اپلیکیشن گنجینه صوتی حاج شیخ احمد کافی (آندروید).

اپلیکیشن گنجینه صوتی حاج شیخ احمد کافی (آندروید) – به درخواست کاربرانسایت سرویس ایران  مجموعه ای کامل از گنجینه پر ارزش سخنرانی ها و ادعیه های مرحوم حاج احمد کافی در ده نسخه آندرویدی در قالب اپلیکیشن آندرویدی باکیفیت بالا در همه مارکتهای آندرویدی منتشر شده که فهرست موضوعات آن در همین صفحه آمده سایت .

توضیحی مختصر:

تا کنون سه نسخه از ده نسخه منتشر شده است منتظر نسخه های بعدی باشید.دراین مجموعه اپلیکیشن های سخنرانی ها و ادعیه های مرحوم کافی به طور کامل در کتابهای صوتی آندرویدی معرفی شده که لیست سخنرانی ها در زیر آمده است.

 

در ادامه دانلود کنید..
دوشنبه هجدهم 10 1396

اپلیکیشن بازاریابی فروش مذاکره تلفنی و حضوری

 

اپلیکیشن بازاریابی فروش مذاکره تلفنی و حضوری – این اپلیکیشن با در نظرداشتن تمامی جوانب بازاریابی سنتی و الکترونیک و استفاده مطالب آموزشی در تمامی زمینه های کسب و کار ایجاد شده – امیدواریم بعد از مطالعه کامل این اپلیکشن در حرفه بازاریابی و فروش تلفنی – حضوری و الکترونیک به مهارت های قابل توجهی دست پیدا کنید.

 

ادامه مطلب رو مطالعه بفرمایید.

 

دوشنبه هجدهم 10 1396

اپلیکیشن هایفارسی موبایل بزودی می میرند – این عنوان شاید برای شما کمی عجیب باشد ولیاین را باید از زبان برنامه نویسان این حوزه پرسید که چرا این روزها حال وهوای تولید اپلیکیشن های موبایل خوب نیست و چرا خوب نمی فروشد و یا اینکه چرا تمایلی به آن برای صاحبان مشاغل کمتر دیده می شود. انگار باید قانون کپی رایت و حقوق ناشرین برای همه آموزش داده شود و یا اینکه آموزش نیاز نیست کسی نیاز به این مسعله را مهم نمی داند.



دردو دل اول برنامه نویسان و بنده

زمانی بود خوشحال بودیم بازاری برای رونق کسب و کارمان نظیر مارکتهای ایرانی و خارجی فراهم شده که ایده خودمان را عملی کنیم و روانه بازار کنیم و از آن کسب درآمد کنیم . آخه کم زحمت نکشیدیم . ساعتها شاید هم سالها وقت گذاشتیم مقالات و کتابهای آموزشی خواندیم و هزاران ایده را تجربه و امتهان کردیم .حال باید شاهد هک و یا دزدیده شدن ایده و یا قالب نرم افزارها و حتی فروش نرم افزارها به صورت غیر قانونی باشیم.

 

مجریان قانون کپی رایت کوتاهی می کنند یا برنامه نویسان.

آیا برای جلوگیری از این سوء استفاده ها و دزدی های مجازی تدبیری صورت گرفته؟ مقصر کیست .؟ برنامه نویسان یا مجریان قانون .؟ آیا قوانین ناشرین نرم افزار همانطور که برای برنامه نویسان سخت گیری می شود برای استفاده کنندگان هم از جانب مجریان قابل پیگیری است.؟ و یا اینکه برنامه نویسان برای نشر برنامه های خود تمامی مساعل امنیتی را رعایت می کنند.

 

 

راه کار و قانونی کردن برنامه ها

خب پس از بررسی های به عمل آمده خدا را شکر شاهد شروع پیگیری های موثر سازمان ارشاد اسلامی و رسانه های دیجیتال در این خصوص هستیم و کم کم مشاهده می شود که تمامی کانالها ,شبکه های مجازی,اپلیکیش ها,سایتها ,نرم افزارها,صفحات اینترنتی,و فعالیتهای دیجیتال و فرهنگی در قالب دریافت کد شامد و یا مجوز مربوطه قابل شناسایی و پیگیری است و این جای خرسندی دارد و به همان اندازه جای کار….

 

وظیفه ما {برنامه نویسان} و مجریان قانون در این حوزه

 اگر با در نظر گرفتن مساعل ذکر شده عمل نکنیم عمر این حرفه روبه اتمام است و دیگر انگیزه ای برای برنامه نویسان جهت تولید و پشتیبانی اپلیکیشن ها وجود ندارد. برنامه نویسان باید مواردی را که از سوی وزارت ارشاد جهت ثبت اثر مستندسازی شده به دقت بررسی و در برنامه های خود اعمال کنند و بیشترین تمرکز را روی امنیت برنامه خود بگذارند. و مجریان این حوزه نیز علاوه بر تدابیر پیش رو راه کارهای دیگری برای جلوگیری از این نوع سوء استفاده ها امتهان کنند.

