دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3740
تعداد نوشته ها : 7
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
محمد رضا ربيعي نژاد

                                   


چشمم دائم روی متن کتاب حرکت می کرد و هر جا مطلب جالبی نظرم را جلب می کرد به سرعت حفظش می کردم مخصوصاً آن دسته از نوشته هایش که از نظر ادبی هم ارزشمند بودند . البته کتاب مقداری ثقیل بود و علم ما هم کم . اما از وقتی خواندنش را شروع کردم واقعاً از خدا شرمنده شدم .

کتاب اسرار الصلوه امام خمینی را می گویم عجب کتاب فوق العاده ایست و علامه جوادی آملی نیز یک مقدمه ی بسیار پرمغز در ابتدای این کتاب نوشته اند .

یکی از نکات جالبی که در مقدمه آمده راجع به نماز حضرت امیر المومنین است آنجا که امام نه تنها خلق را بلکه خود را نیز در مقابل حضرت حق نمی بینند و تیر از پایشان در می آورند بدون این که ایشان درد و المی احساس کنند . اما در سوی دیگر به ماجرای بخشش انگشتر به سائل در هنگام نماز اشاره می کند و می پرسد که چه ارتباطی می توان بین این دو حالت برقرار کرد . در حالتی غرق در یاد خالق و در حالتی دلسوز به حال مخلوق و ادامه می دهد که وقتی شخصی به درجه ی مولا رسد - تمامی افعالش الهی شود - در هنگامی که بندگان خدا رو به سویش آورند به ایشان ترحم کند چنان که خدای متعال با نیز با تمامی عزت و مقام رفیعش به بندگان کوچک و ذلیل نظر لطف می کند و عمل مولا نیز چنین است و مستحبی است در مستحب و عین فعل حضرت حق . اما آنجا که حضرت به هنگام نماز ملتفت غیر حضرت حق نمی شود و دردی به هنگام بیرون آوردن تیر احساس نمی کند به این دلیل است که به خاطر خلق یا نفس متوجه غیر حضرت دوست شدن بس ناصواب است و ناروا و هدف نباید جز او باشد و نه تنها باید یاد خلق را از دل برون کرد بلکه باید خود را هم از یاد برد . و این چنین است که تمامی افعال حضرت امیر المومنین - که خلیفه ی خدای رحمان در روی زمین می باشند - عین اراده ی خالق می شود .

حال این سوال من از خودم است که این همه لطفی که خدا به من کرده تا چه حد سعی دارم حالات درونی ام را در نماز کنترل کنم و یاد خلق و خود را از یاد ببرم و جمله افعالم را مطابق رای حضرت حق دربیاورم .

خدایا متاسفم برای ناتوانی ام بر تسلط و کنترل نفس در نمازم و متاسفم بر کم بودن راز و نیازم . متاسفم برای این که حق بندگیت را ادا نکردم و تو را چنان که شایسته ای نشناختم .  


سید علی حسینی

زیر مجموعه ی دست نوشته ها

 

 

دسته ها :
چهارشنبه چهارم 6 1388


روز چهارم ماه رمضان هم تمام شد و وارد روز پنجم شدیم و هر یک از ما چهار روز روزه گرفتیم ولی روزه داریم تا روزه .

در روزه گرفتن هر روزه داری از نظر من دو حالت وجود دارد یک - حالت ظاهری روزه داری دو - حالت باطنی روزه داری که مراد خداوند از گرفتن روزه نیز همین حالت دوم است و وصول به مقام تقوا نیز در دومی - یعنی روزه ی باطنی - نهفته است .

و اما شرح روزه ی ظاهری و روزه ی باطنی : روزه ی ظاهری آن است که هر فرد از سحر که سحری می خورد تا وقت افطار لب به طعام نزند . که در این حالت این گرسنگی ممکن است فرد را از لحاظ ظاهر ضعیف ، گرسنه و تشنه کند اما فرد در باطن روزه دار نیست و همچون ماه های دیگر سال به کارهای خلاف و - خدای نکرده - معصیت ها ادامه می دهد و بهره اش از این ماه فقط لب های خشک و شکم گرسنه است . البته اگر هر فردی اراده کند می تواند معصیت ها و خطاها را در این ماه خیلی زودتر از ماه های دیگر ترک کند و آثار زیان بار آن ها را از بین ببرد خصوصاً که یکی از فلسفه های این ماه هم همین است و خدای متعال منتظر فرصت است تا بندگان خود را عفو کند ( باور کنید اغراق نمی کنم و خداوند به بازگشت من و شما به سوی خود مشتاق است . )

بر خلاف حالت اول حالت دوم حالتی است که فرد به خاطر خدا یک ماه تمامی گناهان و معصیت ها را کنار می گذارد و این ماه مبارک پلی برای بازگشت به فطرت از دست رفته اش می باشد که به وسیله ی هواهای نفسانی و شهوات از بین رفته است ( در فردی که قبل از این ماه دچار معصیت و خطا بوده ) . ولی در فردی که در تمامی اوقات زندگی اش خدا را ناظر می دیده و در برابر وسوسه های شیاطین و طغیان شهوات خود را به خدا می سپرده ، این ماه اکسیری است که نقره اش را تبدیل به طلا می کند ! و به فرموده ی خدای متعال : " والذین اهتدوا زادهم هدى "

از خدا می خواهم که من و همه ی مسلمانان را از طیف دوم قرار دهد .


سید علی حسینی

زیر مجموعه ی دست نوشته ها

 

 

 

دسته ها :
چهارشنبه چهارم 6 1388

 

 


یکی از دوستان خاک بر سر که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس به رسم قدیم بدون دق الباب از در ، درآمد . چندان که بساط سبک بازی و زبان درازی گسترد ، به ناگاه ضربت محکمی بر رخش زدم چندان که برق از سرش بپرید رنجیده نگه کرد و گفت :

کنونت که ضربت زنی این چنین

کنی خُلق ما را تو یارا سگین

و ناراحت و گریان ما را ترک گفت . روز دگر یکی از متعلقان منش برحسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که دهان شما را سرویس کند . تو نیز اگر توانی ، دوستان را برای حربی عظیم خبر ده . گفتم به کشور لیبی و جان بی بی که قدم در کارزار نگذلرم مگر اینکه سپاهی فراهم سازم ، که کشتن نارفیق سهل است و زنده گذاشتنش جهل . فی الجمله تمامی دوستان را مهیا ساختم و خبر از حربی مفروض با رفیقی قدیمی دادم . چندی از رفقا - لعنه الله علیهم - دامن از جنگ برکشیدند و خاطر بازگشتشان به منزل بر رای جنگ غالب آمد .

بالاخره روز جنگ فرا رسید تمامی رفقا بر مرکبشان بنشستند و به اتفاق به موقع حرب رسیدیم . من در قلب سپاه ایستادم و برای هر یک از سایر بندگان حواشی خدمتی تعیین کردم و به ایشان گوشزد کردم که اگر در ادای برخی از واجبات تهاون و تکاسل روا دارند در معرض خطاب آیند و محل عتاب و خون ایشان را بریزم به شتاب .

جمعیت مقابل کم می نمود و تعداد ما کمر ایشان را خم .

اما این بار بخت با دوستی که قصد جنگ با او را داشتیم یار بود ، چرا که به اعتماد سِعَت بزرگان ، که چشم از عوایب زیر دستان بپوشند و در افشای جرایم خاک بر سران نکوشند او را برای رضای خداوند عفو کردیم .   

 

           

سید علی حسینی

 

 


دسته ها :
سه شنبه سوم 6 1388

                                           

                                          

                                          

 

برداشت اول : مقدمه ای به کوتاهی سایت ویکی پدیا

 

عجب سایت عجیب و غریبی است این ویکی پدیا می پرسید چرا ؟ خب حالا فعلاً این مقدمه را بخوانید تا بعد برایتان بگویم که چرا .

"حاج شیخ محمد تقی بهلول معروف به بهلول گنابادی فرزندشیخ نظام الدین و نوه ی شیخ زین الدین در سال هزار و دویست و نود و هفت قمری دربیلند به دنیا آمد .در هشت سالگی قرآن را حفظ کرد و در پهارده سالگی منبر می رفت در سال هزار و سیصد و چهارده هجری شمسی که رضا شاه تصمیم به ممنوع کردن حجاب گرفت وی در مسجد گوهرشاد بر منبر رفته و با این کار شاه مخالفت کرد . در این زمان پلیس به مسجد حمله کرد و تعداد زیادی کشته شدند ولی بهلول جان سالم بدر برد و پس از آن به افغانستان فرار کرده و چند سالی در آنجا بود . پس از بازگشت به ایران فعالیت سیاسی نداشت و در صد و پنجاه سالگی درگذشت و در نزدیکی بیلند مدفون شد ."

