صفحه ها
دسته
توجه
دختر پرستار زیبای مسیحی(5مطلب)
{ یتیم نوازی ممنوع ؟نماز.دعا. آش رشته.غیبت آزاد}
www.qaraati.ir
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 46920
تعداد نوشته ها : 48
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
پایگاه خاتم الانبیای مسجد محله ما چه می گذرد؟
 هرروز سنگ های مسجد را با مهربانی تمام براق می کرد تمیزی مسجد عطر وگلابی که خادم مسجد به قرآنها می زد جلوه ای دیگر بود. بلاخره رضا وبچه های کلاس چهارم درون مسجد تجمع کرده بودند آنها می خواستند از نزدیک بدانند درون پایگاه ومسجد چه خبر است چه می گذرد اینها چه کسانی هستند وآن نگاه  افراد چه نگاهی است وهزاران سوال دیگر  تا اذان مقداری فاصله بود  رضا گفت بچه برویم اطاق پایگاه دلهره واضطراب خاصی در درون بچه ها ایجاد شد اتاق پایگاه چگونه اتاقی است چه دارد چه نظمی دارد حتما اثر انگشت می گیرند یا شاید عکس می گیرند چگونه باید وارد شد چه آدابی دارد چه به آنها می دهند برای چی کار می کنند چگونه وهزار چیز دیگر .بعد از حرکت به سمت پشت مسجد یکی از بچه های پایگاه با کلیدی قفل اتاق کوچکی را در حال باز کردن بود درب را باز کرد اتاقی به اندازه حدود بیست متر با موکت رنگ رو رفته سبز رنگ چند عدد پتوی سر بازی طوسی رنگ یک عد چراغ علاالدین  قوری وکتری وچند عدد لیوان یک صندوق آهنی قفل دار ویک جعبه چوبی  با دودسته طنابی .همگی بچه ها  یکی یکی  داخل اتاق نشستند در همین اثنا یکی از بچه های پایگاه هم وارد شد وبا رضا شروع به صحبت کردن کرد او گفت مشگل خاصی نداشته ایم فقط شب گذشته کمیته برایمان اسم شب نیاورده  ما هم شب گذشته گشت را نرفتیم پست جلودرب راهم با احتیاط گذاشتیم در ضمن یکی از تفنگ های ام یک خراب است یکی هم جعبه تنظیف ندارد رضا برای بچه های کلاس چهارم  گفت کمیته برای ما اسم شب می آورد ما از ساعت دوازده شب تا شش صبح حق گذاشتن پست ایست وبازرسی داریم هر گونه گشت داخل کوچه ها هم با هماهنگی کمیته ها واجازه آنهاست.  اسم شب ترکیب شده از سه قسمت دو قسمت عد دویک قسمت اسم به اینصورت ( 29 علی 12) اسم شب به مسئول پایگاه داده می شود او هم آنرا به پاس بخش سرشب می دهد پاس بخش هم آنرا به نگبان تابلو بدست می دهد وقتی پست اول تمام شد پاس بخش پست را تحویل پاس بخش بعدی می دهد .یکی از بچه ها گفت مگر به همه اعلان نمی کنید افراد کنجکاو نمی شوند رضا گفت بچه های ما هرکدام سرشان به کار خودشان است ولزومی نمی دانند که هر چه را کنجکاوی کنند اگر مصلحت باشد به آنها هم می گوییم .گاهی اوقات ممکن است در یک شب چند بار اسم شب عوض شود در این هنگام صدای اذان از مناره مسجد بلند شد بچه های پایگاه همراه با بچه های کلاس چهارم انسانی بطرف وضوخانه وحضور در نماز جماعت رفتند نماز اقامه شد وقرار شد بچه ها بعد شام دوباره در پایگاه تجمع نمایند قرار ساعت یازده ونیم شب .

ساعت یازده ونیم شب بود آقا رضا همراه مهمانهای خود به پایگاه آمد بچه های پایگاه هر کدام در گوشه ای مشغول کار خود بودند در گوشه ای محمد به رحمان فیزیک درس می دادودر کنار دیگر امید داشت قران می خواند آنطرفتر هم یکی داشت لوح نگبانی شب آینده ...

ادامه دارد...


X