• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 11728
  • چهارشنبه 1382/6/12
  • تاريخ :

مصاحبه با سید جواد رضویان (بازیگر نقش زینال)

ساختار مجموعه طنز باغچه مینو اصلاً پیچیده نیست. منوچهر مینو (فتحعلی اویسی ) صاحب باغچه مینو ، برگزار كننده ی مراسم  جشن و میهمانی و البته سوگواری است. برادر كوچكترش امید ( بیژن بنفشه خواه) همراه خواهرش مستانه( طبیه ابراهیم) و نادر ( رضا داوود نژاد) دیگر دست اندر كاران باغچه مینو هستند. شوهر خواهر آقای مینو یعنی دكتر خاموش (سیاوش چراغی پور) آخرین بازمانده ی گرود دیگری از بازیگران این مجموعه است كه سرانجام از فهرست بازیگران این مجموعه حذف شده اند. شاید یكی از حسن هایی كه مجموعه های این چنینی دارند( پخش شبانه)، این باشد كه كارگردان مجموعه پس از پخش چند قسمت به این نكته پی خواهد برد كه چه زوایدی در بدنه ی مجموعه وجود دارد كه او می تواند آنها را حذف كند. شاید اكنون بسیاری از بینندگان این  مجموعه با راقم ؟؟؟این مطلب موافق باشند كه باغچه مینو روی كاكل بازیگران اصلی اش یعنی جواد رضویان و فتحعلی اویسی می چرخد. بنابر این نكته باید در این میان مورد توجه قرار گیرد كه در باغچه مینو شاید كمترین بار  را متن های این مجموعه به عهده دارد . اگرچه این به معنای بی ارزش بودن متن مجموعه نیست  اما نباید این نكته را از نظر دور داشت كه بار اصلی این مجوعه بر دوش بازیگران آن است.

اگر  كسی جواد رضویان را نشناسد، حتماً داوود برره ای را می شناسد و می داند كه جواد رضویان همان بازیگر نمكی و با مزه ای است كه تا كنون در چندین سریال طنز بازی كرده و حالا برای خود بازیگر سرشناسی شده است. جواد رضویان هم مثل هر جوان دیگری دغدغه هایی دارد. گمشده هایی دارد و بالاخره آرزوهایی دارد كه آنها را در خنداندن دیگران یافته است ولی شاید روحیه تنوع طلبش چیزهای دیگری بخواهد. اصلاً ما چرا حرف بزنیم؟ خودتان گفتگو با او را بخوانید.

 لطفا خودتان را معرفی كنید؟

سید جواد رضویان هستم متولد مرداد ماه 53 و اصالتاً اهل یزد هستم. از سال 73 در عرصه بازیگری مشغول به كار شدم.

غالباً كارهای شما حول محور كمدی و طنز بوده و كار رئال ارائه ندادید. در این مورد برایمان صحبت كنید؟

این بر می گردد به باور تماشاچی، احساس ما این است كه تماشاچی ما را با كاراكتر طنز باور دارد. اما من هیچ وقت این جسارت و گستاخی را به خودم نمی دهم كه اسم بازیگر را روی خودم بگذارم. اما  به این هنر علاقه مندم و در این زمینه مطالعه و تحقیق می كنم اما باور تماشاچی برایمان اهمیت دارد و ما سعی می كنیم در آن حیطه بیشتر كار كنیم. من گاهی پیش می آید كه می خواهم كار جدی انجام بدهم؛ اما تا الان كه  خدا نخواسته و جور نشده است ؛ حالا شاید این كار هم مصداق (ادخال سرورَ فی قلوب المؤمنین) می باشد .

در این برنامه تا چه حد دستتان برای بداهه گویی باز است؟

خوشبختانه از این نظر دست ما را نبسته اند. اما همانطور كه گفتم بداهه گویی خیلی خطرناك است. شاید اگر من و آقای اویسی را سه ساعت كنار هم بگذارند از این لحاظ به مشكل بر نخوریم و بتوانیم برنامه را اجرا كنیم، اما اصولش این نیست.

