راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 16952
  • يکشنبه 1/3/1384
  • تاريخ :

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید

اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق  صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.

اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از  استرس  و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.

- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا  قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

منبع : زن روز

لینک ها

 آسیب شناسی خانواده 

 علل آسیب پذیری خانواده 

 ساختار اجتماعی – حقوقی مهریه 

 همه چیز درباره ی حضانت 

 نفقه از دیدگاه اسلام 

آخرین نظرات کاربران
مریم ****
وقتی حق طلاق با مرد است زن چی کار میتونه بکنه حتی اگر دلیلش محکمه پسند نباشه
پاسخ تبیان :
شنبه 9/9/1387-16:0
حسنک
فردا وقت دادگاه داریم! واسه طلاق!
1 ساله عقد کردیم!
تو این یه سال متوجه مسائلی شدم که تو 15 سال فامیلی ندیده بودم!
زندگی چه سخته...
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 6/9/1387-0:58
حمید
طلاق یعنی شکست / خدایا کمک کن هیچ زوجی تو زندگیشون شکست نخورن
پاسخ تبیان :
سه شنبه 5/9/1387-20:9
علی حسنی
چرا طلاق؟ ما مفهوم زندگی رو نمی دونیم خدا تو قران قسم یاد میکنه ما انسان را در رنج و زحمت آفریده ایم. خانوم من داره بخاطر شک و سوظن ازم طلاق میگره. با وجودی که میدونه من بدون اون نمی تونم زنده بمونم ولی بخاطر لج و لج بازی بعد از یکماه قراره از هم جدا بشیم. اینقدر حالم خرابه که از خدا فقط مرگ آرزو میکنم. آقایون خانوما زندگی یعنی تلخی و شیرینی. طلاق چیه. تو این دنیا که همهمون مهمونیم بیاید با صبر و گذشت و کمی انصاف نذارید این چند روزه دنیا به کاممون تلخ بشه. به خدا قسم مطمئن باشین به غیر از طلاق راههای زیادی هست که ما فقط بخاطر لج و لج بازی> غرور کاذب> تنبلی اصلا به اون چیزا فکر نمیکنیم.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-1:50
مریم
سلام : همه یه جور حرف زده بودن یعنی حرف همه یکی بود همه لحظه های تلخی داشتن و دارن اما تلخ تر از شما منم که تو سن 19 سالگی و 2 ماه بعد از عقدم درخواست طلاق دادم .شما بگین این حق ما بود تو اولین تجربمون این جوری شکست بخوریم ؟
پاسخ تبیان :
جمعه 1/9/1387-21:37
محمود
طلاق اولش به نظر راه فرار از مشكلاته ولی بعد از چند وقت كه عصبانیت فروكش میكنه دوباره پای احساس وسط میاد و دلتنگیها شروع میشه و دوست داره به خودش و همسر گذشته یك فرصت دیگه بده اما اصولا تو دومین بار هم به شكست میرسه چون دو نفر خیلی شكننده تر از قبل شدن و با كوچكترین مشكلی از كوره در میرن و احساس میكنن كه با رجوع وقت خودشون رو تلف كردن در كل وقتی روی دو نفر به هم باز میشه و پرده های حیا دریده میشه مشكلات خیلی سختر میشه
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 30/8/1387-2:17
goli
ایکاش آشنایی نبود که منجر به جدایی شود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 29/8/1387-21:35
مینا
اگه کسی هست که تجربه طلاق داشته و می تونه به من کمک کنه ممنون می شم. من خیلی سخت می تونم با این قضیه کنار بیام و دلم بدجوری آشوبه
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در این زمینه در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
سه شنبه 28/8/1387-8:32
123
من خسته ام
هیچ امیدی برای زندگی با مردی كه دوستش ندارم و هیچ آینده روشنی با او نمی بینم ندارم
اما می ترسم
از طلاق می ترسم
از اینكه شاید بعد از طلاق وضع بدتر شه
اما از اینكه بدتر نمی شه
شب و روز گریه و ناراحتی
پاسخ تبیان :
يکشنبه 19/8/1387-13:20
ناشناس
من 24 سالمه و دانشجوی ارشدم، 1 سال با شوهرم دوست بودم و عاشقش بودم و برای زندگی کردن باهاش لحظه شماری می کردم،حالا 1 ساله که عقدیم و قراره تا چند ماه دیگه عروسی کنیم.اما فقط آشوب و دعوا و سیاهی جلوی .......اگه راهنمایی کنید،ممنون می شم.
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در این زمینه در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
پنج شنبه 16/8/1387-18:36
ابوالفضل
زندگی بی عشق و گذشت خیلی سخته من خیلی زود ازدواج كردم 1 هفته ای و یه ماه هم طلاق گرفتیم چون شناختمون واقعا كم بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 15/8/1387-8:12
رضا فردوسي
طلاق یك راه حل اما بعنوان آخرین گزینه است
خدا هم آنرا پذیرفته اما تحت وضعیتی
همسر بد شاید یك امتحان الهی است كه نیاز به صبر دارد ولی هر كسی تا اندازه ای تحمل دارد
تحمل هر كس به قدر ظرفیت اوست و ظرفیت هر كس به تعداد گذشت های او.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 12/8/1387-10:5
ج ت
من همین دیشب پس از 4سال نسبتا خوب تصمیم قاطع به ترك گرفتم مگه قراره چند بار زندگی كنم
پاسخ تبیان :
شنبه 11/8/1387-13:25
bahar
سلام من 28سالمه و دارم از همسرم جدا میشم ولی اصلا راضی به اینکار نیستم چون همسرم رو دوست دارم اونم منو دوست داره ولی خیلی دهن بینه خانوادشه و اینم رو قبول نداره. من روزهای بدی رو سپری میکنم ترو خدا دعام کنید واز همه دوستان میخوام منو راهنمایی کنن
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در این زمینه در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
پنج شنبه 9/8/1387-22:17
azar
سلام ممنونم كه به این معضل توجه داشته اید
طلاق برابر است با رنج كشیدن برای كسی كه زندگی اش را دوست داشته و تمام سعی اش را كرده ولی فایده نداشت مثل خود من.اگر همه چیز یكطرفه نبود خیلی خوب بود.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 8/8/1387-11:36
ايران
من بعد از 4 سال زندگی خسته شدم تازه 22 سال دارم
پاسخ تبیان :
يکشنبه 5/8/1387-16:46
كاوش كاوش
باسلام و تشكر
باخوندن این مطلب یه كمی امیدوار شدم .امروز دیگه تصمیم گرفته بودم برم دادگاه و درخواست طلاقمو بدم ، خیلی خسته شدم از خدامی خوام خودش كمكم كنه .
پاسخ تبیان :
شنبه 27/7/1387-11:52
آزاده
من حدود 7 ماهه که ازدواج کردم قبلا با همسرم رابطه 6 ماهه داشتم موقع ازدواج خانوادم مخالفت می کردن ولی ما ازدواج کردیم حالا شوهرم عرصه زندگی رو واسم تنگ کرده دست بزن داره فحش می ده تحقیر می کنه ....... هم دوسش دارم هم از ادامه زندگی با اون خسته شدم با اینکه فقط 20 سالمه به مرگ فکر می کنم. من از شما کمک می خوام چون نه هزینه رفتن به مشاوره دارم نه اجازشو از طرف شوهرم
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. موفق باشید
شنبه 27/7/1387-11:2
هستی
من روزهای سختی رو با همسرم میگذرونم میتونم بگم که الان هیچ عشقی نسبت به او ندارم او به شدت وابسته به خانواده اش است وخیلی هم ادم سنتی است کاش بتونم تصمیم درستی بگیرم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 22/7/1387-19:20
مريم عباسي
جالب بود خسته نباشید.ولی میخواستم اگه ممكنه ازتون كمك بگیرم .
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکلات تان را در این زمینه در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
شنبه 20/7/1387-11:38
محبوبه م
طلاق خوب نیست چون بعد از طلاق دوباره ادم دلش تنگ میشه
پاسخ تبیان :
سه شنبه 9/7/1387-16:52
عسل
من از همسرم دارم جدا میشوم یه دختر 7 ساله دارم.هیچوقت فکر نمی کردم طلاق بگیریم.ما خیلی با هم صمیمی بودیم ولی دخالتهای مادر و خواهر همسرم باعث اختلافاتی شد که دعواهای زیادی باهم کردیم اخلاقش عوض شد و الان میگوید از من نفرت داره به نظر شما التماس کنم که بخاطر بچه با هم بمونیم .من از شوهرم همچین توقعی نداشتم ولی الان دیگه منم راضی به طلاق شدم
پاسخ تبیان :
يکشنبه 7/7/1387-18:8
ناشناس
27 سالمه تحصیل کرده ام و پسرم .....از طلاق می ترسم. از این در تعجبم که چرا همسرم نمی ترسه
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 4/7/1387-23:34
علیرضا
وقتی کسی رو دوست داری 4 سال بهش عشق میورزی ، حاضری از همه چیزت بخاطر اون بگذری ، همه دوستان و فامیل به این علاقه قبطه میخورند ، اون به زندگی مشترک به دید یه بازی کودکانه نگاه میکنه و بواسطه داشتن بزرگترهای نادان تشویق به طلاق میشه . با این جمله که اگه سخت بود رجوع میکنم مهرش رو میگیره و میره . چند ماه میگذره ، آبها از آسیاب می افته و گرد و غبار ها نشست میکنه ، به تو غیر مستقیم پیام میده که اگه تو میخوای با کس دیگری ازدواج کنی به من هم بگو که برم دنبال زندگیم ! این یعنی پشیمانی اما چه سود که دیگه از چشمت افتاده و دیگه نمیخوای رو ادامه زندگیت ریسک کنی رشته چو گسست میتوان بست اما گرهی میان آن هست
پاسخ تبیان :
دوشنبه 1/7/1387-20:35
مهدی قنبری
وقتی اعتماد در زندگی از بین بره ادامه زندگی غیر ممکن. دیگه نمی تونی حرف دلت رو بگی و محرم اسرار داشته باشی, باید مواظب مدارکت باشی ,مواظب پول و .....
پاسخ تبیان :
يکشنبه 31/6/1387-14:56
ناشناس
2نفری که می خوان از هم طلاق بگیرن، باید دلیل محکم برای این کار داشته باشن. و اینکه برنامه ریزی برای بعد از جدایی. از سر لج و لج بازی و تصفیه حساب طلاق گرفتن، فقط پشیمانی و آبرو ریزی به همراه داره.
پاسخ تبیان :
شنبه 30/6/1387-13:23
مالک خاتمی
سلام . وبلاگ کاملا مفیدی آفریدید اما کاش یه روزنه برای ارتباط با شما هم برا مون میزاشتید چون من تو زندگیم به جایی رسیدم که دیگه دارم کم میارم / ممنون
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکلات تان را در این زمینه در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
يکشنبه 24/6/1387-12:15
sara toraby nia
عالی و کار ساز بود
پاسخ تبیان :
يکشنبه 24/6/1387-9:16
ناشناس
همیشه فکر می کردم طلاق برای دیگرانه ، تا حالا با آبروم مایه گذاشتم . خیلی دلم می خواست بدونم چی میشه که آدمها به طلاق فکر میکنند و نمی دونستم چقدر تلخ وقتی بهش فکر میکنی .دوستان طلاق هم مثل بقیه کارها بلوغ می خواهد .زودترش افسردگی و دیرترش دیوانگی می آورد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 24/6/1387-8:32
ناشناس
"دعواو مشاجره تو همه زندگی ها هست ولی وقتی تعداد دفعاتش زیاد وفاصله های زمانیش کم بشه روز به روز علاقه طرفین به هم کمتر میشه تا جاییکه به نفرت تبدیل میشه.حالا تو چنین فضایی چطور میشه زندگی کرد.ولی با وجود بچه ومشکلات مالی زنها غالبا تحمل می کنن.الان وضیت من و شوهرم طوری شده که دیگه نمیتونیم با هم حرف بزنیم مدام باید خودمون رو از هم قایم کنیم من که سعی میکنم بیشتر وقتمو بیرون بگذرونم یا سر کار یا با پسرم .خدایی این زندگی ارزش ادامه دادن رو داره .این نصیحت ها هم خیلی وقت ها کار ساز نیست چون وقتی یکی از چشمت افتاد دیگه کاریش نمیشه کرد.
پاسخ تبیان :
جمعه 22/6/1387-22:15