هفته فضا، فرصتي براي نگاه به آينده
انسان راهي طولاني را سپري کرد تا بتواند به يکي از روياهاي قديمي خود جامه عمل بپوشاند. از سپيدهدم تاريخ تا همين نيمقرن پيش، روياي سفر به دشت بيپايان ستارهها تنها در ذهن عدهاي از آيندهنگرها و دانشمندان پيشرو ميتوانست رنگ و بويي از واقعيت به خود بگيرد و بقيه مردم آن را تنها داستانهايي تخيلي و دوردست ارزيابي ميکردند. اينک اما جهان تغيير کرده است.
انسان وارد قلمرو فضا شده است. ديگر براي پرواز نيازي به عقابهاي کيکاووس و بالهاي مومي ايکاروس و ارابههاي آتشين آزتکها نيست. اينک علم ما را با خود به فراسوي جو زمين برده و عصر جديدي را آغاز کرده است.
عصر فضا؛ عصري که مناسبات جهان ما در جايي فراسوي زمين شکل ميگيرد و عصري که درک ما از جهان به طور کمسابقهاي افزايش يافته است. انسان اينک بر ماه قدم گذاشته و روياي بازگشت به آن و سفر به مريخ را دارد. در مدار زمين ايستگاه فضايي در حال تکميل شدن است.
پيشقراولان ما از مرزهاي سيارهاي منظومه شمسي عبور کردهاند و کارواني از رباتهاي کاوشگر بر سيارات گوناگون فرود آمده و يا بر گرد آنها در حال چرخيدن هستند و کارواني عظيمتر از آنها از مدار زمين چشم به سياره ما دوختهاند تا کيفيت زندگي ما را در اين سياره بهبود بخشند، اما همه اينها تازه آغاز گامي کوچک براي پيشرفتهاي بلند و دور و درازي است که آينده فضا در آستين دارد.
رازهاي فضا هر روز بيشتر آشکار ميشود و به همين دليل مردم نياز دارند تا در هر فرصتي به آينده مقدر انسان در فضا بينديشند و هفته فضا که آن را پشت سر گذاشتهايم فرصتي براي اين تفکر است.
4 اکتبر سال 1957 تاريخي ماندگار در روز شمار پيشرفتهاي انسان بود. تنها تعداد افراد معدودي پيش از آن تاريخ از اتفاقي که قرار بود بامداد آن روز صبح در پايگاهي که بعد از آن به نام بايکونور ناميده ميشد رخ دهد، خبر داشتند.
سال 1957 به نام سال جهاني زمينشناسي ناميده شده بود و همين مناسبت فرصت خوبي بود تا کرولوف، دانشمند برجسته روسيه که از او به معمار پروژه فضايي شوروي ياد ميکنند.اولين نتيجه و دستاورد برنامه خود را علني کند. بامداد روز بعد، خبر مهمي از ديوار آهنين اطلاعاتي شوروي به بيرون درز کرد.
اتحاد جماهير شوروي نخستين ماهواره ساخت دست بشر را در مدار زمين قرار داد، اگرچه ابتدا اين خبر براي بسياري بويژه در بلوک غرب سخت بود، اما پس از آنکه ايستگاههاي رديابي راديويي نواي بيب بيب ممتد ناشي از ابزارهاي مخابراتي داخل اسپوتنيک را در سراسر جهان دريافت کردند و توانستند آن را با کمک راديوتلسکوپهاي خود دنبال کنند، مطمئن شدند که عصرجديدي در جهان آغاز شده است که آن بيب بيب اوليه در حقيقت چيزي جز صداي تولد اين عصر نبوده است. اين آغاز رقابتي بود که با سرعتي سرسامآور آينده زندگي ما را بر اين سياره تغيير داد.
اما اين رويدادي يک شبه نبود، روياي کهن سفر به فضا و رها شدن از بند گرانش زمين از مدتها پيش از آن به امکاني علمي و حداقل قابل بحث تبديل شده بود. شايد نقطه آغاز اين رويدادها را بتوان به دوران نيوتن نسبت داد، زماني که او با انتشار کتاب «اصول فلسفه طبيعي» خود قوانين سه گانهاش را شرح داد و پس از آن برخي از دانشمندان مانند ويليام مور در قرن19 امکان استفاده از اين قوانين براي پرواز به فراسوي جو را مطرح کردند، اما يکي از مهمترين نقشها را تسيلوفسکي روسي به عهده داشت؛ معلم کمشنوايي که براي اولين بار سفرهاي فضايي را بر مبناي امکانات فني و رياضياتي مورد بررسي قرار داد، اما گويي او فرزند زمان خود نبود و مانند بسياري ديگر از پيشگامان در آن دوران توجه جدي به نظريات او نشد.
البته شتاب رويدادهاي بعدي باعث شد تا بحث پرتابههاي دوربرد بسرعت مطرح شود. تحقيقات رابرت گودارد در زمينه امکان استفاده از سوخت مايع براي پرتاب پرتابهها و بحثهايي که درخصوص امکان سفرهاي فضايي در ايالات متحده، شوروي، انگلستان، آلمان و اتريش در گرفته بود، سرانجام آلمان نازي بود که توانست پروسه بهبود سيستمهاي موشکي خود را آغاز کند که در نهايت به رهبري ورنر فون براون به ساخت موشکهاي بالستيک VII منجر شد.
