگر اکنون و بلافاصله، همه مخاطبان ولی‌فقیه زانوی ادب در برابر صراحت او به زمین نزنند، کفران نعمتی بی‌بدیل کرده‌اند. اگر احمدی‌نژاد از اشتباهات خویش در مناظرات فاصله نگیرد و کروبی و موسوی تجمعات را رها نکنند و مردمان پیرو آنان به خیابان‌ها بریزند و اگر بر تقلب اصرار کنند، و اگر فرزندان هاشمی خویش را اصلاح نکنند و اگر مهاجمان به کوی دانشگاه خویش را تسلیم امر رهبر ننمایند و اوضاع آرام نگردد و اگر...، کفران نعمتی بی‌بدیل شده است که عمده تقصیر آن بر عهده «خواص» اهل انقلاب است و مسئولیت آن را بر گرده خواهند داشت. این هشدار به «خویش» است که سنت الهی تغییر ناپذیر است.

6- امروز هر که هرچه دارد، باید خرج کند تا نهروان و صفین و جمل تکرار نشود؛ اگر شد، خون مسلمین به پای یاران دیروز علی و دشمنان امروزش خواهد بود. چنان مباد.

پاسخ وزارت کشور به یکایک ابهامات موسوی

خبرگزاری فارس: وزارت کشور به ابهامات موسوی که درنامه به شورای نگهبان مطرح و در برخی از رسانه ها منتشر شد به طور مشروح پاسخ داد.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور ، متن کامل پاسخ وزارت کشور به ادعاهای موسوی بدین شرح است:
انتخابات ریاست جمهوری دهم ظهور جشنواره‌ای از افتخار و عزت ملی در سی امین سال انقلاب اسلامی و تجربه مردم سالاری دینی بود، انتخاباتی در شان مردم ایران و در تراز جمهوری اسلامی که مشارکت ملی، رفتار قانونی و رقابت اخلاقی شعارهای اصلی برگزار کنندگان آن بود و به فضل الهی با حضور پرشور، آگاهانه و بی‌همتای ملت، در سطحی فراتر از همه پیش‌بینی ها، این حماسه تاریخی ملی تحقق یافت و به ثبت رسید. بدون شک این انتخابات فرصتی بزرگ برای ملت، نظام و انقلاب اسلامی و تهدیدی بزرگ و دشمن شکن برای بدخواهان مردم شریف ایران و انقلاب شکوهمند آنان می‌باشد.
در خصوص نامه آقای میرحسین موسوی مطالب زیر به عرض ملت شریف و حماسه ساز ایران اسلامی می‌رسد‌:
نامه ایشان حاوی تناقضات آشکاری بوده و عمدتاً شامل مواردی کلی است که فاقد مستندات عینی و حقوقی می باشد . مواردی که ایشان ادعا کرده‌اند، عبارت است از:
الف - پلمپ صندوق‌های رای
1- طبق قانون انتخابات، باید صندوق‌ها قبل از شروع رای گیری پلمپ شود ، لذا در این راستا به کلیه نمایندگان نامزدها اطلاع داده شده بود که لازم است راس ساعت 7 صبح در شعب اخذ رای حضور داشته باشند و اخذ رای نیز ساعت 8 صبح شروع گردید. اگر برخی از نمایندگان آقای موسوی در ساعت مقرر حضور نیافته و تاخیر داشته‌اند، اخذ رای از مردم که مقابل شعب اخذ رای صف کشیده بوده اند را نمی توان به تعویق انداخت.
« ماده 29 قانون انتخابات: «قبل از شروع رأی‌گیری باید در حضور نماینده یا نمایندگان هیأت نظارت، صندوق‌های خالی، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت نام و اخذ رأی گردد.»
همانگونه که ملاحظه می شود در متن قانون هیچ سخنی از الزام حضور نمایندگان کاندیداها برای پلمپ صندوقها وجود ندارد اما با این حال وزارت کشور از نمایندگان کاندیداها جهت نظارت دعوت کرد و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان آقای موسوی ، هنگام پلمپ صندوق ها ، در شعب اخذ رای حضور داشتند .
2- کلی‌گویی بدون اشاره به شماره صندوق مورد نظر کافی نیست . ایشان لازم بود که شماره صندوق های مورد اعتراض را اعلام نمایند تا ضمن بررسی جواب لازم ارائه گردد. بر اساس تبصره 1 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری که مقرر می دارد « کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند ، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی "شکایت مستند " خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا نیز تسلیم دارند . » باید کلیه شکایات مستند و با ذکر نمونه های عینی باشد .
ب- حضور نمایندگان نامزدها
1- وزارت کشور زحمات فراوانی را متقبل شد تا با ایجاد سایت ثبت نام اینترنتی نمایندگان کاندیداها ، بستری فراهم نماید تا نمایندگان نامزدها بتوانند به راحتی مشخصات خود را وارد سایت نموده و برای تمام نمایندگان نامزدها کارت شناسایی رایانه ای صادر شود . بدین منظور در جلسه توجیهی مورخ 2/3/1388 با حضور نمایندگان کاندیداها آقایان: ثمره هاشمی از ستاد آقای دکتر احمدی نژاد ،طلایی نیک از ستاد آقای دکتر محسن رضایی، سلطانی فر از ستاد آقای کروبی ، احمدی از ستاد آقای مهندس موسوی ، سایت مذکور به آنها معرفی و آنان ضمن اعلام آمادگی از وزارت کشور به خاطر این اقدام تشکر نمودند . اما در تاریخ 15/3/1388 به صورت غیر مترقبه و با اظهار اینکه نمایندگان ما در شهرستانها با این روش آشنا نیستند و در این فرصت کوتاه نمی توانیم کار ثبت نام را انجام دهیم ، درخواست کردند تا صدور کارت شناسایی برای نمایندگان نامزدها به صورت دستی و سنتی صورت گیرد ، که ستاد انتخابات کشور در جهت همراهی با آنان این درخواست را پذیرفت .
2- به رغم همراهی وزارت کشور ، ستاد ایشان در معرفی نمایندگان ضعف داشت، به طوریکه حتی برای دادن فتوکپی شناسنامه و الصاق عکس به آن نیز مشکل داشتند و هر روز کار را به تاخیر می انداختند که به عنوان نمونه می توان به شهر تهران اشاره داشت.
3- به رغم همه این موارد وزارت کشور تا آخرین دقایق و حتی روز انتخابات با آنان همراهی نمود و در نتیجه آقای میرحسین موسوی در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه ، نماینده داشت که حدود 90 درصد از صندوقها را شامل می گردد ( اسامی و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر این تعداد نمایندگان ایشان در شعب اخذ رای از تعداد نمایندگان دیگر کاندیداها بیشتر بوده است یعنی آقای موسوی بیشترین نماینده نسبت به نامزدهای دیگر بر سر صندوق ها داشته اند.
4- عبارت « هزاران گزارش تخلف » در نامه ایشان ، مصداق بارز کلی گوئی است در حالیکه در سراسر کشور و از همه شعب اخذ رای و از طرف همه نامزدها ، ستادهای تبلیغاتی ، نمایندگان نامزدها و هواداران آنها ، فقط 227 مورد شکایت مکتوب به هیات های اجرایی و نظارت شهرستانها واصل شد که 207 مورد از آنها به دلیل عدم ارائه مستندات مربوطه وارد نبوده و 16 مورد به دادگاه و 4 مورد به نیروی انتظامی ارجاع شده است.در مجموع، 20 مورد تخلف ارجاعی به دادگاه و نیروی انتظامی ، مربوط به اشخاص حقیقی است که به عنوان مثال از سوی بعضی از هواداران برخی از نامزد ها،در ساعات پس از 8 صبح روز پنج شنبه 21/3/88 که ممنوعیت تبلیغات نامزد ها بوده، مبادرت به توزیع و نصب اقلام تبلیغاتی نامزد مورد نظرشان نموده بودند.
ج- صندوق های سیار
درخصوص صندوقهای سیار ایشان مواردی را گفته اند که از کسی مانند ایشان بعید است اینگونه آشکارا خلاف واقع بگوید :
1- ایشان ادعا کرده اند که « طبق ماده قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تخصیص شعب سیار صرفا برای مناطق صعب‌العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می‌شود » ای کاش شماره آن ماده را ذکر می کردند ، تا با مراجعه به آن ماده معلوم می شد که تشکیل شعب سیار « صرفاً » برای مناطق صعب العبور و کوهستانی نیست و در ادامه ماده مربوطه چگونگی آن مشخص شده است.
