• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تابستان
  • تابستونم تابستون گرما دارم فراوون میوه های خوشمزه ...
  • بالاخره حلزون شاد شد
  • حلزون به سختی از میان علف های کنار ساحل رودخانه می گذشت. او آرام آرام راه می رفت و از این که مجور بود خانه اش را با خود ببرد، ناراحت بود...
  • دستگاه تنفسی
  • دستگاه تنفسی در بدن شما از اجزایی تشکیل شده که کمک می کنه شما نفس بکشید. طی تنفس شما می تونید اکسیژن را وارد بدنتون کنید و دی اکسید کربن را از بدنتون خارج کنید...
  • خورشید
  • هر روز وقتی که خورشید می تابد لامپِ اتاقِ من ...
  • مسواک بی دندون
  • یک مسواک بود کوچولو، بی دندون، صبح تا شب توی جامسواکی می شست تا دندون ها بیایند و او تمیزشان کند...
  • بادبادک
  • بادبادکِ سفیدم از دستِ من رها شدی رفتی بالا تو آسمون همسفرِ ابرا شدی ...
  • من چه جوری عینکی شدم
  • خیلی دوست دارم اتفاقی را که برای من افتاد برایتان تعریف کنم من الان هفت سال دارم و مدرسه می روم، اما آن موقع یک دختر کوچولوی سه ساله بودم. اسمم گلاب است...
  • اعضای مهم بدن
  • مغز مثل کامپیوتر مرکزی بدنتون عمل می کنه. مغز جایی است که شما می تونید به کمک اون فکر کنید و یاد بگیرید...
  • کاردستی با دکمه ها
  • ١- با چیدن دکمه های مختلف در کنار یکدیگر، می توانید، شکل های گوناگون بسازید. ٢- این کار بر روی یک صفحه سفید رنگ مقوایی و با استفاده از چسب و داشتن دکمه های مختلف، میسر خواهد بود. ٣- به جز طرح ها و شکل های کتاب، با استفاده از دکه های جدید برای خودتان....
  • حواس پنج گانه
  • حواس پنج گانه باعث می شه که انسان با محیط اطرافش ارتباط برقرار کننه. به نظر شما این پنج حس کدومند؟ بیاین با هم این پنج حس را پیدا کنیم...
  • کبوتر
  • توِ حیاط خونه یه کبوتر نشسته دارم اونو می بینم ...
  • فیل تنها
  • یکی بود، یکی نبود. در جنگلی سبز و قشنگ پر از گل های رنگارنگ همه ی حیوانات برای خود، کار و سرگرمی داشتند. صبح که از خواب پا می شدند مشغول کار و بار می شدند و بچه ها هم بازی می کردند...
  • اگر خدا بخواهد ...
  • می گویند که در زمان های خیلی قدیم، هیچ کدام از پرنده ها پرواز نمی کردند. یک روز خداوند به آن ها گفت: از فردا می خواهم که پرواز کنید!...
  • کاوه به اعضای بدنش قول می دهد
  • آن روز معلم، سرِ درسِ علوم، برای بچه ها در مورد بدن انسان صحبت می کرد. پسرهای کلاس برخلاف همیشه که شیطنت می کردند و گاهی اوقات هم باعث می شدند تا خانم معلم ناراحت شود، آرام نشسته بودند و با علاقه به حرف های او گوش می کردند...
  • ١١) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ٢٨ الى ٤٤ سوره ی کهف
  • گروهى از ثروتمندان و اشراف مكه نزد پیامبر(ص) رفتند و گفتند: «اگر این افرادى را كه فقیرند و لباس هاى خشن مى پوشند و بوى آنان ما را آزار مى دهد، از خود دور كنى، ما مى توانیم به مجلست بیاییم، بنشینیم و به سخنانت گوش دهیم وگرنه، جاى ما در كنار این افراد نیست.
  • ١٠) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ١٧ الى ٢٧ سوره ی کهف
  • درِ غار به طرف جنوب بود. هنگام طلوع، خورشید به سمت راست غار مى تابید و تا هنگام غروب، كم كم به سمت چپ مى رفت. داخل غار فضاى وسیعى بود كه اصحاب كهف در آن جا خوابیده بودند و آفتاب به آن جا نمى رسید و گرماى تابش مستقیم آفتاب، آزارشان نمى داد.
  • ٩) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ١ الى ١٦ سوره ی کهف
  • مشركان براى خداوندِ یگانه شریكانى قرار داده بودند. بعضى از آنان فرشتگان را دختران خدا مى دانستند، برخى از مسیحیان، حضرت عیسى(ع) را پسر خدا مى پنداشتند، و گروهى از یهودیان نیز آن قدر به عزیر، احترام مى گذاشتند كه او را پسر خدا مى نامیدند.
  • ٧) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ٨٣ الى ٩٣ سوره ی اسراء
  • بعضى افراد هنگامى كه به نعمت و آسایش مى رسند چنان دچار خود بزرگ بینى و تكبر مى شوند كه همه كس، حتى خدا را فراموش مى كنند. این افراد وقتى هم به مشكل و گرفتارى مى رسند، چنان ناامید مى شوند كه گویى هیچ چاره اى برایشان وجود ندارد.
  • ٥) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ٥٦ الى ٧١ سوره ی اسراء
  • مشركان، گروه هاى مختلفى بودند و خدایان گوناگونى داشتند. برخى از آنان فرشتگان را دختران خدا مى نامیدند، بعضى حضرت مسیح(ع) را پسر خدا مى دانستند، گروهى جن ها را معبود خود قرار داده بودند، و عده اى خورشید و ماه را مى پرستیدند.
  • ٤) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ٤٠ الى ٥٥ سوره ی اسراء
  • اعراب دختران را دوست نداشتند و آنان را مایه ی سرشكستگى و بدبختى مى پنداشتند؛ اما با وجود این، فرشتگان را دختران خدا مى دانستند. خداوند مهربان، آیاتش را به شكل هاى گوناگون بیان مى فرماید تا شاید مشركان متوجه ی اشتباهاتشان بشوند:
  • ٢) جزء پانزدهم قرآن کریم، آیات ١٦ الى ٣٠ سوره ی اسراء
  • خداوند مهربان، پیامبران را برگزید تا بشر را هدایت كنند، اما هر بار كه پیامبران مردم را به خداپرستى و انجام كارهاى نیك دعوت كردند، اشراف و ثروتمندان، كه غرق در دنیاپرستى و خوشگذرانى بودند، با آنان مخالفت كردند و ایمان نیاوردند.
  • ١١) جزء چهاردهم قرآن کریم، آیات ٦٠ الى ٧٢ سوره ی نحل
  • ایمان به آخرت و یقین داشتن به روز حساب، صفتى است كه انسان را از هر گناه و آلودگى دور نگاه مى دارد. صاحب روز جزا مى فرماید:كسانى كه به آخرت ایمان ندارند، صفت بد دارند و عالى ترین صفت مخصوص خداست و او عزیزِ حكیم است.
  • ٩) جزء چهاردهم قرآن کریم، آیات ٣٥ الى ٤٧ سوره ی نحل
  • مشركان، بسیارى از چیزهاى حلال را بر خود حرام كرده بودند؛ مثلاً بعضى از چهارپایان را حرام مى دانستند. آنان پرستش بت ها و حلال و حرام هایى را كه خودشان قرار داده بودند، از جانب خدا مى دانستند و به پیامبر(ص) مى گفتند: