"ساختمان پزشكان "ي که بيمار است
اگر صدا و سيما مدعي است که ميتواند جذابتر ، مؤثرتر و مفهومي تراز شبکههاي ماهوارهاي مثل "فارسي وان" عمل کند ، پس اين تقليد خواسته يا ناخواسته از ترويج "آزادي در روابط " براي چيست ؟ اين رابطهي دکتر افشار با همسر قبلي و مجادلهي همسر جديد با وي براي چيست ؟ اين همه استفاده از الفاظ زشت و رکيک در سريال به خاطر چيست ؟ اين جملهي " چهار تا انگشتم را تو دهنت خرد ميکنم " براي چيست ؟ ميتواند علتي به غير از عادي سازي فحش و ناسزاگويي و مسخره کردن مردم داشته باشد !! يا تنها بدين دليل است که بايد بچههاي سه ساله تا جوانهاي سي ساله ، بدانند که بايد ادب را از بي ادبان بياموزند !
با اينکه قصد داريم امشب را با نگاهي انتقادي پاي "ساختمان پزشکان" بنشينيم ، ولي بهتر است در همين ابتداي مقاله بگوييم :
"باز هم گلي به گوشهي جمال اين سريال طنز شبانه که با تمام نواقص تکنيکي و محتوايياش ، مردم را به "لبخند" دعوت ميکند ؛ نه همچون "ستايش" هندي و اشک آلود ، که غصهاي مصنوعي وبي سرانجام به دلتنگي هاي عصر جمعهي مردم ميافزايد ."
رسالت "صدا و سيما" اين روزها ، چيزي جز اندوه بي هدف و شادي ملال آور نيست . رسالت سيماي جمهوري اسلامي ايران اين روزها ،همه چيز دارد جز "فرهنگ سازي" منطبق با تحقيقات انديشمندان و اهالي فکر و عقيده . اين روزها کمتر استاد دانشگاه و محققي يافت ميشود که درد فرهنگ سازياش ، التيام يابد با آنچه در رسانهي ملي اعمال ميشود .البته اين حرف ما را مديران محترم صدا و سيما قبول ندارند ؛ زيرا مدير روابط عمومي شبکه سه سيما در بيانيهاي به حاشيههاي ايجاد شده و مباحث پيرامون سريال طنز "ساختمان پزشکان ميگويد :" آنچه در خصوص ضعف کيفي سريال در برخي خبرگزاريها و روزنامهها درج شده است، کم لطفي بزرگي در حق اين سريال و دست اندرکاران آن است ؛ که به گواه کارنامه هنري پربارشان، از بهترين طنزپردازان هستند. " کاش اسناد " کارنامهي هنري پربار " را چيزهايي فراتر از اينها ميدانستيم ! کاش کيفيت پرمحتواي يک اثر خوب ، بهتر از کميت بي شمار و کليشهاي آثار بود.
شناسنامه ي سريال
"ساختمان پزشكان " به کارگرداني سروش صحت ، تهيهکنندگي محسن چگيني و نويسندگي پيمان قاسم خاني و ديگر نويسندگان مطرح صداوسيما ،در 70 قسمت 45 دقيقهاي ،از شنبه تا پنجشنبه ،در ساعت 20 و 45 دقيقه از شبكه سوم سيما،مهمان سفره هاي با هم بودن شبانه ي ماست . داستان اين سريال طنز ، درباره ي چند پزشك مختلف ، و مناسبات خانوادگي آنان است كه ميكوشند در وراي تعريف داستانهاي گوناگون، لحظات خوشي را براي مخاطبان خود پديد آورند.
مخاطب شناسي
سروش صحت در جلسهي نقد اين سريال مدعي است : " ما به دنبال يک نوع جديد در اين سريال نبوديم، بلکه ميخواستيم کارمان طوري باشد که ضمن ارتباط برقرار کردن با مخاطب عام، رضايت مخاطب خاص را هم جلب کنيم." قصد سازندگان اين سريال ،جذب دو طيف متفاوت مخاطب ميباشد ؛ يعني هم مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام. ولي آنچه در گزارشات و تعاريف آورده ميشود ،متناسب با اين هدف نيست :
مخاطب عام ،ناراضي
گزارش تلويزيون از مردم عادي در سطح شهر ،حاکي از اين بود که :" اين سريال ،روان شناسي و مشاوره را به سخره گرفته است ."
کارشناسان روان شناسي معتقدند که اين سريال ، به جاي انگزدايي، انگزايي ميكند . «انگ» يا برچسب ، مهمترين مانع ارائهي خدمات سلامت روان است .اغلب مردم از ترس "انگ " به روانپزشك مراجعه نميكنند و همين كار باعث تشديد اختلالات رواني اين دسته از افراد ميشود
مخاطب خاص هم ناراضي
دکتر مهدي حسنزاده، روانپزشک فرهنگي – اجتماعي ، با انتقاد از سريال «ساختمان پزشکان»، در گفتوگو با ايسنا گفت: اين مجموعه تلويزيوني باعث تشديد نگرش منفي مردم به روانپزشکان ميشود چرا که در«ساختمان پزشکان» ،به تخيلات نويسنده براي به تصوير کشيدن روانپزشک و بيماران نيازمند خدمات روانپزشکي، بسنده شده است. وي در ادامه افزود : متأسفانه مسؤولان سيما،به بازخوردهاي روانپزشکان اهميتي نميدهند.سازندگان سريالها،براي ساخت اثر خود از حضور مشاوران مذهبي و انتظامي بهره ميبرند،ولي تا به حال کمتر از مشاور سلامت روان براي توليد آثار تلويزيوني استفاده کردهاند . نتيجهي اين کار ارائ? تصويري نادرست از روانپزشکان و بيماران نيازمند خدمات سلامت روان در رسانهي فراگيري مانند سيما است.
کارشناسان روان شناسي معتقدند که اين سريال ، به جاي انگزدايي، انگزايي ميکند. «انگ» يا برچسب ،مهمترين مانع ارائهي خدمات سلامت روان است.اغلب مردم از ترس "انگ "به روانپزشک مراجعه نميکنند و همين کار باعث تشديد اختلالات رواني اين دسته از افراد ميشود. در اين شرايط ، صدا و سيما به جاي کمک به انگزدايي از روانپزشکي و اختلالات رواني ، ديد جامعه را نسبت به اين موضوع منفيتر و بدين ترتيب «انگزايي» ميکند.
شخصيت پردازي
شخصيتها در اين سريال در جاي اصلي خود قرار ندارند.آقاي روانشناس ، در مناسبات خانوادگي خود دچار مشکلات فراواني است.او نميتواند بين ارتباط با همسر و مادر خود تعادل ايجاد نمايد. آقاي روان شناس در مناسبات اجتماعي خود نيز سردرگم و ناتوان است ،چه برسد به اينکه بتواند راه حلي بيابد براي مراجعه کنندگان خود .
نقش والدين،نه تنها يک نقش محوري نيست، بلکه بسيار مشکل آفرين و در سطح بسيار نازل به تصوير کشيده شده است.رسانهي ملي به جاي تلاش براي برگرداندن اقتدار و محوريت والدين در خانواده ،سعي در کمرنگ تر کردن اين اصل مينمايد .احترام بين همسران در اين مجموعه ناديده گرفته ميشود .
اين روزها آنچه ديگر بين روابط همسران محو شده است ، حرمتي است که ميتوانست در حل بسياري از مشکلات و به عنوان مانعي در ايجاد اختلافات موثر واقع گردد.رد شدن از خط قرمزهايي که پدرها و پدربزرگهاي ما سالها تلاش کرده بودند تا آن را به خاطر بقاي خانواده حفظ کنند ، کار سختي نيست .
البته ما موافق سنتهاي دست و پاگير و سطحي نيستيم ، بلکه مخالف شکستن "حرمت" و آزادي بي قيد و شرط در روابط هستيم ؛مخالف جملهي " ميزنم تو دهنت " همسر دکتر سهرابي به شوهرش هستيم . مخالف اين همه جنگ و جدال بي سرانجام هستيم .
موافق حفظ حجب و حيا و آرامش در خانه هستيم . موافق حفظ احترام و آبروي خانواده هستيم ؛ نه مثل اين سريال که دعواي همسران از کانون خانه به کانون غريبهها کشيده ميشود و زن و مرد پيش چشم ديگران، به راحتي همديگر را بي اعتبار ميکنند!
اينگونه روابط ، نه تنها به صلاح خانواده نيست ، بلکه سبب آسيب پذيري همسران و تربيت نادرست فرزندان و ناتواني آنان در جامعه مي گردد. مطمئنا نمي توانيم از نسلي که با اين گونه سريال ها تربيت مي شود و قد مي کشند ، انتظار متانت و رعايت ارزش ها را داشت
آيا اين سير قهقرايي و روبه افول ، در نهايت به تنزل فرهنگي و رکود انديشه نمي انجامد !! آيا خنداندن و سرگرم کردن مردم با کمرنگ کردن و له کردن ارزشها و هنجارهاي اخلاقي، بزرگترين خيانت به خانواده نيست؟
البته نکتهي مثبتي که اين سريال بدان اشاره کرده است ، نقد عملکرد کلينيکها و مشاورههايي است که اين روزها مثل قارچ روبه گسترش است و خانوادهها را به سوي خود جذب کرده است .شور و مشورت در اسلام بسيار سفارش شده است و استفاده از رهنمودهاي روان شناسان و مشاوران ،کاري مفيد و عقلاني محسوب ميگردد،ولي توجه به اين نکته که چه کسي را براي اين کار انتخاب کنيم بسيار مهم و سرنوشت ساز ميباشد .
اولين عامل اين است که آيا خود اين فرد در زندگي خانوادگي و اجتماعي خود فردي موفق بوده است ؟آيا اين فرد توانايي مديريت لحظات بحراني و حساس زندگي خود را داشته است ؟ "ساختمان پزشکان" در کنار نواقص محتوايي و ساختاري خود ، توانسته عامل موثري گردد در راه انتخاب مشاورهاي مجرب و کارآمد .
سرور حاجي سعيد
بخش خانواده ايراني تبيان