آنچه در نص صریح قانون آمده اینگونه است « ماده 50 ـ هیأت اجرایی بخش با تصویب هیأت اجرایی شهرستان میتواند برای مناطق صعب العبور و کوهستانی و مسافتهای دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأی مقدور نیست شعب اخذ رأی سیار تشکیل دهد هیأت اجرایی شهرستان نیز می تواند در صورتی که لازم بداند نسبت به تشکیل شعب اخذ رأی سیار در مرکز شهرستان و بخش مرکزی اقدام نماید .... » می بینیم که در نامه ایشان واژه صرفا " بکار رفته و دنباله عبارت نیز حذف شده است و این روش تحریف قانون ، غیر صحیح و غیر اخلاقی است .
2- ای کاش ایشان مستنداً ، اعلام می کردند که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم ، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهری و چند صندوق سیار وجود داشته و حالا تعداد این صندوق ها چه میزان است ؟ ما این اطلاعات را در سایت وزارت کشور رسما و شفاف و مبسوط قرار داده‌ایم.
طبق قانون و سیره مستمره ، شعب سیار ، نه تنها برای مناطق صعب العبور که همواره برای مناطق شهری ، بیمارستانها ، پادگانها ، مناطق کم جمعیت و موارد دیگر تشکیل می شده است.
به طور مثال در انتخابات ریاست جمهوری نهم در دولت اصلاحات ، از مجموع 41071 صندوق اخذ رای ، تعداد 14102 صندوق آن سیار بوده است یعنی 33درصد کل صندوقها ، در حالیکه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از مجموع 45713 صندوق تعداد 14294 سیار بوده است یعنی 30درصد کل صندوق ها، پس ملاحظه می شود که درصد صندوقهای سیار در این انتخابات به نسبت دوره گذشته 3 درصد کاهش یافته است ! از طرفی متاسفانه حتی افزایش میزان 7/11 درصدی تعداد صندوقهای ثابت نیز مورد اعتراض طرفداران آقای موسوی به جهت نگرانی آنها از افزایش تعداد صندوق ها ، واقع شده است . لازم است اشاره شود که برای تعداد 27958931 رای ( کل آراء ماخوذه دردومین مرحله نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ) 14102 صندوق سیار در دولت اصلاحات پیش بینی شده و این در حالی است که برای کل آراء ماخوذه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یعنی 39371214 رای ، 14294 صندوق سیار پیش بینی شد و این نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در این خصوص از سوی ایشان است.و اگر فقط افزایش مشارکت انتخابات ریاست جمهوری دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم یعنی افزایش از حدود 62 درصدی به حدود 85 درصددر انتخابات دهم را در نظر می گرفتیم باید تعداد کل صندوق ها معادل 41071ضربدر 85 درصد ،تقسیم بر 62 درصد یعنی برابر 56307 صندوق و تعداد صندوق های سیار را معادل 14102 ضربدر 85 درصد تقسیم بر 62 درصد یعنی برابر 19333 صندوق درنظر میگرفتیم ،کاملا مشهود است که به نسبت و باتوجه به مشارکت 85 درصدی به مراتب کمتر از دوره نهم در نظر گرفته شده است. مضافا اینکه فضای جدی و رقابتی و شور و شوق و نشاط انتخاباتی و تبلیغاتی قبل از انتخابات و نتایج اکثر نظر سنجی ها هم نشان از میزان مشارکت بالاتری در دور دهم نسبت به دور نهم را نشان میداد.