 

قانون کپی رایت در ایران خوب اعمال نمی شود این شعار اکثر اصناف مجازی و نرم افزاری است.کمک کنید….

 

 

لینک دریافت مجوزها و کد شامد وزارد ارشاد

عنوان مطلب: اپلیکیشن های فارسی موبایل بزودی می میرند

نویسنده: حسین اقلیمیا

منبع: مجله اینترنتی ست سایت

آدرس صفحه: https://goo.gl/N9KzLk

 

 

دوشنبه بیستم 9 1396

نرم افزار کد ساز جاوا اسکریپت برای وبلاگها و وبسایتهای شما

 


نرم افزار ساخت کدهای جاوا برای وبسایت یا وبلاگ

این نرم افزار به درخواست یکی از کاربران در وبسایت درج شده
بیشتر کاربران و وبمسترهای اینترنتی یا مدیران وبسایتها و وبلاگها برای اضافه کردن امکانات بیشتر
به دنبال کدهای جاوا میگردند این نرم افزار کارش تولید این چنین کدهاست و شما میتوانید امکانات زیادی
به وب خود اضافه کنید این نرم افزار بسیار کم حجم است و به دانلودش می ارزه حتمآدانلود کنید

 

پسورد فایل:www.p30n.ir

 

دانلود

لینک مستقیم
http://iranp.persiangig.com/soft_p30n.ir/Java_Pixie(www.p30n.ir).rar

لینک غیر مستقیم ولی کامل


http://www.p30n.ir/download-file-36.html

منبع سایت پی سی ان

 

دسته ها : نرم افزار
سه شنبه سوم 6 1388
برای اطلاعات بیشتر به لینکهای زیر مراجعه کنید
دسته ها : تجاری
دوشنبه بیست و پنجم 3 1388

 

HTML,PHP,ASP,MYSQL,FLASH,JAVA,CSS,IIS,MSSQL,مجموعه نرم افزارهای وب

این مجموعه شامل بیش از 1000000نرم افزار تخصصی و کاربردی تحت وب است که تمامی کاربران اینترنتی دنیا از یکی از نرم افزارهای این مجموعه

استفاده میکنند.تمامی نرم افزارهای این مجموعه قابل بروزرسانی رایگان از اینترنت میباشند و به صورت کراک شده در اختیار شما قرار می گیرداین

پگ شامل 3دی وی دی مجزا است .در این مجموعه سعی شده ورژن های جدیدی از نرم افزارها اراعه شود و تا حدی راهنمای نصب در فایلها قرار

گرفته شده باشدو این تاحدی کار را برای شما آسان تر میکند .

::خارج از مجموعه::

بعضی از کاربران اینترنتی به دنبال اسکریپتهاوسیستم های مدیریت محتوا و یا به زبان ساده تر نرم افزار تحت وب میگردند

گروه نرم افزاری( پی سی ان نیازه امروز)این کار را برای شما راحت تر کرده و با ارائه مجموعه ای کامل از 2000000اسکریپت,

تمپلیت ماژول وکامپیوننت آماده وبسایتها به زبانهای فارسی و دیگر زبانها گامی دیگر جهت طراحی و مدیریت وبسایت آسان بدون نیاز به دانش وب

کرده که دیگر کسی برای وبسایت خود به شرکتها جهت طراحی با هزینه های بالا نرود .

برای راحتی کار شما این مجموعه را به شما و دوستانتان پیشنهاد میکنیم.

قیمت مجموعه نرم افزارهای وب::شامل 3دی وی دی با هزینه ارسال فقط16هزار تومان میباشد

قیمت مجموعه 2000000با هزینه ارسال::شامل 5دی وی دی فقط 28هزار تومان میباشد . .

جهت خرید نرم افزار های ذکر شدهبه اطلاعات زیر مراجعه کنید::

p30nic@gmail.com

niazeemrooz@gmail.com

www.p30n.ir

 

09364846618

دسته ها :
دوشنبه بیست و پنجم 3 1388


(آزادى تکوینى و تشریعى و بیان اینکه آزادى انسان متاءثر مى شود از: اسباب وعلل ، و حیات اجتماعى و مدنى )
انسان به حسب خلقتش موجودى است داراى شعور و اراده تنها او است که مى تواند براى خود هر کارى را که مى خواهد اختیارکند،
و به عبارتى دیگر او در هر فعلى که به آن برخورد نموده و از آن مطلع شود (هم ) مى تواند طرف انجام دادن آن فعل را انتخاب کند و (هم ) مى تواند طرف ترک آن را برگزیند، پس هر فعلى از افعال که آوردنش براى آدمى ممکن باشد وقتى به انسان پیشنهاد شود انسان به حسب طبعش در سر یک دو راهى مى ایستد و مى اندیشد که آیا این فعل را انجام دهم و یا ترک کنم ، و اما در اصل این اختیار مجبور و به عبارتى صحیح تر مضطر و ناچار است هر چند که در انجام و ترک افعال مختار است و به همین جهت فعل را به او نسبت مى دهیم چون انسان به حکم فطرتش نسبت به فعل و ترک مطلق العنان است و این انتخابش نه در طرف فعل و نه در طرف ترک مقید به هیچ قیدى و معلول هیچ علتى غیر از انتخاب خودش نیست و این است معناى اینکه مى گوییم انسان تکوینا و به حسب خلقتش ‍ موجودى است آزاد.
و لازمه این آزادى تکوینى یک آزادى دیگر است و آن آزادى تشریعى (قانونى ) است که در زندگى اجتماعیش به آن آزادى تمسک مى کند و آن این است که از میان انواع طرقى که براى زندگى اجتماعى هست طریق دلخواه خود را انتخاب کند و هر جور که دلش ‍ مى خواهد عمل کند و احدى از بنى نوع او حق ندارد بر او استعلاء یافته و او را برده و بنده مطیع خود کند و اراده و عمل او را مالک گشته هواى دل خود و خواست خود را بر خلاف میل او بر او تحمیل کند براى اینکه افراد این نوع ، همه مثل هم هستند هر حق و مزیت و... که این دارد غیر این نیز دارد از آن جمله طبیعت حرّ و آزاد است که اگر این دارد همه نیز دارند و نباید یکى آقابالاسر دیگران باشد همچنانکه قرآن کریم (که همه دستوراتش مطابق با فطرت است در اینجا نیز به همین حکم فطرى و طبیعى تصریح نموده ) مى فرماید: (و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه ). و نیز فرموده : (ما کان لبشر... ثم یقول للناس کونوا عبادا لى من دون اللّه ).
این وضع انسان است نسبت به مثل خود و بنى نوع خود و اما نسبت به علل و اسبابى که این طبیعت و سایر طبیعتها را به انسان داده هیچ حریت و آزادى در قبال آن ندارد زیرا آن علل و اسباب ، مالک و محیط به انسان از جمیع جهاتند و انسانها چون موم در دست آن علل و اسبابند، این علل و اسباب همانهایند که با انشاء و نفوذ امر خود، انسان را آنطور که خواسته اند پدید آوردند،
و انسان را بر اساس آنچه از ساختمان و آثار و خواص در او بوده درست کرده اند (او چگونه مى تواند در کار آن علل مداخله کند) بله او در کار خودش مختار هست به این معنا که هر چه را که دوست بدارد مى تواند قبول کند و هر چه را که کراهت دارد مى تواند رد کند بلکه به یک معنایى دقیقتر باید گفت : هر چه را که از او خواسته اند دوست بدارد و بپذیرد دوست مى دارد و مى پذیرد حتى اعمال اختیارش هم که میدان و جولانگاه حریت آدمى است انسان در آن اعمال نیز آزاد آزاد نیست بلکه آزادى خود را طورى اعمال مى کند که آن علل و اسباب از او خواسته اند، پس اینطور نیست که انسان هر چه را که دوست بدارد و اراده کند واقع بشود و هر چه را که براى خود بپسندد و اختیار کند موفق به آن بشود و این بسیار روشن است (و هر کسى آن را بارها در زندگیش تجربه کرده است ).
و این علل و اسباب همانهایند که انسان را به جهازاتى مجهز کرده اند، جهازاتى که حوایج و نواقص وجود او را به یادش مى آورند و به کارهایى وادار مى کنند که آن کارها سعادتش را تاءمین و نواقص وجودش را برطرف سازد، دستگاه گوارشش با غش و ضعف کردن به او اعلام مى کند که بدنت سوخت مى خواهد، برخیز و غذایى برایش فراهم آور و یا بدنت به آب احتیاج دارد برخیز برایش آب تهیه کن ، و نه تنها به یاد او مى آورد که بدنت سوخت و یا آب مى خواهد بلکه او را به غذایى هم که با ساختمان بدنى او سازگار است هدایت مى کند اگر گوشت خام به این دستگاه عرضه شود پس مى زند و با زبان بى زبانى مى گوید من نان مى خواهم و یا گوشت پخته مى خواهم و او را آرام نمى گذارد تا وقتى که سیر و سیراب شود، و همچنین دستگاه هاى دیگرى که علل و اسباب عالیه در ساختمان بشر قرار داده هر یک انسان را به یاد نواقص و کمبودهایى که دارد مى اندازد و راه جبران آن کمبود را نیز به او نشان مى دهد.
این علل و اسبابى که گفتیم آن بعثها و آن هدایتها را دارد با حکمى تشریعى و قانونى امورى را بر فرد فرد انسانها واجب کرده که داراى مصالحى واقعى است ، مصالحى که انسان ، نه مى تواند منکر آن شود و نه مى تواند از امتثال حکم تشریعى علل سرپیچى نموده ، بگوید: من فلان چیز را نمى خواهم ، مثلا من نمى خواهم غذا بخورم و یا آب بنوشم و یا براى خود سکنایى بگیرم و از سرما و گرما خود را حفظ کنم ، و من نمى خواهم در مقام دفاع از خود بر آمده ، هر چیزى که وجود و منافع مرا تهدید مى کند از خود دور سازم .
علل و اسباب مذکور علاوه بر آن هدایت و بعث تکوینى و علاوه بر آنگونه احکام تشریعى ، درک یک مساله اى را نیز در فطرت بشر نهاده و آن این است که باید زندگى اجتماعى تشکیل دهد و خود به تنهایى نمى تواند ادامه حیات دهد، و انسان نیز این مساله را اذعان کرده
که آرى واجب است من نخست اجتماعى منزلى و سپس اجتماعى مدنى تشکیل دهم و جز زندگى اجتماعى و جز در مسیر تعاون و تعامل نمى توانم به سعادت برسم ، باید با سایر افراد تعاون داشته باشم آنها هر یک گوشه کارى از کارها را بگیرند من نیز گوشه کارى دیگر را و نیز باید با سایر افراد تعامل داشته باشم یعنى از آنچه تولید کرده ام هر مقدار که مورد حاجت خودم است بردارم و مازاد آن را با مازاد تولید دیگران معامله کنم تا همه افراد همه چیز را دارا شویم اینجا است که ناگهان متوجه مى شود که به حکم اضطرار باید از دو جهت از موهبت حریت و آزادیش چشم بپوشد:
جهت اول اینکه : اجتماع وقتى از افراد تشکیل مى یابد که یک فرد به سایر افرادى که با او تعاون دارند حقوقى را بدهد که آنها آن حقوق را به وى داده اند، و حقوق آنان را محترم بشمارد تا آنها نیز حقوق وى را محترم بشمارند و این حقوق متقابل اینطور تاءدیه مى شود که این فرد براى مردم همان عملى را انجام دهد که مردم براى او انجام مى دهند و همان مقدار براى مردم سودمند باشد که از مردم سود مى برد و همان مقدار مردم را محروم از آزادى بداند که خود را محروم مى داند، نه اینکه مردم را محروم بداند ولى خود را آزاد و افسار گسیخته بپندارد، پس یک فرد از مجتمع حق ندارد هر کارى که دلش مى خواهد بکند و هر حکمى که دوست دارد براند، بلکه او در موردى حر و آزاد است که به حریت دیگران تنه نزند و مزاحم آزادى دیگران نباشد، پس در حقیقت این محرومیت از آزادى ، محرومیت از بعضى آزادیها است براى رسیدن به آزادیهایى دیگر.
جهت دوم اینکه : مجتمع تشکیل نمى شود و دوام نمى یابد مگر وقتى که سنن و قوانینى در آن جارى باشد، قوانینى که مردم دور هم جمع شده ، آن را پذیرفته باشند و اگر همه آنان آن را نپذیرفته باشند حداقل اکثر مردم آن را قبول کرده و خود را تسلیم در برابر آن دانسته باشند، قوانینى که منافع عامه مردم را به حسب آن حیاتى که اجتماع دارد ضمانت کند، چه حیات متمدن و پیشرفته ، و چه منحط و پست و مصالح عالى اجتماع مردم را حفظ نماید.
