راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 4763
  • سه شنبه 19/3/1388
  • تاريخ :

ازدواج اجباري و دختران تسليم

بررسي ازدواج‌هاي اجباري و تاثير آن در رشد آسيب‌هاي اجتماعي

ازدواج

مي‌گويد از امروز ديگر خيالش راحت است و آسوده سرش را روي بالش مي‌گذارد. او بدون هيچ پشيماني لب به اعتراف باز مي‌كند و از روزهايي مي‌گويد كه در انتظار مرگ او بوده است. مي‌گويد وقتي پدرش به زور او را به عقدش درآورد، از همان نگاه اول از او بيزار بود اما مادرش مي‌گفت پس از ازدواج همه چيز درست مي‌شود، ولي هيچ‌ چيز درست نشد، حتي وقتي فرزند ناخواسته‌اش به دنيا آمد.

 

كم نيستند كساني كه در سراسر دنيا روزهاي جواني خود را به پاي همسري گذاشته‌اند كه هيچ علاقه‌اي به او ندارند و فقط اجبار، پيوندي مصنوعي ميان آنها ايجاد كرده است؛ البته هيچ‌كسي به تداوم اين قبيل ازدواج‌ها اميدي ندارد، هر چند بسياري از افراد از روي اجبار و اين‌كه پناهگاهي براي بازگشتن ندارند ، تن به زندگي با كسي مي‌دهند كه ديگران برايش انتخاب كرده‌اند.

 ازدواج با توافق صريح و ضمني دو طرف به وجود مي‌آيد ، پس يكي از اركان اساسي عقد ازدواج رضايت طرفين است تا با تمايل كامل به ازدواج تن داده و با شناخت كامل همسر خود را انتخاب كنند و تشكيل خانواده دهند.

خداوند انسان را آزاد آفريده و به او حق داده تا با شخصي كه مطابق خواست اوست ازدواج كند ، اما افراد ناداني هستند كه خود را فراتر از خواست ديگران مي‌دانند و فرزندانشان را در بند خواهش‌هاي خود قرار مي‌دهند؛ زيرا به گمان آنها هر كسي كه به خواست خود ازدواج كند كاري ناپسند انجام داده و معتقدند ما چون خودمان به زور ازدواج كرده‌ايم پس فرزندانمان هم بايد اين‌گونه زندگي كنند.

اما ازدواج‌هاي اجباري گاهي چنان است كه دختران را از كودكي به نام كسي نامزد مي‌كنند كه از او هيچ شناختي ندارد و وقتي پا به سن ازدواج مي‌گذارد سايه مردي را بر سر خود مي‌بيند كه دوستش ندارد و لبخند در گلويش به بغضي نهفته و درد آور بدل مي‌شود.

 

البته برخي خانواده‌ها تصور مي‌كنند محبت و علاقه ميان دختر و پسر پس از ازدواج به وجود مي‌آيد ، پس با همين استدلال فرزندانشان را به ازدواج‌هاي ناخواسته مجبور مي‌كنند كه بي‌شك پيامدهاي ناخوشايندي به دنبال خواهد داشت.

هر جا كه رضايت و موافقت طرفين در ازدواج در نظر گرفته نشده و فرد به اجبار و اصرار خانواده وادار با ازدواج با مرد يا زني شود ، اين ازدواج در زمره ازدواج‌هاي اجباري قرار مي‌گيرد و ازدواجي كه ميل و رضايت زن و شوهر براي همسري يكديگر در آن در نظر گرفته نشده باشد ، بي‌شك پايان خوشي نخواهد داشت.

مرگ خاموش و بي‌صدا

ازدواج‌هاي اجباري و زودرس هنوز هم واقعه‌اي تلخ در جهان است كه خاموش و بي‌صدا در دنياي دختران رخ مي‌دهد و آنها را وادار به پذيرش خواسته‌هاي تحميلي مي‌كند تا پيش از عقل و منطق تنها به سنت‌هاي اجداديشان عمل كنند يا از سر بيچارگي تن به بايدها بدهند. به اعتقاد بسياري از آسيب‌شناسان اجتماعي، اين پديده مرز نمي‌شناسد و در تمام كشورهاي آسيايي و حتي در اروپا ديده مي‌شود ، اما جوامع روستايي، شهرهاي كوچك و مناطقي كه هنوز در آنها قبيله جايگاهي فراتر از قانون دارد و دختران كم سن و سال هنوز تحت سلطه مطلق خانواده هستند، رخ مي‌دهد.

