راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • نیازهایم فدای تو!
    نیازهایم فدای تو!
    همسرانی در نجات رابطه شان موفق بودند که مصالحه کردن و «سازش» برای آنها، «فدا کردن» نیازهایشان معنا نشده بود؛ بلکه به معنای صحه گذاشتن به آنها، تقویت و بهبود آنها و در نهایت برآورده کردن مسالمت آمیز آنها بود.
  • عشق را نباید تمنا کرد!
    عشق را نباید تمنا کرد!
    «عشق را نباید تمنا کرد» این سخن و طرز تفکر در بسیاری از زنان وجود دارد و حال آنکه در باطن و وجود خود این عشق را خواستارند و طالب حمایتند.
  • باید های درد سر ساز
    باید های درد سر ساز
    نوع دیگری از امر و نهی را می‌توان «باید‌های دوبل» نامید. «باید دوبل» با تفکر دیگری در ارتباط است: «همسرم باید به حرف‌های من گوش می‌داد» حالا در ارتباط با این «باید»، «باید دومی» شکل می گیرد
  • تعداد بازديد :
  • 6820
  • چهارشنبه 9/10/1388
  • تاريخ :

انتقاد از مادر شوهر ممنوع

آیا تا به حال شده در حالی که گمان می‌کردید لحظات فوق‌العاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...

می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.

1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!

ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.

عشق

2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند

امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.

3 بگو منو دوست داری بگو

به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان ‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند.

4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟

«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»

گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.

5 ادب کردن شوهر

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام

مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر  برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .

پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد. انتظار نداشته باشید همسرتان همیشه آماده احساسات رمانتیک شما باشد.

7 الان میام!

ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.

 مادر شوهر

8 انتقاد از مادرشوهر

«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.

 

 

 

سلامت همراه با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری

 

