• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5392
  • پنج شنبه 1384/1/4
  • تاريخ :

یک وداع پس از سلام ایران به جام جهانی

اگر می شد همین امروز خداحافظی می کردم

هشتم آذر ماه 1376 به دنیا آمد. اگر با این تقویم حساب کنیم فقط 7 سال سن دارد. با این وجود کم کم خودش را برای خداحافظی آماده می کند.

"یک گل زده و یک عمر دارد نانش را می خورد." این جمله مرحوم محمد رنجبر شاید بهترین توصیف خداداد عزیزی باشد. اگر بخواهیم روز هشتم آذر ماه سال 1376 را از تقویم زندگی او حذف کنیم. خداداد به یک انسان معمولی تبدیل می شود. اما آن بغل پای جادویی که اصلاً معلوم نشد چرا جلو پای مارک بوسنیچ از زمین بلند شد. آن قدر قدرت داشت تا عزیزی را عزیز ملت ایران کند. حماسه ساز ملبورن متاسفانه هیچ کار دیگری نکرد تا به خوردن نان همان تک گل متهم شود. البته حالا به غیر از گل او به استرالیا اتفاقات دیگری هم در ذهن مردم ثبت شده است.

چهار سال پس از صعود ایران به جام جهانی 98، میروسلاو بلاژویچ داشت ایران را برای یک صعود دیگر آماده می کرد. خداداد هم بود ولی بلاژویچ در اولین حرکت. پیراهن شماره یازده تیم ملی را که آن زمان ملک شخصی خداداد عزیزی به حساب می آمد به رحمان رضایی داد. همان پیراهنی که خداداد در کی بازی دوستانه پس از تعویض، آن را از تنش در آورد و زیرپا له کرد. چیرو با این کار می خواست "تابوی" عزیزی را بشکند اما خداداد عصر آن روز پیش بلاژویچ رفت و از تیم ملی خداحافظی کرد.

قسمت جذاب زندگی از آن تاریخ به بعد رقم خورد. روزهایی که خبرنگاران ورزشی برای گرفتن یک جمله داغ و دست اول از او علیه بلاژویچ صف می بستند و دست آخر با یک تیتر خوب روزنامه خودشان را تغذیه می کردند.

جنگ لفظی بین او و سر مربی تیم ملی به جنگ علنی بین خداداد و فدراسیون تبدیل شد و تلفات جنگ 18 ماه دوری او از پیراهن سفید تیم ملی ایران بود. با این حال همایون شاهرخی که با سیاست های کدخدا منشانه خود مشکلات را حل می کرد با کمک محمد دادکان او را به تیم ملی بر گرداند.

جنگ لفظی بین او و سرمربی تیم ملی به جنگ علنی بین خداداد و فدراسیون تبدیل شد و تلفات جنگ 18 ماه دوری او از پیراهن سفید تیم ملی ایران بود. با این حال همایون شاهرخی که با سیاست های کدخدا منشانه خود مشکلات را حل می کرد با کمک محمد دادکان او را به تیم ملی برگرداند.

اما خداداد با بازگشت برانکو به ایران باز هم موقعیت خودش را از دست داد و در آستانه بازی برگشت ایران- اردن در مسابقات مقدماتی جام جهانی فقط به دلیل افزایش روحیه ملی پوشان او به اردوی تیم ملی دعوت شد.

زبان تلخ عزیزی، شیطنت او در فضای تیم ملی، مخالفت علنی با اتفاقاتی که چندان به کامش نیست و انتظار زیاد جزو فاکتورهایی است که برانکو را کمتر به سمت خداداد ترغیب می کند او همان طور که در زمین مسابقه می تواند ورق را به نفع تیمش برگرداند. در زندگی اردویی هم می تواند در یک چشم به هم زدن همه چیز را به هم بریزد عین ماجرایی که تیم سال 2002 ایران را تحت تاثیر قرار داد.

در 15سال اخیر حتی یک بار هم در جمع گل زنان برتر لیگ ایران نبود. وقتی به آلمان رفت نتوانست انتظار مربی کلن را بر آورده کند و برای همین راه امریکا را در پیش گرفت. بازی در "MLS" با پیراهن "کالکسی" هم چندان خیره کننده نبود و چاره ای نداشت جز بازگشت به ایران با این وجود نمی توان عنوان مرد سال فوتبال آسیا در سال 1996 را فراموش کرد. گلی که در جام ملت های 96 به عربستان زد و گل به استرالیا هر چند که در هشتمین سالگرد هشت آذر گفت: "گلم به مارک بوسنیچ شانسی بود" برای توجیه شهرت او فقط باید قبول کرد "او فوتبالیستی است که از مغزش بیشتر از عضلانش استفاده می کند

هنوز به گذشته فکر می کنی؟

چرا که نه.

به بازی ایران- استرالیا؟

آن بازی برای من و همه بازیکنان بسیار ویژه بود. هنوز وقتی به آن بازی فکر می کنم. خاطرات آن دوران برایم زنده می شود.

می توانی آن بازی را تکرار کنی؟

آن دوران دیگر تکرار نمی شود. معمولاً به ندرت چنین بازی هایی تکرار می شوند.

احتمال دارد دوباره چنین گلی بزنی؟

هیچ چیز غیرممکن نیست.

حتی صعود به جام جهانی؟

بله. صعود به جام جهانی هم غیرممکن نیست.

این بار اگر صعود کنیم. دوباره ماجرای بازی ایران- آلمان در جام 98 تکرار می شود؟

بعید می دانم. در آن بازی اتفاق غیر منتظره ای افتاد و من مجبور شدم بعد از آن مسایلی را بازگو کنم.

چه مسایلی؟

برای صعود به جام جهانی 3 میلیون فرانک به فدراسیون تعلق می گرفت و من گفتم که این پول باید بین بازیکنان تقسیم شود. اگر آن پول قبل از بازی با آلمان به بازیکنان داده می شد روحیه می گرفتند.

در نهایت چه شد؟

قبل از بازی مربی به ما گفت که اگر2 بر صفر ببازیم بهتر از شکست 5 بر صفر است. من هم طاقت نیاوردم و وقتی به ایران برگشتیم در تلویزیون حرف هایی زدم که به مذاق خیلی ها خوش نیامد.

به خاطر همان صحبت ها خداداد به لیست سیاه رفت؟

متاسفانه این قضایا باعث شد برخی مقابل من جبهه گیری کنند. حدود 18 ماه مرا به تیم ملی دعوت نکردند. حالا اسمش را هر چه می خواهید بگذارید.

لیست سیاهی در کار بود؟

حتماً بود که من 18 ماه به تیم ملی دعوت نشدم چرا بقیه بازیکنانی که در جام جهانی حضور داشتند دعوت می شدند. مطمئنم که این ها اتفاقی نبوده. در تیم ملی ناآگاهانه نبود که با من برخورد می کردند.

از این که به تیم ملی دعوت نشدی ضربه خوردی؟

خوشبختانه من هیچ وقت در زندگی ام ضربه نخوردم و همیشه از موقعیت خودم راضی بودم. این هم ضربه نبود، بلکه فقط مدتی از تیم ملی دور بودم. در هر حال زندگی همیشه ادامه دارد.

با رفتن به آلمان خودت را راضی کردی؟

در آلمان روزهای خوبی داشتم ولی آن طور که می خواستم نبود، آلمانی ها با دیسیپلین بودند که با طرز زندگی من سازگاری نداشت. در امریکاخیلی راحت بودم. بازی کردن در آن جا بیشتر به من چسبید و دوران بهتری را در امریکا سپری کردم.

اما هیچ وقت به عنوان لژیونر درخشش نداشتی؟

نمی دانم اخبار به ایران منتقل می شد، ولی من در یکی- دو سالی که در آلمان حضور داشتم مشکلی نداشتم و خوب کارمی کردم و همه از من راضی بودند حتی در تیم ارنتس با من قرارداد سه ساله بستند شاید این هم ناشی از جویدی بود که در ایران علیه من وجود داشت.

این مساله که دیگر به فدراسیون ربطی نداشت، رسانه ها باید اخبار را پوشش می دادند.

معمولاً با رسانه ها ارتباط خوبی داشتم و با اکثر آن ها ارتباط داشتم. مثلاً حالا، البته اگر یک نفر با همه خوب باشد، یک جای کارش ایراد دارد. عده ای بودند که از من خوش شان نمی آمد. همان هایی که به فدراسیون وابسته بودند. اما دلیلش را نمی دانم که چرا مطبوعات از من نمی نوشتند. خیلی از روزنامه نگاران بامن رفیق بودند. الان هم هستند. من با بسیاری از مطبوعات رابطه قدیمی دارم و داشتم بسیاری از آن ها به من کمک های زیادی کرده اند.

همیشه حاشیه همراه خداداد بوده، به خصوص زمان حضور بلاژویچ چرا رابطه ات با بلاژویچ بد بود؟

من با او مشکلی نداشتم. ولی وقتی که به تیم ملی آمد برخی افکار او را عوض کردند. البته زمان شخصیت او را بر ملا کرد من هم بدون جنجال و بحث از تیم ملی کنار رفتم. روز آخر به چیرو گفتم نمی توانم با تو کنار بیایم. او گفت: (GOOD LUCK) و قبول کرد که من بروم.

اما حرف هایی که بعد از آن در روزنامه ها مطرح شد به این شکل نبود.

او شروع کرد به صحبت در باره من، الان می دانیم که اخلاقش چه طور بود. من هم حرف های او را شنیدم و حرف های او را شنیدم و حرف های خودم را زدم. که به جنجال تبدیل شد قصد نداشتم جنجال شود فقط می خواستم جوابش را بدهم.

و تبدیل شدی به بلند گوی منتقدان بلاژویچ.

من نظر خودم را گفتم و به کسی کاری نداشتم. تا به حال نه پشت کسی مخفی شده ام و نه سنگر و بلند گوی کسی بوده ام. هر کس صداقت داشته باشد با او صادقم و هر کس خطا بکند جوابش را می دهم. او هم کاری کرد که من مجبور شدم جوابش را بدهم در غیر این صورت کاری به کار او نداشتم.

چرا رنجبر داخل این قضیه شد؟

او به این قضیه دامن زد و با حرف های خود طرف بلاژویچ را گرفت.

اما بعد از این ماجرا دوباره به تیم ملی دعوت شدی؟

این هم از لطف آقایان بود.

در تورنمنت هنگ کنگ نیز درخشش خوبی داشتی؟

باید برخی چیزها را ثابت می کردم.

در آن 18 ماه احتمال داشت تو را دعوت کنند ولی به تمرینات نروی؟

نه، اصلاً دعوت نمی شدم تصمیمی نگرفته بودم. ولی هیچ وقت در لیست تیم ملی نامی از من نبود.

اگر دعوت می شدی، می رفتی؟

چرا که نه، دعوتم می کردند، می دیدید می رفتم یا نه. آخر هم خودشان ضرر کردند و به جام جهانی صعود نکردیم.

به خاطر این که به جام جهانی نرفتیم خودت را سرزنش نمی کنی؟

فکر می کنم سرخوردگی آن برای همه بود. ما موقعیت خوبی داشتیم و می توانستیم به عنوان تیم اول به جام جهانی صعود کنیم ولی خودمان نخواستیم. همه در این کار سهیم بودند. فدراسیون، مربیان، بازیکنان و ... من هم جزیی از کل بودم ولی دستم کوتاه بود و نمی توانستم کاری بکنم. چون از تیم ملی دور بودم.

با برگشت طوفانی در لیگ ایران جبران کردی؟

این هم لطف خدا بود که در تیم پاس بازی کنم.

چرا پاس؟

وقتی برگشتم و تمصمیم گرفتم در ایران ماندگار شوم. باید یک تیم را انتخاب می کردم. از پرسپولیس و استقلال پیشنهاد داشتم که پرسپولیس جدی تر بود. اما طرف داران استقلال همیشه به من لطف داشته اند و نمی خواستم دل خور شوند. در ضمن اگر به استقلال می رفتم برای طرف داران پرسپولیس دل خوری به وجود می آمد. یک تیم دیگر را باید انتخاب می کردم. به همین خاطر پاس را انتخاب کردم.

چه طور به پاس پیوستی؟

آن زمان همایون شاهرخی مشاور حاجی (سردار آجورلو) بود. با من صحبت کرد و بعد شرایط پاس را نگاه کردم و دیدم مناسب ترین تیم برای من پاس است. به همین خاطر به پاس پیوستم.

از انتخاب راضی هستی؟

صد در صد امکانات مناسب و نظم و مقررات کافی است که یک بازیکن با آرامش خیال بازی کند. که پاس آن را دارد.

سال گذشته خداداد عزیزی یکی از ستاره های لیگ بود. چرا امسال هم خداداد و هم پاس افت کردند؟

در مورد خودم باید بگویم متاسفانه امسال مصدومیت ها مرا بی چاره کرد. نمی دانم چرا امسال این همه مصدومیت سراغ من آمد. مشکل اصلی من مصدومیت بود کتفم. زانوم. مچم و ... آسیب دید و اجازه نداد آن طور که می خواهم بازی کنم. در خصوص پاس هم باید بگویم که قهرمانی فصل گذشته شرایط را برای همه دشوار کرد نگاه تیم ها عوض شد و تمام بازی های ما دشوار شد. در اوایل فصل در یک بحران قرار گرفتیم ولی خوشبختانه الان شرایط فرق کرده شوکی که به تیم وارد شد. جواب داد.

بسیاری عقیده دارند که خداداد در جدایی جلالی نقش داشته. تو قبل و بعد از رفتن جلالی صحبت هایی را در انتقاد از او بیان کردی. بعدش هم در رختکن... می گویند تو بازیکنان صحبت کرده ای.

این ها همه حرف و حدیث هایی است که برای من ساخته اند. من آن قدر جایگاه خوبی در پاس دارم که نیاز به کار نداشته باشم. آقا مجید هم رفیق من بود و برای او احترام زیادی قایل هستم. مطمئن باشید این ها شایعه است.

ارتباط شما باجوان ترهای تیم این شایبه را به وجود آورده.

اتفاقاً ارتباط من با جوان ترها ثابت می کند که من کاری به کار مربیان نداشته ام. من دوست دارم با جوان ها ارتباط داشته باشم و داشته هایم را در اختیار آن ها قرار دهم. آن ها از این که یک بازیکن بزرگتر و با تجربه تر در کنارشان قرار دارد اعتماد به نفس پیدا می کنند. در تیم ملی هم سعی می کنم بیشتر در کنار جوان ها باشم.

اگر خواست مردم نبود، به تیم ملی دعوت می شدی؟

تیم ملی مال مردم است، پس باید به خواست آن ها احترام بگذاریم.

برانکو چطور؟ او می خواست. در تیم ملی باشی یا فشارها او را مجبور کرد که به تیم ملی دعوتت کند؟

مربی، نماینده تیم ملی است و باید به خواسته مردم احترام بگذارد ولی آیا او می خواسته من را دعوت کند یا نه را باید از خودش سوال کنید.

مطبوعات نیز برای حضور شما در تیم ملی خیلی مطلب نوشتند.

حتماً چیزهایی دیده اند که نوشته اند. آن ها خیلی خوب می بینند. پس حتماً چیز درستی بود که روی آن اصرار داشتند.

