• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    نمی‌‌‌دانم تا حالا خرمشهر رفتی یا نه؟ هر دو تا کوچه یک مسجد یا حسینیه وجود داره. ولی نمی‌‌دونم چرا وقتی پای صحبت راویان مقاومت آن روزهای خرمشهر می‌نشینی، همه از مسجد جامع می‌گن. از اینکه مسجد جامع میلادگاه عاشقان شده بود. از اینکه از همون روزهای اول ...
  • همه چیز با خون قاتی شده بود
    همه چیز با خون قاتی شده بود
    در کنار مسجد جامع بچه‌ها سنگر گرفته بودند و بی‌هدف رگبار می‌زدند. مسجد دیگر خالی شده بود و وضع به هم ریخته‌ای داشت. کف مسجد از بقایای کمک‌های ارسالی مردم شکل‌ دیگری به خود گرفته بود. روغن با پودر لباسشویی، شکر با حبوبات و همه آنها با خون مخلوط شده بود.
  • حتما بخوانید.
    حتما بخوانید.
    دوست عزیزم، برادر و خواهر گرامی، برایت یک سری روایت جمع کرده ام. روایاتی که در 28 سال پیش در چنین روزهایی اتفاق افتاده. روایت هایی که به قیمت از دست دادن جون بعضی ها تموم شده. همیشه و همه جا از فتح خرمشهر شنیدیم و به خاطرش جشن گرفتیم. می خوام برات از روزه
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 27122
  • يکشنبه 28/7/1387
  • تاريخ :

بهنام محمدی،شهید 12 ساله

شهید بهنام محمدی

              (فیلم خاطرات سید صالح موسوی از شهید 12 ساله، بهنام محمدی)

 

امروز روز شهادت نوجوان 13-12 ساله‌ای است که به گفته سید صالح موسوی هر وقت اسلحه ژ-3، روی دوشش می‌انداخت نوک اسلحه روی زمین ساییده می‌شد. بهنام محمدی نوجوان 13-12 ساله‌ای است که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماند. و به قول تمام بچه‌های خرمشهر باعث دلگرمی رزمنده‌ها بود. اینکه نوجوانی در آن سن و سال و با آن قد و قواره کوچک در شهری که بیشتر از اینکه بوی زندگی بدهد بوی مرگ و خون می‌دهد مانده، شاید امروز برای من و تو باور‌پذیر نباشد. با خودم فکر می‌کنم چه می‌شود نوجوانی که تا قبل از 31 شهریور در کوچه با هم‌سن و سال‌های خود بازی می‌کرد و آماده شروع سال تحصیلی جدید می‌شد بعد از2 الی 3 هفته به مدافعی تبدیل می‌شود که بعد از رفتنش همه مدافعان بی‌تاب اند و از همه بیشتر سید صالح موسوی. سید صالح را صالی صدا می‌کرد.

خود صالحی می‌گفت که شب‌ها که روی پشت‌بام می‌خوابیدم از من در مورد شهادت و بهشت می‌پرسید. باز فکر می‌کنم مگر نوجوان 13- 12ساله از مرگ و شهادت چه تصویری دارد که آرزوی آن را دارد.

و باز صالحی می‌گفت که هر بار او را به بهانه‌ای از خرمشهر بیرون می‌بردیم تا سالم بماند باز غافل که می‌شدیم می‌‌دیدیم به خرمشهر برگشته و در مسجد جامع مشغول کمک است.

آن نوجوان 13-12 ساله، آن روز، به وظیفه‌اش عمل کرد. وظیفه‌اش بود که درس و مدرسه را رها کند و از شهرش دفاع کند. بیا فکر کنیم ببینیم امروز که صلح و صفاست و جنگی در کار نیست وظیفه ما چیست؟

اصلاً به وظیفمون عمل می‌کنیم یا نه؟

                                                                                                                                                         الهام رحمانی

***

فیلم خاطرات تکان دهنده سید صالح موسوی از شهید بهنام محمدی

 

فرمت wmv (مخصوص کامپیوتر):                         play                     Download

فرمت 3gp (مخصوص موبایل):                             play                     Download

UserName