• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9706
  • يکشنبه 1384/9/13
  • تاريخ :

معلولان : شهروندان درجه دو؟

شانزدهم اردیبهشت ماه سال 1383 یك روز به یاد ماندنی؛ سرانجام معلولان ایران هم صاحب قانون شدند؛ قانونی جامع كه داعیه حمایت همه جانبه از حقوق معلولان را داشت. سازمان های غیردولتی معلولان _ NGOها _ بهترین مشاوران نمایندگان مجلس بودند تا قانون به تصویب رسد. یك سال و نیم از تصویب قانون گذشته است. حال، می خواهیم ببینیم تصویب این قانون چه تأثیری بر زندگی معلولان به جای گذاشته است.

روز جهانی معلولان است. علی همت محمودنژاد، رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان در این باره سخن می گوید. بعد از تلاش های بسیار، قانون حمایت از معلولان در شانزده ماده به تصویب رسید. این قانون بیشتر حقوق رفاهی و اقتصادی معلولان را در نظر می گیرد. مواردی چون آموزش، تردد، مسكن، بیمه و اشتغال معلولان در این قانون در نظر گرفته شده است. همچنین درباره وضعیت نظام وظیفه فرزندانی كه والدین معلول دارند یا خانواده هایی كه فرزند معلول دارند تصمیم گیری شده است. مشكل اینجاست كه با وجود تصویب، این قانون جز در مواردی اندك هنوز محقق نشده است. اما چرا قانون اجرا نمی شود؟

او می گوید: «متأسفانه در ماده شانزدهم این قانون تبصره ای قید شده است كه همه آن را زیر سئوال برده است. در این تبصره آمده است كه این قانون زمانی اجرایی است كه برای آن بودجه در نظر گرفته شده باشد. هر زمان كه به دولت به خاطر اجرایی نشدن این قانون اعتراض می كنیم می گوید هنوز برای آن بودجه در نظر نگرفته ایم. مثلاً فكر می كنم قانون مسكن آن برای معلولان یك رؤیا خواهد بود.


طبق قانون، مسكن معلولان چگونه باید تهیه شود؟

در این قانون وزارت مسكن موظف شده است ده درصد از خانه های ارزان قیمتی را كه می سازد، در اختیار معلولان قرار دهد. هر چند قرار بود بعد از سه ماه از تصویب این قانون، چنین كاری صورت گیرد ولی وزارت مسكن تاكنون كاری نكرده است.


قانون در مورد آموزش معلولان چه اندیشیده است؟

هیأت دولت در این باره آیین نامه ای اجرایی به تصویب رسانده است. براساس این آیین نامه، همه دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی دولتی و غیردولتی داخل كشور موظفند معلولان را در همه مقاطع از ابتدایی تا دكترا به صورت رایگان ثبت نام كنند. اما این قانون اجرا نمی شود.

پیش از این سازمان بهزیستی هزینه های تحصیلی معلولان را می پرداخت.

بله. بهزیستی قبلاً تا پنجاه درصد هزینه تحصیلی معلولان را می داد. ولی این شامل حال بسیاری از معلولان نمی شد. اعتبارات استان ها متفاوت بود. گاه معلولی در تهران می توانست همه هزینه تحصیلی خود را بگیرد اما معلولی در منطقه ای محروم چون سیستان و بلوچستان تنها می توانست سی درصد هزینه تحصیلی خود را بگیرد. اما اینك سازمان مدیریت و برنامه ریزی موظف شده است هزینه های تحصیلی دانشجویان معلول را برآورد كرده، و سالانه به مؤسسات آموزشی پرداخت كند.

به گفته محمودنژاد با رایزنی هایی كه تشكل های غیردولتی با دانشگاه آزاد صورت داده اند، امسال این دانشگاه با پذیرش سفته و چك دانشجویان معلول را به صورت رایگان ثبت نام كرده است. او می افزاید:«ما انتظار داریم سازمان مدیریت و برنامه ریزی هر چه زودتر اعتبار لازم برای این امر را تأمین كند.»


