راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • رئالیسم جادویی در آمریکای لاتین 1
    رئالیسم جادویی در آمریکای لاتین 1
    قصه، به عنوان يكي از انواع ادبي، با سرعتي شگفت‌انگيز در آمريكاي لاتين پيشرفت كرد، هرچند اشغالگران اسپانيايي طبق عادت مرسوم خود، پس از كشف اين قارة جديد، قصه‌نويسي را تحريم كردند تا راه رشد و نمو تخيل سي‍ّال را متوقف سازند و جامعه سرخ‌پوستان را كه صاحب....
  • مختصری درباره مارکز
    مختصری درباره مارکز
    گابریل گارسیا مارکز ششم مارس1928 در دهکده آرکاتاکا در منطقه سانتامارا در کلمبیا به دنيا آمد.او روح لاتين دارد و از طرفداران فيدل كاسترو است. مي‌گويند تا موقعي كه خودش و فيدل سلامت بودند، پاي ثابت سخنراني‌هاي چندساعته كاسترو بود...
  • تعداد بازديد :
  • 3220
  • دوشنبه 14/2/1388
  • تاريخ :

موتيفها ، نمادها و ساختار شبه اسطوره اي

نگاهي بر صد سال تنهايي

One Hundred Years Of Solitude

مارکز

كلود لوي استروس

در كتاب خود «اسطوره و تفكر مدرن» هنگامي كه درباره‌ي اسطوره و تاريخ صحبت مي‌كند به روايت رئيس رايت اشاره‌مي‌كند ، او مي‌گويد :
  1. «در روايت رئيس رايت ، ما با چيزي مواجه مي‌شويم كه من آن را پيدايش بي‌قانوني مي‌خوانم ، همه‌ي داستان سعي دارد نشان دهد چرا يك قوم ، دودمان يا گروهي از نياكان بر بسياري از مشكلات فائق آمدند ، در يك دوره موفق بودند و در دورانهاي ديگر شكست خوردند و بتدريج با فرجامي تلخ روبرو شدند . اين روايت به طور كلي روايتي بدبينانه است و در حقيقت تاريخ سقوط يك قوم را بيان مي‌دارد .»

ساختار روايت رئيس رايت شباهت چشمگيري با ساختار رمان صد سال تنهايي دارد . رمان صد سال تنهايي همچون افسانه‌ي رئيس رايت سرگذشت پيدايش ، نابودي و انقراض دهكده‌ي ماكوندو ( Macondo ) و مهم‌ترين خاندان آن بوئنديا ( Buendia ) است . اين رمان بيان‌گر تاريخ خاندان بوئنديا و در واقع استعاره‌اي از يك دوره‌ي فرهنگي خاص كه تاريخ يك ملت را نشان مي‌دهد . در صد سال تنهايي دهكده‌ي ماكوندو ، محصور در باتلاقها و جنگل غير قابل عبور ، در حقيقت از جهان بريده است . شهر را خانواده‌ي بوئنديا بنا نهاده و تا حد ممكن آن را دور از دريا ، راهي كه آنان را به نقطه‌ي جهان رسانده ، بنا كرده‌اند . دورافتادگي شهر چنان است كه در آن همه‌چيز روال ديگري ، از بقيه‌ي جهان دارد . اختراعات اروپايي ، چيزهايي چون دندان مصنوعي ، تاريخ و قطب‌نما ، هر چند گاه يك بار توسط كولي‌هاي آواره به ماكوندو مي‌رسد . اما شهر ، چنان از جهان خارج بي‌خبر مانده كه وقتي «اورليانو بوئنديا» به كشف كرويت زمين قائل مي‌شود هرگز نمي‌داند كه اين موضوع پيش پا افتاده‌اي ست . 

دهكده‌ي بي‌نامي همچون روايت‌هاي اساطيري كه جهان را در ابتداي هستي خود ترسيم مي‌كند و بي‌نامي ، بي‌مكاني و ‌بي‌زماني اشيا و پديده‌ها را روايت مي‌كند در آغاز دهكده‌اي پاك و ساده است ، مرگي نيست و اشيا و پديده‌ها هنوز نامي ندارند . اين سادگي و معصوميت در اخلاقيات مردم شهر نيز تعميم يافته است . افراد و خانواده‌ي بوئنديا با عمه‌هاي خود و دختركان نابالغ ازدواج مي‌كنند ، رمديوس بوئنديا برهنه مي‌گردد . اين فضاي وهم‌انگيز و خيالي بي‌شباهت به آمريكاي لاتين يا حداقل نقاط دوردست اين قاره نيست . در اين سرزمين وسيع نيز طي قرون متمادي ، تماس مردم با جهان خارج بسيار اندك و پراكنده بوده است . در ماكوندو آنچه بد است از جهان خارج مي‌رسد . جنگ داخلي صد ساله ، براي ساكنان شهر ، مرگ و تباهي به بار مي‌آورد و شركت موز ، ظلم و تعدي و استثمار را رواج مي‌دهد . مصائب طبيعي مانند خشم خدايان در اساطير نيز به اين بلاها اضافه مي‌گردد ، طوفاني كه چهار سال طول مي‌كشد ، طاعون بي‌خوابي ، باران پرندگان مرده ، همچون بلايا و مصائب عهد عتيق بر شهر و مردمانش نازل مي‌شود .

