• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • بیست و یک دانه خرما
  • پسرک یتیم صدایش را شنید؛ خودش بود. صدای مهربان حضرت محمد (ص) را می شناخت. از پنجره مسجد نگاه کرد: حضرت برای چند مرد صحبت می کرد...
  • خرگوش ابری
  • خرگوشک قصه ما توی جنگل یه شیشه در بسته پیدا کرد شیشه را برداشت و چیز بسیار عجیبی دید و...
  • رنگین کمان
  • نگاه کن به آسمون، هم رنگِ دریا شده بعد از بارون همه جا، ببین چه زیبا شده ...
  • معجزه ای دیگر
  • سه سال از محاصره پیامبر و یارانش توسط کفار قریش می گذشت تا این که...
  • لطیفه
  • لطیفه گویی از دیر باز برای ما ایرانی ها بسیار مهم و جذاب بوده .ما هم برای شما چند تا لطیفه جالب آوردیم امیدوارم دوست داشته باشید...
  • کتاب
  • خبر، خبر، خبرهای فراوان با یک کتاب می شینم تو ایوان
  • آرایشگاه
  • یکی بود یکی نبود یه دختر کوچولویی بود که هیچ وقت موهاش و شونه نمی کرد و نا مرتب بود تا این که...
  • وقتی خوش حالم
  • بچه های عزیز من وتی خوش حال دوست دارم همه را خوش حال کنم شماها وقت یخوشحالید چی کار می کنید...
  • فیل مغرور
  • شغال ها تمام لاشه های توی جنگل را خورده بودند و دیگر غذایی برای خوردن نداشتند. بنابراین شغال پیر نقشه ای کشید...
  • پروانه
  • ...پروانه خوش به حالت پر می زنی همیشه
  • روباه کاغذی
  • می خواهیم امروز با کمک دست وکاغذ هنر اریگامی را تمیرین کنیم. و یک روباه کوچولو درست کنیم برای این کار ابتدا...
  • غذای حیوانات
  • هر حیوونی تو دنیا غذا داره مانند ما ... بعضی فقط دون میخورند بدون دندون می خورند
  • لطیفه
  • بچه ها چند تا تطیفه خنده دار براتون آماده کردم تا حسابی شاد بشید ...
  • شاخ گوزن
  • روزی گوزن رفت لب چشمه تا آب بنوشد. وقتی عکس خودش را در آب دید، ...گفت: «کاش شاخ هایم بزرگ تر و پهن تر می شدند.»
  • اریگامی قایق تندرو
  • امروز می خواهیم با هم یه کاردستی خیلی ساده درست کنیم فقط به کمک کاغذ و هنر خودمون. برای این کاردستی ساده ابتدا باید...
  • دکتر
  • دکتر چه مهربونه درد من و می دونه.......
  • مامان من کجاست
  • اردک تا چشم هاش و باز کرد دنبال مامانش گشت از خودش پرسید: مامان من کجاست؟ اردک کوچولو تصمیم گرفت خودش بره و مامانش و پیدا کنه،...
  • دوربین
  • چشم چشم دو شیشیه بدون اون نمی شه...
  • شش رویداد مهم فضایی
  • انسان از دیرباز به دنبال کشف فضا بوده و تا حدود بسیار زیادی هم موفق شدند شش رویداد مهم فضایی این مطلب را باز گو می مند...
  • دندان سالم من
  • من با این که مبدونم باید مواظب دندون هام باشم تا همیشه سالم بمونن ولی بازم شیرینی و شکلات زیاد می خورم و تا میام مسواک بزنم تنبلی میاد سراغم...
  • حواصیل ها
  • حواصیل (مرغ ماهی خوار ) پرنده ای است پابلند که در آب شیرین یا آب ساحلی زندگی می کندو...
  • نام پر آوازه
  • خانه پر از مهمانانی بود که برای گفتن تبریک و تهنیت آمده بودند و....
  • تابستان
  • خورشید خانوم بیدار شو سرگرم کارو بار شو ....
  • دریاچه تالاب هامون
  • اسم من تالاب هامون است. من یکی از بزرگترین تالاب دنیا و یکی از بزرگترین دریاچه ها در دنیا هستم و....
  • سیمین بد اخلاق نباش
  • سیمین همیشه عصبانی بود و حرف های بد می زد برای همین هیچ کس باهاش دوست نمی شد و همیشه در حیاط کودکستان تنها بود تا این که....
  • رنگین کمان
  • ، میون تیکه ابرا تو آسمون اون بالا ..........رنگین کمون زیبا شده دوباره پیدا
  • ملخک بی ادب
  • ملخک بی ادب همه غذای جوجه ها را می خورد اصلا هم تشکر نمی کرد تا این که...
  • مقاوم در برابر سرما
  • . یک پستان دار آبزی که با بدن دوکی شکلم، در آب شنا می کنم.گوش ها ی من کوچک اما چشمانم بسیار درشت و زیبا است.و....
  • شاپرک خسته
  • شاپرکی خسته رو دامنم نشسته خسته شده گمونم بال و پرش را بسته
  • نوعی ماهی با چشمانی متفاوت
  • این ماهی دارای یک چشم عادی و یک چشم بسیار بزرگ است که گویی مورد حمله زنبور قرار گرفته و به خاطر نیش آن تورم پیدا کرده و...
  • گاو شکمو
  • روزی روزگاری در یک طویله بزرگ حیوانات زیادی زندگی می کردند . یکی از این حیوانات گاو شکمویی بود که هر چی غذا می خورد سیر نمی شد تا این که....
  • وقتی غمگینم.......
  • سلام کوچولوهای خوبم شماها وقتی غمگین می شوی چه کارهایی انجام می دهید.......
  • ساخت عروسک ریزه میزه
  • برای نشویق کودکان و دانش آموزان به کتاب و کتاب خوانی، یا به عنوان جایزه برای نمره های خوب کاردستی عروسک ریزه میزه را به کمک هم درست .......می کنیم.
  • قور قوری و مسابقه نقاشی
  • آن روز ر مدرسه سرو صدایی بر پا بود .رو زمسابقه نقاشی بود اما قور قوری ناراحت بود و نقاشی نمی کشید تا این که.....
  • زیباترین لالایی
  • شب که می شه تاریک می شه پشت شیشه مامان برام لالایی می خونه چون همیشه.....
  • فیل کوچولو و خواب
  • بعضی از بچه ها موقع خواب دنبال هر بهانه ای برای فرار کردن از خواب می گردندولی با خواندن این قصه کوچولوها خیلی راحت خوابشون می بره
  • گرک و روباه
  • روزی از روزها گرگ بدجنسی بود که روباهی زند گی می کرد روابه به دنبال راه حل بود تا از دست گرگ فرار کند تا این که......
  • ساخت دایناسور کاغذی
  • امروز می خواهیم با هم یه دایناسور کاغذی درست کنیم .خیای راحت و آسونه فقط احتیاج به کمی حوصله و دقت داره ..
  • نفس گرفته زمین
  • آسمان با صدای گریه زمین از خواب بیدار شد. تا چشم باز کرد دید چیز سیاهی اطراف زمین را گرفته است که به سختی دیده می شود...
  • باغچه
  • باغچه کوچک من خیلی خیلی قشنگه ...
  • تو خیلی مهربانی
  • یک روز مردی ثروتمند به در خانه پیامبر (ص) آمد و با غرور در زد. خدمتکار خانه در را باز کرد...