• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1766
  • چهارشنبه 1385/12/2
  • تاريخ :

آسمان عرفان

گذری بر حیات‌نامه‌ی آیت الله شاه آبادى

متوفاى 1328 ش .


شیر بیشه حق

طلوع ستاره

فقیه بیدار

كلاس نور

قافله سالار نور

بازگشت

پربهاتراز خون شهیدان

سر عشق

آخرین منزل هستى

آهنگ رجعت

طلوع ستاره
در سال 1292 ق . در محله حسین آباد اصفهان در خانه آیتالله میرزا محمد جواد بیدآبادى طفلى پا به عرصه وجود نهاد كه او را«محمد على» نامیدند.
آیت الله بیدآبادى كه خود فقیهى وارسته بود به تربیت فرزندانش همت و توجه فوق العاده‌اى داشت و به بركت همین تلاش ، فرزندانش هر یك چون ستاره‌اى تابناك بر تارك حوزه هاى علمیه درخشیدند.


كلاس نور
محمد على، مقدمات علوم را نزد پدر آموخت و آنگاه در كلاس درس برادر بزرگترش (شیخ احمدمجتهد) كه یكى از اساتید معروف آن روز اصفهان بود حاضر شد و چون به دهمین بهار عمرقدم نهاد در درس آیت الله میرزاهاشم خوانسارى (نویسنده كتاب مبانى الاصول ) شركتنمود و معلم درس ریاضیات وى نیز آقا میرزا عبدالرزاق سرتیپ بود.
در سال 1304 ق .ناصرالدین شاه قاجار، آیت الله بیدآبادى را به همراه دو فرزندش محمد على و على محمدبه تهران تبعید كرد و محمد على در تهران در درس فقه و اصول آیت الله میرزا حسنآشتیانى - كه خود از شاگردان بزرگ آیت الله شیخ مرتضى انصارى بود - شركت نمود وفطرت توحیدى و عشق به شناخت معارف الهى او را به درس فلسفه حكیم بزرگ میرزاابوالحسن جلوه مشتاق ساخت .
میرزا محمد على نخستین سالهاى بلوغ را پشت سر مى‌گذاشت كه در كلاس ‍ درس عرفان نشست و آنگاه كه وارد هیجدهمین سال عمر خود شد در سال 1310ق. به درجه اجتهاد نایل آمد.
او در سال 1312 ق. اولین و بهترین استاد خودیعنى پدر مهربانش را از دست داد ولى این حادثه تلخ نتوانست در روح او خللى ایجادكند و به رغم مشكلات فراوان به تحصیل ادامه داد. وى حدود شانزده سال در تهران اقامتكرد و در این مدت علاوه بر تحصیل به تدریس اشتغال داشت.
در سال 1320 ق. میرزا محمد على به قصد عزیمتبه نجف اشرف و حضور در درس آیت الله العظمى محمد كاظم خراسانى (مشهور به آخوندخراسانى ) ابتدا راهى اصفهان شد و پس از دو سال اقامت در آنجا راهى نجف گردید. دراین سفر مادر و پدر همسرش نیز او را همراهى مى‌كردند.
در این زمان میرزا محمدعلى با آنكه خود مجتهد بود با شور و شوقى وصف ناپذیر درس آخوند خراسانى حاضر مى‌شد.اقامت ایشان در نجف هفت سال طول كشید و طى آن توانست در دو دوره كامل درس خارج اصولآخوند شركت كند كه نتیجه آن یك دوره شرح بر كتاب "كفایة الاصول" است كه به قلم ایشاننگارش یافته است .
همچنین ایشان در نجف در درس آیت الله شیخ فتح الله شریعت (شیخ‌الشریعه ) و آیت الله میرزا محمد حسن خلیلى شركت مى‌جست .
پس از رحلت آخوندخراسانى - كه آقا میرزا محمد على براى ایشان احترام فوق العاده قائل بود و او راعقل مجسم مى‌شمرد - جناب میرزا راهى سامرا شد تا از خرمن علوم آیت الله العظمىمیرزا محمد تقى شیرازى خوشه چینى كند. ایشان پس از درس استاد در جایگاه تدریس مى‌نشست و بسیارى از شاگردان استاد در كلاس او شركت مى‌كردند در این میان میرزاىشیرازى خود نیز به آیت الله شاه آبادى توجه ویژه‌اى داشت و به همین دلیل است كه آیتالله شاه آبادى یكى از شش نفرى است كه از میرزاى شیرازى گواهى اجتهاد دریافت كردهاست . چنانكه آیات عظام شیخ ‌الشریعه اصفهانى ، سید اسماعیل صدر، شریانى ، میرزاخلیل تهرانى هم به عارف كامل شاه آبادى گواهى اجتهاد داده بودند.


