راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • طعم شورانگیز حرفهای تو
    طعم شورانگیز حرفهای تو
    سلام به تو و طعم شور انگیز حرفهای شنیدنی ات. چقدر بی تاب شنیدن صدایت هستم! یادت می آید پیشتر‌ها گفته بودم از هر چیز می توانم صدایت را بشنوم ، حتی از برگهای خشک کاج همسایه. نمی دانی چقدر به شوق می آیم وقتی طنین کلام مهربانت در دلم جوانه می زند و نی
  • معتکف مسجد چشمان تو
    معتکف مسجد چشمان تو
    راستش را بخواهي براي درمان بي قراري‌هايم تجويز شده كه چله نشين نگاه معصوم تو باشم و امروز چهلمين روزي است كه در مسجد چشمانت اعتكاف كرده‌ام.
  • شرف حضور در محضر امام زمان در حج
    شرف حضور در محضر امام زمان در حج
    من وارد این محل خالی استوانه ای شدم و دیدم در جلو حضرت امام زمان(ع) مشغول طواف هستند و پشت سر آن حضرت کمی به طرف دست چپ، شخص دیگری است و من وارد شدم و پشت سر آن دو مشغول طواف شدم
  • تعداد بازديد :
  • 2375
  • پنج شنبه 24/10/1388
  • تاريخ :

اي گم گشته‎ي يعقوب!

امام زمان(عج)

يا صاحب الزمان! داستان يوسف را گفتن و شنيدن به بهانه‎ي توست .

شرمنده‎ايم .

مي‎دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .

مي‎دانيم کوتاهي‎ها، ناداني‎ها و سستي‎هاي ما، ستم‎هايي است که در حق تو کرده‎ايم .

يعقوب به پسران گفت: به جستجوي يوسف برخيزيد،

و ما با روسياهي و شرمندگي، آمده‎ايم تا از تو نشاني بگيريم .

به ما گفته‎اند اگر به جستجوي تو برخيزيم، نشاني از تو مي‎يابيم .

اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .

اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را درنورديم، در مي‎نورديم .

اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به کوه و صحرا گذاريم، مي‎گذاريم .

اي يوسف زهرا !

خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند،

ما و خاندانمان نيز گرفتاريم،

روي پريشان ما را بنگر. چهره زردمان را ببين .

به ما ترحم کن که بيچاره‎ايم و مضطر

اي عزيزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .

نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهکار

از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر کن .

يابن الحسن !

برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند کالايي – هر چند اندک – آورده بودند،

سفارش‎نامه‎اي هم از يعقوب داشتند .

اما ...

اي آقا ! اي کريم ! اي سرور !

ما درماندگان، دستمان خالي و رويمان سياه است .

آن کالاي اندک را هم نداريم .

اما ... نه،

کالايي هر چند ناقابل و کم بها آورده‎ايم .

دل شکسته داريم

و مقدورمان هم سري است که در پايت افکنيم .

نااميديم و به اميد آمده‎ايم .

افسرده‎ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته‎ايم .

سفارش نامه‎اي هم داريم .

پهلوي شکسته مادر مظلومه‎ات زهرا را به شفاعت آورده‎ايم .

يا صاحب الزمان !

به يقين، تو از يوسف مهربانتري .

تو از يوسف بخشنده‎تري .

به فريادمان برس، درمانده‎ايم .

اي يوسف گم گشته ! و اي گم گشته‎ي يعقوب !

يعقوب‎وار، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداريم .

در دوران پر درد هجران، اشک مي‎ريزيم و مي‎گوييم:

تا به کي حيران و سرگردان تو باشيم .

تا به کي رخ ناديده ترا وصف کنيم .

با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا کنيم .

سخت است بر ما، که از دوري تو، روز و شب اشک بريزيم .

سخت است بر ما، که مردم نادان‎تر واگذارند .

سخت است بر ما، که دوستان، ياد ترا کوچک شمارند .

يا بقّيةالله !

خسته‎ايم و افسرده،

نالانيم و پژمرده،

گريه امانمان را بريده است .

غم دوري، ديوانه‎مان کرده است .

اما نمي‎دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است که مي‎گوييم:

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکيبايي کند .

تا من نيز در بي قراري، ياريش دهم

کجاست آن چشم گرياني که از دوري تو اشک بريزد؟

تا من او را در گريه ياري دهم

مولاي من! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته‎اند .

و مي‎دانيم پيراهن يوسف، يادگار ابراهيم، نزد توست .

و اي کاش نسيمي از کوي تو ،

بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .

و اي کاش پيکي، پيراهن ترا به ارمغان بياورد

تا نور ديدگانمان گردد .

اي کاش پيش از مردن، يک بار ترا به يک نگاه ببينيم .

درازي دوران غيبت، فروغ از چشمانمان برده است 

کي مي‎شود شب و روز ترا ببينيم و چشمانمان به ديدار تو روشن گردد؟

شکست و سرافکندگي، خوار و بي مقدارمان کرده است .

کي مي‎شود ترا ببينيم که پرچم پيروزي را برافراشته‎اي؟

و ببينيم طعم تلخ شکست و سرافکندگي را به دشمن چشانده‎اي .

کي مي‎شود که ببينيم ياغيان و منکران حق را نابود کرده‎اي ؟

و ببينيم پشت سرکشان را شکسته‎اي .

کي مي‎شود که ببينيم ريشه ستمگران را برکنده‎اي ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشيم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا مي‎کنيم:

                                                                           الحمدلله رب العالمين .

گروه دين و انديشه تبيان، هدهدي

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
مهاجر
گفتم كه دركجایی ای دل ربای زهرا
درمكه یا مدینه یا آنكه جمكرانی
گفتا كه خانه من قلب تمام شیعه است
با معصیت مبادا از خانه ام برآنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/3/1389 - 11:28
ناشناس
خدا کند که بیاید مسافری که نیامد وکوچه به کوچه بنازم به مسافری که نیامد دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها راغزل به غزل به شاعر که نیامد همیشه غزبت اینجا نسیب دلم شد شریک غربت من کو مهاجری که نیامد دعا کنیم که بیاید مسافری که نیامد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/11/1388 - 19:48
ناشناس
با نهایت تاسف میبینیم افرادی روشنفکر نما وفریب خورده وغرب زده که خود را جزو سران اصلاحات میدانند مانند اکبر گنجی و.....حتی بیشرمی رابه جدی رسانده اندکه وجود امام زمان را هم منکر میشوند خداوندا انها رااگر قابل هدایت هستند هدایت والا نیست ونابود بگردان انشاالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 27/10/1388 - 11:7
anima49
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 25/10/1388 - 18:16
NazaninZahra313
السلام علیك یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان ادركنا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 25/10/1388 - 15:58
kamali75
میشد این متون زیبا را در یک نماهنگ جمع آوری کرد که بسیار کار زیبایی است.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 16/10/1388 - 13:14
فائقه
كاشكی ای آقای مهربون ای مهربان پدر ای گل عزیز هستی ،باعث مرهم دلت بشیم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 15/10/1388 - 13:37
خدیجه
سروجان و زندگیم فدای یه تا مولا
اقاجون ترا به جان مادرت زهرا این غم هجران را به اخر برسان
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 15/10/1388 - 10:37
fatimajooon
دلتنگیم و منتظر ای امام نور...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 14/10/1388 - 22:41