• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 44540
  • دوشنبه 1382/11/27
  • تاريخ :

نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت اول )

كاربر محترم این مطلب در پنج  قسمت ارائه خواهد شد.


خانواده

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خود ساختار، اجزاء و قواعدی دارد و در بین تمامی نهادها ، سازمان ها و تأسیسات اجتماعی ، نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد . خانواده در زمره ی عمومی ترین سازمان های اجتماعی است و نشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود و برآیند  یا انعكاس از كل جامعه است . در یك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.


كیفیت روابط خانواده

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.

خانواده مانند هر نظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . از جمله این نیازها عبارت اند از :  احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند و آن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.

خانواده همچنین مانند سایر نظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .

خانواده ، گروه كوچكی است كه از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

هارلوكElizabet  Harlock خانواده را به صورت یك سیستم متعامل و پیچیده تعریف می كند . ابتدا زن و شوهر با تشكیل خانواده ، این سیستم متعامل را بنیان می نهند و سپس با ورود هر كودك و یا هر فرد دیگری ( مثل پدر و مادربزرگ ) این سیستم پیچیده تر می شود. به عنوان مثال ، در خانواده تك فرزندی فقط سه رابطه تعاملی وجود دارد در حالی كه در خانواده سه فرزندی ، ده رابطه تعاملی وجود خواهد داشت .

روابط كودك و والدین و سایر اعضای خانواده ، چون شبكه و نظامی درهم پیچیده است كه افراد آن در كنش متقابل با یكدیگرند . این نظام در مجموعه ای از نظام های بزرگتر همچون محله ، جامعه شهری و جامعه ی گسترده تر قرار گرفته است .


انتقال سنتها وباورها

خانواده از این نظر نیز اهمیت دارد كه محل انتقال سنتها ، باورها و انواع مختلف شناختهاست . ( از شیوه غذا خوردن تا افكار سیاسی ) . خانواده از طریق اجتماعی بارآوردن كودك ، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده به وسیله نسلهای گذشته را در اختیار كودك می گذرد.

به طور كلی درخانواده است ، كه كودك اولین قدمهای اجتماعی شدن را برمی دارد و درنهایت به موجودی كاملاً اجتماعی تبدیل می شود. خانواده اسم خود را به كودك انتقال می دهد و بدین وسیله او را  در مسیری می اندازد و در شبكه ای از خویشاوندی قرار می دهد كه چند نسل را در برمی گیرد. بنابراین ، خانواده اولین هویت اجتماعی فرد را فراهم می آورد . موقعیت اجتماعی والدین ، موقعیت اجتماعی كودك را در بیست سال اول زندگی تعیین می كند . محل سكونت خانواده ، به طورعینی بافت های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر كودك را مشخص می كند . بالاخره شغل والدین ، كودك را در طبقه اجتماعی معینی جای می دهد . بنابراین خانواده اولین محیطی است كه در آن اولین پایه های اجتماعی شدن گذاشته می شود . خانواده ، كودك را درشبكه ای از روابط عاطفی ، اجتماعی ، تاریخی و محیط زندگی خاصی قرار می دهد و برای كودك میراث فرهنگی به ارمغان می آورد، این كه گذشته ای دارد ، باید طبق آداب و سنن خانواده و فرهنگ خود زندگی كند و او را وادار می كند كه آداب معاشرت یاد بگیرد ، برای خود ایدئولوژی خاص داشته باشد و درصورت لزوم احساسات خود را بروز دهد یا پنهان نگه دارد .

خانواده با الگو قرار گرفتن، به كودك یاد می دهد كه چگونه باید رفتار كند و چگونه با اجتماع سازگار شود . همچنین خانواده یاد می دهد كه زن و مرد نقش های متفاوتی دارند و هركس باید مطابق با جنس خود رفتار كند . خلاصه این كه خانواده ، كودك را یك موجود اجتماعی بار می آورد .

خانواده جایگاهی است كه آنجا در آیینه چشم پدر و مادر،  خود را تماشا می كنیم .  برای نخستین بار خود را می بینیم ؛ احساس صمیمیت را درك می كنیم ؛ می آموزیم كه احساس چیست  و چگونه می توانیم آن را ابراز كنیم  و این پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول را مشخص می سازند، آنها هستند كه اجازه ها را صادر می كنند و احساسات ممنوع را مشخص می سازند.

رشد كودكان در خانواده بیشتر متأثر از همین ارزش گذاری ها و گرایش ها ی اخلاقی ، عاطفی و اجتماعی است . از این رو خانواده به عنوان یكی ازعوامل مؤثر در رشد ، در ردیف سایر عوامل قرارمی گیرد .

هر خانواده دارای نظام و ساختار خاصی است كه می توان آن  را به سه نوع كلی دسته بندی كرد : والدین سهلگیر، والدین سختگیر ،  والدین مقتدر.

ادامه دارد ...در قسمت بعد در مورد این سه دسته از والدین ( سهلگیر – سختگیر – مقتدر ) توضیح داده خواهد شد.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName