دسته
دوستـــــــان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 15136
تعداد نوشته ها : 35
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 


همین که شب از شوخیِ گرگ ‌ومیشِ هوا می‌شکند
من از تکانِ آرام پرده می‌فهمم
باز پرندگانِ قلمکار این کودری
هوس کرده‌اند از کُنج و تُرنجِ پَرده به دَر شوند
بدَر می‌شوند
یکی‌یکی نُک بر شیشه‌ی خاموشِ بسته می‌زنند،
بعد که آوازِ درهمِ دریا می‌آید
پَرپَرپَر ... پنجره می‌شکند.

چهارشنبه نوزدهم 12 1388

سلامت می کنم ای جان فدایت

به قربانت شوم ،بکن عنایت

بیا تو چند روزی اندرونی

نزار جمعت کنن ،اونم تو گونی

شنیدم توی اصفهان زیادید

گونی گونی به اصفهان میایید

امیدوارم گونی ها رو به دزدند

که شاید طرف کرج بیایید

الان لازم داریم ماها شما رو

جون امه هاتون اینجا بیایید

همه پول لازمن این چند روزه

نیایید دله همشون میسوزه

لباس و کفش و عیدی و مخارج

سفرهای درون مرزی و خارج

عیدی واسه خاله،عمو و عمه

واسه آبجی نگینم دنیا کمه

واسه خودم می خوام یه پا بگیرم

چطور برم خرید دارم میمیرم

دیروز داداش جونم رفته به بازار

منم بارش کردم سیصدتا لیچار

گفتم اینا چیه واسم خریدی

مگه کوری که رنگش رو ندیدی

من آخه کی شال این رنگ پوشیدم

کی دیدی که مانتوی تنگ پوشیدم

مانتوش داره نفسمو میگره

انگار تو دوس داری نگار بمیره

بیا مامان شلوارشو نگا کن

سر راحت نگین جونم صدا کن

بگو داش مصطفی شلوار خریده

 نمیدونه چقد زشته،بعیده

گفتم داداش جونم جمع کن اینا رو

واسه زنت بیا وردار اینا رو

خودم میرم فردا لباس میگرم

اونم گفت که سلیقتو میبینم

هنوز بازار نرفتم کار دارم

برای اونجا رفتن بار دارم

یکی باید بیاد پامو بگیره

آخه پام توی این گچه اسیره

حالا که پول جوره من پا ندارم

حقوقم رسیده و نا ندارم

دلم میخواد که بازارو بگردم

یه وقت فک نکنین که ول میگردم

آخه می خوام یه چیزه توپ بگیرم

بعدش حیرت زده اونو ببینم

می خوام که کف کنن کل برو بچ

نگین و مصطفی و اهل کرج

در اخر همبوگیان نازم

باید به سلیقم خیلی بنازم

چون هرچیزی گرفتم ناز بوده

هر کدومش پر از صد راز بوده

باید برم حالا سراغ عیدی

ببینم چی بگیرم واسه مهدی

باید برم نگو که خیلی زوده

دیگه وقتی تا سال ببر نمونده

خدایا ببر ما رو تو خرش کن

واسه  سواری این ببرو رمش کن

الهی بارالها ای خدا جون

هر کی پول نداره بده فراوون

يکشنبه شانزدهم 12 1388

   1-     اگه خسته ای: به من تکیه کن اگه تنهایی: بیا پیشم اگه بی پناهی: پناهتم اگه پول می خوای : مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد   

 2-     اون چیه که از گل بهتره؟ از حوری قشنگ تره؟از دنیا با ارزش تره؟ از فرشته پاک تره؟ . . .واقعا که!!! تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟   

 

 3- بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن هرگز از دلها نمیرن!!

    4-   همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن... 

   5-  چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایمبیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم 


 6-   آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت 

 

   7-     من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر آتش عشق چنان در دلم افروخته بود دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود...

   

 8-     یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...   

 

 9-     زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد... 

   10- در خلوت من نگاه سبزت جاریست این قسمت بی تو بودنم اجباریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه و هر لحظه ی من تکراریست... 



  11- نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه می لغزد ولی                   یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه میخندم  

  12- اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود  بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود 

  13- اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم   رنگت آبی باشه … که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .. 

   

  15- من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنمبر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت خاموش سکوت،اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنماگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم به خدا می شکنم  

  

 16- درسکوت دادگاه سرنوش / عشق برما حکم سنگینی نوشت /  گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت 

 

  17- سرنوشت تصمیم میگیره که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی ، اما تنها قلب توست که میتونه تصمیم بگیره چه کسی در زندگیت باقی بمونه.  

   18- پرستویی که مقصدش را در کوچ می بیند از خراب شدن لانه اش نمی هراسد.  

  19- اگه خرابی خرابتم،اگه مستی شرابتم،اگه هستی،کنارتم،اگه نیستی بیادتم.  

  20- واسه پر کشیدن من خواستی اسمون نباشی ، حالا پرپر میزنم تا همیشه اسوده باشی  

  21- یادته بهت گفتم خشت دیوار دلتم ؟؟؟ تو هم من را شکستی ، ولی اشکال نداره ، حالا خاک زیر پاتم. 

   22- بی تو دنیا چه غم انگیزه برام ، لحظه ها غروب پاییزه برام ، تموم دنیا اگه مال من باشه ، بی تو یه مشت خاک ناچیزه برام. 

    23- و از این فاصله ها که میان من و توست و هر آن گه که دلت تنگ من است ، بهترین شعر مرا قاب کن پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهاییت از دیدن من جانخورد و بداند که دل من با توست و همین نزدیکیست.  

 

  24- خدا یکتاست ، قلب تنهاست و کسی که این SMS رو می خونه عزیز دل هاست. 

 

   25- مراقب افکارت باش که گفتارت میشود... مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود... مراقب رفتارت باش که عادتت میشود... مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود... مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود  

  26- یه ترکه میخواسته بخوابه دوتا جا میندازه، میگن چرا دوتا جا انداختی، میگه آخه دو شبه که نخوابیدم 

    27- رشتیه با احساس از زنش میپرسه شب عروسیمون یادت میاد؟؟؟ زن:آره, چقدر جات خالی 

   
28-666سه تا شیش داره مال پارسال بود امسال مد شده 777 سه تا هفت داره ، زمستونا خیابونا برفداره ؛ صابون که به دست بمالی کف داره ، ایران و اینجوری نبین نفت داره ، نونوایی محلمون صف داره ، آهنگای قدیمی توش دف داره 

 

   29- لبریزتر از هزار پیمانه شدیم دیوانه‌تر از هزار دیوانه شدیم دیدیم گلی به روی ما می‌خندداز پیله درآمدیم و پروانه شدیم   

 

 30- سیل دریا دیده هرگز بر نمی گردد به جوی
نیست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود

  

 31- خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته  وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته 

 

  32- در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
هربار مرا وعده دوزخ دادی
یک بار برو کلاس خیاطی عشق
شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی 




  33- غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس میگیره ، بهش میگن آخه این چه طرزشه ؟ میگه : میخوام ایندفعه از حفظ بخونم   

 

 34- اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد استبدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است   

 

دسته ها : اس ام اس
جمعه جهاردهم 12 1388

در این دنیا فقط یک چیز دارم

فقط یک خانه ی ناچیز  دارم

که آن هم در کرج هست دوستانم

نگفتم که توی ونیز دارم

اگر چه خانه ام خیلی بزرگ است

ولی حیف که همین یک چیز دارم

درون هر اتاقم توی خانه

یه دونه لامپ و یک پریز دارم

برای تزئین این خانه ام من

گل و گلدان و یک آویز دارم

همه گویند به به خوش به حالت

و فهمیدم خوشی را نیز دارم

پریشب رفته بودم خواستگاری

و الان یک زنی هم نیز دارم

حالا با وجود خانوم خونه

یه خونه ی خیلی تمیز دارم

وقتی که بر می گردم از اداره

غذاها ی خیلی لذیذ دارم

بعد عروسیمون حالا دگر من

بچه ای تپل و هم ریز دارم

برایت می نویسم بچه ام چیست

پسری به نام کامبیز دارم

بعد پدر شدن حالا تو گوشم

صدای ویز و ویز و ویز دارم

 برای نهی بچه از خطرها

کلمه ای به نام جیز دارم

برای بردن آشغال دم در

دگر یک کمر نیم خیز دارم

از اینها بگذریم اصلی ترینها

پدر و مادری عزیز دارم

برای کار کردن در اداره

یه صندلی و حتی میز دارم

زنم تصادف کرده در خیابان

و حالا یک زن مریض دارم

برای گردشم در عید امسال

قصد سفر به این تبریز دارم

برای خرج و دخل خانه هر روز

دلی از غم پر و لبریز دارم

و امروز بعد این سالهای عمرم

گرفتم که هزاران چیز دارم

پنج شنبه سیزدهم 12 1388

دیرگاهی است در این تنهایی

 رنگ خاموشی در طرح لب است.

بانگی از دور مرا می خواند،

 لیک پاهایم در قیر شب است.  

 

 رخنه ای نیست در این تاریکی:

در و دیوار بهم پیوسته.

سایه ای لغزد اگر روی زمین

نقش وهمی است ز بندی رسته.

 

   نفس آدم ها سر بسر افسرده است.

روزگاری است در این گوشة پژمرده

 هوا هر نشاطی مرده است.  

 

 دست جادویی شب

 در به روی من و غم می بندد.

 می کنم هر چه تلاش،

 او به من می خندد. 

 

  نقش هایی که کشیدم در روز،

 شب ز راه آمد و با دود اندود.

طرح هایی که فکندم در شب،

روز پیدا شد و با پنبه زدود. 

 

  دیرگاهی است که چون من همه را

رنگ خاموشی در طرح لب است.

 جنبشی نیست در این خاموشی:

دست ها، پاها در قیر شب است.

دسته ها : اشعارسهراب
دوشنبه دهم 12 1388
X