رمان صد سال تنهايي تصويري افسانه‌اي از فرهنگ جهان سوم است كه تاريخ سرگذشت خاندان بوئنديا به شكل تاريخ اسطوره‌اي و ماقبل مدرن حال و هواي ساختار رمان را نسبت به آثار معاصر ادبيات جهان به كلي دگرگون كرده است . صد سال تنهايي با ساختار شبه‌اسطوره‌اي آن حس شديدي از فضاهاي غبارآلود ، هاله‌ي تيره‌اي از غم و اندوه ، حس پوچي ، بيهودگي اندوه‌زا و به طور كلي فضاي گذشته‌هاي نوستالژيك اسطوره‌اي را ترسيم مي‌كند . شخصيت اورليانو بوئنديا كه در آغاز رمان مدام در حال كشف كردن و در پي دست‌يافتن به پديده‌هاي نو مي‌باشد نيز گونه ي ديگري از شخصيت‌هاي اسطوره ‌اي ست . بوئنديا بي‌خبر از آن كه بسياري از پديده‌هايي را كه كشف مي‌كرده است در جهان خارج پديده‌اي معمولي و پيش‌پا افتاده تلقي مي‌شود تا مرحله‌ي جنون به كنجكاوي و كشفيات خود ادامه مي‌دهد .

انكار عقلگرايي مدرن ، منطق و عناصري كه بر پايه‌ي تفكر و انديشه تكيه زده‌اند و پناه‌بردن به ساختارهاي عاطفي ، خيال و رويدادهاي غيرواقعي صد سال تنهايي را با ساختار اسطوره‌ها همانند كرده است . گابريل گارسيا ماركز در اين رمان در واقع اسطوره تاريخ فرهنگ آمريكاي لاتين را از نو خلق كرده است .

زمان

زمان

در رمان صد سال تنهايي زمان به صورت حلقه‌اي همه‌ي شخصيت‌هاي رمان را در بر مي‌گيرد. كودكان به سرعت رشد مي‌كنند و وقتي به طرزي ويژه بالغ شدند ، زمان آنها را رها مي‌كند و تا لحظه‌ي مرگ در نوستالژي‌اي تلخ و وضعيتي دلگير قرار مي‌دهد . «كلنل اورليانو بوئنديا» و «جوز آركاديو سگاندو» ، هر دوي آنها در لحظه‌ي معيني از زمان محبوس مانده‌اند و از پيوستن به سير خطي زندگي ، حركت و پيشروي در جهان سرباز مي‌زنند .

وقتي كه «اورسولا ايگورن» به كارهاي خانواده رسيدگي مي‌كند زمان با چرخشي دايره‌وار پديدار مي‌گردد . اضمحلال و سقوط خانواده‌ي بوئنديا و مرگ و مير مشروط آنها تا پايان در حلقه‌اي مدور به تفصيل شرح داده مي‌شود . تمام تلاش ماركز براي اين است كه نشان دهد زمان در سيري گردشي و دايره‌اي شكل مي‌چرخد و انسان‌ها نمي‌توانند در حال پيشروي و حركت در سيري مستقيم باشند .

كاراكترها

 كلمه‌ي تنهايي متناوبا در جاهاي گوناگوني از صفحات اين رمان ديده مي‌شود . جوز آركاديو بوئنديا ، آمارانتا ، اورسولا ، اورليانو  و جوز آركاديو سگاندو همه‌ي آنها تنها هستند و بطور كلي در حلقه‌ي زمان به دست فراموشي سپرده‌ شده‌اند . راوي در اين اثر اين گونه استنتاج مي‌كند كه بوئندياها به گردشي دوراني از تنهايي محكوم شده‌اند و هرگز فرصت ديگري براي كسب مجدد زيستن پيدا نخواهند كرد . ماركز سعي كرده است چهره‌هاي متفاوتي از تنهايي را به روش‌هاي گوناگون در طول اثر نشان دهد . اين اثر اعتراضي‌ست بر عليه ممارست و تكرار جهان غربي كه انسان‌هاي آن به نوعي ويژه از تنهايي محكوم شده‌اند و از دسترسي به ابزارهايي براي توسعه‌بخشيدن به جهان خودداري مي‌كنند . همچنين صد سال تنهايي تشريحي از انسان آينده‌ است كه به تنهايي محكوم گرديده و اين تنهايي مي‌تواند هم ويرانگر يك شخص و هم ويرانگر جامعه‌اي عظيم باشد .

