راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • من همان زينبم
    من همان زينبم
    باور کن گُلم! من همان زینبم؛ همان زینبی که هر روز، زیر آفتاب نگاه تو گرم می‏شد، همان زینبی که از طنین صدای تو جان می‏گرفت، همان زینبی که روزش را با زیارت تو آغاز می‏کرد و شبش را با چراغ یاد تو به پایان می‏برد.
  • چهل روز گذشت
    چهل روز گذشت
    چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟
  • اربعین عطش‏های پرپر
    اربعین عطش‏های پرپر
    کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.
  • تعداد بازديد :
  • 2904
  • يکشنبه 27/11/1387
  • تاريخ :

همراه با خاتون خیمه ها

یا حسین

به چله‏نشینی آن اتفاق بزرگ، برگشته است، خاتون؛

به چله‏نشینی نیزه‏های شکسته و علم‏های افتاده.

به چله‏نشینی هجوم دردها و داغ‏ها.

به چله‏نشینی چکاچک شمشیرهایی که در نیام، آرام نمی‏گرفتند.

به چله‏نشینی آمده است خاتون؛ با کاروانی از همسفران جا مانده.

آمده است با اشک‏هایی از دردِ عزیزان روان.

با کاروانی که نای برگشتن ندارد؛ کاروانی که رقیه را همراه ندارد.

آمده است تا از گم‏شدگانش، شاید خبری بگیرد!

آمده است تا شانه در شانه دشت، سر بر سنگ‏های داغ بگذارد و بگرید.

آمده است تا خبری از لاله‏هایش بگیرد از باد.

آمده است تا گونه‏های خاک گرفته‏اش را روی گونه‏های ترک‏خورده دشت بگذارد و های‏های گریه کند.

آمده است تا در خاک‏های متبرک کربلا تیمم کند و نماز شکسته غربت بخواند!

آمده است تا چشم در چشم فرات بدوزد و حرفی نزند.

آمده است تا خاک‏ها را بغل بغل در آغوش بگیرد و ببوید و ببوسد. دلش می‏گیرد؛ وقتی که نماز ظهرش را با اذان علی اکبر آغاز نمی‏کند!

دلش می‏گیرد وقتی که سر بر خاک‏ها می‏گذارد و بوی برادرش را احساس می‏کند.

خاتون کربلا، با کوله‏باری از غم‏های عالم، به چله‏نشینی داغ بزرگ آمده است. دشت در سکوت خویش آرام گرفته است.

گویا نه اینکه در این دشت، شیهه اسبان وحشی، گوش تاریخ را کر می‏کرد!

گویا نه اینکه در این بادیه، صدای «هل من ناصر ینصرنی» انعکاسی نداشت!

گویا نه اینکه در این برهوت، گودال‏ها از خون لبریز بود و از زیر سنگ‏ها، چشمه خون جاری بود!

... و دشت چقدر ساکت و آرام، سر بر زانوی غم گذاشته است؛

این دشت که چهل طلوع خون را به آغوش کشیده است،

این دشت که چهل ظهر بی‏اذان را جان کنده است،

این دشت که چهل غروب سرخ را نفس کشیده است.

نه از صدای العطش کودکانی که از لب‏های ترک‏خورده‏شان، خون می‏چکید خبری است و نه از صدای گریه‏های رقیه که به دنبال آب، برای اصغر می‏گشت.

... و از آن زمان است که فرات، در خودش شرمنده می‏جوشد و یارای تموج ندارد.

زینب علیهاالسلام ، به چله‏نشینی داغی بزرگ آمده است؛

با حنجره‏ای از ناگفته‏ها پر، با قامتی از اتفاقات، خمیده، با چهره‏ای به اندازه غم‏های عالم، شکسته.

ابراهیم قبله آرباطان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
حیدر از یادها می رفت اگر زینب نبود
خط کفر رسوا نمی شد اگر زینب نبود
دین حق پایدار نمی ماند اگر زینب نبود
سجاد هم کشته می شد اگر زینب نبود
یدالله فوق ایدیهم تفسیر نمی شد اگر زینب نبود
صبر و عشق معنا نمی شد اگر زینب نبود
زشت و زیبا تفکیک نمی شد اگر زینب نبود
نثار روح مطهر حضرت امام حسین و تمامی کسانیکه بواسطه حادثه کربلا شهید شدند بویژه خانم زینب کبری صلات بفرستید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/11/1387 - 7:40