شما در امر بازیگری موفق هستید فكر می كنید چه عواملی در این امر مؤثر بوده ؟

قبلاً هم گفتم: من این جسارت را به خودم نمی دهم كه بگویم بازیگرهستم و بنابر تحقیق و علاقه مندی ام فعالیت هایی در این زمینه انجام می دهم. من در وهله ی اول هر چه دارم از توكل به خدا و بعداً از دعای پدر، مادر و همسرم دارم. توكل كه باشد راه پیشرفت باز می شود. با توكل، همت فزونی پیدا می كند. اما باید دانست خدا اگر بخواهد می بردت به عرش و اگر نخواهد می كوبدت به فرش. خدا دو جا به بندگانش می خندد. اول اینكه همه دورت جمع شدند كه ببرندت به عرش، آنجا نمی گذارد. دوم  آنجایی كه جمع شدند تا بكوبندت به فرش، باز نمی گذارد.

شما از طنز چه تعریفی دارید؟

به نظر من و یكی از عزیزان من، كه این حرفشان را باید با طلا نوشت،«بازی كردن یك موقعیت شوخی به صورت جدی.» یعنی شوخی رو جدی بازی كنید. متأسفانه در كارهای تلویزیونی ما اسم لودگی را گذاشته اند طنز. حالا اگر جواد رضویان لباس شندر پندر و كولی وار بپوشد و در جوی آب بیفتد خنده دار نیست، ولی اگر رضویان كت و شلوار پوشید، از ماشین آخرین سیستم پیاده شدو داخل جوی آب افتاد خنده دار است. این دو موقعیت، شاید از لحاظ زمان و مكان تفاوتی نداشته باشد ولی از لحاظ شخصیتی متفاوت است. اگر جواد رضویان كولی وار داخل جوب آب بیفتد برای اینكه بخنداند مجبور می شود چهار تا پشتك هم بزند شوخی را باید حدّی بازی كرد. من از لودگی متنفرم و سعی می كنم كارهایم به لودگی نكشد.

از متن ها راضی هستید؟ چقدر از بداهه گویی در این برنامه استفاده می كنید؟

من با آقای صحّت (نویسنده ی متن ها) هم كه صحبت كردم.  گاهی وقت ها متن ها آنقدر ضعیف و بی موقعیت است كه  مجبور به بداهه گویی می شویم بداهه هم لبه تیغ است بداهه باید در خدمت موقعیت باشد. چون اگر برای خنداندن از بداهه استفاده كنید به لودگی می انجامد. در مورد من تیتری چاپ شده بود كه «جنازه هم می تواند طنز بازی كند.» و به نظر من اگر متن قوی و پخته باشد حتی این حرف هم مصداق پیدا می كند. اما اگر متن ضعیف باشد اگر ما خودمان را «تكه، تكه» هم كنیم كسی نخواهد خندید، درد ما در این پروژه (باغچه مینو) متن ضعیف است. پیش می آید كه صبح به ما متنی را بدهند كه ما قبول نكنیم. متن را تغییر می دهند و در فرصت بسیار كم ما باید آن را آماده كنیم، شب هم كار را جمع كنیم تا برای پخش آماده باشد. در كل باید بگویم، بزرگترین مشكل ما «متن ضعیف» است و اگر روی این قضیه بیشتر كار شود، ما می توانیم كارهای خوبی را ارائه بدهیم.

نظر شما در مورد زمان پخش برنامه های طنزی كه در حال حاضر پشت سر هم بر روی آنتن می رود، چیست؟ آیا این رقابتی كه بین شبكه های تلویزیونی به وجود آمده

به كیفیت برنامه ها لطمه ای نمی زند؟این رقابت انشاءالله كه سالم است و همه ی ما با هم دوست هستیم. اما این مساله قابل توجه است كه تماشاچی هر شب سه داستان طنز می بیند و این امر ذهنش را چندگانه می كند. وقتی برنامه ی بانكی ها را نگاه می كند تا به ذهنش بیاید كه شب قبل چه اتفاقی افتاده برنامه تمام می شود وشبكه دیگر كوچه اقاقیا را نشان می دهد و از آن طرف برنامه ما (باغچه مینو) آغاز می شود. اما در این میان برنامه ی ضعیف، خوب و خوب تر از هم متمایز می شوند و حتی حق انتخاب را به بیننده می دهد. در عین حال شاید تماشاچی بخواهد هر سه برنامه را دنبال كند و این به راحتی امكان پذیر نیست چون خود من اگر بخواهم این را بكنم دیوانه می شوم. من  با این سیاست اصلاً موافق نیستم.