 

از ديگر سو ، ناتواني مالي پدر و مادر در گذران زندگي فرزندان علت مهمي‌ است كه بروز ازدواج‌هاي اجباري در سنين پايين يعني در دوره‌اي كه پدر و مادر احاطه كاملي بر فرزند خود داشته و او نمي‌تواند مخالفتي در اين زمينه داشته باشد را رقم مي‌زند؛ البته اين وضع در بسياري از نقاط كشورما نيز هنوز به وقوع مي‌پيوندد، به‌طوري كه در مناطق محروم دختران كم سن و سال مجبور به ازدواج‌هايي با عنوان خون بست و حل مشكلات مالي هستند.

 

از سوي ديگر، در بسياري از مناطق كشور اختلافات خانوادگي، مشكلات معيشتي، فقر مالي و فرهنگي و اين كه خانواده‌ها مي‌خواهند سرباري از خود كم كنند نيز از دلايل ازدواج‌هاي اجباري است؛ البته در بسياري از كشورها غير از مشكلات مالي و فقر دلايل ديگري نيز براي وادار كردن دختران به ازدواج‌هاي زود هنگام و اجباري دارند ، به طوري كه در بعضي از اين كشورها حفظ آبروي خانواده را از دلايل ازدواج زود هنگام دختران مي‌دانند.

همچنين به باور اين افراد ازدواج دختر كم سن و سال با مردي مسن از آن نظر داراي اهميت است كه اين مرد مي‌تواند از دختر در برابر خطرات احتمالي دفاع كند. علاوه بر اين، والدين احساس مي‌كنند با ازدواج زودرس دخترانشان مي‌توانند ضامن امنيت آنان بشوند.

به اين ترتيب، در اين ازدواج‌ها يك انسان بدون آن‌كه اطلاعي از تغيير محل زندگي‌اش و مسووليت‌هاي اضافي كه بر دوشش قرار مي‌گيرد داشته باشد بي آن‌كه نقشي در اين تصميم‌گيري ايفا كرده و قدرتي در تغيير سرنوشتش داشته باشد وارد زندگي مشترك مي‌شود.

 

بهتر است به فرزندانمان در امر ازدواج مشاوره دهيم اما به هيچ وجه آن ها را مجبور نکنيم تا با کسي که دوست ندارند ازدواج کنند که در اين صورت عواقب داشتن يک زندگي خانوادگي ناموفق علاوه بر خود او دامن ما را نيز خواهد گرفت.

 

منبع :جام جم آنلاين - با تغيير

تنظيم براي تبيان :داوودي

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
مریم
درسال62به اجبارخانوادم باکسی ازدواج کردم که نه تنها علاقه ای به اونداشتم حتی حضورش آزارم میدادومن مجبورشدم درتمام روزهای جوانیم حضور این مردراتحمل کنم درسالهای اول برای اینکه جایی وپناهی نداشتم وبعدمجبورشدم سالهاروزها وحتی لحظات عمرم رابشمرم تافرزندانم به سنی برسندکه هیچکس وهیچ قانونی آنهاراازمن نگیردوامروزبعدازگذشت27سال ازآن روزهابعدازکشمکشهای زیادوبی نتیجه من درکناردوفرزندم جداودورازمردی که سالهادرکنارش فقط رنج وغم راتجربه کردم زندگی می کنم درحالی که نمیدانم کسانی که زندگی من رابه جهنمی تبدیل کردندبرای نابودکردن زندگی چهار نفرچه جوابی نه برای من که برای خدادارندسعی میکنم آنها را ببخشم وبرایشان طلب مغفرت کنم توکلم به خداست وایمان دارم که خداتنهام نمیگذارد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 12/1/1391 - 4:59
roy
من بعد از ازدواج اجباریم فقط منتظر مرگ هستم.عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 25/7/1390 - 13:15
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/7/1390 - 16:57
ناشناس
منم همینطور اولش اجبار مستقیم نبود یه فشار روحی بود...ولی حاالا هزار بار التماس کردم که نمی خوام نمیتونم ولی باز اجبار...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 5/6/1390 - 0:55
الی
من هم درگیره یک همچین ازدوجیام 5 سال که ازدواج کردم از 16 سلگی ازدواج به خواسته مادرم بود و من هنوزم از شوهرم بدم میاد دچاره بیماریهای روحی شدم شدید کاشکی جایی بود که میتونستم فرار کنم برم اونجا مطلب خوبی بود ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 21/4/1390 - 2:12
مهدیه
عالی بود من خودم زندگی اجباری دارم و نمیدونم با خانواده چه کار کنم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 10/2/1390 - 3:14
ناشناس
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/5/1389 - 10:49
مریم
خیلی عالیه ولی اگه از کتابهای مشخصی استفاده کنید و منبع و ماخذ اون کتاب رو به همراه نام نویسندش و نام کتاب بنویسین خیلی بهتره.چون ما خیلی تحقیق داریم در این مورد و این کارتون میتونه خیلی به ما کمک کنه!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 16/11/1388 - 12:43
ناشناس
خیلی خوبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 20/7/1388 - 15:31