راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 6576
  • پنج شنبه 12/11/1385
  • تاريخ :

الفبای قصه نویسی


چه كسانی می توانند هنرمند باشند؟

وارد شدن در هر رشته ای نیازمند وجود یك زمینه قبلی در شخص داوطلب است.پیش زمینه عالم هنر نیز به اعتقاد عده ای وجود «هوش» و «حساسیت» در شخصی است كه می خواهد به این وادی قدم بگذارد. یك مطالعه سطحی در زندگی هنرمندان اصیل و مشهور جهان نشان می دهد كه آنها از این دو ویژگی برخوردار بوده اند.

منظور ازهوش، داشتن بهره هوشی بالاتر از متوسط و مقصود از حساسیت، داشتن آنتنهای حسی قوی و تیزتر یك فرد نسبت به پیرامون خود در مقایسه با افراد دیگر است به طوری كه فرد در قبال مسائل و اتفاقاتی كه در پیرامون او و جهان رخ می دهد عكس العملهایی به مراتب عمیقتر و گسترده تر نشان می دهد.در برابر حوادث مختلف بسته به نوع آن مانند بچه ها از شادی لبریز یا مانند زنان به سادگی اشك بریزد و یا مانند افراد زود رنج و كم تحمل از عمق وجود خشمگین شود و از شدت خشم همه چیز را به هم بریزد.

 هوش و احساس کامل دو عنصر لازم برای ورود به عرصه هنر است

وقتی مجموعه متناسبی از این دو عامل در شخصی جمع شد و با یك ذوق تربیت یافته هنری همراه شد، ما شاهد یك «هنرمند بالقوه» خواهیم بود، یعنی هنرمندی كه تنها استعدادهنری دارد اما هنوز این استعداد به عرصه ظهور نرسیده است. برای بالفعل شدن این استعداد مطالعه، تحقیق وتمرین بسیار زیاد تا حد اشباع شدن در آن رشته خاص باید انجام گیرد تا فرد فوت و فنها و چم و خمهای آن رشته را به خوبی فرا بگیرد تا كاملابر آن فنون مسلط و سوار شود.

برای قصه نویس شدن نیز باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است. یعنی وقت گذاشتن و به قول قدیمیها دود چراغ خوردن وشب بیداری ها وگذشتن از بسیاری از تفریحات و مشغولیتهای دیگر.

 برای قصه نویس شدن باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است

در این راه میان بر وجود ندارد باید تمام راه را رفت و آن هم پیاده تا به سر منزل مقصود رسید. تحمل این رنجها نه تنها در مراحل ابتدایی آن وجود دارد بلكه تا رسیدن به مرحله پختگی و كمال نیز باید ادامه یابد.

در باره رمان عظیم حدودا دوهزار صفحه ای «جنگ وصلح» اثر «لئو تولستوی» نوشته اند كه او آن را هفت بار پاكنویس كرد. حال آنكه دنیا او را از نوابغ كم نظیر عالم ادبیات می داند.

«ارنست همینگوی» می گوید داستان «پیرمرد و دریا» را بیش از دویست بار باز نویسی كرده است. غرض آنكه خوش باوری و ساده انگاری است كه كسی گمان كند بدون كوشش و تلاش بسیار و تنها با داشتن ذوق واستعداد هنری می تواند در این راه به جایی برسد و یك شبه ره صد ساله را بپیماید و به قله های موفقیت دست یابد. پس كار خود را با خواندن داستانهای مختلف وبرگزیده شروع می كنیم.


از كجا آغاز كنیم؟

كسی كه می خواهد قصه نویس خوبی شود حتما باید از همان دوران كودكی قصه بخواند و خیلی زیاد هم بخواند. اما این تاكید نباید كسی را به اشتباه بیندازد كه مطالعه چنین شخصی تنها باید به قصه محدود شود. موضوع كار قصه نویس انسان و زندگی است. انسان یك موجود چند بعدی است و در مسیر زندگی خود با كل هستی در ارتباط بده و بستان متقابل است.