رئاليسم جادويي

اغلب اوقات ، در حوزه‌هاي انتقادي ، آثار ماركز را در بخش رئاليسم جادويي رده‌بندي مي‌كنند . اين رده‌بندي در واقع به دليل تركيب واقعيت و تخيل در آثار وي مي‌باشد . كلمبيايي كه ماركز در آثارش ترسيم مي‌كند ؛ جايي است كه اساطير ، شگفتي و افسانه در كنار تكنولوژي و مدرنيته در كنار هم قرار دارند . همچنين دليل ديگر براي رده‌بندي اين است كه آثار ماركز خواننده را به سمت نوعي ترديد در چيستي واقعيت و تخيل و پوچي هر روز زندگي ما سوق مي‌دهد .

مذهب

 در رمان صد سال تنهايي مذهب موضوعي براي شوخي و طنز سازماندهي شده است . يكي از نامهربان‌ترين و ناخوشايندترين شخصيت‌ها در اين رمان شخصيت فرناندا دل كارپيو ، يك كاتوليك پرشور و شعف مي‌باشد كه هيچ ‌چيز برايش اهميت ندارد و حتي قرار دادن فرزندش در صومعه و فراموش كردن او نيز برايش يك امر كاملا عادي و پيش‌پا افتاده‌ تلقي مي‌شود . همچنين كشيش ماكوندو ، پدر نيكادور هميشه در حال ايفاي نقشي مضحك و كاملا سرگرم‌كننده است . به طور كلي مذهب در صد سال تنهايي بر اساس نوعي شك‌گرايي و يا بدبيني ( Skepticism ) سازماندهي شده است .

شخصيت‌ها برخلاف عرف و آزاد از قيود و رسوم در جستجوي خدا هستند ؛ اما اين روش مثل شخصيت اورسولا كه محترمانه و با شان و وقار رفتار مي‌كند يك روش كاملا معنوي و اخلاقي است .

تمدن

صد سال تنهايي سرنوشت ماكوندو را از لحظه‌ي پيدايش تا لحظه‌ي نابودي به ترسيم مي‌كشد . ماكوندو ميان موفقيت ، پيشرفت ، جنگ و نزاع‌هاي غيرنظامي ، تجدد و پيشروي و رويدادهاي وابسته به تحولات عظيم كه شهر را به سمت سقوط و مرگ احتمالي سوق مي‌دهد ، نوسان مي‌خورد . رمان صد سال تنهايي همچنين از خط سير تمدن كلاسيك يوناني ؛ همراه با ثبت‌هاي محتاطانه كه چه‌طور و چه‌وقت علم ، هنر و سياست به ماكوندو آمد ، تبعيت مي‌كند . اين موضوع در ظهور تنهايي به عنوان يك رمان كامل كه محتوي همه‌چيز مي‌باشد و به ديدگاه كلي ماركز از ماكوندو كه همچون  يك عدسي مي‌توان از خلال آن تاريخ بشريت و تاريخ طبيعت را ديد كمك مي‌كند .

كتاب پيدايش (تورات) و كتاب مقدس

متون

 راوي كتاب صد سال تنهايي از نخستين پاراگرافهاي رمان به خواننده اعلام مي‌كند كه ماكوندو به باغي از بهشت تعلق دارد . بلاهاي (بي‌خوابي – باران) كه شهر متحمل آن مي‌گردد ؛ كاملا با كتاب مقدس تطابق دارد . بلاي باران سيل‌آسا بر ماكوندو شهر را از هرگونه گناه و مردان شرير پاك مي‌كند . در اينجا تلاش ماركز بر اين است كه مطابق با پژواك كتاب پيدايش(تورات) و كتاب مقدس تاريخ جهان و نسل بشريت را در اين كتاب از نو طرح‌ريزي مي‌كند . اين اثر بر اساس بسياري از داستانهاي عمده‌ي كتاب مقدس طرح‌ريزي شده است و به نظر مي‌رسد شخصيتهاي آن تمثيلي از فيگورهاي عمده‌ي كتاب مقدس هستند . رمان با آفرينش ماكوندو و پيشترين روزهاي بهشتي از معصوميت آن آغاز و تا پايان مكاتيب (كتاب مكاشفات يوحنا) ادامه پيدا مي‌كند . در اين رمان مي‌توان سقوط جوزآركاديو بوئنديا را ديد كه در نتيجه‌ي جستجوي شناخت و آگاهي بيشتر تا مرحله‌ي جنون پيش مي‌رود . در حقيقت او و همسرش اورسولا ايگوآران نمايشگر آدم و حوا در كتاب مقدس هستند كه بعد از خوردن ميوه‌ي دانش و آگاهي از بهشت تبعيد مي‌شوند . تمام رمان تابع استعاره‌اي از گذشته‌ي بشريت و گزارشي مجدد از آينده‌ي وي مي‌باشد .

بلاها

 دست‌كم دو بلاي معين و آشكار بر ماكوندو نازل مي‌شود : اولين بلا ، بلاي بي‌خوابي و دومين بلا ، بلاي باران سيل‌آساست كه به مدت پنج سال طول مي‌كشد . كما اينكه هجوم بيگانه‌هاي خارجي و تاسيس مراكزي در ماكوندو نيز بلاي ديگري به شمار مي‌رود . به طور يقين خارجي‌ها مرگ و ويراني را با خود به ارمغان آوردند . در واقع اين بلاها سبب جلوگيري از تماس ماكوندو با واقعيت و جهان خارج و غوطه‌ور شدن در نوعي نوستالژي و از دست دادن حافظه‌ي خود منجر گشت .

سياست

جهان پرپيچ و خم سياست در اين رمان بويژه در فصل‌هايي كه با كلنل آئورليانو بوئنديا سر و كار دارد به مقدار زيادي مورد بررسي قرار گرفته است . دنياي سياست در اين اثر جهاني تيره و تاريك است . تفاوت اندكي ميان آزادي‌خواهان و محافظه‌كارها وجود دارد . و در حقيقت كار هر دو كشتن مردم و مورد بهره‌برداري بردن از آنان است . در اينجا ماركز ديدگاه ضد سرمايه‌داري صريحي دارد و قصد وي از به تصوير كشيدن تصوير اين منطقه بحث و مجادله نيست .ماركز توضيح مي‌دهد كه چطور طبيعت سياست آمريكاي لاتين به سمت پوچي ، تكذيب و تكرار پايان‌ناپذير فاجعه نزديك مي‌شود .

مدرنيته

 مضمون مدرنيته بويژه در فصل‌هاي مربوط به خريد و فروش و كشت زرع موز ديده مي‌شود . ماكوندو در طي چندين سال از طريق تاثير تكنولوژي ، بهره‌برداري اقتصادي و هجوم بيگانگان از يك مرداب راكد به شهري مدرن و مهيب تغيير شكل مي‌دهد . اما ورود ماشين‌ها و تكنيك‌هاي كشاورزي به ماكوندو نه تنها جايي بهتر براي زندگي‌كردن نمي‌سازد بلكه به واقع همه‌چيز را بدتر هم مي‌كند . نكته در اينجاست كه تكنولوژي مدرن بدون اصلاح همزمان اصول اخلاقي كاملا بي‌معني و پيشروي بدون نقشه‌اي براي تقليل عدم تساوي اقتصادي كاملا جانورصفتانه مي‌شود .

 تجذيه‌ناپذيري گذشته ، حال و آينده

از ميان اسامي‌اي كه نسلي پس از نسل ديگر باز مي‌گردند ؛ زمان در صد سال تنهايي از بازگويي شخصيت‌ها و رويدادها به ترتيب زماني و تقسيم شدن به حال ، گذشته و آينده امتناع مي‌ورزد .

مارکز

 اورسولا ايگورن هميشه اولين كسي است كه متوجه مي‌شود زمان در ماكوندو نامتناهي است و بيشتر به سمت جلو حركت مي‌كند و گاهي اوقات اين همزماني وقت به بي‌خوابي منجر مي‌شود . وقتي كه مردم نمي‌توانند گذشته را ببينند ، آينده را نيز نمي‌توانند ببينند . پيشگويي‌هاي ملكيادس ثابت مي‌كنند كه رويدادها در زمان ادامه دارند . از آغاز رمان كولي پير قادر بود پايان همه‌چيز را ببيند طوري كه انگار رويدادهاي مختلف همچون حضور اشباح ملكيادس و جوز آركاديو بوئنديا به يكباره رخ داده‌اند و گذشته‌اي كه آن مردها در آن زندگي مي‌كردند با حال يكي شده است .


 نورا موسوي نيا

تنظيم : بخش ادبيات تبيان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
مرتضی عنابستانی
خیلی عالی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 16/2/1388 - 12:58