از مشكلاتی كه در حال حاضر با آن روبرو هستید بگویید. به نظر شما جامعه ی هنرمندان از چه رنج می برد؟

ما الان بزرگترها و پیشكسوت های این رشته را می بینیم كه با چه مشكلاتی روبرو هستند آنها نه بیمه دارند، نه بازنشستگی و هیچ حمایتی از آنها نمی شود. به طور مثال دیشب در همین جا آقای ورشوچی حضور داشتند با اون وضعیت بیماری و كهولت سن به كمك من به روی صحنه می رفت. ایشان بیماری قلبی دارند وقتی در كنار ایشان نشسته بودم به من  گفت كه دستم را روی قلبشان بگذارم و می گفت مثل اینكه یك بچه از داخل به قفسه سینه اش لگد می زند! ببینید در این سن و سال كسانی مثل آقای ورشوچی نباید كار كنند. از ایشان چه توقعی می توان داشت كه در میان چند جوان بخواهد هنرنمایی بكند و نقشی را ایفا كند. بعد از 40 سال كار مداوم چرا ایشان باید به سر كار بیاید. متأسفانه ما نه بیمه داریم . نه بازنشستگی و نه هیچ چیز دیگری كه حتی یك كارمند ساده از آن برخوردار است. ما در كارمان امنیت شغلی نداریم .

جواد رضویان اگر فردا از روی درخت بیفتد و از بین برود هیچ اتفاقی نمی افتد شاید بگویند خدا بیامرزدش ...

سال 79 من به دلیل بیماری 9 ماه در منزل بستری بودم و هنوز هم در حال مداوا هستم. ما توقعی نداریم كه فلان مسئول هر روز صبح نان سنگك برای ما بیاورد، نه فقط بگویند حالا كه فلانی نیست، كو! كجاست! چه بلایی به سرش آمده!

من فكر می كنم وقتی یك چوب لباسی می شكند آن را دور نمی اندازند چون هنوز دو تا دسته ی دیگر دارد و می شود چند لباس راروی آن آویزان كرد. اما فرق ما با چوب لباسی در این است كه ما اگر عیبی پیدا كنیم دیگر قادر به كار كردن نیستیم. به همین راحتی! من به جرأت پس از ده سال كاركردن در تلویزیون می گویم كه هیچ چیز ندارم.ما امكانات و مزایای یك كارمند جزء را هم نداریم. اصلاً در نظر می گیریم كه تمام مشكلاتی كه گفتم قابل حل باشد. اما بعد از همه اینها شما دوست دارید كه یك كسی زبان تشكر از شما را داشته باشد. اما متأسفانه این هم وجود ندارد. در عوض شكر خدا مردم خوبی كه در بیرون از اینجا می بینیم واقعا خستگی را از تن ما در می آوردند.

بیشترین نگرانی شما در كار از چیست ؟

متن بد، متن بدی كه برای كار به من می دهند، من را خیلی اذیت می كند. واقعاً نمی دانم كه چه طور با مردم روبرو بشوم و فقط شرمندگی برای من باقی می ماند.

به قول یكی از دوستانم كه می گفت: اگر یك روزی از خانه تا محل كار كسی به من توجه نكرد، آن روز، روز مرگ من است.

واقعاً متن بد و ضعیف تمام خستگی كار را در تن آدم باقی می گذارد. من خودم یك بار چهار روز از خانه بیرون نیامدم از خجالت این كه چه جواب مردم را بدهم.

كدام یك از فیلم های دفاع مقدس را دوست دارید؟

من اغلب كارهای آقای ملاقلی پور را دوست دارم ضمن این كه  ارادت خاصی خدمت ایشان دارم. یكی دو بار هم قرار بود كه در كارهایشان حضور داشته باشم كه به خاطر مشكلی كه سال 79 برایم پیش آمد نتوانستم و سعادت نداشتم .