پس نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند. او تاریخ و گذشته ای دارد و در این سیر تاریخی شكستها و پیروزیهایی را پشت سر گذاشته، آزمایشها و خطاهایی كرده، خام بوده و پخته شده تا به صورت امروزی در آمده است. پس نویسنده لازم است چیزی از تاریخ زندگی نوع انسان، تاریخ نژاد و كشورش و آداب و رسوم ملت خود بداند.

 نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند

از دیگر سو، انسان تنها بعد مادی و جسمانی ندارد و دارای جنبه ای عمیقتر و پیچیده تر ـ كه از آن به بخش روحی ومعنوی یاد می كنند ـ است و باید این جنبه را هم به خوبی شناخته و مطالعاتی نیز در این زمینه داشته باشد.

از جمله یك نویسنده باید در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، روان شناسی و مردم شناسی وغیره مطالعات عمیقی انجام دهد.

پس از طی این مراحل او بایدبا دید و زاویه ای جدید به پیرامون خود نگریسته و جنبه های جدیدی از موضوعات را كشف كند. او باید بتواند بر آفت بزرگ «عادت» و «روز مرگی» غلبه كند و هیچ چیز را عادی و معمولی تصور نكند بلكه به هر چیز و هر كس چنان نگاه كند كه گویی اولین بار است آن را می بیند. آنگاه است كه در میان همین جریانها و پدیده های از نظر دیگران معمولی زندگی، چیزهایی را خواهد دید و كشف خواهد كرد كه بقیه متوجه آنها نشده اند.

یكی از قصه نویسان مشهور می گوید:

آنچه را كه انسان می خواهد در قصه بیان كند، باید مدتی دراز و با دقت فراوان نگاه كند، تا بتواند جنبه ای از آن را پیدا كند كه پیش از آن به وسیله هیچ كسی گفته نشده باشد


حرف آخر

لئو تولستوی، نویسنده شهیر روسی می گوید: «هنر انتقال احساس تجربه شده است.»

یعنی در واقع، یك اثر هنری از زمانی شروع به آفریده شدن می كند كه هنرمند در چار چوب یكی از قالبهای هنری، دست به كار انتقال احساسی كه خود پیشتر به ژرفترین شكل ممكن آن را تجربه كرده است، به مخاطبانش می شود.

اگر هنرمندی به شرح و وصف و تجسم چیزها و حسهایی كه خود با آنها آشنایی عمیق و بی واسطه ندارد، بپردازد حاصل كارش نمی تواند دارای اصالت هنری لازم باشد. به همین سبب نیز، اثر مخلوق او، تا ثیری را كه لازمه یك اثر هنری ارزشمند است برمخاطبانش نخواهد گذاشت .

بعد دیگر كار، به عشق و علاقه هنرمند به موضوع و عناصر كارش ارتباط پیدا می كند. به بیانی دیگر:

 شرط رسیدن برای جذاب و مؤثر از كار در آمدن یك اثر هنری، آن است كه هنرمند، تا خود به شدت تحت تاثیر موضوعی قرار نگیرد در صدد خلق اثری در آن باره بر نیاید

زیرا:

«ذات نایافته از هستی بخش

كی تواند كه شود هستی بخش»

و سخن تنها آن زمان كه از دل بر آید، بر دل می نشیند.

***

ادامه دارد ...