آلمانها با کمک اين موشک خود سال 1942 توانستند به مرز فضا (ارتفاع 100 کيلومتري) برسند، اما سقوط آلمان براي نيروهاي متحد شوروي و آمريکا، غنيمتي با ارزش به همراه داشت. موشکهاي VII ، طرحها، نقشهها و مهندسان آن بين 2 نيرو تقسيم شدند تا عصر فضا بر رقابت جديد ميان 2 قدرت شرق و غرب و بر اساس ميراث آلمانها آغاز شود؛ ميراثي که اگرچه هر 2 گروه تلاشهاي مقدماتي را به کار بستند، اما در نهايت اين شورويها بودند که بامداد 4 اکتبر 1957 با اعزام اسپوتنيک يک به مدار زمين جهان را در شگفتي فرو بردند.
پيش از آنکه رقباي روسيه از شوک بيرون آيند، آنها گام مهم بعدي را برداشتند. اسپوتنيک 2 در حالي به مدار زمين رفت که با خود اولين موجود زنده سگي به نام لايکا را به همراه داشت.
رقابتهاي شديد ماهها و سالهاي بعد، فضا را به عرصه جدي در زندگي مردم تبديل کرد. پرواز نخستين انسان يوري گاگارين، نخستين بانوي فضانورد: والنتينا ترشکوا و سفرهاي چند نفره، راهپيماييهاي فضايي، ساخت ايستگاههاي مداري و سرانجام سفر به ماه که در دهه 70 ميلادي قرن بيستم گام مهمي در زندگي بشر برداشت.
همراه با اين رويدادهاي شگفتانگيز زمين نيز در کانون توجه بود. استفاده از ماهوارهها براي بهبود روش زندگي ما در زمين روز به روز افزايش مييافت. ماهوارهها نه تنها براي بهبود مخابرات و ارتباطات به کار رفتند که براي پيشبيني وقايع و رويدادهاي غير مترقبه، تشخيص معادن زيرزميني، تصويربرداري و نقشهبرداري و سنجش از دور و ناوبري نيز مورد بهرهبرداري قرار گرفتند.
طي 50 سال گذشته، ابزارهاي علمي ما از فضا به عنوان امکاني براي نگريستن به دور دستها استفاده شدهاند؛ در حالي که با پروازهاي سرنشيندار که عمدتا با هدف ساخت ايستگاه مداري با شيوههاي جديدتر ادامه يافت و کارواني از رباتها به کاوش سيارات و اجرام منظومه شمسي پرداختند و تقريبا اطراف بيشتر سيارات و بر سطح بسياري از آنها گام گذاشتهاند.
در چند سال گذشته، اين رقابت نفسگير روز به روز شکل متفاوتي به خود گرفته است. چينيها اينک به سومين ملتي تبديل شدهاند که توانستهاند مستقل به فضا بروند و همين چند هفته پيش بود که اولين راهپيمايي فضايي را با موفقيت انجام دادند.
آن سوتر، آژانس فضايي اروپا و کشورهاي عضو اتحاديه مانند انگلستان درصددند تا سفرهاي فضايي رباتيک و سرنشيندار خود را به طور مستقل از روسيه و آمريکا انجام دهند.
در سويي ديگر، پروازهاي فضايي خصوصي در سالهاي اخير وارد مرحله جديدي شده است و برخي از شرکتهاي فضايي، آمادگي خود را براي اين سفرها اعلام و فروش بليتهاي توريستي به فضا را آغاز کردهاند.
چشمانداز وسيعي از فعاليتهاي فضايي پيش روي انسان گشوده شده است؛ از جستجوي سرمنشاء حيات در عالم تا جايگاه واقعي و حقيقي انسان. در اين ميانه تعيين سرنوشت جهان از يک سو و از سوي ديگر تلاش براي فتح قلمروهاي تازهتر در فضا و سفرهاي اکتشافي به سيارات ديگر در کنار بهرهبرداري از منابع آنها و حتي طرحهاي روياگونهاي چون قابل زيست کردن سياره مريخ روي ميز دانشمندان قرار گرفتهاند.
به نظر ميرسد زماني تسيلوفسکي گفته بود، اگرچه زمين گهواره بشريت است، اما هيچ کودکي را نميتوان تا ابد در آن گهواره نگاه داشت. اينک بشر کودکي خود را پشت سر گذاشته و نخستين گامهاي خود را لرزان از گهواره بيرون نهاده است. اما اين تازه آغاز راه است.
آنچه آينده فضا را رقم ميزند، ايدههاي آينده نگرانهاي است که امروز رنگ و بوي تخيل دارند. اين ايدهها در سالهاي آينده به واقعيت بدل خواهند شد و راه ما را در عصر جديد هموارتر خواهند کرد اما اگر بخواهيم چنين رويدادي به واقعيت برسد، بايد از اکنون سرمايه انساني آن را تامين کنيم.
هفته فضا، فرصتي براي تبيين اهميت مساله فضا و فضانوردي براي عامه مردم و بخصوص جوانان و نوجواناني است که بايد از اکنون علاقه آنها شعلهور شود تا بتوانند در آينده در نقش دانشمندان پيشرو در اين حوزه فعال شوند.
اهميت اين رويداد بويژه در کشورهاي در حال توسعهاي مانند ايران بيش از ديگر نقاط جهان به چشم ميخورد، چراکه ما نيازمند سرعتي دوچندان براي طي اين مسير هستيم و اين تنها با مديريت صحيح و استفاده از همه تواناييها و نيروها امکانپذير خواهد بود. آينده بشر در فضاست و ما نيز بايد با سرعتي بيشتر و روشي منطقي، جاي پاي خود را در اين عرصه مهم، محکم کنيم.
تأليف:
پوريا ناظمي
منبع:
جام جم