• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1347
  • دوشنبه 1391/2/4
  • تاريخ :

دو آینه‌ی روبروی هم

حضرت فاطمه

مائیم، ما، دو آینه‌ی روبروی هم

تابانده‌اند صورت ما را به سوی هم

تا خیره می‌شویم به هم با نگاهمان

وا می‌کنیم پنجره‌ها را به روی هم

من مردِ روزِ رزم و تو بانوی اشک شب

نوشیده‌ایم سر خدا از سبوی هم

سر خم نمی‌کنیم مگر پیش پای عشق

عالم نمی‌دهیم به یک تار موی هم

قرآن، نزول قدر تو؛ ایمان، قبول من

«یا ایها الذینِ» هم و «امنوا» ی هم

دریا ندیده است، نمی‌فهمد این کویر،

ما غرق می‌شویم چرا در وضوی هم؟

قهر است شهر با من و تو، مثل نی ببین

پیچیده بغض غربتمان در گلوی هم

آنها به فکر هیزم خشکند پشت در

ما خیره در نگاه تر و چاره جوی هم

نه دستِ بسته‌ام و نه بازوی خسته‌ات

طاقت نداشتند بیایند سوی هم

پروانه‌ها خوشند، اگر چه در آتشند

پر می‌کشند در دلشان آرزوی هم

یک روز ما دوباره شبیه دو آینه

می‌ایستیم رو به خدا روبروی هم

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


قاسم صرافان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسیح من

مسیح من

مسیح من بانوی خــــــــــانه بار و بساط سفر مبند در پیش دیده های مـــــه آلودم مخند صیــــاد مهربان مرو از پیش صیــــد خود می میرد این پرنده پا بسته در کمند
قدقامت صلات! زمان نماز شد

قدقامت صلات! زمان نماز شد

شکرخدا که ظاهرا امروز بهتری نان می پزی ودست به دستاس می بری باشد قبول خوب شدی!جمله ای بگو تا مطمئن شوم که زپیشم نمی پری
پیراهن اضافه

پیراهن اضافه

با سینه ی شکسته علی را صدا مکن اینگونه پیش من کفنت را سوا مکن هفتاد و پنج روز، زمن رو گرفته ای امروز را بیا و از این کارها مکن
UserName