3- هیچ گونه ممانعتی برای حضور نمایندگان ایشان بر سر صندوقهای سیار وجود نداشته و طبق تبصره ماده 8 آیین نامه اجرایی حضور نمایندگان نامزد های ریاست جمهوری ،تامین نیازهای نمایندگان نامزد ها به عهده نامزد مربوطه می باشد و وزارت کشور از این بابت هیچ گونه تکلیفی ندارد، (اعضا هر شعبه بعلاوه عوامل انتظامی چهارده نفر می‌باشند که اگر نمایندگان کاندیداها هم اضافه شود جابجایی آنها بسیار سخت است) اما با این حال اعضای اجرایی شعب نهایت همکاری را با نمایندگان کاندیداها داشته ا ند
4- اشکال ایشان مبنی بر افزایش صندوقهای سیار در تناقض با اشکال دیگرشان مبنی بر عدم ارائه امکان لازم برای رای دادن مردم است لذا شرط صداقت این بود که ایشان هم درخواست افزایش صندوقهای ثابت و هم سیار را می نمودند.چنانکه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
د- در خصوص تعرفه‌ها
1- آقای موسوی در نامه خود عدد واجدین شرائط رای دهنده را تعداد 45میلیون و 200 هزار نفر ذکر کرده اند که آشکارا یک میلیون کمتر از تعداد واقعی است .که همانگونه که بار ها اعلام شده تعداد واجدین شرایط 46میلیون و 200 هزار نفر بوده است صرف نظر از اینکه جریان اصلاح طلب بار ها اعلام میکرد که تعداد واجدین شرایط بیشتر از این هم هست.
2- ایشان پذیرفته اند که به تعداد معقولی باید تعرفه اضافه چاپ می شد اما نگفته اند که این تعداد چند تا باید باشد ؟
3- چاپ تعرفه اضافه ، که طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت ، بارها و بارها در مطبوعات و از سوی ستاد ایشان ، مورد تهاجم واقع شد . که وزارت کشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظیفه قانونی و با توجه به میزان مشارکت پیشتر پیش بینی شده اقدام به چاپ تعرفه کرد، تا با مشکل مواجه نشود .و طبیعی است تخمین دقیق و بدون خطاء تعداد رای دهنده در هر شهرستان و یا در هر صندوق امکان پذیر نیست.
4- در این دوره از انتخابات ، به منظور صیانت از آراء مردم ، کلیه تعرفه ها دارای سریال مخصوص و کد اختصاصی استانی بود که امکان جابجائی را از بین می برد تا رای مردم با ضریب امنیتی بیشتری حفاظت گردد .
5- ما قصد این را نداریم که بگوئیم آیا آقای موسوی و دیگران ، با سوء نیت آن فشارها را وارد می کردند تا تعرفه اضافه چاپ نشده و در نتیجه مردم با کمبود تعرفه مواجه شوند و آنها امروز بهانه ای دیگر برای تهمت و اعتراض داشته باشند،لیکن اظهارات فعلی ایشان جای این سوال را باقی می گذارد.
6- با توجه به شکوه و عظمت حضور ملت از ساعات اولیه در سر صندوقهای رای، صفوف متراکمی تشکیل شده بود و به همین دلیل نیز به کلیه شعب گفته شد به محض آنکه تعداد تعرفه های باقیمانده به عدد 100 رسید سریعا خبر دهید و قبل از اتمام آنها، تعرفه های موردنیاز برای آنها ارسال می شد .
با اینکه تبلیغات همه جانبه ای هم از سوی هواداران ایشان سازماندهی شد و به دروغ آشکار متوسل شدند که قرار است در صندوق های مستقر در مساجد تقلب صورت گیرد ! و مردم را به سوی صندوق های مستقر در مدارس دعوت کردند .
7- با توجه به قانون انتخابات ، رای دهندگان مجاز هستند در هر نقطه ای از کشور که بخواهند رای بدهند . لذا سیال بودن تعداد رای دهندگان ، موجب می شود تا نتوان دقیقا برآورد کرد که در هر صندوق چند نفر مراجعه می نمایند از این رو در شعب اخذ رای ، با در نظر گرفتن آمار رای دهندگان در آخرین انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحویل داده شدو تنها تعداد معدودی از شعب اخذ رای با کمبود تعرفه مواجه شدند که به سرعت تعرفه لازم تحویل گردید.