مستند ساز بودن آقای ملاقلی پور در دوران دفاع مقدس باعث داشتن دید خوب و درایت بالای ایشان و مهمترین عامل موفقیت وی شده است. ایشان چون در جریان وقایع و اتفاقات جنگ بودند، خیلی راحت می توانند آنها را منعكس كنند.

در مورد نقش زینال در این مجموعه توضیح دهید؟

زینال یك آدم خانه زاد است  كه سر راهی بوده و آقای مینو او را بزرگ كرده ، به همین سبب شاخصه های اخلاقی آقای مینو در وی تأثیر داشته. از طرفی یكسری خصوصیات مختص خود زینال است مثل آشپزی و خوانندگی كه  جذابیت های خاص خودش را دارد.

خود من در این 38 قسمت كه تا به حال گرفته شده می توانم بگویم كه از ته دل نخندیده ام و از شخصیت زینال هنوز راضی نیستم ولی نمی دانم نظر مخاطب چیست. دیالوگ ضعیف باعث این اتفاق شده و دوست دارم مردم بدانند من برای بازی در این مجموعه در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم.

البته من نمی خواهم زحمات دوستانم را در این مجموعه زیر سوال ببرم همه اینجا صادقانه و پرتلاش زحمت می كشند اما نمی توان انكار كرد كه  یك متن ضعیف می تواند زحمات همه را به باد بدهد. به قول یكی از عزیزان در كارهای روتین 90 قسمتی، فرق بین كار خوب و بد 12 ساعت است و در این بین فقط یك همت لازم است كه یكسری حذف و اضافه در متن و شخصیت ها انجام شود. شاید اگر من از این داستان بروم كار درست شود.

آیا در حال حاضر كاری را در نظر دارید كه خودتان انجام دهید؟

برای گروه كودك شبكه جام جم یك كار ارائه دادم  كه تصویب هم شده است. متن آن را خودم  نوشته ام.

چرا كار كودك؟

چون زبان بچه ها را خیلی دوست دارم. رنگ و لعاب بچگی برایم خیلی جالب است. به نظر من، ما بزرگترها زندگی را سیاه و سفید می بینیم ولی بچه ها رنگی و شفاف به زندگی نگاه می كنند.

كار دیگرم برای گروه جوان شبكه جام جم است كه طرح آن را به آقای قاسم خانی ارائه دادم و تصویب هم شده است.

دیگر اینكه برای سیزده روز عید نوروز هم كاری را در حال آماده سازی دارم و فكر می كنم كه درآن برنامه بتوانم خود را تخلیه كنم .فكر می كنم كار قشنگی از آب در بیاید.

بزرگترین تفریح شما چیست؟

بزرگترین تفریح من در زندگی این است كه با همسرم راه بیفتم در خیابان و با مردم صحبت كنم. دوست دارم بدانم مردم از جواد رضویان چه توقعی دارند – با راننده هایی كه از كنارم  رد می شود و بوقی هم برایم می زند، دوست دارم بیشتر رابطه برقرار كنم و با آنها صحبت كنم و به همین بوق و دست تكان دادن ختم نشود.

مهمترین نكته هم این است كه دوست دارم محاسن و معایب كار خودم را بدانم تا در آینده موفق تر عمل كنم؛ اگر هم تا الان توانسته ام ذره ای با مخاطب ارتباط برقرار كنم دلیلش فقط ارتباط با مردم است.

به نظر شما معایب كار روتین چیست؟

اول اینكه نمی توانیم نقش هایی كه بازی كرده ایم را ببینیم تا معایب خودمان را در قسمت بعدی رفع كنیم .

دوم اینكه فرصت مطالعه متن را نداریم  و اگر هم باشد خیلی كوتاه است بعضی موقع ها با برنامه زنده فرقی نمی كند.

پیامتان برای جوان ها چیست؟

 من ارادت خاصی خدمت جوان ها دارم و انشاءا... كه توانسته باشم خدمتی برای آنها انجام بدهم.

توكل به خدا و دعای خیر پدر و مادر ، آنهایی كه پدر و مادر دارند خدا برایشان حفظ كند و مطمئناً دعایشان می كنند و آنهایی هم كه از پدر و مادر خود را دست دادند اگر توكل به خدا داشته باشند، مطمئناً دعای خیر پدر و مادر در آن دنیا، شامل حالشان می شود.

UserName