نوشته محمدرضا سرشار

برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار

آخرین نظرات کاربران
معصوم دئیاروند
من از این وب خوشم اومده من از 9 سالگی دارم می نویسم و تا حدودی تو سنه الانم که 22 ساله پخته شدم اما راستش من فکر می کنم تو یه داستان دو چیز مهمه یکی طرح داستان که چگونگی اتفاقات درون داستانه و دیگری شخصیت داستان که %50 درصد باقیمانده است تو یه داستان شخصیت ها باید به گونه ای باشن که آدم تشخیص بده زنن یا مرد یعنی اگه اسم شخصیت رو ازش گرفتی بدونی زن یا مرد و البته با هر شخصیتی که وارد داستان میشه مقداری از بار داستان رو به دوش بکشه و تو جلوه دادن شخصیت قهرمان داستان کمک کنه.چیزای دیگه ای هم مهمه مثل دیالوگ که شخصیتا رو زنده نشون می ده و روند داستان رو توی یک فضای ملموس جلو می بره و خیلی چیزای دیگه . خوب بود زحمت کشیدین.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 4/12/1388-16:47
عارفه اختر
هنوز اول کار هستم خیلی دوست دارم ادامه دهم.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 19/11/1388-12:1
پویان مارکو
کامنت حشمتو یه بار دیگه میخونیم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 3/9/1388-2:20
جمال غفاري
خوب بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 26/6/1388-20:31
سهراب
به نظرم این شروطی که شما ذکر میکنید بیشتر برای کسی خوبه که کارش پژوهش هنریه.یه هنرمند باید مطالعه ی زیاد داشته باشه و با مواردی که شما ذکر کردید هم تا آنجایی آشنا باشه که تعریف خود از هستی و زبان خود برای بیان ادراکیاتش باشه.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 1/6/1388-0:38
مصطفی
با دید سطحی به موضوع نگاه شده وتوضیح واضحات کردید.
پاسخ تبیان :
شنبه 31/5/1388-14:4
مريم زندي
سلام و صد سلام خیلی جالب و مختصرو مفید راست میگم اهل بلوف نیستم راست حسینی عرض كردم حقیقتا من عاشق دنیای رومان نویسی هستم امامشغله كاری منو دور كرده انگاری فاصله هابیشتر دامن این مسئله می زد ولی هنوز هم در سن 40 سالگی عاشق این دنیای زیبا و قشنگ هستم كمك كنید تا بتونم گامهای خودمو بردارم
بسیار ممنون از این كه گوش به حرفهای من دادید
لطفا آدرس كلاسها را برام بفرستید اگه كلاسی دارید خداحافظ
پاسخ تبیان :
يکشنبه 28/4/1388-10:31
عدنان جعفری
سلام:خوبه. ولی حالا کسی بخواد از صفر شروع کنه چی از(23سالگی)به نظر شما موفق میشه
پاسخ تبیان :
شنبه 20/4/1388-12:49
حشمت
شرط رسیدن برای جذاب و مؤثر از كار در آمدن یك اثر هنری، آن است كه هنرمند، تا خود به شدت تحت تاثیر موضوعی قرار نگیرد در صدد خلق اثری در آن باره بر نیاید

این تیکه اخر حرف اول و اخر بود و مرا تحت تاثیر قرار داد متشکرم
پاسخ تبیان :
جمعه 5/4/1388-23:2
فاطمه دانش
با تشکر فراوان -
من تخیل بسیار قوی دارم در هر موضوعی که مطرح بشه در همون لحظه میتونم داستانی بگم ولی اصلا با داستان نویسی آشنا نیستم لطفا راهنماییم کنید
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 9/2/1388-7:25
فردوس صادق الوعد
سلام در مطالب شما پشتکار و اراده داشتن در هر لحظه خودش را نشان میدهد.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 16/1/1388-12:46
پارسا
عالی بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 1/8/1387-2:15
مریم محمودی
عالی بود .من کاملا مبتدی هستم .اما دوست دارم قصه بنویسم .لطفا یاریم کنید. باتشکر واحترام
پاسخ تبیان :
دوشنبه 18/6/1387-10:5
ترانه .همین
ممنون امیدوارم یه روز داستانام به حدی برسه که بشه چاپش کرد.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 23/4/1387-12:22
ریحانه دوستدار
عالی بود و به من کمک کرد
پاسخ تبیان :
شنبه 14/2/1387-10:3
سحر پ
بد نبود
سحر
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 12/2/1387-10:35
يك دوست
من هنوز اول راه هستم .فقط درگام اول چون فقط دوست دارم یك قصه نویس باشم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 1/11/1386-8:26
ناشناس
عالي
پاسخ تبیان :
شنبه 12/8/1386-21:35
ناشناس
بسيار عالي و به من کمک زيادي کرد
پاسخ تبیان :
جمعه 25/3/1386-9:33