تعداد دانشجویان معلول چقدر است؟

ما در سراسر ایران حدود هشت تا نه هزار دانشجوی معلول داریم. به زعم رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان، قانون در مواجهه با حقوق اجتماعی معلولان با كاستی هایی روبه روست. می گوید:« این قانون لازم است ولی كافی نیست. در این قانون، حقوق شهروندی معلولان دیده نشده است. به عنوان مثال، یك بانوی غیرمعلول كارمند، ماه آخر بارداری و سه ماه پس از زایمان مرخصی استحقاقی دارد. همین در مورد یك بانوی معلول هم اجرا می شود. حال آن كه براساس تحقیقات بالینی، بانوان معلولی كه تا ماه هشتم بارداری سركار می روند، كودكانی بیش فعال خواهند داشت. پس بانوان معلول طبق این توجیه علمی باید حداقل از ماه پنجم بارداری به مرخصی بروند. این تنها یك نمونه است. ما بیست تا سی مورد از مشكلاتی از این دست را مشخص كرده ایم كه امیدواریم در كمیسیون اجتماعی مجلس آنها را طرح كنیم تا به تصویب برسند.»


آیا این طور نیست كه كاستی های اجتماعی قانون ریشه در عدم شناخت معلولان دارد؟

بله. مثلاً معلولان هنگام ثبت نام برای آزمون دانشگاه ها جزو سهمیه منطقه سه محسوب می شوند. این به خاطر معلولیت است نه به حكم موقعیت جغرافیایی سكونت. براساس قانون كسی كه در سهمیه منطقه سه ثبت نام كرده، بعد از پایان تحصیلات برای گذراندن طرح نیروی انسانی خود باید به همان منطقه سه برود. یعنی معلول تهرانی برای گذراندن طرح باید به منطقه سه برود.

عدم شناخت جامعه از معلول را در بخش تردد هم می توان شاهد بود. هیچ خودروی حمل و نقل عمومی متناسب با معلولان در كشور نداریم. یك شهروند عادی، تنها با بیست تومان از میدان امام حسین به میدان آزادی می رود. اما یك معلول برای طی این مسافت باید دو هزار تومان بدهد. قیمت واقعی یك عصا، چهار هزار تومان است اما من معلول آن را بیست و چهار هزار تومان می خرم. یعنی بیست هزار تومان مالیات می دهم. ما می گوییم معلولان با وجود استفاده نكردن از امكانات دولتی، در حال حاضر بیشترین عوارض و مالیات را به دولت می دهند. ما از دولت انتظار داریم سود و عوارض گمركی را از واردات وسایل توانبخشی بردارد. عصا پای من است. نباید برای پایم مالیات بدهم. قرار هم نیست با تهیه عصا تجارت كنم.


در قانون برای بیمه معلولان چه تمهیدی اندیشیده شده است؟

قانون برای معلولان بیمه تأمین اجتماعی در نظر نگرفته است. تنها برای آنها بیمه خدمات درمانی در نظر گرفته شده است. جالب است بدانید ایران بالغ بر 2 میلیون و 600 هزار معلول دارد. روزانه 110 نفر به این تعداد افزوده می شود، یعنی تقریباً سالانه چهل هزار نفر به این افراد به خاطر حوادث، زایمان های غلط در بیمارستان ها و به خاطر بیماری ها، معلول می شوند. با این وجود ما فقط و فقط 140 هزار نفر از معلولان را بیمه خدمات درمانی كرده ایم. یعنی 5/3 درصد معلولان را در سراسر ایران. همچنین برای معلولان 1043 دفترچه بیمه مكمل صادر شده است. بیمه خدمات درمانی معلولان هیچ مزیتی نسبت به بیمه خدمات درمانی دیگران ندارد. ما بیمارانی داریم كه كم توان ذهنی اند، صرع دارند یا مبتلا به ام.اس (MS) هستند. اینها مجبورند برای داروهای مورد نیاز خود هر ماه مبالغ بسیار هنگفتی هزینه كنند. بحث اینجاست كه معلول یا شغل دارد یا ندارد. اگر شاغل است كه بیمه می شود و مشكلی ندارد. اما معلول جوانی كه شغلی نمی یابد، سراسر جوانی و پیری را در هراس می گذراند. دائم در هراس است كه اگر پدر و مادرش نباشند چه بر سرش خواهد آمد. بسیاری از معلولان ما در حال حاضر تنها زندگی می كنند. باید برای آنها فكری كنیم. ما خواهانیم معلولی كه كار ندارد و كارفرما هم از استخدام او سر باز می زند، تحت بیمه تأمین اجتماعی اجباری قرار گیرد. معلول باید حداقل حقوق تأمین اجتماعی را داشته باشد.


