• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2874
  • يکشنبه 1391/2/17
  • تاريخ :

چگونگی طبقه‌بندی اسامی سور قرآن (4)


در مقالات قبل بررسی سور از لحاظ چگونگی نام گذاری سور را آغاز کردیم. اکنون به بررسی ادامه سور می‌پردازیم .


قرآن

1. الصفّ: واژه‎ای در بخش (ثلث) نخست این سوره است كه به معنایِ صف كارزار است و از نظر مفهوم در میان موارد همسان خود در قرآن كریم كه غیر از این سوره بر شش مورد بالغ می‎گردد, نظیر ندارد.

محتمل است كه این مفهومِ بی‎همتا در كنار ارزش و اهمیّت بی‎بدیل پیكار سازمان یافته در راه خداوند, این واژه‎ی نمادین را در جایگاه رفیع نام سوره، نشانده باشد: « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ»(آیه ‎4)؛ «در حقیقت, خدا دوست دارد كسانی را كه در راه او صف در صف, چنانكه گویی بنایی ریخته شده از سُرب‎اند, جهاد می‎كنند.»

2. الجمعة: نام واژه‎ای از بخش (ثلث) پایانیِ این سوره است كه تنها یك بار اختصاصاً در همین سوره به چشم می‎خورد و این ویژگی, شناسه‎ی ممتازی است برای باز شناخت سوره و اشتباه نگرفتن با سوره‎های دیگر.

از نظر مفهومی نیز در سرتا سر قرآن كریم این سوره یگانه سوره‎ای است كه در آن حكم نماز جمعه و آداب اعمال پس از آن (آیات 9 ـ 11) بیان شده است.

3. المنافقون: كلید واژه‎ی موضوع اصلی و محوریِ سوره است. آن چنان كه «اكثر آیات آن درباره‎ی منافقان نازل شده و از صفات, احوال و اعمال آنان سخن رفته» و «ضمن حجم اندك سوره (11 آیه) چهار بار نامشان (منافقون ـ منافقین) مكرّر گشته است.

4. التغابن: كلمه‎ای است كه در سر تا سر قرآن كریم, فقط یك بار و در همین سوره آمده و به همین جهت شناسه‎ی ممتازی برای شناسایی سوره است.

این واژه در بخش میانی سوره به چشم می‎خورد: «یَوْمَ یَجْمَعُكُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ یَوْمُ التَّغابُنِ ...» (آیه‎ی 9)؛ «روزی كه شما را, به گاه گرد آوری فراهم آوَرد, آن (روز), روز «حسرت خوردن و دریغ و درد گفتن» است.

5. الطلاق: ساختاری صرفی مأخوذ از واژگانی در نخستین آیه‎ی آن است (طَلَّقْتُم وَ طَلِّقُوا)؛ ساختاری كه كلید واژه‎ی موضوع اصلی و محوریِ مطرح در سوره (طلاق و جدایی همسران) قلمداد می‎شود.

واژه‎ی «طلاق» در قرآن كریم دو بار و در سوره بقره آمده است.

6. التحریم: مصدر فعلی (تُحرِّم) در آیه‎ی نخست این سوره بود كه كلید واژه (كلمه‎ی راهنمای) موضوع و داستان یگانه‎ای می‎باشد كه سوره برای آن فرود آمده است و شواهد و تمثیلات مطرح در سوره نیز به شكل آشكاری در پیوند با موضوع اصلی و برای پروردن و به كمال رساندن آن است. «در آیه‎ی اوّل از رسول خدا ـ علیه السّلام ـ پرسیده می‎شود كه چرا برای خشنودی همسرانش حلال الهی را بر خود تحریم كرده است.»[ خرمشاهی، پیشین، ص 1257] كلمه‎ی «تحریم» در قرآن كریم به چشم نمی‎خورد.

الإنسان، نامْ واژه‎ای است از آیه‎ی اوّل و دوم كه سوره‌ با ظرافت و تا پایان, در شرح اصنافش سخن را پی گرفته و از انسانِ طِراز قرآن و فرجام خوش او سخن گفته است. واژه‎ی «انسان» در قرآن كریم 65 بار ذكر شده كه از آن میان دو بار در طلیعه‎ی همین سوره آمده است

7. المُلك: كلید واژه‎ای از آیه‎ی نخست آن بوده كه ناظر به مضامین اصلی سوره است كه درباره‎ی قدرت, تسلّّط و فرمانروایی و بزرگی شكوه‎مندی (مُلْك) خداوند است: « تَبارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» (آیه‎ی 1)؛ «بزرگوار (و خجسته) است آن كه فرمانروایی به دست اوست و بر هر كاری تواناست».

8. القلم: نام واژه‎ای از آیه‎ی نخستینِ این سوره است كه خداوند, چنان ارجمندش داشته كه به آن سوگند یاد كرده است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ»؛ «نون, سوگند به قلم و آنچه می‎نویسند» این كلمه در قرآن كریم دو بار به صورت مفرد و دو بار نیز به صورت جمع (=اقلام) ذكر شده است.

9. الحاقة: كلید واژه‎ای است كه اختصاصاً در این سوره آمده و در بر گیرنده و پوشش دهنده‎ی مضامین و مفاهیم مطرح در سوره است: «الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ» (آیه‎ی 1 ـ 3) این واژه سه مرتبه در قرآن كریم آمده كه جملگی در همین سوره است و به معنای حقیقت تردیدناپذیرِ رخ دهنده (قیامت) می‎باشد.

10. المعارج: واژه‎ای است در قرآن كریم كه لفظاً, بس كمیاب ـ در سر تا سر قرآن دو بار مذكور افتاده است ـ و در این سوره مصداقاً و تأویلاً بی‎نظیر و منحصر به فرد ـ در این هیأت و ساختار صرفی ـ می‎باشد و از نخستین آیه‎های سوره (آیه‎ی سوم) گرفته, شهد و شناسه‎ی برجسته‎ای برای شناسایی و تشخیص این سوره است. توصیف خداوند به «ذی المعارج» (صاحب درجات و مراتب)در آیه‎ی سوم این سوره, به مقام عظمت و كبریای خداوند متعال اشاره دارد.

11. نوح: نام واژه‎ای كلیدی است كه چند بار در سوره ذكر شده و خود, محور و كلید واژه‎ی داستانی می‎باشد كه سوره از صدر تا ذیل به آن اختصاص یافته است. واژه‎ی «نوح» 43 بار در قرآن كریم آمده كه از آن میان سه بار در همین سوره بوده است.

12. الجنّ: نام واژه‎ای كلیدی برای طرح موضوع اصلی, در سوره بوده و سه بار در سوره تكرار شده است. جنّ به معنای «موجود نامرئی پنهانْ زیست/ پری» می‎باشد و با همین ساختار 22 بار در قرآن كریم وارد شده است.

13. المزّمّل: وصف واژه‎ای از آیه‎ی نخست است كه در قرآن كریم, چه به لحاظ مادّه (زمل) و چه ساختارهای صرفیِ آن, منحصر به فرد و یگانه می‎باشد و همین نكته شناسه‎ی ممتاز و مطمئنی برای باز شناخت سوره و تمییز و تشخیص آن است: «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ»؛ «ای جامه به خویشتن فرو پیچیده!» خطاب متوجّه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است كه «از تكان روحی آغاز وحی, احساس سرما می‎كند و به همسرش گفت: مرا بپوشان! مرا بپوشان![ همان، ص 1259] امّا خداوند, پیامبرش را هشیار, سبكبار و سبكبال خوش می‎داشته است نه پوشیده و پنهان در لباس یا پوششی سنگین.

عَبَس، فعلْ واژه‎ای است كه سوره با آن آغاز گشته است و از نظر مضمون, جزو سبب نزول سوره محسوب می‎گردد؛ در قرآن كریم فقط دو بار آمده كه یك بار از آن در همین سوره است: «عَبَسَ وَ تَوَلَّى»؛ «چهره در هم كشید و روی گردانید

14. المدّثّر: مانند مورد پیشین:«یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ»؛ «ای كشیده ردای شب بر سر!» مدّثّر كسی است كه پوششی سنگین را بر سر و رویش كشیده و مراد از آن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. این كلمه از ماده «دثر» گرفته شده و همین یك بار در قرآن كریم آمده است.

15. القیامة: كلید واژه‎ی نمادین از آیه‎ی نخست آن «لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ» است كه بخش اعظم سوره را از نظر مضمون در بر می‎گیرد و پوشش می‎دهد. فضای حاكم بر سوره, قیامت و مباحثی در پیوند با آن است. واژه‎ی قیامت, 70 بار در قرآن كریم آمده كه دو بار آن در همین سوره است.

16. الإنسان: نامْ واژه‎ای است از آیه‎ی اوّل و دوم كه سوره‌ با ظرافت و تا پایان, در شرح اصنافش سخن را پی گرفته و از انسانِ طِراز قرآن و فرجام خوش او سخن گفته است. واژه‎ی «انسان» در قرآن كریم 65 بار ذكر شده كه از آن میان دو بار در طلیعه‎ی همین سوره آمده است.

17. المرسلات: نخستین واژه‎ی سوره ـ پس از حذف حرف سوگند ـ می‎باشد كه ساختار صرفی منحصر به فردی در قرآن كریم است: «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً»؛ «سوگند به فرستادگان پی در پی» با توجّه به سیاق, احتمال فرشتگان درباره‎ی مصداق المرسلات, راجح است.

18. النبأ: كلید واژه‎ای است كه ازآیه‎ی دوم «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» كه به معنای «اتفاق, جریان و خبر عظیم رستاخیز» است, یك بار در این سوره ذكر شده و چتر خود را بر بیش‎ترین مضامین مطرح در سوره, گسترده است.

19. النازعات: نخستین واژه‎ی سوره ـ پس از حذف حرف سوگند ـ می‎باشد كه ساختار صرفی منحصر به فردی به لحاظ فرم و محتوا است و در نتیجه شناسه‎ی ممتاز و مطمئنی برای بازشناسی و تمییز و تشخیص این سوره, محسوب می‎شود‎.

از نظر محتوا و مضمون, موافق یكی از تفاسیری كه از آن شده, به معنای فرشتگانی است كه جان گروهی از آدم‎ها را به سختی از كالبدشان بر می‎كنند: «وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً» این واژه فقط یك بار در همین سوره آمده است.

20. عَبَس: فعلْ واژه‎ای است كه سوره با آن آغاز گشته است و از نظر مضمون, جزو سبب نزول سوره محسوب می‎گردد؛ در قرآن كریم فقط دو بار آمده كه یك بار از آن در همین سوره است: «عَبَسَ وَ تَوَلَّى»؛ «چهره در هم كشید و روی گردانید

 

ادامه دارد...                     

بخش قرآن تبیان


منبع :

قرآن در آینة پژوهش ـ عبدالمهدی جلالی

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن(2)

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن(2)

مریم: نام واژه‌ای است كه این سوره، بیش و پیش از دیگران، درباره‌ی آن و برخی وابسته‌های آن، به گونه‌ای كم‌نظیر، كلام را توسعه داده است.[3] این واژه در 34 جای قرآن آمده كه 3 بار آن، در همین سوره مذكور افتاده است.
طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن

این نام‌گذاری سور خود دارای پیام‌های حكیمانه‌ای برای مخاطبان است. قرآن كریم دارای 114 سوره است كه هریك به نام ویژه‌ای نام‌دار است. برخی از سوره‌ها علاوه بر نام اصلی، به چند نام فرعی دیگر نیز شناخته می‌شوند.
UserName
عضویت در خبرنامه