و پر واضح است که احترام به این قوانین (وقتى کاربرد دارد و آن مصالح را تاءمین مى کند که افراد به آن عمل کنند و به آن احترام بگذارند و عمل به آن قوانین خواه ناخواه ) آزادى افراد را در مورد خودش سلب مى کند، پس کسى که قانون را جعل مى کند و یا سنت را باب مى کند حال چه اینکه سازنده قانون عامه اهل اجتماع باشد و چه برگزیدگان آنان و چه پادشاهشان و چه اینکه خداى تعالى و رسول او باشد تا ببینى سنت و قانون چه باشد، به هر حال پاره اى از آزادیهاى مردم را به منظور حفظ پاره اى دیگر سلب مى کند، خداى عزوجل در کلام مجیدش به این حقیقت اشاره نموده ، میفرماید:
(
و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیرة ). و نیز مى فرماید: (و ما کان لمومن و لا مومنة اذا قضى اللّه و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص اللّه و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا.)
پس خلاصه کلام ما این شد که انسان در مقایسه با همنوعانش در مواردى آزاد است که مربوط به شخص خودش باشد و اما در مواردى که پاى مصلحت ملزمه خود او و بالاخص مصلحت ملزمه اجتماع و عامه مردم در کار باشد و علل و اسباب او را به مصالحى و به مقتضیات آن مصالح هدایت کند در آنجا دیگر به هیچ وجه آزادى اراده و عمل ندارد و در چنین مواردى اگر کسى و یا کسانى او را به سوى سنت و یا هر عملى که قانون و یا مجرى قانون و یا فردى ناصح و متبرع آن را موافق با مصالح انسانیت تشخیص داده دعوت کند و به اصطلاح امر به معروف و نهى از منکر نماید و براى دعوت خود حجت و دلیلى روشن بیاورد نباید او را به زورگویى و سلب حریت مشروع افراد متهم نمود.
و اما آن علل و اسبابى که گفتیم دست در کار تجهیز انسان به جهازات مختلف و هادى و یادآور انسان به تکمیل نواقص و حوایج خویش و به زندگى اجتماعى و به تسلیم در برابر قانون و... است هر حکمى که مى کنند از نظر تعلیم توحیدى اسلام مصادیقى هستند براى اراده خداى سبحان و یا اذن او.
آرى بنا بر آنچه تعلیم الهى ما را به آن هدایت مى کند خداى تبارک و تعالى مالک على الاطلاق است و غیر او جز مملوکیت از هر جهت ، چیزى ندارد و انسان جز عبودیت محض ، مالک چیزى نیست و همین مالکیت على الاطلاق خداى سبحان هر گونه حریتى را که انسان براى خود توهم مى کند سلب مى نماید همچنانکه همین مالکیت على الاطلاق خداى سبحان بود که انسانها را از قید بردگى و بندگى انسانهاى دیگر آزاد نموده و او را نسبت به سایر همنوعانش آزادى بخشید، و ربوبیت و مولویت هر انسانى نسبت به انسانهاى دیگر را ممنوع اعلام نموده ، فرمود: (ان لا نعبد الا اللّه و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه ).
پس خداى سبحان حاکم على الاطلاق و مطاع بدون قید و شرط است همچنانکه خودش فرمود: (ان الحکم الا لله ) و اگر رسولان اولى الامر و بعضى از افراد امت اسلامى حق امر به معروف و نهى از منکر دارند و امت ، ماءمور به اطاعت از آنان هستند این حق را خداى عزوجل به آنان داده و به همین جهت امت اسلام در قبال کلمه حقى که از آن حضرات صادر مى شود و مردم را به سوى آن دعوت مى کند هیچگونه حریتى ندارند (نه اینکه حریت داشته اند ولى رسول و اولى الامر و مثلا فقهاء آن حریت را از مردم سلب کرده باشند) همچنانکه خداى تعالى فرموده : (و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)
www.p30n.ir

 

دسته ها :
دوشنبه بیست و پنجم 3 1388

با سلا م به دوستاران انتخاباتی

بحثهای داغ انتخاباتی و نظرات و رآی خود را در این سایت مطرح کنید

شما هم دفاع کنید...........

www.p30n.ir/forums.html

 

دسته ها : اجتماعی
يکشنبه هفدهم 3 1388
قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا در جهانی صورت گرفته است که آمریکا بر آن سیطره دارد و بنابراین ، تنها آمریکاست که اجازه دارد تا قوانین این بازی را رعایت نکند. دیگران موظف هستند که نه تنها تسلیم این بازی بین المللی شوند، بلکه اصلآ به روی مبارک خویش نیز نیاورند که این فقط یک بازی است. از این لحاظ دیپلماسی به هنر پیشگی شبیه است ، اگر چه به مراتب از آن دشوارتر است ، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. بازی دیپلماسی نیز بازی مرگ است و هر که در این بازی بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگی واقعی؛ کافی نیست که مردن را بازی کند، که در این بازی فقط باختن است که بازی نیست . آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می کند ، باز قاعده بر این است که نه فقط همه همه خود را به نفهمی بزنند ، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می تواند هر قاعده ای به خود بگیرد وکسی هم حق اعتراض ندارد . انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین المللی بیرون کشیده است . اما جهانی که آمریکا بر آن سیطره دارد _ یعنی کره زمین _ جهانی نیست که در آن بتوان برای همیشه از این بازی جهانی بیرون کشید . مکر این عالم در آنجاست که «زندگی واقعی» و «بازی» را به یکدیگر مبدل ساخته و بنابراین ، واقعیت چنین صورت پذیرفته است که هر که در بازی شرکت نکند «دیوانه» می پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمی کند: می گیرندش و بند غل و زنجیر گرفتارش می کنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه می نماید. ....و اما تا کجا باید به این قواعد گردن نهاد ؟ شرط زنده ماندن در این جهان آن است که « عاقلانه» رفتار کنی و عقل نیز تعریف خاص خویش را دارد : عقل یعنی تسلیم.... و «عاقل» کسی است که به وضع موجود گردن بگذارد و از خلاف آمد عادت اجتناب ورزد، هر چند همچون مردمان بوسنیا هرزگوین غریبانه و مظلومانه در چنگال شقی ترین اشقیای تاریخ گرفتار آمده باشد. ...و اما از قواعد این بازی بی رحمانه مرگ یکی هم آن است که هر گاه مصالح آمریکا ایجاب کند، بعضی ها اجازه داشته باشند که خلاف همه اصول پذیرفته بین المللی رفتار کنند. در همین جهان راسیونال ، اسرائیل از نیم قرن پیش هر آنچه خواسته ، کرده است و هیچ یک از سازمان های بین المللی بازی حقوق بشر نیز ممانعتی جدی از خود نشان نداده اند. در همین جهان خرد گرا ، وقتی عراق در تفسیر ایما و اشاره های آمریکا اشتباه می کند و به کویت حمله ور می شود، بیست هفت کشور جهان برای سرکوبی او بسیج می شوند و فاتحانه صدام را _ که نه ، مردم عراق را _ به جرم نقض حقوق بشر گوشمالی می دهند ، اما آنگاه که همین صدام شنیع ترین جنایات را درباره شیعیان جنوب عراق اعمال می کند و از زمین و آسمان آتش و بمب های شیمیایی برسر آنان فرو می ریزند، انگار نه انگار که واقعه ای رخ داده است . همین صدام که اکنون در چشم غربیان خونخواری است چون آتیلا ، تا پیش از تجاوز به کویت قهرمان مبارزه با بنیاد گرایی اسلامی بود و چهره ای آنچنان وجیه داشت که حتی در کویت بسیاری از خانواده ها نام فرزندان خویش را «صدام» می گذاشتند. و اکنون نیز.... صرب های نژاد پرست اجازه یافتند که بی سر و صدا ، برای مدتی نه چندان کوتاه، تا نابودی کامل مسلمانان بوسنیا هرزگوین از قواعد بازی عدول کنند. جنایات صرب ها اگر چه به لحاظ زشتی و شناعت آن بی نظیر نیست ، اما به لحاظ وسعت اعمال چنین جنایاتی کاملآ بی سابقه است. دادگاه نورنبرگ دادگاهی است که در آن شکست خورده ها محاکمه میشوند ، نه فاتحان. و جنایات هیتلر نیز از آن روی بزرگ نمایی شد که بتواند یهودیان را برای مهاجرت هر چه وسیع تر و سریع تر به اسرائیل _ فلسطین اشغالی _ تحریض کند. و حالا که اوضاع با آن روزگار قابل قیاس نیست و دلایلی از آن نوع نیز وجود ندارد ، چرا باید مردم جهان از جنایات صرب ها و شدت و حدت آن خبردار شوند؟ ....و اما نقطه قدرت شیطان همواره نقطه ضعف او نیز هست و نه فقط شیطان، که این از سنن لا یتغیر عالم است. وقتی دشمن از قواعد بازی بین المللی دیپلماسی عدول می کند بهترین شرایط فراهم خواهد شد که ما نیز در برابر قواعد بازی عصیان کنیم . و اکنون بر دنیای بی رحم ما چنین وضعی حاکم است.صرب ها با همدستی ارتش یوگوسلاوی و تحت تعلیمات مستقیم مستشاران نظامی اسرائیلی، بازی معمول دیپلماسی را به هم ریخته اند و شرایطی را پیش آورده اند که در آن ، برای مانیز عدول از قواعد بین المللی بازی فراهم آمده است. پیشنهاد تشکیل ارتش متحد مسلمانان برای مقابله با جنایات صلیبی صرب های نژاد پرست علیه مردمان بوسنیا هرزگوین میتواند تنها در محدوده ایران محصور نماند و به صورت یک بسیج جهانی مسلمانان در آید. مسلمانان سراسر جهان اکنون از آن آمادگی برخوردارند که فارغ از مناسبات دیپلماتیک دولت ها چنین ارتشی را سازمان دهی کنند ، چنان که در قبضه سلمان رشدی نیز چنین آمادگی وسیعی داشت و به موقع مورد بهره برداری امام امت (س)  قرار گرفت. دنیای ارتباطات اگر چه باید اذعان داشت که مسیطره امپریالیسم خبری است، اما در عین حال عالمی نیست که در آن امکان هدم کامل واقعیت موجود باشد، چنان که در این واقعه نیز چنین روی داده است که علی رغم مصالح دیپلماتیک آمریکا، خبر جنایت صرب ها _ اگر چه نه با همان وسعت و شدت واقعی خویش _ به گوش مردمان جهان رسیده است و فضای روانی مردم سراسر عالم را آماده ساخته تا ارتش متحد اسلامی را همچون جوابی ناگزیر به این جنایات تلقی کنند. وقتی صرب ها ابا ندارند از آنکه ماهیت تجاوز خویش را که یک جنگ صلیبی دیگر است آشکار کنند، این آمادگی وجود دارد که آنچه محور وحدت ما واقع می شود نیز «اسلام» باشد. صدای همه بچه ها شبیه به یکدیگر است و تا آنگاه که فریاد وحشت زده کودکان بوسنیا هرزگوین زیر تیغ جلادان صرب در فضای کره زمین می پیچد هیچ پدری نخواهد توانست بی دغدغه به خنده های شادمانه فرزند خویش گوش بسپارد. مسلمانان سراسر جهان اکنون آمادگی دارند که برای عضویت در یک ارتش متحد اسلامی نام نویسی کنند و در گردان ها و لشکرهایی منظم سازمان یابند، زیرا تا هنگامی که صلیبیها و نژاد پرستان در کره زمین وجود دارند، احتمال باید داد که در هر جای دیگری از این سیاره واقعه بوسنیا هرزگوین تکرار شود.      www.niazeemrooz.ir 
دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387
جنبش حماس نمونه ای جامع از جریان رو به رشد اسلامی در مقیاس فلسطینی آن است. این جنبش در مدت کوتاهی که از تأسیس آن می گذرد توانسته است طرحی ملی و اسلامی در چارچوب نگاهی اسلامی و میانه رو که گستره وسیعی از تفکرات را در بر گرفته و ابعاد مختلف تبلیغی، اجتماعی ـ اصلاحی با هدف تحکیم پایه های دین اسلام در جامعه و نیز جهادی و رهایی بخش دارد برای فلسطین ارائه دهد. این جنبش با آغاز فعالیت جهادی به اشکال و ابعاد گوناگون آن که از حمایت راهبردی ـ مردمی مسلمانان نیز برخوردار است، موفق شده است به ویژه در انتفاضه جاری (الاقصی) پیروزیهای بسیار مهم و راهبردی به دست آورد که در نهایت به سود جریان عام اسلامگرایی است که جنبش حماس بخشی از بافت عمومی آن محسوب می شود. در اینجا به خلاصه ای از این دستاوردهای راهبردی که باید به نفع پدیده اسلامگرایی در عصر حاضر از آن بهره گرفت و یقینا فواید زیادی برای آینده امت اسلامی دارد، اشاره می شود: - حماس و جریان مقاومت گردونه سازش سیاسی را نابود کرد و دستاوردهایی را که این جریان پس از امضای قرارداد اسلو در دهه نود قرن گذشته میلادی کسب کرده بود ناکام ساخت و برنامه های امپریالیسم غربی را که به هدف سلطه بر منطقه طرح ریزی شده بود، عقیم گذاشت.
- جنبش حماس الگویی فعال از جریان اسلامگرا در برابر یأس و ناامیدی که بر افق سیاسی جامعه عربی و اسلامی سایه افکنده بود، از خود ارائه داد و با تأکید بر اندیشه فراگیر مقاومت، ملت فلسطین و گروههای فلسطینی را بر لزوم ادامه مقاومت بر اساس احیای مفهوم فریضه جهاد اسلامی با خود همراه ساخت تا این امر زمینه ساز آزاد شدن اندیشه عربی و اسلامی از اسارت فرهنگ شکست و یاس گردد و نمونه ای عملی بر امکان پذیر بودن بیرون راندن اشغالگران صهیونیست از سرزمینهای اسلامی و ریشه کن کردن آن از منطقه ارائه دهد.
- جنبش حماس جهاد را به عنوان سوپاپ اطمینان حراست از مشروعیت دینی مسأله فلسطین معرفی کرد تا از بسته شدن پرونده فلسطین مطابق با مفاهیم سازشی که از سوی جریانهای سکولار ارائه می شد و البته مفاهیم مورد قبول این جریانها با خواسته های صهیونیستها کاملا منطبق است، جلوگیری شود.
- طرح مقاومتی که از سوی حماس مطرح شد اهداف بنیادین توطئه صهیونیسم را به چالش عمیق کشید و آنها را نابود ساخت و حال آنکه طرح صهیونیسم از ابزارهای توانمند نظامی و سیاسی برای پیشبرد اهداف خود بهره می گرفت. مقاومت حماس تئوری امنیت رژیم صهیونیستی را در هم نوردید و پروژه صهیونیسم را به بازنگری در اهداف اصلی خود در اندیشه های سیاسی ـ راهبردی اش وادار کرد که ساخت دیوار حایل و فرار از غزه نمونه ای از این تحول است.
البته نمی توان تحولات داخلی فلسطین و تغییراتی که در عناصر مقاومت ایجاد شده را در تحقق این دستاوردها و پیروزیهای متعدد دیگر سهیم ندانست، اما جنبش حماس به ویژه در مرحله کنونی به عنوان خمیر مایه پیشروی و تحقق پیروزیهای طرف فلسطینی به صورت عام محسوب می شود. اما این پرسش مطرح می شود که پیروزیهای این جنبش در فضایی که آمریکا در تلاش است بر منطقه سلطه یابد، چه تحولاتی را شاهد خواهد بود و با وجود عجزی که گریبانگیر محافل رسمی عربی و حکومتهای اسلامی است، چه کسی مسئول استفاده از این پیروزیها و حفظ این دستاورده است؟ ناظران امور بر این باورند که اندیشه سیاسی جهان عرب و اسلام ناتوان یا احتمالا غافل از توجه به دستاوردهای مقاومت است، چرا که لوازمی جهت درک ماهیت این پیروزیها نیاز است. این مسأله به ویژه با وجود تصمیم گیریهای غیر فعال و بی تأثیر کسانی که زمام امور را در شرایط فعلی در دست دارند، نمود بیش تری می یابد. یک پرسش اساسی دیگر در اینجا مطرح است و آن اینکه، اگر اندیشه سیاسی حاکم بر جهان عرب و اسلام از کنش و واکنش عاجز است پس چه کسی مسئول حمایت از مقاومت و پیگیری امور مربوط به آن است؟
آیا چنین مسئولیتی بر گردن عموم مردم است؟ اگر بر فرض مردم را مسئول بدانیم پس موتور محرک ماشین این مردم که منتظر استارت هستند، کدام است؟
آیا اندیشمندان یا علمای دین چنین مسئولیتی دارند؟ اگر چنین است پس آنان کجایند و منتظر چه چیزی هستند؟
اگر مفاهیم جامعه شناسی را در این بحث دخالت دهیم این پرسش مطرح می شود که پس نقش نخبگان در این میان کدام است؟ چگونه به حرکت در می آیند و چه چیزی آنان را به حرکت در می آورد و آیا فقط این بس است که امید به احتمال پدیدار شدن کورسوی امید را مطرح کنیم؟
این پرسشهای متعدد تاکنون به ذهن بسیاری از کسانی که نسبت به آینده امت اسلامی و مقدسات آن نگرانیهای عمیقی دارند و غیرتی در درونشان به جنبش درآمده، خطور کرده است. من به این پرسشها پاسخ نمی دهم و وا می گذارم تا همچنان افکار منتظر ملتهای عرب و مسلمان و نخبگان آنان را به چالش بکشد. با این وجود، بر این باورم که مسئولیت بزرگ در قبال حماس و دیگر جنبشهای مقاومت اسلامی بر عهده رهبران تأثیر گذار و تصمیم گیران جریان اسلامگرا است، زیرا حماس و همتایان آن فقط خمیرمایه و پیشقراول پیروزیهای این جریان و واکنشی مثبت در قبال یأس و ناامیدی رو به رشد جریانهای دیگر است و از آنجا که دستاوردها و پیروزیهای این جنبشها در اصل به سود پدیده اسلامگرایی است و به تعمیق و محبوبیت بیش تر برنامه های اسلامگرایان در نزد عامه مردم می انجامد، ضرورت ایجاب می کند که این پدیده و دست اندرکاران آن از این گونه جنبشها و اهداف تأثیرگذار آنها بر کل جریان اسلامگرایی حمایت کافی به عمل آورند.
به دیگر سخن، منطقی نیست که جریان اسلامگرا و جبهه های فعال آن جهاد را به فلسطینیان و در بیت المقدس منحصر بدانند، بلکه می بایست این نوع از مبارزه کاملا شکل اسلامی به خود بگیرد و دائره فعالیت خود را بر حسب ابزارهای موجود گسترش دهد تا از اسارت اندیشه انتظار رهایی یابد، زیرا فلسطینیان و قیام و انتفاضه آنان فقط بسان نوک پیکانی هستند که در سینه پروژه صهیونیسم فرو رفته است و بقیه مسئولیتها متوجه بدنه اسلامی و عربی این پیکان است
دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387
X