آیا اعتبارات سازمان بهزیستی برای تأمین این حداقل دستمزد كافی نیست؟

من درباره این كه بهزیستی متولی امور معلولان باشد مخالفم. بهزیستی دارای سی هزار كارمند است. پرداخت حقوق 30 هزار كارمند شوخی نیست. بهزیستی اگر در یك سال اموال منقول و غیرمنقول خود را بفروشد، و در اختیار معلولان ایران قرار دهد، همه بی نیاز می شوند. می دانید در مقابل 30 هزار كارمند، بهزیستی چند مستمری بگیر دارد؟ تنها 150 هزار مستمری بگیر، یعنی به ازای هر كارمند تنها پنج معلول وجود دارد. درحالی كه استاندارد جهانی در این باره برای هر كارمند، هفتاد و پنج نفر است. تراكم دولت در بهزیستی بسیار زیاد است. سال گذشته بودجه بهزیستی كلاً 385 میلیارد تومان بود. از خیلی از استان ها خبر دارم كه مدیران كل استان ها پرداخت هشت هزار تومان مستمری ماهانه معلولان را پنج ماه به تأخیر انداختند تا عیدی كاركنان بهزیستی را بدهند! با این حجم كلان دولت در بهزیستی، به واقع به معلول چه می رسد؟


با ایجاد «وزارت رفاه»، شرایط معلولان بهتر می شود یا بدتر؟

پیش از این، رئیس سازمان بهزیستی معاون رئیس جمهور بود؛ در جلسات هیأت دولت شركت داشت و به طور مستقیم با رئیس جمهور و وزرا در ارتباط بود. حال سازمان بهزیستی زیرمجموعه وزارت رفاه شده است و مستقیماً با رئیس جمهور و هیأت دولت در ارتباط نیست. این امر گردش كارها را كند می كند.

از طرف دیگر، ما سال گذشته مجموع سخنان وزیر محترم رفاه را بررسی كردیم و دیدیم 96 درصد بیانات ایشان مربوط به سالمندان و تأمین اجتماعی بود. مابقی سخنانشان هم مربوط به معتادان و زنان سرپرست خانوار و كودكان خیابانی بود و به واقع درباره معلولان حرف چندانی نداشت. می خواهم بگویم وزارتخانه ای كه با گرایش سالمندی نظر می دهد نمی تواند به من معلول فكر كند.

***

علی همت محمودنژاد خود معلول است و به كمك بریس و عصا راه می رود. وی كار مناسب خود را در صدا و سیما رها كرده و با تمام نیرو به دفاع از حقوق معلولان برخاسته است.

«دولت ما بر این ادعاست كه می خواهد روستاییان را بیمه كند. حال آن كه هنوز نتوانسته همه معلولان را بیمه كند؛ درحالی كه بیمه برای معلول نیازی ضروری است. برای روستایی، بیمه نیازی حیاتی نیست. برای او خرید تضمینی محصولاتش حیاتی است. زخم بستر نمی فهمد كه بیمه هستی یا نه. زخم بستر رشد می كند، عمیق می شود و معلول را از پا می اندازد. نمی فهمد كه توی معلول بیمه هستی یا نه. حتی آن 5/3 درصد معلولانی كه بیمه هستند طبق آماری كه گرفته ام، در سه سال گذشته هر سال چهار ماه دفترچه شان باطل بوده است. در این باره هر كسی هم مشكل را به گردن دیگری می اندازد.

معلولان ما هیچ فریادرسی ندارند. انجمن ما سعی دارد موارد نقض قانون حمایت از معلولان را با گفت وگو حل و فصل كند. اما اگر در این راه به نتیجه نرسیم، از این پس موارد نقض قانون را به قوه قضائیه ارجاع می دهیم. حتی اگر نشد هر جایی از دنیا كه بتوانیم این كار را می كنیم.»

جهان به این رسیده كه باید همه امكانات برای استفاده همه افراد جامعه به طور مساوی مهیا باشد. همه ما با فطرت الهی خلق شده ایم. همه ما نیازهای مشترك داریم. همه ما مثل همدیگریم. اگر در سینه شما دلی هست كه می تواند عاشق شود، همین دل در سینه یك معلول هم هست. معلول هم مثل شما نیازهای فطری دارد، خدا را دوست دارد، عبادت می كند، غم و شادی دارد. پس باید به معلول هم با دیده انسانی نگریست.

راضیه كباری


مطالب مرتبط

 ویژه نامه روز جهانی معلولین 

 سلامت روح و روان 

 مشاوره با مشاورین تبیان 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName