راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • کلاغ و کوزه
    کلاغ و کوزه
    یک روز گرم تابستان ، کلاغی تشنه ، کوزه ای را دید.
  • دریس، مسئولیت حمل می‏کند
    دریس، مسئولیت حمل می‏کند
    دریس بن محمد، از آفریقای شمالی می‏آید- از کشور الجزایر. او مسلمان است و مانند ملانصرالدین، شوخ طبع و بذله‏گو است. برای همین داستان‏هایش دلنشین و شنیدنی است. دریس بالاخره کاری پیدا کرد. چون همیشه از عقل و فکرش استفاده می‏کرد، خیلی زود توانست کاری کند که
  • رسول اکرم و دو حلقه جمعیت
    رسول اکرم و دو حلقه جمعیت
    رسول اکرم (ص) وارد مسجد مدینه شند، چمشان به دو اجتماع افتاد که از دو دسته تشکیل شده بود و هر دسته ای حلقه ای تشکیل داده سرگرم کاری بودند.
  • تعداد بازديد :
  • 3917
  • دوشنبه 25/3/1388
  • تاريخ :

بار خر روی دوش قاطر
خر و قاطر

روزی یک مرد روستایی، مقدار زیادی از محصولات کشاورزی را بار خر و قاطرش کرده بود و به شهر می‏برد تا بفروشد. خر و قاطر، هر دو خورجین‏هایشان پر از بار بود. خر، تا وقتی که در دشت و جاده صاف و هموار بودند، خیلی راحت و آسان راه می‏رفت، اما همین کار از دشت خارج شدند و به منطقه کوهستان رسید، یکباره احساس کرد که بارش سنگین شده، و قدم‏هایش کند و آرام شد. خر، که به سختی قدم برمی‏داشت و عرق می‏ریخت، رو به قاطر کرد و گفت:

- دوست من! اگر بتوانی مقداری از بار مرا کم کنی، من راحت‏تر می‏توانم راه بروم. این بار برایم خیلی سنگین است!

اما قاطر به این خواهش الاغ هیچ اعتنایی نکرد و همچنان به راه خود ادامه داد. الاغ، کمی دیگر به راه رفتن ادامه داد، تا اینکه زیر آن بار سنگین، از پا در آمد و نقش زمین شد و جان داد!

مرد کشاورز، وقتی با این صحنه روبرو شد، کمی ایستاد و با درماندگی به خر مرده نگاه کرد. سپس چون چاره دیگری نداشت، تمام بار الاغ را برداشت و پشت قاطر گذاشت، پوست خر مرده را هم کند و بالای بارها گذاشت و قاطر را به سوی شهر هی کرد. قاطر بیچاره، که زیر سنگینی آن همه بار، نفسش بند آمده بود، اخم‏هایش را درهم کشید و با خودش گفت:

- خودم کردم که لعنت بر خودم باد! کاش به حرف خر گوش می‏کردم و کمی از بارش را برمی‏داشتم. آن وقت خر بیچاره زنده می‏ماند و من مجبور نمی‏شدم این همه بار سنگین را خودم به تنهایی بکشم!

محمدعلی دهقانی

تنظیم: خرازی

**************************

مطالب مرتبط

کلاغ و کوزه

دریس، مسئولیت حمل می‏کند

رسول اکرم و دو حلقه جمعیت

بازی پدربزرگ و نوه

قند و نمک

در ركاب خلیفه

بستن زانوی شتر  

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
مریم باری
خوب بود.چون همه اموخت که کمک کردن بهتر از نکردن است..چون بعد بلا برسر خودش می اید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 7/9/1390 - 7:50
مریلا همراه
تورو خدا بازم مارا بخندانید خیلی خیلی خیلی جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 26/3/1388 - 11:58
ناشناس
خودش کرد که لعنت برخوش بادا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 25/3/1388 - 16:56