مقالات مرتبط

چگونه عزیز همسرمان باشیم؟

از کوره در نرو

دوران عشق های خاکستری

زمان های ممنوع برای قضاوت

ویژگی های عشق بالغانه

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
عروس
وای از دست مادر شوهرها
من نمیدونم چرا اینقدر بی معرفت هستند؟
هیچ وقت حرف بدی بهش نزدم، به خاطر شوهرم اما ازش متنفرم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/3/1391 - 14:58
2تنها
همه از یه نفر آسی شدن ولی منو وجاریم از كل طایفه شوهرمون میكشیم. هم خدمت میكنیم همم آدم بده ایم بعده ما همه عروس خوبن):
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 14/2/1391 - 18:39
حدیث
سلام دوستان.من عاشق شوهرمم و متاسفانه مادر شوهرم از این سوء استفاده کرد. هرکاری کرد و هر حرفی زد و اخرش اگه من ناراحتیمو نشون میدادم میگفت تو اگه راست میگش شوهرتو دوس داری باید همه چیو تحمل کنی.اما شوهرم خوشبختانه یه انسان واقعیه. این اواخر بهم گفت دیگه کم میرم خونشون. هر دفعه هم میرم تنها میرم تو بیای اعصابت بهم میریزه.چون خودش میدونه که هر کاری کردن کوتاه اومدم ولی دیگه جدیدنا کم طاقتم. ما فقط 7 ماهه ازدواج کردیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 27/1/1391 - 19:37
هلنا قاسمی
مادر شوهرم بد نیست ولی من خیلی عروس خوبیم براشون تعریف نمیکنم از خودم. ولی اونا نمیفهمن خواهر شوهرم توی روی من هر چی دوست داره بهم میگه من ج نمیدم چون نمیخوام رابطه هامون اون قدر بد بشه ولی همیشه خوشحالم که شوهرم پشتیبانمه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/11/1390 - 17:21
shab nam
من از مادر شوهرم راضیم ولی این خواهرشوهرم خیلی با نیشاش اذیتم میکنه به همه چیم میرسه دیپلم نداره ادعای فوق لیسانسارو داره.دوست داره تو همه چی دخالت کنه.دعام کنین چون همچی اخلاقی ندارم که جواب پس بدم واز کسی قهر کنم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 21/10/1390 - 13:15
فاطمه
مطالب رو خوندم یاد خودم افتادم فقط میگم خدا شرشون رو برگردونه به خودشون، ایشاالله گرفتار شن، انشاالله خدا ازشون نگذره من روزه ام با دهان روزه نفرین کردم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 7/9/1390 - 14:41
لیلا
متاسفانه مردهای ایرانی به این معروفند که عشقشان اول مادرشان است
بی خود نبوده که از قدیم مادرها برای پسرشان زن میگرفتند،چون یکی شبیه خودشان را پیدا میکردند
از طرفی مادرها چنان جانشان برای پسرشان در میرود که پسرشان را همانطور پسر بچه نگه میدارند و به عروس بیچاره میسپارند.اصلا میترسند که مبادا عروس جایش را دل پسرشان باز کند.
نمونه ان مادرشوهر خودم که جرات نمیکنم بگم پسرش چیزی برام خریده ،چون یه خرج رو دست شوهرم میگذارد و به نوعی رقابت میکند.
ظاهرا مهربونه و به همسرم در مورد زندگی سفارش میکنه ، ولی در عمل از تمام پسرهاش از جمله همسرم ، توقعات زیاد داره تا انجا که بقیه برادر شوهر هام کنار کشیدند و فقط بهش سر میزنن و کاراشو انجام میدهند ،ولی شوهر من در هر موضوعی باهاش مشورت میکنه!
...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 27/8/1390 - 10:45
shafiesarvestani
من در دوران نامزدی از طرف خانواده همسرم خیلی اذیت شدم حتی شب عروسیِ،ولی تصمیم گرفتم فراموش کنم وبدیهاشون رو با خوبی جواب بدم،اوایل هیچ تغییری توی رفتارشون نمیدیدم وناامید ودلشکسته میشدم ولی الآن خیلی عوض شدن ورابطه خوبی باهم داریم،به نظر من هیچ کس نمیتونه دربرابر محبت مقاومت کنه،الآن نسبت به گذشته خیلی آرامش دارم چون به انتقام فکر نمیکنم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/7/1390 - 13:37
ناشناس
مادرشوهر من.... انصافاً تو بدی و آزار و اذیت و نیش زدن سنگ تموم می ذاره. من خونه آوردم واسه پسرش. جهیزیه آوردم. نامزدی گرفتم. قسمتی از مخارج عروسی رو دادم... باااااز هم.... واسه تولداشون هر کدوم خداتومن خرج کردم. اما واسه تولد من می رن از گوشه خیابان آشغال می خرن. ولی واسه دخترشون از بهترین مارک ها و بهترین فروشگاه ها خرید می کنن. چقدر امید دارم که عین این کاراش رئ خدا واسه دخترش بذاره تو کاسشون. حالش رو ببرن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 29/6/1390 - 11:16
فاطيما ك
من یه مادرشوهر مهربون و دلسوز دارم اینقدر كه هر روز به من زنگ میزنه و به قول خودش دوست داره صدامو بشنوه ولی مشكل من از اونجایی شروع شده كه من خودم اهل تنهایی هستم دوست دارم قبل از بچه دار شدنم از زندگیم لذت ببرم و وقت بیشتری برای كارهای عقب افتادم انجام بدم و نمیتونم این یكم وقتی كه برام بعداز سركار اومدنم میمونه رو به مادرشوهر و یا حتی به خانواده خودم اختصاص بدم ولی اینو مادرشوهرم متوجه نمیشه فقط دوست داره یك روز درمیان خونش باشم یا خونم باشه و هر روز بهش زنگ بزنم و از اونجایی كه این كارو برای كسی تا بهحال نكردم خودش هر روز میزنگه. از طرفی شوهرم دو روز خونه است و یك روز سركار ، روزهای كه خونه است من سركارم و شب كه میرم خونه آقا دلش میخواد به مادرش توی یك از این دوروز سر بزنه (یعنی منم باید برم) روزهایی كه خونه نیست كه دیگه نیست من نمیفهمم ازدواج كردم یا همش باید غم اینو بخورم كه چه وقتی میتونم با شوهر بیشتر تنها باشم. این شده عادت برای همسرم كه حتی با من تنهاست نگران مادرش شاید هیچكدوم از شما این مشكل منو نداشته باشه مشكل من نادره ولی باوركنید فكر اینكه باید چكار كنم منو اذیت میكنه چون برای داشتن وقت برای خودم و انجام كارهای خودم و خانوداده تازه تشكیل شدم همش باید با شوهرم بجنگم برای چیزهایی كه میخوام (مثلا زمان )باید با شوهرم بجنگم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 21/6/1390 - 15:30
shirin farazandeh
من میخوام از مادر شوهرم تشکر کنم بخاطر اینکه با بدی هایی که به من کرد به من اموخت تا من خوب باشم و کارهای زشت اونو انجام ندم و در اینده با عروسم چگونه رفتار کنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 15/6/1390 - 18:47
هدی
سلام دوستان منم مادرشوهرم از اول اذیت می کرد3 ساله که عروسی کردم اما تا اسمش میاد زندگیمون بهم میریزه الان 3 روزه که اومده بس نشسته تو خونمون و تازه با منم حرف نمی زنه انقدر بچه است که پشتشو می کنه به من میشینه نمی دونم نیتش چیه دارم دیونه میشم دعا کنید برام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 6/6/1390 - 13:47
ناشناس
امان از مادر شوهر با سیاست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 22/4/1390 - 22:0
nilofar
مادر شوهر خوب مطلق وجود نداره مادر شوهر من اولش خیلی خوب بود (شایدم من تنم داغ بود و خیلی خوب میدیدمش)ولی الان ازش متنفرم همیشه فکر میکنه خودش هیچ ایرادی نداره توی این 2 سالی که ازدواج کردم تا تنها میشدیم شروع میکرد از اینکه پسرمو این دختر میخواست فلان همکار میگفت پسرتو میدی دختر من یه بار که کاسه صبرم لبریز شد و شوهرم بهش گفت دیگه دهنشو بست خیلی سیاست داره با خنده و گاهی هم پنهانی از شوهرم زهرشو میریزه اینا هیچ وقت از ذهنم نمیره فقط ارزو میکنم به سر دختر خودش بیاد تا با تمام وجودش حس کنه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 20/4/1390 - 11:34
sarv
سلام من 5ماهه عروسی کردم ولی احساس خوشبختی نمی کنم.از مادرشوهرم خیلی خیلی ناراحتم.این سایتو که خوندم بهم کمی امید داد.اینکه آدمهایی مثل من کم نیستن.دلم واسه دوران مجردیم تنگ شده.از همه میخوام واسم دعا کنن،خیلی تنهام.مرسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 15/4/1390 - 18:3
شراره
من شوهر بسیار خوبی دارم اما ازاین میترسم كه یك روز بخاطر مامانش رومون به هم بازشه.كلا خیلی بیش از حدش كلاس میزاره و ماهرانه نیش میزنه.فك میكنه خودش و بچه هاش تو همه چی نامبر وان هستن و من یك كلفتم كه از بد حادثه نصیب پسرش شدم و فقط باید سرویس بدم.جهاز و خرجایی كه ما واسه جشن كردیم كمه و آبروبر اما خودش اگه یك ریال خرج كنه دیگه آخر لارجیه.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 28/1/1390 - 1:16
فرنوش
سلام عرض میکنم مطالبتان عالی وبه جا بود اما گاهی وقتها زنها هم کم میارن وتحملشونو ازدست میدن که دیگه خیلی بد میشه به خدا مردها اگه یه ذره مراعات کنن زنها اصلا گیرنمیدهند درمورد مادرشوهر باید بگم بازم مطلب شما کامل وخوب بود اگرعروس ازدست مادرشوهر دلگیرشده بهتره به خود مادرشوهره بگه نه به شوهرش چون اگر حق هم بااو باشه بازم محکوم دادگاه شوهرش میشه که بی فایده است اما اگر به مادره بگه شاید یه جورایی خودشو اصلاح کنه منکه هرچی دلخوری دارم به مادرشوهرم میگم اصلا هم ابایی ندارم یا نمی ترسم دوست ندارم منو برنجونه ونمیتونم تحمل کنم بهش میگم البته بعضی وقتها هم رد میکنم چیزی نمیگم درکل ازمادرشوهرم خوشم نمیاد خیلی سر به تن زیاده اما شوهرم را خیلی دوست دارم اصلا موجبات ناراحتیشو فراهم نکردم ونمی کنم موفق باشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/11/1389 - 18:55
sulduz
من میخوام در مورد رفتار با مادر شوهر نظر بدم مادر شوهر من 10 ساله كه پیش ما زندگی میكنه اون طبقه اوله من طبقه دوم شبها میگه می ترسم و با ما میخوابه یك اتاق با یك تختخواب مخصوص براش گذاشتیم به بهانه خوابیدن تا قبل از تاریك شدن هوا میاد بالا و تمام مسائل زندگیمون را زیر نظر می گیره كی تلفن كرد كی در زد كی اومد كی رفت من چه طوری با شوهرم میتونم تو این جو راحت باشم حتی گاهی وقتا جرات ندارم با شوهرم مشكلات خصوصی زندگی را در میان بگذارم چون مثل یه خبر نگار همه چیزو ضبط می كنه و فردا همه طایفه و خانواده از موضوع خبر دار میشن با این همه من به خاطر شوهرم با او مدارا میكنم و شوهرم در طول این 10 سال حتی یك دفعه هم به من اجازه نداده كه حتی در مورد مادرش نظر بدم چه برسد كه انتقاد كنم من كه ازاین جور طرز تفكر خوشم نمیاد كه باید همش ساكت باشم و سالها حق صحبت و انتقاد از مادر شوهر از من گرفته بشه این یك ظلم بزرگه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 13/10/1389 - 21:22
مريم پارسا
به نظر من زنها عاطفی تر هستن بنابراین به توجه بیشتر ی نیاز دارن .من شوهرم واقعاً دركم می كنه هر موقع بهش احتیاج دارم با جون و دل به حرفام گوش می ده مگر اینكه واقعاً خسته باشه و یا ذهنش درگیر باشه - پس بقیه مردا هم می تونن اینجوری باشن منتها خودشون نمی خوان
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 11/10/1389 - 9:28
ناشناس
به نظر من هم همیشه روی رفتار زنان زوم میشه در حالیکه رفتار زنان ناشی از رفتار همسرانشون هست . خود من زمانی که تازه زایمان کرده و خیلی به حمایت عاطفی همسرم نیاز داشتم ، اون همش به من می گفت چه کارهایی برای خوشحال شدن مادرش کنم و اصلا توجه نداشت که در این وضعیت این من هستم که باید از نظر روحی ساپورت بشم نه مادرش!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 20/1/1389 - 16:27
دریا
"""این بار نوبت آقایان است"""

