• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • دانستنی های علمی
  • دنیای حیوانات دنیای زبیایی است و هر چه قدربیش تر به زندگی آن ها وارد می شویم بیش تر به حقایق زندگی آن ها می رسیم. ..
  • زندگی من( پلنگ ابری)
  • پلنگ ابری، گربه سانی است که اندازه اش متوسط است. به عبارتی نه بزرگ و نه کوچک است. این حیوان زیبا اغلب ...
  • نردبان پله پله
  • کسی که بخواهد به قله کوه برسد، باید قدم به قدم به طرف بالا حرکت کند...
  • کاردستی دستبند
  • این کاردستی مخصوص دختران کوچک است که به راحتی خودشان درست کنند و از آن استفاده کنند. پس دختر کوچولو ها امروز هم با ما همراه باشید...:
  • فیل
  • فیلی جونم ...یه فیله خیلی چاقه
  • مرد بزرگ تاریخ جهان
  • میرزا تقی خان امیر کبیر مرد بزرگ تاریخ، اهل فراهان اراک است. فراهان از دوران قدیم نیز مهد فرهنگ و اهل قلم بوده است....
  • کاردستی فرفره
  • بچه ها آماده باشید می خواهیم با کمک هم یک کاردستی زبیا و در عین حال ساده درست کنیم...
  • عینک سعید
  • سعید یک دانش آموز با چشمانی بسیار ضعیف بود. اگر عینک نمی زد، نمی توانست خوب ببیند...
  • زندگی من(روباه)
  • روباه ها رنگ های گوناگونی دارند . سرخ، نقره ای، خاکستری و حتی ترکیبی از رنگ های زیبا را دارا هستند...
  • غذا برای پرنده ها
  • امیرحسین پرنده ها را خیلی دوست دارد.دلش می خواهد در روزهای سرد زمستان برایشان خرده نان بریزد تا بخورند....
  • نمایشگاه نقاشی
  • توی شهر پرنده ها جنب و جوشی به چشم می خورد. همه داشتند به خانم هد هد کمک می کردند تا نمایشگاهی از آثار نقاشی خود برپا کند...
  • ترق تاراق
  • دارکوبه نوک زد به درخت ترق ترق تاراق تاراق ...
  • شال گردن زمستانی
  • با این 11 ایده زیبا برای بستن شال گردن تان می توانید در زمستان خوش تیپ شوید.
  • باد وحشی
  • هوهو هوهو باد آمد ...تند و زود و شاد آمد
  • جگوار
  • جَگوار یا نام دیگرآن پلنگ خال دار آمریکایی است که بزرگ ترین جانور از تیرهٔ گربه سانان می باشد که در قارّهٔ آمریکا زندگی می کند....
  • آب نبات و تندباد خانم
  • خانم گربه 4 تا بچه کوچولوی ناز به دنیا آورده بود. به آن ها شیر می داد و مواظبشان بود تا سالم بمانند و بزرگ شوند...
  • موزه
  • من الان دیدم اورا همین جا توی موزه...
  • دنیای حیوانات
  • دنیای حیوانات دنیای عجیبی است و هر چه قدر به عمق آن بیش تر پی می بریم بیش تر به حقایق زندگی آن ها می رسیم....
  • لانه جدید
  • موش، سرش را ازلانه بیرون آورد. با خوش حالی گفت: «به به، چه صبح زیبایی!» مثل هرروز نورخورشید همه جا را روشن كرده است. ...
  • چند تکه
  • موش کور کوچولو توی اتاقش روی تخته سنگی نشسته بود. مادرش توی اتاق آمد و گفت : «بیا برویم غذا بخوریم. ...
  • خانه ی ستاره ها
  • ستاره ها همه اش بالا و پایین می پریدند؛ بازی می کردند، می خندیدند....
  • کریسمس
  • خانه ای کوچک و زیبا در جنگلی بزرگ...
  • گل قهرو
  • گل من قهر قهرو خودش را لوس کرده ...
  • شمع فروش
  • وقتی که برق اختراع شد همه خوش حال شدند؛ به جز آقای شمع فروش. او روزها توی مغازه اش می نشست و منتظر مشتری می شد؛...
  • خال خالی
  • کنار نرده های باغ یک سطل رنگ سیاه بود. کنار سطل رنگ، چند خال خالی سیاه رنگ روی زمین افتاده بودم...
  • مثل باد
  • اسب كوچولو حوصله اش سررفته بود. دلش می خواست با یك نفر بازی كند. رفت كنار بركه....
  • کوچک اما شاد
  • دختر مدادش را برداشت. دلش می خواست یك نقاشی بزرگ بكشد، خیلی بزرگ. نگاهی به برگه های دفترش انداخت. ...