از نیمکت نشینی در تیم ملی ناراضی نیستی؟

قبلاً گفته بودم که حاضرم در تیم ملی نیمکت نشین بشوم و دیدید که به حرف خودم پای بند هستم و خواهم بود تا آن زمانی که بخواهم از تیم ملی خداحافظی کنم.

مردمی که شما را خواسته اند، از شما انتظار دارند که هم چون گذشته برای تیم ملی موثرباشید.

وقتی مردمی می خواهند، توقع آن ها به جاست و باید تاثیر گذار باشم.

اما از روی نیمکت چه کاری می شود کرد. چه فایده ای دارد که نتوانی بازی کنی؟

در بازی با قطر سعی کردم تاثیر گذار باشم. در حالی که زمان زیادی به من داده نشد الان هم به خاطر مصدومیت، نیمکت نشین هستم. مطمئن باشید اگر به زمین بیایم، حتماً جواب مردم را می دهم.

شانسی برای حضور در جام جهانی داریم؟

صد در صد

از شرایط خودت در تیم ملی راضی هستی؟

عالی است. رابطه خوبی با بازیکنان دارم به خصوص با جوان ها. به هر حال من هم روزی جوان بودم و دوست داشتم در کنار با تجربه ها باشم.

ارتباطت با دایی مثل سال 98 است؟

من با دایی هیچ مشکلی ندارم.

تو قبلاً انتقادهایی می کردی که همه آن را رو به دایی می دیدند. این که می گفتی بازیکنان مسن تیم ملی باید کنار بکشند و جا را برای جوان ترها باز کنند. الان به نظرت منطقی است که دایی در تمام بازی ها فیکس بازی کند؟

بستگی به شرایط دارد، علی هنوز خوب کار می کند.

خط حمله ایران دوباره بازیکنی در حد و اندازه خداداد به خود خواهد دید؟

با وجود علی کریمی چرا که نه، او یک بازیکن تکنیکی تمام عیار است. البته خط حمله ایران همیشه خطرناک بوده، با توجه به برهه های زمانی مختلف، حریفان از خط حمله ایران ترس به خصوصی داشته اند.

آرش برهانی چطور؟ او که در باشگاه هم، هم بازی توست، می تواند به بازیکن درجه یک تبدیل شود؟

آرش بازیکن خوبی است. انگیزه دارد. سرعت، تکنیک و نیروی جوانی دارد. کمی جوان و کم تجربه است که آن هم درست می شود.

اگر خداداد گرفتار حاشیه ها نمی شد الان جزو بهترین بازیکنان جهان بود خودت چنین چیزی را قبول داری؟

قبول ندارم. کسانی که از من انتقاد می کنند معمولاً بهانه تراشی می کنند.

خداداد یا سی و دو سال سن کجای فوتبال است؟

مهم نیست که من کجای فوتبال باشم. در هر حال چشم بر هم بگذاری فوتبال تمام شده و فقط صحبت مردم باقی می ماند. اگر در خاطر مردم جایگاه مناسبی داشته باشی، موفق بوده ای در غیز این صورت زندگیت هدر رفته.

چه کسی در موفقیت تو در فوتبال بیشترین تاثیر را داشت؟

مربیان پایه ام. اکبر میثاقیان و غیاثی.

برخی می گویند "استانکو". زمانی که در پرسپولیس بازی می کردی.

اصلاً هیچ کدام از مربیان من به غیر از مربیان پایه در موفقیت من تاثیر زیادی نداشتند.

پروین که عقیده داشت40 کیلو آتش هم باشی به دردش نمی خوری. او هیچ گاه تو را به تیم ملی دعوت نمی کرد؟

بالاخره این هم نظری بود.

نظرش را عوض کردی؟

حالا با درخششم در تیم ملی فکر می کنم نظرش عوض شده باشد.