ه-محدود کردن زمان رای گیری
محدود کردن زمان رای گیری نیزمانند بسیاری از مطالب دیگر ایشان خلاف واقع است ، زیرا رای گیری به درخواست فرمانداران و با دستور وزیر کشور ، چهار بار و تا ساعت 22 تمدید شد. لازم به ذکر است که انتخابات ریاست جمهوری نهم از ساعت 9 صبح شروع شده بود ولی انتخابات دهم از ساعت 8 صبح آغاز گردید،(یعنی 1 ساعت زودتر)و طبق قانون تا ساعت 18 ادامه یافت و وقت دوم از 18 تا 19 تمدید شد و بار سوم از ساعت 19 تا 20 تمدید گردید و بار چهام از20 تا 21 تمدید شدو بار پنجم از 21 تا 22 تمدید گردید و در نهایت نیز در اطلاعیه رسمی ستاد انتخابات کشور اعلام گردید تا زمانیکه رای دهنده در مقابل شعبات وجود دارد افراد به داخل شعبه هدایت شده و از آنها رای گیری به عمل آید ، به طوریکه در برخی از شعب تا پاسی از نیمه شب نیز رای گیری ادامه داشت .
ایشان ادعا کرده اند که چهار نفر از ستاد ایشان به وزارت کشور مراجعه نموده اند و تقاضای ملاقات با وزیر کشور جهت تمدید مهلت اخذ رای داشته اند و به آنها اجازه ملاقات داده نشده است ، در حالیکه چهار تن از نمایندگان ایشان به نام آقایان بهزادیان نژاد ، علی ربیعی ، مهرعلیزاده و فرد دیگری به ستاد انتخابات کشور مراجعه کردند و بیش از یک ساعت با رئیس ستاد انتخابات کشور ملاقات داشتند و سخنان و درخواست های ایشان شنیده شد و پاسخ های مستدل ستاد انتخابات کشور را نیز دریافت نمودند.
و-انتقال صندوق ها به فرمانداری
آقای موسوی ادعای عجیبی دیگری نیزنموده اند که مانند بقیه سخنان ایشان ، بدون استناد می باشد.
ایشان ادعا نموده اندکه در مرحله شمارش آراء و تنظیم صورتجلسات در شعب اخذ رای ، هیچ نظارتی از سوی نمایندگان کاندیداها وجود نداشته است ، در حالیکه نمایندگان ایشان در صندوق های اخذ رای تا پایان شمارش آراء و تنظیم صورتجلسات و امضاء فرم های مربوطه ، در شعب اخذ رای حضور داشته و اعداد و ارقام فرم های مذکور را یادداشت نموده اند و بر تمامی مراحل شمارش آراء و اعلام نتایج صندوق ها نظارت داشته اند . این در حالیست که تمامی صندوق ها با حضور اعضاء اجرایی شعبه ، نماینده فرماندار ، بازرسان ، ناظران شورای نگهبان، محافظان صندوق ها و نمایندگان نامزدها شمارش شده است ، یعنی موقع شمارش آراء حداقل 14 نفر در محل هر صندوق حضور داشته اند .
ایشان در بخش دیگری از نامه خود به اعلام نتایج شمارش آراء صندوق ها به وسیله صدا و سیما اعتراض کرده اند ، درحالیکه این اقدام ستودنی ستاد انتخابات کشور ، شایسته تقدیر است زیرا در انتخابات ادوار گذشته معمولاً مردم حداقل تا 12 ساعت پس از پایان برگزاری انتخابات ، هیچگونه اطلاعی از نتایج شمارش آراء نداشتند و از سوی مسئولان انتخابات به آنها اطلاع رسانی نمی شد .همانگونه که همگان از مدت ها قبل اطلاع دارند در این انتخابات به دلیل ضرورت اطلاع رسانی سریع به مردم نرم افزاری طراحی گردید و نتایج شعب اخذ رای ، مستقیماً از شعبه ها به ستاد انتخابات کشور ارسال می شد و بلافاصله به صورت نوبه ای به اطلاع مردم می رسید . و این امر نه تنها هیچ منافاتی با قانون انتخابات ریاست جمهوری ندارد بلکه در راستای احترام به حق مردم برای اطلاع رسانی سریع از نتیجه انتخابات می باشد . ما مردم را نامحرم ندانسته و سعی نمودیم هر نتیجه ای که به ستاد انتخابات کشور می رسد ، در اختیار مردم نیز قرار گیرد . البته از ساعت 12 ظهر روز شنبه 23/03/88 که فرم های 28 انتخابات ( اعلام نتایج شهرستان ها ) به تعداد معتنابهی رسید ، اعلام نتایج بر اساس این فرم ها ادامه یافت .
اگر آقای موسوی ادعا دارند که نتایج انتخابات و تجمیع آراء واقعی نبوده ،می بایست دلایل خود را اعلام و مستندات خویش را ذکر می نمودند.
ایشان با ذکر نامه نمایندگان سه نفر از نامزدها ، ادعا کرده اند که این نمایندگان که در ستاد انتخابات کشور مستقر بودند ، از جریان اعلام نتایج بی خبر بوده اند . ای کاش ایشان بدون عصبانیت ، لحظه ای در قانون انتخابات تامل می کردند تا می فهمیدند که ستاد انتخابات کشور ، صرفاً موظف است نتایج فرم های 28 ( اعلام نتایج شمارش آراء شهرستان ها ) را به نمایندگان نامزدها اعلام نماید و ارائه نتایج فرم های رایانه ای واصله از شعب اخذ رای به این افراد بر عهده وزارت کشور نیست . البته در راستای اجرای قانون ، کلیه فرم های 28 واصله از شهرستان ها بدون تاخیر به این نمایندگان ارائه می شد. نکته قابل ذکر اینکه نمایندگان برخی نامزدها ، وقتی در ساعت حدود 6 صبح از ناکامی نامزدهای خود مطلع شدند ، ستاد انتخابات را به اختیار خود ترک نمودند .
ز-نسبت دادن آرایش سبد آراء
یکی از مسائلی که به نظر آقای موسوی قابل تامل بوده و صحت انتخابات را مورد تردید قرار داده ، نسبت تقریباً ثابت آراء کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است ! در این رابطه ذکر موارد زیر مفید به نظر میرسد.
1- توجه ایشان را به این نکته معطوف می داریم که آراء کاندیداها در مناطق کشور ثابت نبوده و به عنوان مثال خود ایشان در رتبه بندی آراء دراستانهای آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان نفر اول می باشند .
2- اگر مردم کشور در اکثریت بالایی از شهرستانها ، جناب آقای دکتر احمدی نژاد را مورد اعتماد و تایید قرار داده اند ، بهتر است آقای موسوی دلیل این امر را در عملکرد و شعارهای ایشان جستجو کند و اصل انتخابات و حماسه عظیم قریب به40 میلیونی ملت بزرگ ایران را زیر سوال نبرد .
3- ادعای ایشان در مورد عدم کسب اکثریت آراء نامزدها در محل تولدشان ، ناشی از اطلاعات کذبی است که به ایشان رسیده وگرنه بر طبق نتایج انتخابات که در صدا وسیما نیز اعلام شده و نیز آماری که هم اکنون در سایت پرتال وزارت کشور وجود دارد ،آقای موسوی در زادگاه خود یعنی در شهرستان شبستر ، آقای رضایی در شهرستان لالی و آقای احمدی نژاد در گرمسار حائز اکثریت آراء شده و آراء آقای کروبی در شهرستان الیگودرز حائز بهترین نتیجه خود در کل کشور یعنی در رتبه دوم قرار دارد .ضمن اینکه به لحاظ عقلی هم هیچ الزامی وجود ندارد که حتما اهالی یک شهرستان به همشهری خود رای دهند.
4- اعلام نتایج به تفکیک استانها و شهرستان های سراسر کشور از سوی ستاد انتخابات کشور رسماً منتشر و توسط صدا وسیما و جراید و رسانه ها اعلام گردید . هم اکنون نیز برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ، اعلام نتایج انتخابات به تفکیک شعب اخذ رای از سوی ستاد انتخابات کشور در حال انجام است که به خودی خود نشانگر صحت انتخابات و اطمینان برگزار کنندگان از درستی عملکرد خویش می باشد .
و اما در مورد قسمت انتهایی نامه ایشان که اشاره به تخلفات ادعایی مربوط به قبل از برگزاری انتخابات از قبیل استفاده از رسانه ملی،استفاده از وسایل نقلیه دولتی،افتتاح پروژههای عمرانی ،پرداخت معوقه کارکنان دولت،توزیع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است،لازم به ذکر است با این گونه ادعا ها هیچ خدشه ای به رای مردم وارد نمی شود. و مردم فهیم و آگاه ما با توجه به همه این تبلیغات و مباحثات به نامزد مورد نظر خودرای داده اند و این موضوعات قبل ازبرگزاری انتخابات هم از سوی ایشان و طرفدارانشان و رسانه های همسو با حجم وسیع مطرح گردید و لیکن مردم براساس شناخت خود از نامزد ها 40 میلیون رای به صندوق ها ریختند و سرنوشت انتخابات را با رای خود رقم زدند. بدیهی است تک تک آراء 40 میلیونی مردم فارغ از اینکه به چه نامزدی تعلق گرفته است برای مسئولین برگزار کننده انتخابات محترم بوده وما به عنوان خادمین ملت دست تک تک آنها را به خاطر خلق این حماسه تاریخی می بوسیم.
و در آخر آقای موسوی باید به این نکته توجه داشته باشد که اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات می دانستند باید از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شرکت نمی کردند نه اینکه پس از عدم کسب رای لازم در انتخابات،موضوعات اتفاق افتاده ادعایی قبل از برگزاری انتخابات را بهانه ای برای ابطال آراء حدود 40 میلیونی رای ملت اعلام می کرد.
رفتار آقای موسوی این ذهنیت را تقویت میکند که ایشان با این هدف شرکت کردند که اگر موفق به کسب اکثریت آراء شدند انتخابات خوب است و اگر شکست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقای موسوی خواستاریم به قانون و رای مردم احترام قائل شده و قانون گرایی را در رفتار خودشان نشان دهند.

شعری درباره سخنان تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه
آبروی همه مسلمانان؛ اشک ما را چرا درآوردی؟!

برای دریافت  متن کامل سخنرانی ،عکس ها،فایل صوتی و جدیدترین مطالب پیرامون این نماز جمعه تاریخی تهران اینجا را کلیک کنید.  

 یکی از خطیبان قمی و شاعر آئینی این شهر، به مناسبت حال و هوای این روزهای کشور و سخنان تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه اخیر تهران، شعری سروده است.



دیشب این طبع، بی‌قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!

***

چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی

***

واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور

***

این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی

***

سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

***

جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!

***

جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

X