من هم با فاطمه و بقیه موافقم
به نظر می آید که این مطلب را یک مرد نوشته است. و به نظر من اصلا مطالب منصفانه ای نبود!

1- قبول که هر چیزی حدی دارد و احساسات رمانتیک هم همین طور. اما اینکه مثل یک "آقا معلم" به ما خانم ها می گویید در فلان زمان رمانتیک باش و درفلان زمان رمانتیک نباش کمی یک طرفه نیست؟! آیا این بار نوبت آقایان نیست که تمرین کنند؛ هر زمان همسرشان نیاز عاطفی دارد، با چند کلمه شیرین او را اغنا کنند؟ و این شدنی است! همسر خود من این مهارت را به خوبی بلد است. حتی اگر حوصله هم نداشته باشد، یک لبخند که می تواند بزند! تلاش که می تواند بکند! این که دیگر عصبانیت ندارد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 24/12/1388 - 16:19
6120GLS
راستیتش به نکات خوبی اشاره کردین،متاسفانه بعضی از افراد تو جامعه ما به این خرافه ها دامن میزنن که چیزی جز تخریب و از هم پاشوندن بنیان خانواده نداره
امیدوارم خانومهای جامعه ما هم یکم انصاف داشته باشن و فکر نکنن که فقط اونان که احساساتین ونیاز به محبتای ویژه به امید روزی که برای 2زوجی اختلافی نباشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 20/12/1388 - 10:17
ساحل
شوهر من بسیار به پدر و برادرزاده اش وابسته است و با هم زندگی میکینیم یعنی حتی حاضر است از راحتی, خوراک و خواب من و خودش و بچه مان کم کند و آنها در رفاه باشند به نظر شما چه کنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/11/1388 - 12:18
مریم
با سلام
فاطمه خانم حق داره چرا همیشه برای خانومها از این مطالب میذارید چرا یکی به آقایون نمیگه بابا بزرگ شدید و زن گرفتید دیگه مادر نباید توی همه اوقات زندگیتون نقش بازی کنه والا ما که زنیم اینقدر وابسته به مادرامون نیستیم که اونا هستند .یکی نیست بهشون بگه بابا شما مرد این زندگی هستید پس درست کنترلش کنید فقط برای ما خانوما مطلب پند آموز نذارید یک بارم مطلبی بذارید تحت این عنوان آقای خونه بین مادرت و زنت درست قضاوت کن و یک طرفه حق نذار
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 13/10/1388 - 11:31
lotfi64431
خیلی خوب بود مرسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 12/10/1388 - 10:20
asterism
با سلام
جالب ومفید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 10/10/1388 - 1:17
sodeys
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/10/1388 - 20:18
TASNIM688
منم با FATEMEH_M_Aموافقم وقتی آقا از سر کار میاد باید قبول کنه که همسرش هم خسته است و هی ایراد نگیره بخدا سرو کله زدن با بچه ها سخته
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/10/1388 - 17:2
يك آقا
پس خانوما چی؟ چرا همش آقایون باید مواظب رفتارشون با خانوما باشن؟ چرا آقایون باید تحمل کنند و ناراحتم نشن و همه هم براشون توجیه میارن که زنا اینجورین تو نیاید فلان کارو میکردی و فلان رفتارو! چرا یکی به خانوما نمیگه چه رفتاری داشته باشن؟ چرا اونا حق هر انتقادیو براخودشون محفوظ میدونن؟! و خیلی موارد دیگه...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/10/1388 - 15:54
banafshehjahed
واقعا تمام مطالب بسیار مفید بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/10/1388 - 15:41