راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • چگونه می بینیم؟
    چگونه می بینیم؟
    شما از پنج راه مختلف یعنی، دیدن، شنیدن، لمس کردن، چشیدن و بو کردن متوجه می‌شوید که در اطرافتان چه اتفاقی می‌افتد. به اینها حواس پنج‌گانه می‌گویند
  • حاصل درخت کاشته نشده
    حاصل درخت کاشته نشده
    پادشاهی همراه خدمتکاران و خدمتگزارانش، از کنار دهی می‌گذشت. کنار زمینی، پیرمردی خمیده را دید که صورتش از آفتاب سوخته بود. پیرمرد، بیلی در دست داشت و زمین را می‌کند.
  • گربه با طعم کباب
    گربه با طعم کباب
    کنار یک خانه، یک تکه گوشت مرغ افتاده بود. جلو رفتم و گوشت را بو کشیدم.
  • تعداد بازديد :
  • 4194
  • پنج شنبه 5/10/1387
  • تاريخ :

سایه‌های جنگجو

سایه‌های جنگجو

مادر، در کنار پسر کوچکش نشسته بود و برای او لالایی می‌خواند تا به خواب برود.

پسرک با چشم‌های باز، در تاریکی به مادرش نگاه می‌کرد.

مادر که دیگر از لالایی خواندن خسته شده بود، گفت: پس چرا نمی‌خوابی پسر عزیزم؟

پسر در جای خود نشست و گفت: مادر! من می‌ترسم.

مادر پرسید: می‌ترسی؟ از چه چیز می‌ترسی؟

سایه‌های جنگجو

پسر گفت: هر شب وقتی که شما چراغ را خاموش می‌کنید و از پیش من می‌روید، سایه‌های وحشتناکی روی دیوار ظاهر می‌شوند که مرا خیلی می‌ترسانند.

مادر لبخندی زد و گفت: صبر کن! الان یک چیزی برایت می‌آورم که بتوانی با کمک آن، با این سایه‌های ترسناک بجنگی!

آنگاه از اطاق بیرون رفت و لحظاتی بعد برگشت. دست پسرش را در دست گرفت و سنگ کوچکی درون دست او گذاشت و گفت: هر وقت سایه‌ها آمدند، این سنگ را به سوی آنها پرتاب کن. سایه‌ها خیلی ترسو هستند و زود فرار می‌کنند!

پسرک در حالیکه به صورت مادرش خیره شده بود گفت: ولی مادر! سایه‌های روی دیوار هم حتما مادری دارند.

اگر مادر آنها هم مثل شما سنگی به آنها داده باشد، آن‌‌وقت چکار کنم؟!

 

مثنوی مولوی

**********************************

مطالب مرتبط

 

گوهر گرانبها

یک نقّاشی برای آقای باغبان

گربه‌ی صورتی

بهلول و سجده سقف خانه

هیزم شکن

طناب خوشمزه

جشن تولد

ساقه‌های طلایی گندم

درینگ درینگ... تلفن زنگ می زنه ! ( داستان)

عنکبوت و جاروی دم دراز

بُز زنگوله پا

معلم جدید بره ها

سرماخوردگی

کوتوله ناقلا و غول دندان طلا

ارسال به