مردم از تیم ملی که مقابل بحرین بازی کرد راضی نبودند. تو چه فکر می کنی؟

در دیدار با بحرین خیلی بد بازی کردیم، بحرینی ها بهتر از ما فوتبال بازی می کردند و موقعیت های بیشتری هم داشتند. اگر کمی درنگ می کردیم بدون شک بازنده بودیم.

اگر در بازی بودی می توانستی به تیم کمک کنی؟

این طوری نمی شود قضاوت کرد. بازیکنان درون زمین هم زحمت زیادی کشیدند ولی بدترین چیز برای یک بازیکن این است که از روی سکو بازی را تماشا کند و تیمش نتیجه خوبی نگیرد.

چرا به بحرین رفتی، مگر مصدوم نبودی؟

به خواست برانکو، شاید اگر نمی رفتم شایعات زیادی درست می کردند.

چرا اردو را ترک کردی؟

کار شخصی داشتم و با اجازه برانکو اردو را ترک کردم. در ضمن مصدوم بودم و نمی توانستم بازی کنم و برانکو هم قبول کرد و اجازه داد اردو را ترک کنم. یک کار شخصی برایم پیش آمده بود که رفتم مشهد.

از شرایط زندگی ات راضی هستی؟

خدا را شکر، همیشه راضی بودم و هستم، از همه چیز.

کار جانبی به غیر از فوتبال هم داری؟

قبل از فوتبال بازی کردن هم کار می کردم و حالا هم کار می کنم.

الان چه کاری می کنی؟

فعلاً بیکارم تا ببینم خدا چه می خواهد.

اگر فوتبال بازی نمی کردی؟

نمی دانم چه کار می کردم.

نقطه تاریک زندگی ات؟

فوت مادرم.

به مربیگری بعد از بازیگری فکر می کنی؟

اصلاً، به هیچ وجه فکر نمی کنم، دوست ندارم مگر مجبور شوم.

به خداحافظی از فوتبال چطور؟

اگر می شد همین امروز خداحافظی می کردم.

چرا؟

بالاخره هر بازیکنی باید یک روز خداحافظی کند. من هم اگر الان شرایط فراهم شود خداحافظی می کنم. اما الان شرایط فراهم نیست. تیم ملی در شرایط حساسی قرار دارد و به ما نیاز دارد. تا پایان قراردادم با پاس فوتبال بازی می کنم. وقتی قراردادم تمام شود خداحافظی می کنم.

اکبر میثاقیان از اولین مربیان خداداد عزیزی:

مدافعان از دستش خواب راحت نداشتند.

اولین بازی رسمی خود را در سال 1368 همراه ابومسلم انجام داد. زمانی که اکبر میثاقیان "سرمربی بازیکن" ابومسلم بود.

سرمربی حال حاضر ابومسلم که هم بازی خداداد بوده و شخصی که خداداد را کشف کرد، در باره او چنین می گوید: "خداداد در محله "رضاییه" مشهد زندگی می کرد. آن جا یک زمین خاکی داشت و مسابقات مختلفی در آن برگزار می شد. خداداد در تیم "رضاییه" بازی می کرد، من آن زمان در تیم ابومسلم بازی می کردم و خودم هم یک تیم به نام "آزادی" داشتم. وقتی خداداد را در مسابقات زمین خاکی دیدم، او را به تیم جوانان آزادی بردم و وقتی به عنوان بازیکن- مربی در ابومسلم کار را شروع کردم. خداداد را همراه خودم به ابومسلم بردم". زمانی که خداداد عزیزی فوتبال را آغاز کرد، پول حرف اول را در فوتبال نمی زد: "فکر می کنم اولین مبلغ قرارداد خداداد در ابومسلم 2یا 3 هزار تومان بود. در سال 68، 2هزار تومان پول زیادی بود" اکبر میثاقیان در یک برهه هم بازی خداداد هم بوده است: "روز اول که خداداد را دیدم، یادم هست که به او گفتم تو در آینده در لیگ آلمان بازی خواهی کرد. مطمئنم که خودش هم این حرف را به یاد دارد. از همان موقع مشخص بود که بازیکن بزرگی است همان طور که الان به بازیکن بزرگی تبدیل شده من شخصاً به او اعتقاد دارم و به این که با او هم بازی بوده ام افتخار می کنم." بازیکن 40 کیلویی که در یک چشم به هم زدن سه بازیکن را دریبل می زد بدون شک تکنیک نابی داشت. "خداداد بازیکن لحظات است، او در یک لحظه می توانست تصمیم گیری کند. در ضمن از سرعت خوبی نیز برخوردار بود. البته الان به خاطر سن و سالش، تحرک گذشته را ندارد ولی هنوز مثمرثمر است." خداداد در تیم ابومسلم یک همه کاره واقعی بود: همان طور که الان به جوان ها فرصت می دهم تا خود را نشان دهند. آن زمان هم به خداداد که بازیکن کم سن و سالی بود میدان دادم و او به خوبی جواب من را داد." دوران اوج خداداد به زمان حضورش در پرسپولیس بر می گردد. "اگر در مشهد می ماند شاید الان به این جا نمی رسید. جدا شدن او از ابومسلم و آمدنش به تهران به او کمک کرد تا به اوج برسد. من خیلی به او توصیه کردم که به تهران سفر کند."

