راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ما چهاردختر ايراني...
    ما چهاردختر ايراني...
    عراقي ها آمدند بالاي سرمان. يكي از آن ها آمد جلو كه دستم را بگيرد، دستم را كشيدم و گفتم تو نامحرمي.
  • روزهای تلخ آوارگی
    روزهای تلخ آوارگی
    کسی نمی‏دانست پرواز هواپیما و صدای ضد هوایی به خاطر چیست. نیروها و تجهیزات، شبانه به آبادان آمدند تا مردم دچار وحشت نشوند پچ پچ کردن درباره جنگ ایران و عراق
  • کوچ اجباری
    کوچ اجباری
    زمزمه‏های جنگ در بین مردم شهر پیچیده بود برادرم عضو جهاد سازندگی بود و ما را به زمین‏های خسروآباد برد و عراق را نشان‏مان داد. نیروهای عراقی در حالت آماده باش بودند. کم‏کم مطمئن شدیم که جنگی در راه است، ولی مردم هنوز
  • تعداد بازديد :
  • 3937
  • پنج شنبه 1/11/1388
  • تاريخ :

220 شهید در 6 دقیقه !

اواخر دی ماه سال 1365 در سنندج مثل دیگر روزهای سال مردم در میان سرمای سخت زمستان کار خود را آغاز کردند، ادارات سر ساعت مشغول خدمت رسانی به مردم شدند، صدای بچه ها در زنگ تفریح مدارس به گوش می رسید و همه چیز شهر رنگ و بوی عادی می داد.

هواپیما

عقربه های ساعت به 10 صبح رسیده بود که به ناگاه دیوار صوتی شهر شکسته شد. فضای رعب و وحشت همه جا را فرا گرفت همه به گمان اینکه هواپیماهای جنگی هستند و از آسمان این شهر عبور می کنند تاحدودی بی خیال از کنار موضوع عبور کردند ولی این بار قضیه کمی فرق می کرد و پنج هواپیمای بمب افکن عراق در آسمان شهر سنندج هویدا شدند.

هیچ کس فکرش را نمی کرد که این هواپیماهای بمب افکن قصد بمباران شهر و مناطق مسکونی را دارند ولی به یکباره صدای اولین انفجار به گوش رسید و آپارتمان های میدان شهرداری سنندج به خود لرزیدند.

اولین بمب به شلوغ ترین منطقه مسکونی شهر سنندج برخورد کرد. آن روزها در این آپارتمانها که امروز نیز هنوز یادگارهای جنگ را بر پیشانی خود دارند بالغ بر 600 خانوار زندگی می کردند.

عقربه های ساعت به 10 صبح رسیده بود که به ناگاه دیوار صوتی شهر شکسته شد. فضای رعب و وحشت همه جا را فرا گرفت .

اولین بمب در یک آپارتمان مسکونی و در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی فرود آمد و هنوز صدای انفجار اول به پایان نرسیده بود که صداهای بعدی هم شروع شد. این بار محله چهارباغ و بعد خیابان انقلاب و در نهایت خیابانهای اکباتان و میدان لشکر هدف بمب افکنهای رژیم بعث عراق قرار گرفتند.

این پایان راه نبود مثل اینکه هواپیماهای بعثی قصد داشتند سنندج را به خاک و خون بکشند زیرا به شلوغ ترین محله سنندج هم رحم نکردند و با بمباران محله "پیرمحمد" باعث خلق یکی از فجیع ترین جنایتهای بشری شدند و دست آخر هم به مجتمع مسکونی لشکر واقع در پادگان سنندج یورش برده و آنجا را با خاک یکسان کردند.

بمباران

سکوت و آرامش شهر شکست و 18 نقطه سنندج در فاصله کمتر از شش دقیقه توسط پنج بمب افکن رژیم بعث عراق مورد حمله ای ناجوانمردانه قرار گرفت که هنوز هم آثار آن در کوچه پس کوچه های شهر خودنمایی می کند و هنوز هم که از کوچه های شهر عبور می کنی صدای زجه مادران و گریه کودکان به گوش می رسد.

- شهید بیژن گرامی و تعدادی از هم سن و سالانش در زمین خاکی آپارتمانهای ادب مشغول بازی بودند، او که10 روز از دعوت شدنش به تیم ملی جوانان می گذشت در فکر فراهم کردن مقدمات کار برای حضور در اردوی تیم ملی بود ولی زمانی که جنازه اش را پیدا کردند به سختی قابل شناسایی بود.

- خانواده ای شش نفره در منزل خود به خون غلطیدند و امروز تنها باقی مانده آن جمع یعنی پدرشان هنوز هم وقتی اسم 28 دی ماه به گوشش می خورد اشک از چشمانش سرازیر می شود و تنها کار زندگی اش سرزدن به بهشت محمدی سنندج و دیدار با اعضای در خاک خفته خانواده اش است.

لیلا، گلی، فاطمه، مهین، زهرا و ... دانش آموزان دبیرستان جماران سنندج تازه ساعت دوم کلاسشان شروع شده بود که با برخورد بمب به مدرسه آنها همه در خون غلطیدند و به شهادت رسیدند.

وی می گفت: صبح از خانه بیرون رفتم تا مقداری نان بخرم بعد از چند دقیقه صدای انفجار آمد به سرعت خود را به منزل رساندم ولی هرچه دنبال درب خانه گشتم نبود فقط دختر چهارساله ام را دیدم که چند متر جلوتر از خانه از شدت درد به خود می پیچید دنبال بچه های دیگر می گشتم ولی هیچ کدام را پیدا نکردم و وقتی همه آوارها را برداشتیم همه شهید شده بودند.

