• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
شکوه صَلابت (ویژه‌نامه)

شکوه صَلابت (ویژه‌نامه)

آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که به حماقت خویش ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌‌قامت قدم ‌برمی‌دارد...
1 - 4 of 24
شکوه صَلابت
آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که به حماقت خویش ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌‌قامت قدم ‌برمی‌دارد...
 
 
 
یک ساعت و نیم به غروب مانده بود که شیخ با قیافه شاداب و روحی مطمئن و دلی آرام در حالی که قدم‌های خود را محکم به زمین می‌زد عصا زنان به طرف چوبه دار می‌رفت تا نزدیک آن رسید، یوسف خان ارمنی عمامه شیخ را برداشت و به طرف جمعیت پرتاب کرد، عمامه را مردم برای ت