هنوز هم میثاقیان اعتقادش به خداداد عزیزی را از دست نداده. حتی کندی حرکات خداداد هم نظر او را عوض نکرده است. "فقط سن و سالش بالا رفته ولی هنوز هم در محوطه جریمه خطرناک است. آن موقع هم همین طور بود. مدافعان حریف هیچ وقت از دست او خواب راحت نداشتند." اما باید قبول کرد که خداداد هم چون گذشته دوندگی ندارد: "خداداد الان از تجربه خود استفاده می کند و از تکنیک دیگری بهره می گیرد. خداداد نمی تواند مثل دوران جوانی بدود و دریبل های وحشتناکی بزند ولی او حالا کار آیی دیگری دارد. "خداداد بهترین پاسور ایران است."

خداداد نان گل به استرالیا را می خورد. این حرفی است که یکی از منتقدان خداداد زد. "وقتی او در بازی با استرلیا موفق به گل زنی شد در دل هواداران خود را بیشتر جا کرد ولی او قبل از این بازی هم معروف بود. "شاید فقط میثاقیان بداند که خداداد چگونه به بازیکنی بزرگ تبدیل شده است. "عزیزی یک انسان صادق ورو راست است و نان صداقت خود را می خورد و اگر به جایی هم رسیده به خاطر این ویژگی مثبتش بوده است." او در تیم ملی زوج افسانه ای علی دایی بود و این دوبازیکن کنار یکدیگر در دوره ای خطرناکترین خط حمله ایران را تشکیل داده بودند. "خداداد و دایی کنار هم زوج خوبی بودند در این ارتباط هر دو به یکدیگر کمک می کردند و این نیست که فقط دایی در به چشم آمدن خداداد تاثیر داشته است. خداداد نیز در بسیاری اوقات کمک زیادی به دایی کرده"

خداداد از زمان شروع بازیگری در پست مهاجم بازی می کرد. "او را در پست مهاجم قراردادم و باشم گلزنی که داشت پیش رفت چشم گیری کرد. البته آن زمان سرعت بالایی داشت ولی الان نمی تواند مثل بازی کند و به نظر من او پشت دو مهاجم کارآیی بیشتری خواهد داشت."

غزال تیز پای ایران یک بار به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب شد و به اعتقاد میثاقیان با حضورش در بوندس لیگا و "MLS" امریکا در خارج از کشور هم نمایش قابل قبولی داشت. "به نظر من او به هر آنچه که یک بازیکن باید به آن برسد، رسید. در نقطه اوج آسیا قرار گرفت و عنوان بهترین بازیکن آسیا را به خود اختصاص داد. از این بالاتر که نمی توانست برود!" اگر حاشیه، زندگی او را محاصره نمی کرد شاید به بالاتر از این ها در زندگی خود می رسید.

