راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • اربعین، هنگامه میثاق
    اربعین، هنگامه میثاق
    اربعين است. کاروان به مقصد رسيده است. تير عشق کارگر افتاده و قلب سياهي چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شايعه و دروغ و فريب سر برآورده و پشت پلک‏هاي بسته را مي‏کوبد و دروازه ديدگان را به گشودن مي‏خواند.
  • اربعین عطش‏های پرپر
    اربعین عطش‏های پرپر
    کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.
  • نت گمشده کربلا به روایت فرزاد جمشیدی(سفر نامه ای منتشر نشده)
    نت گمشده کربلا به روایت فرزاد...
    نت گمشده کربلا در واقع یک سفرنامه ای تاریخی که راوی آن، فرزاد جمشیدی، مجری توانمند برنامه های آیینی صدا وسیماست
  • تعداد بازديد :
  • 2388
  • يکشنبه 27/11/1387
  • تاريخ :

 

من همان زینبم

اربعین

باور کن گُلم! من همان زینبم؛ همان زینبی که هر روز، زیر آفتاب نگاه تو گرم می‏شد، همان زینبی که از طنین صدای تو جان می‏گرفت، همان زینبی که روزش را با زیارت تو آغاز می‏کرد و شبش را با چراغ یاد تو به پایان می‏برد.

باور کن همان زینب، همان خواهر، چهل روز است تو را ندیده است. بلند شو برادر گلم! چرا جوابم را نمی‏دهی؟ تو که همیشه به احترام حضورم می‏ایستادی؛ حالا چه شده که حتی جوابم را نمی‏دهی؟

آه، چه توقعی دارد زینب از تو! آخر تو که... .

باشد! حالا که تو نمی‏توانی، من برایت همه چیز را می‏گویم، آن روزِ غمگین کودکی‏مان که یادت هست؟! همان روزِ آتش و در و... آری! می‏دانم؛ حتی حالا هم طاقت شنیدنش را نداری. برایت بگویم؛ کودکان تو آواره بیابان ‏های بی ‏چراغ شدند؛ یکی دو ستاره، خاموش شد تا صبح.

چه کشیدیم برادر! فقط یاد و ذکر خدا و تو و پدر و مادر و جدمان، قوت دلمان شده بود؛ وگرنه قصه به اینجا نمی‏رسید.

در راه، هر جا که شد، چراغ یاد تو را روشن کردیم.

چه که بر سر آل امیه نیاوردیم؛ کوفه می‏لرزید از طنین صدایمان.

هر اشکمان را بر چله کمان نشانده بودیم و قلب خواب ‏آلودگان را نشانه رفته بودیم؛ اما امان از شام! تاریکی شام، بر روشنایی کلام ما پیشی می‏گرفت؛ اما ستاره سه ساله تو، آنجا را هم روشن کرد.

چه بگویم برای تو که از همه چیز باخبری؟! در این چهل روز، یک لحظه نوازش صدای تو، گوشم را تنها نگذاشت.

هر چه را باید می‏گفتم، به زبانم جاری می‏شد. همیشه گرمای دستان حمایتت را روی شانه ‏هایم حس می‏کردم. یک آن، خودم را بی ‏تو ندیدم؛ اما چه کنم که تو خواسته بودی هر لحظه نبودنت را به یاد دیگران بیندازم و بیدارشان کنم.

هر چه بود این چهل روز گذشت و من دوباره به دیدار تو آمدم.

حالا نمی ‏خواهی برای دیدن خواهرت، از جای برخیزی؟

 

سید حسین ذاکرزاده

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
محمد طاها
انشائ مورد عنایت بی بی قرار بگیری.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/7/1390 - 17:22
الهام
سلام و خسته نباشد
تسلیت باد بر شما اربعین حسینی
بسیار عالی بود
موفق باشید
خدانگهدار و التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 15/11/1388 - 18:19
زهرا
خیلی قشنگه ،مولا خودش به نفس وقلم روحانیتان خیر دهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 8/9/1388 - 23:34
رضا کاظمی نافچی
خیلی کیف داد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/11/1387 - 1:19