راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آن ریشی را که گرو می‏گیرند، این نیست.
    آن ریشی را که گرو می‏گیرند، این نیست.
    این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند مرد خوب و خوشنامی دچار گرفتاری شد و به مقداری پول نیاز پیدا کرد. از کسی تقاضای مبلغی وام کرد؛ ولی هیچ‏چیز با ارزشی نداشت که در مقابل دریافت پول گرو بگذارد. وام دهنده گفت: «اگر ریش گرو بگذاری، می‏پذیرم.» مرد نیازمند، ناراحت و
  • آمد ثواب کند،کباب شد
    آمد ثواب کند،کباب شد
    کاربرد: آمد کار نیک و درستی انجام بدهد، موفق نشد و کارها بدتر شد و خودش هم ضرر دید. پس باید گفت: «آمد ثواب کند...» - معنای لغت: - ثواب: کار خیر و خداپسندانه آنجا که یوسف است،که گویند ز پیرهن - توضیح: این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند
  • آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی.
    آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را...
    این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند در چمنزاری دور از دهکده، سه گاو و یک شیر با هم زندگی می‏کردند. یکی از گاوها حنایی بود، یکی سیاه و دیگری سفید با این که شب و روز شیر به فکر خوردن گاوها بود؛ ولی چون آنها سه گاو بودند، او جرات نمی‏کرد به سراغشان برود و شکارشان
  • تعداد بازديد :
  • 3725
  • چهارشنبه 28/5/1388
  • تاريخ :

 شیطان بیدارمان کرد

شیطان

 آن‏قدر خوابیدیم که شیطان بیدارمان کرد

توضیح:

این مثل داستانی دارد؛ داستانی که آن را جلال‏الدین مولوی در کتاب مثنوی معنوی به شعر سروده است: می‏گویند روزی معاویه از دیدار مردم آنقدر خسته بود که دستور داد تمام درهای قصر را ببندند و هیچ‏کس را به داخل قصر راه ندهند و بعد خوابید. خوابی عمیق. ناگهان مردی معاویه را از خواب بیدار کرد. معاویه وقتی چشم باز کرد مرد پنهان شد. معاویه گفت: «تمام درها بسته بود. تو چه کسی هستی و چگونه به داخل قصر آمده‏ای؟»

معاویه

مرد پاسخ داد: «من شیطان هستم آمده‏ام تا تو را بیدار کنم تا به موقع به مسجد بروی و نماز بخوانی، عجله کن، دیر شده است.»

معاویه با تعجب گفت: «تو شیطانی. چطور برای انجام کار خیر به اینجا آمده‏ای. نه! تو دروغ می‏گویی. تو نمی‏توانی راهنمای کاری خیر و خداپسندانه باشی.»

شیطان پاسخ داد: «من اول فرشته بودم و آنچه امروز هستم نتیجه عشق بی‏انتهای من به خداست. این من هستم که راستی و صداقت قلب‏ها را محک می‏زنم.»

معاویه گفت: «تو افراد بی‏شماری را از راه به بیراهه کشاندی. تو دشمن بیداری هستی راست بگو، چرا مرا از خواب بیدار کردی.»

ابلیس گفت: «اگر تو به موقع به نماز نمی‏رسیدی و نمی‏توانستی همراه جماعتی که نماز می‏خوانند نماز بخوانی چنان آهی از دل سوخته‏ات بر می‏خواست که از صد ذکر و نماز برتر و بالاتر بود. تو را بیدار کردم تا لذت این سوختن از عشق را احساس نکنی!»

 کاربرد:

وقتی کسی احساس کند به دلیل خطا یا اشتباهی که مرتکب شده از طرف فردی کوچک‏تر از خود یا شخصی نادان مورد سرزنش و پند قرار گرفته از این مثل استفاده می‏کند.

- مشابه:

- آن‏قدر نمردیم تا از قبرستان آمدند صدامان کردند. (فرستادند دنبالمان)

 

آن‏قدر سمن هست که یاسمن پیدا نیست

 کاربرد:

1- وقتی که در یک جمع، بسیاری از افراد، برتر از شخصی باشند که خود آن شخص هم خصوصیاتی خوب و برجسته دارد، و به دلیل همین زیاد بودن خوب‏ترها و بهترها، دیگر کسی به او اهمیت ندهد و به او توجه نکند، می‏گویند: «آنقدر سمن هست که یاسمن...»

2- همچنین هنگامی که دردها و گرفتاری‏ها آن‏قدر زیاد باشد که درد و گرفتاری‏های کوچک به نظر نیاید، این ضرب‏المثل کاربرد دارد.

- مشابه:

- آن‏قدر دهلی هست که به سرناچی نمی‏رسد!

- معنای لغات:

- دهلی: دایره‏زن، دهلی زن

- سرناچی: شیپورزن، نوازنده سرنا

 

منبع:فوت کوزه گری

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

                                                 ***********************************

مطالب مرتبط

آن ریشی را که گرو می‏گیرند، این نیست.

آمد ثواب کند،کباب شد

آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی.

خدا خر را شناخت و شاخش نداد.

اگر تو کیفی، من بند کیفم.

آن ذره که در حساب ناید،ماییم

آنجا رفت که عرب نی اندخت

آلبالو گیلاس که گل کند،تازه چهارده سالش می شود.

شام و ناهار هیچی!

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
aliasghar shabani
مطلب خوب وجالبی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 29/5/1388 - 10:25