امیر
مدت هفت ساله که بطور جدی گرفتار این عارضه هستم، گرچه از بچگی نیز با این مشکل دست به گریبان بوده ام، خستگی مفرط و مستمر، ضعف عمومی و سیستم ایمنی، بی حوصله گی و کلافگی، دردهای عضلانی تاحیه پا، دست و شکم، آفت های دهانی، افسردگی و ناامیدی، عدم تمرکز ذهنی، فراموشی و بدتر از همه عدم اعتماد بنفس از جمله مشکلاتی است که با آن مواجه ام، این عوارض باعث شد تا شرکتم و کار و درآمدم رو از دست بدهم و تمام استعداد و توانایی هایم رو مختل کنه. متاسفانه نه تنها دیگران قادر به درک بیماری ما نیستند بلکه در بسیاری از موارد تحت ترور شخصیتی و سرکوب نیز قرار میگیریم بنحوی که خود من گاهی احساس "گناهکار بودن" و خجالت میکنم. با توجه به اینکه به پزشکان متعددی مراجعه کردم و روش هیچکدام موثر نبود باعث شد که خودم سعی کنم کمی عمیق تر در مورد این بیماری بررسی کنم که بنظر میرسه قبل از اینکه یک بیماری جسمی باشه بیشتر یک بیماری روحی روانی است بدتر از همه در نظر بسیاری از مردم این بیماری را تنبلی، گناه و یک جرم میدانند!!!
در هر صورت چیزی که من تجربه کرده ام این است که امیدواری - هر چند سخت است - به بهبود حال ما کمک میکنه، همینطور مذاکره و در میان گذاشتن احوالمون با یک نفر دیگه که به این مرض دچاره.
برای همه همدردمام آرزوی بهبودی میکنم.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 6/11/1390 - 13:34
ناشناس
مهندس کامپیوتر هستم و درست تا سال پیش داشتم کارمو انجام میدادمو واسه خودم شرکت داشتم ؛ ولی بعد از اتفاق افتادن یک سری مسائل کاری و خانوادگی که استرس خیلی زیادی بهم وارد کرد دچار سردرد شدیدی شدم از اون موقع به بعد همه چیز بهم ریخته انگار هیچ وقت نتوستم بخوابم , خوابیدن ذره ای ام از خستگیم کم نمی کنه , از خواب که بیدار می شم و می خوام 4 تا پله رو برم بالا توی پاهام حس می کنم 4000 امین پله رو بالا رفتم , تمرکزمو تا 90 درصد از دست دادم ؛ گاهی اوقات توی دستم یا پام یا سرم دچار درد های لحظه ای میشم اما یک فشار دائمی رو قفسه سینم حس می کنم میتونم بگم کارائیم توی زندگی کمتر از 10 درصد یک آدم نورمال شده.
فقط یک چیز هست که میتونه حالمو کمی بهتر کنه اونم اینکه برای خودم یک کاری رو که دوست دارمو واسه خودم برنامه ریزی کنم , مثلا واسه بعد از ظهر قرار استخر بذارم با دوستام یا مثلا بخوام برم یه چیزی رو که دوست دارم بخرم با برم پیشه یکی از دوستام ؛
کلا چیزی که میتونه از مشکلات کم کنه اینه که برای خودم بتونم یک کار مورد علاقه پیدا بکنم یه کاری که سخت نباشه و احتیاج به فکر کردن زیاد نباشه , شما ام اگه بتونید برای خودتون یک همچین کارایی رو وعده کنید قکر کنم نتیجه بگیرید , فقط بدیش اینجاست که تاثیر این کارا برای من لحظه ایه و وقتی کارو انجام دادم دوباره میشه نقطه سر خط!!
من که فکر می کنم بیشترین عامل ایجاد سندرم خستگی مزمن اعصاب باشه .
به امید اینکه هرچه زودتر همه دوستان حالشون خوب خوب خوب بشه .
پاسخ تبیان :
يکشنبه 25/10/1390 - 13:30
دانشجو
سلام. من ترم5 کارشناسی ارشد جزو رتبه های کنکور ارشد هستم تمام واحدهامو تو 2 تر با معدل 19 پاس کردم واین 2 ترمه هیچ واحدی ندارنم. اما نمیتونم پایان ناممو بنویسم .احساس خستگی میگکنم دوست دارم همش بخوابم. با هیچ کس ارتباط نداشته باشم. متاسفانه یا خوشبختانه من از لحاظ مالی مشکلی ندارم واحساس میکردم دچار اشباع شدم اما اینطور نیست ومشکلاتم بیشتر شده جدیدا دیگه خیلی منزوی شدم .
