راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ویرایش در ایران
    ویرایش در ایران
    ویراستاری اصولا در تاریخ نشر کتاب در ایران امر تازه و جدیدی است. در گذشته ویراستار به معنای امروزی نداشتیم و به ویراستاری تذهیب و به ویراستار مذهّب می‌گفتند و او کسی بود که متن را پیراسته می‌کرد. ...
  • تعداد بازديد :
  • 2942
  • يکشنبه 17/8/1388
  • تاريخ :

ويرايش در ايران(2) 

گفتگو با کامران فاني

بخش اول ، بخش دوم

نقد شفاهي شعر نقش ويرايش را بازي کرده است

ويرايش در ايران (2)

نويسنده کتاب "گسترش تاريخ ايران در رده‌بندي کنگره" در بخش ديگر صحبتهايش درباره ويراستاري شعر توضيح داد: از قديم اينگونه بود که در انجمنهاي ادبي جلسات شعرخواني گذاشته مي‌شد و آنجا اشعار نقد و بررسي و ايرادها گفته مي‌شد و با اعمال نظرات صاحبنظران کارها پخته‌تر و شيواتر مي‌شد .اين خود به نوعي ويرايش شفاهي بود. ولي براي اينکه بتوانيم ادبيات تاليفي را چه در حوزه داستان چه شعر از اين وضع بيرون بياوريم لازم است به ويراستاري حرفه‌اي بهاي بيشتري داده شود.

اين منتقد ادبي در پاسخ به اين پرسش که آيا تعامل بين ويراستار و مولف در حوزه شعر سخت‌تر از داستان نيست؟ و آيا اينگونه نيست که شاعر دنياي شعر را نسبت به خود خيلي شخصي مي‌بيند اعمال تغيير در اثرش را سخت تر مي‌پذيرد؟ گفت: بله. اينگونه است که شاعران در مورد آثارشان سخت‌تر برخورد مي‌کنند و اثرشان را برگرفته از نوعي الهام و برگرفته از ناخودآگاه و فرزند عزيز خود مي دانند و کمتر حاضر مي‌شوند کسي در اثرشان دست ببرد ولي اين فرهنگي است که بايد تغيير کند.

مترجم "سلوک روحي بتهون" اثر ساليوان با ذکر مثال معروف "سرزمين هرز" اليوت توضيح داد: وقتي مي‌بينيم شاعر بزرگي چون اليوت در برابر تغييرات و حذف شعرش توسط پاوند جبهه‌گيري نمي کند و مي‌پذيرد که اعمال اين تغييرات شعرش را زيباتر مي‌کند پس ما هم بايد جريان ويراستاري حرفه‌اي را بپذيريم. در قديم پذيرش تغييرات در شعر بيشتر بود نسخه‌هايي از ديوان حافظ موجود است که نشان مي دهد او شعرهايش را ويرايش مي‌کرده و اين نشان‌دهنده اين است که او نظر ديگران را مي‌شنيده و آنچه را قابل قبول و درست بوده  اعمال مي کرده است.

وي افزود: البته ما ديده‌ايم که شاعران شعرشان را به دوستانشان مي‌دهند تا بخوانند و اعمال نظر کنند و در اين جايگاه مشکلي وجود ندارد ولي وقتي به ويراستار رسمي مي‌رسند نظرات آنها را نمي‌پذيرند در حاليکه اين برخورد اصلا درست نيست و ما واقعا به ويرايش آثارمان احتياج داريم.

 

اقتباس و تصحيح با ويرايش متفاوت است

فاني نظر خود را درباره اين موضوع که آيا مي‌توان کتاب نويسندگاني ا که در قيد حيات نيستند هم مانند آثار نويسندگان فعلي ويرايش کرد؟ اينگونه بيان کرد: نه. در اين موارد به اين فرد اقتباس‌گر مي گويند نه ويراستار. اقتباس‌گر هم فردي است که آثار کهن را خلاصه مي‌کند يا زبان آنها را کمي امروزي‌تر مي‌کند تا مخاطب بهتر بتواند با اينگونه آثار ارتباط برقرار کند. هرگز نمي‌توان به بهانه ويرايش جمله‌اي از نمايشنامه‌هاي شکسپير را عوض کرد. نوع ديگري برخورد با متون قديمي هم داريم که عنوان تصحيح دارد و جايگاه آن هم مشخص شود و به هيچ عنوان ويراستار نيست.

مولف "سرعنوانهاي موضوعي فارسي" افزود: وقتي نويسنده‌اي جايگاهش در ادبيات تثبيت شده است بايد  نثر او را همانگونه که بوده نگه داريم .ضمن اينکه ويراستاري يک فعل توافقي بين مولف يا مترجم با ويراستار است که در غياب مولف و مترجم نمي‌توان در اثر او دست برد.مثلا شايد در جاهايي نثر صادق هدايت ايراد داشته باشد ولي هيچ‌کس نمي‌آيد به بهانه ويرايش در نثر او دست ببرد مگر اينکه ويراستار مطمئن باشد در نسخه‌اي که از اثر به جا مانده غلط چاپي وجود داشته و مربوط به نثر نويسنده نبوده است که مي تواند آن را اصلاح کند.

اين نويسنده اشاره کرد: اما ما در مواردي داريم که داستانهاي بلند گذشته کوتاه مي‌شوند مثلا سامرست موام که معتقد بود بسياري از آثار ادبيات جهان به دليل اينکه دچار طويل‌گويي شده‌اند اين است که ويراستاري نشده‌اند.او در کتاب "10 رمان بزرگ" ده رمان بزرگ ادبيات جهان را خلاصه کرد تا بدون اينکه آسيبي به متن برسد جذاب‌تر و خواندني ‌تر بشوند.

 

طويل‌‌نويسي نويسندگان قرن 19 و لزوم کوتاه کردن آثارشان

ويرايش در ايران (2)

وي توضيح داد: از آنجا که بيشتر نويسدگان قرن 19 پاورقي نويس بودند و از نوشتن اين پاورقي ها در روزنامه‌ها و مجلات پول مي‌گرفتند تلاش مي‌کردند کارهاي بلندتري بنويسند. به همين دليل کسي مانند موام معتقد است که مي توان اين آثار را خلاصه کرد.

فاني در پاسخ به اين پرسش که ويراستاري به معناي دقيق آن بيشتر پديده‌اي شرقي است يا غربي؟ توضيح داد: در صدر اسلام و بيشتر در قرن دوم  و سوم يک نهضت بزرگ ايجاد شد که به ترجمه آثار يوناني، پهلوي و هندي به زبان عربي و ايراني روي آورد. در آن دوره مترجم نقش ويراستار را هم ايفا مي‌کرد. پرکارترين مترجم ايراني حنيد بن اسحاق که در زمان مامون مي‌زيست چهار شرط براي کارش قايل بود و مي‌گفت مترجم بايد به زبان مبدا و مقصد مسلط باشد .همچنين بايد نسبت به موضوع متن ترجمه تسلط داشته باشد و شرط چهارمي که بدان قايل بود اين بود که مي‌گفت "من ابتدا نسخه اوليه را غلط‌گيري، تصحيح و ويرايش و سپس ترجمه مي‌کنم".

 

در سالهاي قبل تاليفات و ترجمه‌ها بازنويسي مي شد

 مترجم "تريستانا" اثر لوئيس بونوئل ادامه داد: اين نشان مي‌دهد که از آن دوران در ادبيات شرق به مساله ويرايش توجه شده است و اما در دوره معاصر وقتي ترجمه آثار غربي رواج پيدا کرد همان رويکرد به کار گرفته شد. بدين معنا که مترجمان آثار اکثرا ايرانياني بودند که مدتي در خارج زندگي کرده بودند يا خارجياني که مدتي در ايران ساکن بودند. آنها کتابهايي را ترجمه مي کردند و سپس نويسندگان اين متنهاي ترجمه شده را بازنويسي مي‌کردند تا به فارسي شيوا تبديل شود. بازنويسي آثار تا دوره مشروطه ادامه داشت و حتي محمدعلي فروغي در جايي گفته است که کتابهاي اوليه‌اش را پدرش بازنويسي مي‌کرده است.

اين ويراستار تاکيد کرد: ما مي‌بينيم در دوره‌اي مترجم و نويسنده حتي حاضر بود اثرش را به شخص ديگري بدهد تا آن را بازنويسي کند ولي امروز ديگر کسي هرگز حاضر نمي‌شود اثرش را به دست بازنويسي بسپارد و اگر ويراستاري بيش از حد در متن اصلي دست ببرد حتما با اعتراض نويسنده روبه‌رو مي‌شود و مي‌بينيم همکاري صميمانه بين چنين ويراستاراني با نوسندگان وجود ندارد.

فاني ادامه داد: من توصيه مي‌کنم کتاب "هنر ويرايش" را که مصاحبه با يکي از برجسته‌ترين ويراستاران ادبيات داستاني آمريکا است  همه اهالي ادبيات بخوانند. مولف  در اين کتاب خاطرات و تجربيات خود از 50 سال ويراستاري بيش از هزار رمان را مرور مي‌کند. اينکه او چطور با نويسندگان ارتباط برقرار مي کرده که آنها نظرات او را مي‌پذيرفتند خيلي مهم است و ما هم در ايران نياز داريم چنين رابطه‌اي بين ويراستاران و مولفان و مترجمان برقرار شود.

وي در پايان تاکيد کرد: لازم است در ادبيات ايران قدر و جايگاه ويراستار شناخته و تثبيت شود. ناشران نبايد به ويراستاري به عنوان تفنن نگاه کنند. از لحاظ حقوق مادي هم بايد بيشتر به ويراستاران توجه شود. اين حرفه مهمي است که بايد تامين مالي در آن وجود داشته باشد تا افراد بتوانند با ذهن آرام اين شغل را ادامه دهند. در حوزه کتابهاي آموزشي که ويراستاري آنها خيلي اهميت دارد به دليل اينکه نهادها و سازمانها ويراستاران را استخدام مي‌کنند و حقوق ماهانه براي آنها درنظر گرفته مي شود کار براي ويراستاران راحت‌تر و امن‌تر است. چنين شرايطي بايد در حوزه ادبيات داستاني هم ايجاد شود تا کساني که شمّ و علاقه ويراستاري دارند بتوانند به‌طور حرفه‌اي اين عرصه را دنبال کنند.

پايان

برگرفته از مهر

تنظيم:بخش ادبيات تبيان

 

ارسال به