- لیلا، گلی، فاطمه، مهین، زهرا و ... دانش آموزان دبیرستان جماران سنندج تازه ساعت دوم کلاسشان شروع شده بود که با برخورد بمب به مدرسه آنها همه در خون غلطیدند و به شهادت رسیدند.

- جنازه روناک را وقتی که پیدا کردند سرش را روی قالی ای گذاشته بود که شاید تا چند روز آینده باید آن را تمام می کرد ولی با ناجوانمردی تمام شهید شد.

بمباران

- فاطمه و هیوا در تدارک برگزاری مراسم عروسی خود بودند و زمانی که می خواستند برای خرید مراسم عروسی از خانه بیرون بروند در کوچه پیرمحمد شهر سنندج شهید شدند تا مراسم عروسی شان به عزا تبدیل شود.

- در آن روز افراد زیادی تمامی اعضای خانواده را از دست دادند و بسیاری دیگر از اعضای خانوده های سنندجی نیز هنوز از جراحات وارده در بستر بیماری اند.

در کمتر از چند دقیقه بیش از 220 نفر شهید و بالغ بر 123 نفر نیز به شدت مجروح شدند که تنها بیمارستان شهر سنندج نیز گنجایش و ظرفیت این همه میهمان ناخوانده را در آن روزها نداشت.

یکی از پرسنل بیمارستان توحید سنندج در شرح ماجرای آن روز می گوید: ما کار عادی خود را آغاز کرده بودیم که به ناگاه سیل افراد و مراجعان ما زیاد شد و شهدا و مصدومین فراوانی را به این بیمارستان انتقال دادند وضعیت به گونه ای بود که تمامی راهروهای بیمارستان مملو از افراد مجروحی بود که هر کدام با جراحتی در انتظار کمک بودند.

آری آن روز که دانش آموزان سنندجی به مدرسه آمدند هیچ وقت فکرش را نمی کردند که امروز روز آخر و امتحان نهایی آنها باشد و هرگز دیگر همکلاسی های خود را نمی بینند.

روز 28 دی ماه یکی از روزهای دردناک برای مردم شهری است که در زمان جنگ تحمیلی هم شهدای زیادی را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کردند اما این حادثه را باید جز فجیع ترین جنایتهای بشری نامید زیرا باعث مرگ کودکان و زنانی و جوانانی شد که بی گناه به شهادت رسیدند.

هرچند که هدف اصلی صدام حسین از بمباران مناطق مسکونی کشور به ویژه شهرهای استان کردستان ایجاد موج نارضایتی مردم علیه نظام بود ولی قضیه به کلی فرق کرد و مردم نه تنها علیه نظام جمهوری اسلامی شعار نداند بلکه چند ساعت بعد از تشییع پیکر پاک شهیدان 28 دی ماه به خیابانها ریختند و با شعارهای مرگ برآمریکا و مرگ بر صدام، بار دیگر سیاستهای جنگ طلبانه رژیمهای استعمارگر را محکوم کردند.

روز 28 دی ماه یکی از روزهای دردناک برای مردم شهری است که در زمان جنگ تحمیلی هم شهدای زیادی را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کردند اما این حادثه را باید جز فجیع ترین جنایتهای بشری نامید زیرا باعث مرگ کودکان و زنانی و جوانانی شد که بی گناه به شهادت رسیدند.

بمباران

استان کردستان در جریان جنگ هشت ساله بارها این اقدامات فجیع را به چشم دید .بمباران 15 خرداد 64 شهر بانه نیز در نوع خود یک فاجعه واقعی بود که هرگز در جریان محاکمه صدام حسین به آن اشاره ای نشد.

استان کردستان در جریان بمباران های مختلف مناطق مسکونی اش در طول هشت سال جنگ تحمیلی بالغ بر 935 شهید و بیش از 600 جانباز تقدیم انقلاب کرد.

هرچند که شاید امروز با گذشت زمان اندکی از زخمهای آن زمان التیام یافته باشد ولی هنوز کوچه پس کوچه های شهر سنندج صدای ضجه مادران و در خون غلطیدن جوانانش در روز 28 دی ماه را از یاد نبرده است.

هنوز هم وقتی که گذرت به بهشت محمدی سنندج می خورد یادگارهای بمباران 28 دی ماه این شهر در قطعه شهدا خودنمایی می کنند.

روحشان شاد .


منبع :

 برگرفته از خبرگزاری مهر 

 

تنظیم برای تبیان :

بخش هنر مردان خدا - سیفی 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
mohammad136317
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 7/2/1390 - 18:8
روح اله بقایی
واقعا عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 20/11/1389 - 18:43
سيد کاميل سيدي
مطلب جالب و خلاصه ای بود که یاد آن روزها را در اذهان دداغ دیده ما زنده کرد. با سپاس ویژه...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 30/7/1389 - 22:29
نيشام فرهادي
سلام خسته نباشید مطالب خیلی غمگین تكان دهنده بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/11/1388 - 11:41
madena2006
امیدوارم که این شهدای گرامی در آن دنیا شفیع ما شوند...
روحشان شاد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 2/11/1388 - 16:12
ناشناس
شاید مشقتهای امروز عراق از آه ایرانیان است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 2/11/1388 - 13:34
اشکان یعقوبی فر
بسمه تعالی
ضمن تشکر از شما - من تا کنون این مطلب را نشنیده بودم ای کاش حداقل در این مورد برنامهای تلویزیونی ساخته می شد
تانسل فعلی هم پی به جنایات صدامیان ومظلومیت مردم ایران بیشتر پی ببرند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 2/11/1388 - 7:57
حيدر آيدون
ازمسولین این سایت تشكرو قدردانی می شود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/11/1388 - 11:54
ناشناس
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/11/1388 - 7:53