"کدام ورزشکار وارد حاشیه نشده، هر کسی هم که وارد حاشیه نشود او را وارد حاشیه می کنند."

خیلی حساس است. شما وقتی می خواهید با او صحبت کنید باید در انتخاب کلمات دقت کنید. هر کلمه اشتباهی که در صحبت با او به کار ببرید یک واکنش منفی از خداداد را به همراه خواهد داشت. بسیار در حرفه خودش با تجربه است. درایران و اروپا سابقه بازی دارد و از کار با مربیان گوناگون تجارب زیادی را کسب کرده.

اصلاً "بی انضباط" نیست. کسانی که روحیه او را به خوبی می شناسند خیلی راحت می توانند با خداداد کار کنند. اما اگر ندانند که چطور با او حرف بزنند. اصلاً نمی توانند با او کنار بیایند. انتظارش خیلی بالاست. در تمرین مسابقه اردو و مسافرت همه چیز را با کیفیت بالا می خواهد. بالاخره انتظار دارد امکاناتی که در اروپا داشته، در ایران هم به دست بیاورد. متاسفانه در فوتبال ما به عنوان یک بازیکن جنجالی معرفی می شود.

اما اگر شما بدانید که چگونه از او مسوولیت بخواهید. کار به جنجال نمی کشد. ضریب هوشی بالایی دارد. اطرافیانش را خیلی خوب می شناسد و در مسابقات هم از این هوش استفاده می کند. یکی از شاخصه های خوبش دید اوست. قبل از این که توپ را بگیرد تمام زمین را می بیند و هنگامی که توپ را زیر پایش لمس می کند، می داند که باید چه کار کند.

سن او بالا رفته و به همین دلیل می توانیم با تجربه بالایی که دارد از او در سطح ملی استفاده کنیم. او به عنوان یک بازی ساز به خوبی توپ را نگه می دارد و بازی را آرام می کند. همه بازیکنان فوتبال به دوندگی احتیاج دارند اما او با هوش خودش می داند در چه لحظاتی باید استراحت کند و در چه مواقعی استارت انفجاری بزند او اصلاً خصوصیات دفاعی ندارد پس نباید انتظار داشته باشیم که تا محوطه جریمه خودی عقب بر گردد. خداداد جای گیری خوبی دارد و با دیدی مناسب بازی را نگاه می کند قبل از این که توپ را به سمت او بفرستید. پیش بینی می کند که چه اتفاقاتی می افتد. می فهمد که باید بدون توپ حرکت کند یا نه. تخصص او دوهای سرعتی و انفجاری است. مسلماً یک بازیکن نمی تواند در 90 دقیقه مسابقه دایماً استارت بزند. پس نباید ایراد گرفت که او ساکن است. 5 ماهی که در پاس با هم بودیم، تجربه خوبی بود. او یکی از معدود نفرات پاس بود که پس از تمرین با بچه های کوچک کنار زمین رفتار مناسبی داشت. با آن ها صحبت می کرد و به آن ها امضا می داد. این ناشی از اخلاق حرفه ای اوست. او یک نکته با این که سال های آخر فوتبالش را می گذراند انگیزه زیادی دارد. یادم می آید در پاس پس از پایان تمرین همراه جواد نکونام آدمک ها را پشت محوطه جریمه می چیدند و یک ساعت تمرین ضربه ایستگاهی می کردند. حالا که می بینید او در ضربات ایستگاهی دقیق است نتیجه ساعت ها تمرین در زمین اکباتان است.

همه علیه کی روش

همه علیه کی روش

همه علیه کی روش
گفتگوی خواندنی با سردبیر قدیمی ترین نشریه ورزشی ایران

گفتگوی خواندنی با سردبیر قدیمی ترین...

گفتگوی خواندنی با سردبیر قدیمی ترین نشریه ورزشی ایران
UserName