پاسخ تبیان :
شنبه 17/10/1390 - 11:38
مریم غربی
با سلام
تمامی علایم گفته شده رو دارم
2 سال است که با زحمت خودم رو میکشم به هر کاری دست میزنم نصفو نیمه رهاش میکنم فکر میکنم بزرگترین عامل اون افسردگی باشه ولی توضیات کمکی به کسی نمیکنه بهتره یه راه حل اساسی براش پیدا کرد فقط همین
پاسخ تبیان :
شنبه 3/10/1390 - 16:17
Saman
سلام دوستان عزیز
من طبق تجربه ای که در مورد مشکل مذکور دارم موارد زیر را به شما توصیه میکنم:
1- حتما و به هر طریقی که شده حداقل روزی 15 الی 30 دقیقه فعالیت بدنی داشته باشید. شروع این کار سخته ولی به یاد اشته باشید پیمودن طولانی ترین راهها با برداشتن قدم اول شروع میشود.
2- حتما وضعیت جسمانی خودتان را (مخصوصا کم خونی و عدم جذب آهن خون) با انجام آزمایشهای متداول تحت کنترل داشته باشید. یکی از مضرات کم خونی، خستگی و خواب الودگی مداوم است.
3- برای خودتان و در برنامه های روزانه تان انگیزه ایجاد کنید. اگر واقعا برنامه روزانه مشخصی ندارید، میتوانید برای مثال خودتان را مکلف کنید که هر روز پیاده به نزدیکترین روزنامه فروشی محلتان بروید و روزنامه صبح یا عصر آن روز را بخرید و مطلب مورد علاقه تان را مطالعه کنید.
اگر در این روزنامه به مطلبی علاقه مند شدید، سعی کنید بطور مداوم خبرهای مربوط به آن مطلب را دنبال کنید.
4- سعی کنید حداقل یک دوست صمیمی که بر خلاف شما فردی بسیار پویا و فعال است داشته باشید. معاشرت با چنین افرادی در دراز مدت موجب افزایش تدریجی فعالیت شما خواهد شد.
5- به خودتان و خواستهایتان احترام بگذارید. با احترام به حریم دیگران کارهای مورد علاقه تان را انجام دهید، به سرزنش و ابراز عقیده دیگران در مورد خودتان اهمیت بدهید ولی "حساسیت" نشان ندهید. خودتان را به خاطر سستی، زیاد خوابیدن و تنبلی ملامت نکنید.
6- به خدا به عنوان یگانه نیروی حاکم بر تمام هستی و کائنات اعتقاد داشته باشید. در هر حالی که هستید، بخصوص قبل از خوابیدن هر ذکری که به ذهنتان میرسد را مدام تکرار کنید.
موفق، سلامت و شاد باشید.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 17/6/1390 - 15:4
ناشناس
ویتامین d میتونه خیلی کمک کنه به این بیماری.در موردش تو سایتای خارجی سرچ کنید متوجه میشید.الان اکثر مدم کمبود ویتامین دی دارن.این ویتامین فقط برای استخوانها نیست و در بدن کارای زیادی انجام میده.منبعش هم فقط نور خورشید و مکمل هست(که خیلی هم ارزونه)و در غذاها مقدارش ناچیزه.حتمی یه تست خون بدبد و مقدار این ویتامینو چک کنید...
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 9/6/1390 - 17:17
علیرضا
من با اینکه روزی 6 تا 7 ساعت میخوابم، ولی سر کار همش خوابم میگیره. تنم درد میگیره و دوست دارم یه نفر مشت بزنه به تمام بدنم. البته این خستگی تو پاهام هم هست. دوست دارم یه چیز سنگین و بزارم رو پاهام.
یه تجربه من در مواقعی که احساس خستگی و خواب آلودگی میکنم اینه که یه آهنگ تند و محرک با هدفون گوش میدم.خیلی تاثیر داره. خواب آلودگی موقتی شما رو برطرف میکنه تا 1 یا 2 ساعت.