بازگشت
آیت حق ، شاه آبادى بعد از هشت سال اقامت در عراق بهرغم میل باطنى خود و به خاطر درخواست مادرش - كه دورى از دیگر فرزندان كاسه صبرش رالبریز كرده بود - به طرف ایران حركت كرد و آنگاه كه علماى سامرا دریافتند كه ایشاندر حال آماده سازى وسایل سفر براى حركت به طرف ایران است با اصرار زیاد از ایشان خواستند كه در سامرا بماند ولى ایشان رضایت مادر را كه رضایت خداوند در آن بود به تدریس و اقامت در سامرا ترجیح داده و به طرف اصفهان به راه افتاد.
چون مردمتهران از ورود آیت الله شاه آبادى به ایران مطلع شدند از ایشان خواستند كه به تهرانبرود و وى پذیرفت و چون منزل ایشان در خیابان شاه آباد (جمهورى اسلامى كنونى ) بودبه آیت الله شاه آبادى معروف شد.
ایشان نخست در منزل اقامه جماعت و سخنرانى مى‌نمود و بعد به سبب كمبود جا سنگر را به مسجد سراج الملك منتقل كرد.
آن بزرگواراز سال 1330 ق. تا 1347 ق. در تهران اقامت داشت . در آن زمان چون تازه رضاخان بهقدرت رسیده بود یكى از مهم‌ترین اقدامات آیت الله شاه آبادى مبارزه با ظلم ستم شاهىوى بود، چنانكه امام "قدس سره"مى‌فرمایند:
«مرحوم آیت الله شاه آبادى علاوه بر آنكه یك فقیهو عارف كامل بودند یك مبارزه به تمام معنا هم بودند»
در اوج خفقان رضاخانى ، آیت الله شاه آبادى ،از علماى تهران و دیگر شهرها خواست كه در اعتراض به ستمهاى شاه در پناه حضرتعبدالعظیم در شهر رى گرد آمده ، متحصن شوند. ولى علما نتوانستند ایشان را همراهىكنند و در حالى كه تنها دو نفر ایشان را همراهى مى‌كردند دست از مبارزه خود برنداشت و چون ماه محرم بود همه روزه با سخنرانی‌هاى كوبنده فجایع رژیم را براى مردم بازگومى‌نمود.
آن بزرگوار حدود پانزده ماه به تحصن ادامه داد و آنگاه در سال 1347ق .راهى شهر مقدس قم شد. و به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینى همت گمارد.


سر عشق
یكى از افرادى كه از محضر این عالم بزرگ كسب فیض نمودامام امت (ره ) است كه نزد آیت الله شاه آبادى كتابهاى عرفانى فصوص الحكم ، مفتاحالغیب و منازل السائرین را فراگرفت . امام (ره ) چگونگى آشنایى خود با آیت الله شاهآبادى را چنین توضیح مى‌دهد:
«من پس از آنكه توسط یكى ازمنسوبین مرحوم شاه آبادى با ایشان آشنا شدم ، در مدرسه فیضیه ایشان را ملاقات كردمو یك مسأله عرفانى از ایشان پرسیدم . شروع كردند به گفتن ، فهمیدم اهل كار است .به دنبال ایشان آمدم و اصرار مى‌كردم كه با ایشان یك درس داشته باشم و ایشان درابتدا قبول نمى‌كردند تا به گذر"عابدین"  -یكى از محلات قم - رسیدیم و بالاخره ایشان كه فكر مى‌كرد منفلسفه مى‌خواهم قبول كردند.
ولى من به ایشان گفتم كه فلسفه خوانده‌ام و عرفان مى‌خواهم و ایشان دوباره بنا را گذاشتند بر قبول نكردن و من باز هم اصرار كردم ، تابالاخره ایشان قبول كردند و من حدود هفت سال نزد ایشان فصوص و مفتاح الغیب خواندم».
آیت الله شاه آبادى به امام علاقه زیادى داشت به گونه‌اى كه هر گاه مى‌خواست او را صدا كند بدون آوردن پسوند یا پیشوندى همان گونه كهپدران فرزندان خود را صدا مى‌كنند مى‌فرمود روح الله ! آرى ، او امام را روح خدا مى‌دانست . البته علاقه امام هم به استادش بسیار زیاد بود تا آنجا كه هر گاه از ایشاننامى ‌به میان مى‌آورد مى‌فرمود: روحى له الفداء، جانم فداى او باد! این مطلب دركتابهاى امام (ره ) بخصوص در كتابهاى عرفانى ایشان كاملا مشهود است.
یكى دیگر از افرادى كه در قم از خرمن علم آیتحق، شاه آبادى خوشه ها چید آیت الله العظمى سید شهاب الدین مرعشى نجفى است .


آهنگ رجعت
آیت الله شاهآبادى هفت سال در قم اقامت گزید. زمانى نیز مردم تهران به قم آمده ، از ایشانخواستند به تهران مراجعت كند و وى به رغم میل باطنى خود، در پى احساس وظیفه در سال 1354ق. راهى تهران شد. ابتدا حدود دو سال در مسجد امین الدوله - واقع در بازارچهل تن - به امامت جماعت و ارشاد و هدایت پرداخت و آنگاه كه یكى از شبستانهاى مسجدجامع - كه قبل از آن تبدیل به انبار شده بود - آماده شد، نماز و سخنرانى را به آنجامنتقل نمود و از آن پس مسجد جامع سنگر مبارزه با رضاخان گردید.


شیر بیشه حق
در موقعیتى كه رضاخان تمام مساجد و منابر را تعطیلنموده بود آیت الله شاه آبادى هیچ‌گاه نماز و سخنرانى‌اش قطع نشد. زمانى هم كهرضا قلدر پوشیدن لباس روحانیت را ممنوع كرده بود او فرزندانش را به روحانى شدن وپوشیدن لباس مقدس روحانیت تشویق كرد و به بركت همیت تلاش ‍ مخلصانه هفت تن ازفرزندان ایشان روحانى شدند.
مأموران رضاخان ، براى آنكه بتوانند صداى حق طلبآیت الله شاه آبادى را خاموش كنند، منبر او را از مسجد جامع دزدیدند ولى از آن پس ایشان ایستاده سخنرانى مى‌كرد و مى‌گفت
"منبر سخن نمى‌گویداگر مى‌خواهید سخنرانى تعطیل شود، باید مرا ببرید و من هر روز قبل از اذان صبحت نهایى از منزل به طرف مسجد مى‌آیم ، اگر عرضه دارید آن وقت بیایید و مرا دستگیركنید!

بر پایه این گفتار شجاعانه روزى عده‌اى روباه صفتبراى دستگیرى شیخ عارف به مسجد جامع حمله‌ور شدند و با بى شرمى تمام همچون لشكریزید چكمه پوشان وارد مسجد شدند كه ناگاه آیت حق نهیبى بر آنها زد و همگى آنها پابه فرار گذاشتند و براى دستگیرى ایشان در بیرون مسجد كمین كردند و آنگاه كه آیتالله شاه آبادى از مسجد خارج شد فرمانده آنها رو به شیخ عارف كرد و گفت :"آقاى شاه آبادى ! آقاى شاه آبادى ! تو باید همراه ما بیایى كلانترى !"

آیت الله شاه آبادى ایستاد و در حالى كه ابروانش به همگره خورده بود گفت :"برو به بزرگترت بگو بیاد!"و به راه خود ادامه داد.


فقیه بیدار
از دیگر اقدامات فرهنگى وابتكارات آیت الله شاه آبادى برپایى جلسات سخنرانى خانگى - دور از چشم مأموران رژیم - بود كه نقش مهمى در مبارزات و آگاهى سیاسى مردم ایفا مى‌كرد.
شیخ عارفكامل از تعلیم و تربیت كودكان و نوجوانان نیز غافل نبود و در پى این مقصود منزلشخصى خود را به تدریس و تعلیم نونهالان اختصاص ‍ داده بود. او چند مرد صالح و مؤمنانتخاب كرد كه به دانش آموزان درس ‍ بدهند و خود نیز بر كار مدرسه نظارت داشت وهفته‌اى یك بار با سخنرانى براى دانش آموزان و اولیاى آنها، آنها را در حفظ شعایراسلام راهنمایى مى‌كرد.
آیت حق براى امر به معروف و نهى از منكر اهمیت زیادىقائل بود و در انجام این واجب الهى از مردم و اهالى مسجد هم استمداد مى‌جست .چنانكه آورده‌اند پزشكى كه در همسایگى ایشان بود با آوردن معلم موسیقى و وسایل آن ،موجبات ناراحتى ایشان و همسایگان را فراهم كرده بود و چون حضرت آیت الله شاه آبادى از او خواست كه از این عمل شیطانى دست بردارد قبول نكرد!
آیت حق در سخنرانى شب جمعه فرمود:
"خوب است از این پس هر كسى از جلو مطب این دكتر مى‌گذرد با خوشرویى از او بخواهد كه از این عمل دست بردارد."
چند روز گذشت . پزشك هر روز با دهها مراجعه كننده مواجه مى‌شدكه همگى بدو تذكر مى‌دادند كه دست از این عمل بردارد. او چارهاى جز تعطیل كردن كلاس ندید و آنگاه كه با آیت الله شاه آبادى مواجه شد گفت :
"آقاى شاه آبادى ! با قدرت ملت كار را تمام كردى ... من جواب مراجع قضایى و قانونى را مى‌توانستم بدهم ولى هرگز درباره این روش مردمى نیندیشیده بودم.
آرى ، بر اثر تلاش خستگى ناپذیر ایشان و دیگر مؤمنان كلیه مراكز فساد در مدت كوتاهى از آن منطقه برچیده شد.


قافله سالار نور
مهم ترین اقدام فرهنگى ایشان تدریس و بعد از آن تألیفاست .
وى در حوزه علمیه قم روزى نه تا ده درس تدریس مى‌كرد و نكته جالب توجهاینكه هر یك از علما كه در درسى از درسهاى ایشان شركت مى‌كرد، استاد را در همانرشته خاص بسیار مى‌ستود؛ چنانكه امام (ره ) كه در درسهاى عرفان ایشان حاضر مى‌شداستادش را در عرفان فوق العاده مى‌ستود و آیت الله میرزا هاشم آملى (ره ) معتقد بودمهارت ایشان در فقه و اصول بیش از فلسفه و عرفان است.
آنچه ایشان تدریس مى‌نمودعبارت بود از:

1. فقه و اصول (دوره سطح و خارج) - 2.تفسیر -3.عرفان -4.فلسفه و منطق و... كه دانش پژوهان بسیارى از آنها استفاده مى‌كردند. در ذیل نام چند تن از آنان را یادآور مى‌شویم :
1. حضرت امام خمینى (ره)
2. آیت الله حاج شهاب الدین مرعشى نجفى
3. آیت الله حاج میرزا هاشم آملى
4. آیت الله شیخ محمد رضا طبسى نجفى
5. آیت الله حاج محمد ثقفى تهرانى (پدر همسر حضرت امام ) و...


پربهاتراز خون شهیدان
از شیخ عارف كامل كتابهاى فراوانى برجا مانده كه برخى از آنها چاپ شده و بعضى دیگر هنوز به چاپ نرسیده است . در اینمیان ، بعضى از رساله ها و كتابهاى چاپ نشده ایشان ، پس از رحلت استاد در اختیارحضرت امام (ره ) قرار داشت كه در سال 1343 ش. در حمله ساواك به كتابخانه و منزل امام در قم همراه آثارى از امام راحل ربوده شد.
اینك مرورى بر آثار آیت الله شاهآبادى :
1. شذرات المعارف؛ نام دیگر این كتاب حرام الاسلام است و در ایران چندبار به چاپ رسیده است . این كتاب در دو جلد جیبى و درباره مطالب اخلاقى و مبارزه باتهاجم فرهنگى است .
2. رشحات البحار؛ عربى و شامل 3 بخش است : الف-  القرآن والعترة ؛ب-  الایمان والرجعه ؛ج- الانسان و الفطرة .
3. مفتاح السعاده فى احكامالعبادة (توضیح المسائل)
4. حاشیه نجاة العباد: چنانكه از نام آن برمى‌آید شامل حاشیه‌هایى است كه ایشان بر كتاب نجاة العباد استاد بزرگ شیخ محد حسن صاحب جواهرنوشته است .
5. منازل السالكین : موضوع این كتاب اخلاق است كه در هزار منزلتنظیم شده است .
6. حاشیه كفایة الاصول آخوند خراسانى
7. حاشیه فصول الاصول
8. رسالة العقل و الجهل
9. تفسیرى مشتمل بر توحید، اخلاق و سیر وسلوك
10. چهار رساله درباره نبوت عامه خاصه و تعدادى كتب و رساله دیگر.


آخرین منزل هستى

و سرانجام در ساعت 2 بعد از ظهر روز پنجشنبه سوم آذر 1328 ش . (سوم صفر 1369 ق .) پس از هفتاد و هفت سال عمر پر بركت روح او به ملكوتاعلى پرواز كرد.

جنازه پاك او با تشییع هزاران نفر از مردم مؤمن به حضرت عبدالعظیم منتقل و در مقبره شیخ ابوالفتوح رازى (مفسر بزرگ ) مدفون گشت .

محمدعلى محمدىبا كمی تصرف - كتاب گلشن ابرار جلد 2

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان
همکارت تو را به جهنم نبرد

همکارت تو را به جهنم نبرد

همکارت تو را به جهنم نبرد
منتشر نشده ای از مقام معظم رهبری

منتشر نشده ای از مقام معظم رهبری

منتشر نشده ای از مقام معظم رهبری
سوال خصوصی از رهبر انقلاب

سوال خصوصی از رهبر انقلاب

سوال خصوصی از رهبر انقلاب
UserName
عضویت در خبرنامه