البته یه تجربه دیگه من تو رفع خواب آلودگی خودم ورزش کردن صبح است. من حدود 5 دقیقه تند میدوم و بعدش حرکات کششی انجام میدم. دقیقا روزایی که من ورزش میکنم تا آخر روز شاداب و اکتیوم. ولی وقتی روزی ورزش نمیکنم واقعا خستگی و خواب آلودگی رو تو تنم حس میکنم.
به شما هم توصیه میکنم این کارو انجام بدین.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 26/5/1390 - 11:0
ناشناس
من كارشناسی ارشد دارم با معدل 19.یك ساله فارغالتحصیل شدم .قصد ادامه تحصیل دكتری دارم باورم نمی شه من شاگرد اول دانشگاه بودم.شبها خواب ندارم فقط روزها می خوابم وقتی از خواب بیدار می شم احساس میكنم كوه كندم یا توی معدن جون می كندم. حتی حس ندارم دستم رو مشت كنم همش خسته و كلافه هستم.تا حالا دكتر نرفتم چون فكر می كنم نباید برای مشكلات اینچنینی از ابزار قرص یا دارو استفاده كرد چون یكجورایی آدمو شرطی میكنه...دوستان ما مثل آدمهای معتادی شدیم كه بدون مصرف مواد مخدر تمامی علایم اعتیادو داریم.پس یك اراده حداقل 1ساله می طلبه برای مبارزه با این بیماری.آلودگی هوا،عدم انگیزه به علت شرایط جامعه،استرس و اضطراب زیاد،بی هدفی و سردرگمی توی این جامعه هركول رو هم از پا می اندازه جه برسه به ما جوانها!!!!پس بیایید با توكل به خدا و مثیت اندیشی ورزش رفتن به طبیعت،دعا ونیاشبا خدا ایجاد انگیزه برای خود در جهت چیزهایی كه قبلا از اون لذت می بریم رفتن به محیطهای خانوادگی و رفت و آمدهای سالم و هر چیزی كه حالمونو خوب می كنه این مشكلو حل كنید.مثلا خود من كه در بدترین شرایط روحی و روانی هستم می خوان با هر سختی كه شده برم برای ادامه تحصیل.توی این ماه رمضان هم برای همدیگر دعا كنیم انشاالله خدا كمك میكنه
امیدوار و عاشق باشید.....
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 20/5/1390 - 3:10
ناشناس
سلام
همه نظرات رو خوندم
من یک کمی خسته تر از بقیه هستم
کارم اونچنان سنگین نیست با این حال جمعه را فقط میخوابم تفریحم شده خواب //حال بیرون رفتن از خونه را ندارم /در موقع کار جدی کار میکنم و سعی میکنم خستگی رو به خودم راه ندام ولی یک مسالی آزار دهنده میشند/ عدم دقت در کار /درد در ناحیه کف سر / عدم تمرکز و فراموش / گیجی و... این نکته خیلی جالبه بعضی مواقع مثل رباطی کا شارژش در حال اتمام باشه سرعتم کند و کند تر میشه تا جایی که مجبور به ایستادنم میکنه که بعد از یک وقفه 30 ثانیه ای رو به عادی شده میزاره //اویل فکر می کردم قند خونم پایین میاد ولی با آزمایش معلوم شد این طور نیست بعد گفتیم شاید به خاطر فقط آهن و کم خونی باشه ولی باز هم برای اون هم نبود و پتاسیم و ... هیچ کدوم
مشکل اینجاست که حال هیچ کاری رو هم ندارم و با اینکه سنم زیاد شده ولی حال ازدواج کردن رو ندارم // فکر کنم خیلی زود دچار آلزایمر میشم
بهر حال هیچ کدوم این ها ناراحت کننده تر از اینکه به ادم بگن تو تنبل و تن پروی نیست و یا ننگ بی عاری و ... بهت بزنند
من میدونم تنبل نیستم و بارها خودم را با بقیه مقایسه کردم واقعا یک جاهایی هست که بدنم من رو یاری نمیکنه// راستی
توی دویدن خیلی زود نفس کم میارم و شب ها از تنگی نفس و تپش قلب بیدار می شم فکر نکنم مشکل روانی داشته باشم /احساس خفگی توی خواب خیلی اذیتم میکنه و آخرش توی خواب خفه میشم توی کابوس دیدن استاد شدم ولی از کابوس ها نمی ترسم !
همه این ها رو اینجا گفتم که بگم
من تنبل نیستم
میدونم یک مشکلی توی این بدن لعنتی من هست
پاسخ تبیان :
جمعه 31/4/1390 - 21:54
یک تجربه
سلام
به نظر من به یک دکتر همیوپات یا طب سنتی مراجعه کنید از دکترهای طب نوین چیزی حاصل نمیشه.طب نوین فقط خیلی هنر کنه بیماری رو سرکوب میکنه نه درمان همیوپاتی علمی که کشورهای آلمان و آمریکا به وفور ازش استفاده میکنن.انشاالله که میتونه این بیماری رو هم درمان کنه
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 29/4/1390 - 12:12
حامد
دوستان عزیز سلام.
من الان که این مطلب را برای شما مینویسم حدود 7 سال است که با این بیماری درگیرم.من هم مثل خیلی از دوستان به خیلی از پزشکان در زمینه های تخصصی مختلف مراجع کرده ام .از اتوپد گرفته تا داخلی - روانپزشک - روماتولوژیست وووووو...تا دلتون بخواد..فقط شدت علایم در مقاطعی کاهش یافت اما فایده ای نداشت.چون اصولا" علت اصلی آنرا کسی نمی داند که دارویی در خصوص درمانش تجویز کند.جالب اینست که این حقیر تا سال سوم رشته مهندسی الکترونیک درس خوندم و بدلیل همین بیماری لعنتی نتونستم تمومش کنم.و جالبتر اینکه دانشجوی فعال و ممتازی بودم.این بیماری مسیر زندگی منو واقعا" تغییر داد.هرچند که من برای ادامه تحصیلم بازم قصد تلاش مجدد دارم.حتی اگر از اول شروع کنم ولی در حال حاضر درحال تحقیق کردن هستم که ایا اگر برای درمانش به خارج از کشور بروم موثر است حتما" میرم.اگر هم که ان شاالله راه مناسبی یا پزشک خوبی پیدا کردم حتما" نتیجه اش را اینجا برای شما دوستان مینویسم.فعلا" فقط دس به دامن دارو هستم چون راه دیگری نیست علیرغم ضرر زیادشان..توکل به خدا یادتون نره و آمپولهای کورتون رو هم توصیه نمیکنم.مرسی
پاسخ تبیان :
دوشنبه 20/4/1390 - 13:57
مهدی مهدوی
خیلی خوب بود تشکر
پاسخ تبیان :
دوشنبه 25/11/1389 - 1:12
عبدالسمیع محمدی عبدالسمیع
من هم به مدت 10 الی 12 ساعت خواب میکنم ولی خواب من بوره نمی شود لطفا مرا یاری کنید.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 12/11/1389 - 8:14
داریوش
من مدت 7 سال است دچار این وضعیت هستم
مدت دو سال تحت درمان با دارو بودم و نسبتاًض بهتر شدم وقتی دارو را قطع کردم دوباره خستگی شدید به سراغم آمد وقتی می خوابم تمام بدنم کرخت میشود و به محض بیدار شدن از خواب احساس خستگی شدیدی به من دست می دهد .
وقتی قرص مصرف می کنم بهتر می شوم
البته دو سال تمام تحت نظر روانپزشک دارو مصرف کردم اما نتیجه کاملی تا کنون نگرفته ام
پیشنهاد می کنم دوستانی که این مشکل را دارند با یک روانپزشک خوب مشورت کنند و داروهای تجویزی را مصرف کرده و نتیجه را در همین سایت گزارش کنند.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 1/9/1389 - 19:45
امیر
با درود .
واقعا ممنونم که این مطالب مفید رو در اختیار ما گذاشته اید بنده هم 3 سال هست همش خستگی دارم واقعا برام مشکل ایجاد کرده .
واقعا کسی نیست بنده رو دردک کنه از این دسته خستگی خواستم یکی از دوستان این مشکل رو داره باهاشون آشنا بشم و بنده رو کمک کنن ... و واقعامتاسفم از سطح تحصیل پزشکان ایران که به هر پزشکی مراجعه کردم از روی نادانی نفهمیدند مشکل بنده چی هست .
خیلی ممنونم .
پاسخ تبیان :
جمعه 7/8/1389 - 21:48
ساره
من هم این حالت خستگی مزمن رو دارم
ولی متوجه شدم که مهمترین عاملی که می تواند روی بهبود خستگی تأثیر بگذارد میزان انگیزه و اشتیاق است اشتیاق و عشق به یک فعالیت یا کار خاص و امید به بهبود شرایط چون این حالت خستگی کاملا یک حالت روحی است در عین حال ورزش کردن و تآمین آهن مورد نیاز بدن هم واقعا تاثیرگذار است مخصوصا ورزشهای نشاط آور و رقصیدن ولی خوب همه اینها هم انگیزه و امید می خواهد ولی با کمی اراده و رها نکردن خود و پیدا کردن هدفهای جدید در زندگی واقعا حس آدم بهتر می شود
ممنون از همه دوستان
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 8/7/1389 - 16:38
hamed
من هم حدود پنج سالی هست که به این بیماری مبتلا هستم ولی متاسفانه تا حالا نتونستم از شر این خلاص بشوم اگه کسی از شر این بیماری خلاص یافته به ما هم بگه .ممنون
پاسخ تبیان :
دوشنبه 11/5/1389 - 1:11
Chloe
من هم مطمئن شدم که این سندرم رو دارم.
در طول روز حدود ۱۸ ساعت میخوابم! واقعا خستهام و کاری نمیتونم انجام بدم،... حتا گاهی از سر جام هم نمیتونم بلند شم.
افسردگی دارم،... حساسیتهای خاصی هم به بعضی رفتارها و صداها پیدا کردم!
درد مفاصل هم دارم،...لرز هم همینطور!
پاسخ تبیان :
سه شنبه 7/2/1389 - 23:8
مهرداد خدابخشی
حسین آقا ما هم دنبال همچین متخصصی هستیم .به نظر می رسد فعلا باید به خدا پناه برد.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 25/11/1388 - 11:49
افشین
مطالب مفید و جالبی بود.متشکرم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 12/9/1388 - 12:57
فاطمه
خیلی عالی ومفید بود
پاسخ تبیان :
سه شنبه 19/8/1388 - 9:45
ensan mard
من همیشه خسته هستم حتی بعداز استراحت چند سالی که رنج می برم اول فکر می کردم به خاطره گواتره کم کاره ولی با وجوده اینکه قرص ...میخورم هنوز خستگی را دارم من امسال کنکور دارم و از برنامه ام عقب مانده ام لطفا راه درمان را بگویید
پاسخ تبیان :
شنبه 18/7/1388 - 15:7
حسين
انسانیت وشرافت كه در جامعه ماازبین رفته وهمه ارزشهاشده پول ومدومادیات در همه قشرها حالا بااین اوصاف بگین برای درمان بایدپیش چه دكتری مراجعه كنیم؟
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 15/7/1388 - 2:35
ELAHE
سلام لطفا راه درمان هم بگویید
پاسخ تبیان :
يکشنبه 31/3/1388 - 10:32
سینا
خواهش می کنم راه درمان این بیماری را بیان کنید
پاسخ تبیان :
يکشنبه 10/3/1388 - 11:2
ناشناس
بسیار عالی بود
پاسخ تبیان :
شنبه 26/11/1387 - 15:16
زینب
منم مبتلا بودم به خاطر انتظامات بودن در مدرسه درست 3 سال پیش خیلی وحشتناک بود و منجر به افسردگی من و خیلی بلا های دیگه شد که حتی نمی تونم بهشون فکر کنم . از خدا میخوام هیچکی دچارش نشه....ان شاء الله زینب
17 ساله از مشهد
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 26/10/1387 - 16:8
ناشناس
لطفا راه های درمان ان را بنویسید
پاسخ تبیان :
شنبه 2/9/1387 - 22:12
سعید عطار
باتشکر مطلب گویا کامل وقابل فهم است لطفا از طریق سنتی توضیح وراه درمان را ارایه فرمایید
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 20/6/1387 - 0:35
ناشناس
ممنون ، با این توصیفات مطمئن شدم که مبتلا به این سندرم هستم .
اگر ممکنه راه درمان را هم بیان فرمایید .
پاسخ تبیان :
دوشنبه 24/4/1387 - 10:18