این بود توضیحات محدود سایت معروف ویکی پدیا راجع به عارف و علامه ای گرانقدر به نام بهلول گنابادی .

حالا شما اگر دوست داشتید می توانید زندگی نامه ی تخصصی و نیمه تخصصی و...! کسانی مثل مایکل جکسون ، آنجلینا جولی و سایر سوسول های هالیوودی و بالیوودی را در این سایت در حدود حداقل یک صحفه ی کامل ملاحظه کنید . خب در این مقاله من می خواهم با کمک گرفتن از سایت بهلول برایتان یک مطلب درست و کامل راجع به این بزرگوار تهیه کنم ...

 

برداشت دوم : ویژگی های شخصیتی 

 

 حافظ کل قرآن کریم

مسلط به فقه اهل سنت

خادم صادق مخلوقات خدا

مجتهد و مسلط به ادبیات عرب

اعجوبه ای در کوهنوردی و شنا

علامه ای در پیکری نحیف و لاغر

روح بزرگ و قلب پر از مهر و تلاش

حضور هشت ساله در دفاع مقدس

الگوی صفا ، صمیمیت ، صبر ، استقامت

سابقه ی تدریس در دانشگاه الازهر مصر

نقش آفرین قیام تاریخی مسجد گوهرشاد

نخبة   الاتقیاء   الورعین ( یک متقی واقعی )

تحمل سی و شش سال اسارت و دوری از وطن

اهل ذوق و ادب و دارای دویست هزار بیت شعر

اسوه ی ساده زیستی و تمام داراییش لباس تن او

مرغ  ملکوت  سحرها ( شب زنده داری در سحرها )

خواب ، خوراک و استراحت اسیر او نه او اسیر آن ها !

 

برداشت سوم : نظر بزرگان درباره ی ایشان

 

مقام معظم رهبری :

ایشان (شیخ بهلول) حق بزرگی بر گردن انقلاب دارند. آقای شیخ محمدتقی بهلول رحمةالله‌علیه بنده‌ی صالح و مجاهد و پرهیزگار که عمر طولانی و پرماجرای خود را یکسره با مجاهدت و تلاش گذرانید، یکی از شگفتیهای روزگار ما بود. هفتادسال پیش در ماجرای خونین مسجد گوهرشاد، زبان گویای ستمدیدگان وحق‌طلبان شد و آماج کینه‌ی حکومت سرکوبگر پهلوی گشت . بیست‌وپنج سال مظلومانه در اسارت حکومت ظالم دیگری انواع رنجها و آزارها را تحمّل کرد .

پس از آن سال ها در مصر و عراق ندای مظلومیت ملت ایران را از رسانه‌ها به گوش مسلمانان رسانید . سالها پس از آن در ایران بی‌هیچ پاداش و توقعی به هدایت دینی مردم پرداخت . در سالهای دفاع مقدس همه‌جا دلهای جوان و نورانی رزمندگان را از فیض بیان رسا و صادقانه‌ی خود نشاط و شادابی بخشید، نودسال از یک قرن عمر خود را به خدمت به مردم و عبادت خداوند گذرانید . زهد و وارستگی او، تحّرک و تلاش بی‌وقفه‌ی پیکر نحیف او، ذهن روشن و فعال او، حافظه‌ی بی‌نظیر او، دهان همیشه صائم او، غذا و لباس و منش فقیرانه‌ی او، شجاعت و فصاحت و ویژگیهای اخلاقی برجسته‌ی او، از این مؤمنِ صادق، انسانی استثنائی ساخته بود.

 

موّرخ و محقق معاصر استاد علی دوانی :

در نجف بعد از آزاد شدن ایشان در زندان به ملاقاتشان رفتیم... بهلول خوابیده بود و با ورود ما بیدار شد شیخی واقعاً بهلول وار ، لاغر اندام و پیرمردی شاد و با نشاط... در آن زمان واقعاً واعظی معروف و دارای حافظه ای نیرومند و بیانی نافذ و شهامتی کم نظیر و از لحاظ زندگی به تمام معنی وارسته  و زاهد بوده و هنوز  نیز هست...

 

حضرت آیت الله خز علی ( حافظ قرآن و نهج البلاغه ) :

...این یک بهلول دیوانه نما  و بهلول گرانقدری که در میان ما است و از دیر زمان آوازه اش در میان ما پیچیده ، از قسم دوم است بهلول با شیوۀ خاصی؛ زندگی ساده ؛ خوراک ساده ؛ پوشش ساده ؛ حرکت و جنبش  فراوان ؛ پیاده روی در راههای دور با سن بسیار بالا ؛ حضور ذهن فوق العاده ؛ حفظ قرآن ؛ حفظ  اشعار فراوان ؛ شوخ ؛ مزّاح ؛ جواب های کوبنده ؛ علاقه به اهل بیت ؛ تحمل مشقات طاقت فرسا در راه دین؛ شکیبایی و پذیرش سی سال زندان. کافی است او را یک بار ببینی ، اگر نه یکباربه سرگذشتش مرور کنی ، باشد که از این قید و بندها ، از این قل و زنجیر ها، خلاصی حاصل شود و توجّه بیشتر به عالم معنی دست دهد .

 

حضرت آیت الله امجد ( استاد حوزه و دانشگاه ) :

ایشان یک انسان وارسته ایست ، توکل عجیبی دارد ، او یک انسان عتیقه است،چراکه عتیقه جات معمولاً کم یاب و قیمتی هستند ، او هم کم یاب است و هم قیمتی .

    

برداشت چهارم : داستان های کوتاه از زندگی بهلول

 

چه کنیم که امام زمان را ببینیم ؟

از ایشان سوال شد که چه وقت می شود خدمت امام زمان مشرف شد ؟ فرمودند که : با تقوا باشید هر وقت بین شما و حضرت سنخیت باشد . سپس فرمودند که دیدن امام زمان مهم نیست مهم این است که او ما را ببیند خیلی ها هم علی (ع) را دیدند اما دشمن او شدند . اگر کاری کردیم که نظر ایشان را جلب کنیم آن ارزش دارد .

 

 

خیر دنیا و آخرت با نماز شب

معظم له می فرمودند : نماز شب خیر دنیا و آخرت دارد وقتی می گوییم بخوانید دلیل هم دارد که خیر دارد مثلاً زمانی که ما در مدرسه ی فیضیه با رفقا درس می خواندیم روزگار ما خیلی به سختی می گذشت یک سال که نیمه ی شعبان مصادف با زمستان بود و هوا به حدی سرد بود که آب در چند ثانیه یخ می زد در مجلس جشنی که به مناسبت میلاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه تشکیل شده بود شرکت کردم و وقتی به مدرسه برگشتم در مدرسه و حرم بسته بود و هوا هم خیلی سرد ، و ما هم از طرفی مقیّد به خواندن نماز شب بودیم لذا جلوی در حرم آمدم وشروع به نماز خواندن کردم نماز که تمام شد یک مرد ترک زبان جلو آمد و پرسید حرم کی باز می شود ؟ گفتم یکی دو ساعت دیگر گفت : دوستان من منتظرند باید بروم شما لطف بفرمایید این شمع ها را بگیرید و هرشب جاهایی از حرم که تاریک است از طرف من روشن کنید . من شمع ها را گرفتم و بعد از آن شخصی مقداری پول به من داد و رفت.

وقتی من توجه کردم دیدم پانصد تومان – که در آن زمان مبلغ قابل توجهی بود – به من داده است که با آن پانصد تومان بسیاری از مشکلات ما حل شد . بله ، این نمونه ای از خیر دنیا و آخرت نماز شب است .

 

 

تواضع و همدردی

حاج آقای بهلول می فرمودند : زمانی در مشهد به منزل یکی از آشنایان رفتم اتفاقاً شبی بارانی بود و خانمش هم زایمان کرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود متوجه شدمحالش مساعد نیست . به او گفتم : شما بخوابید من از بچه ها مراقبت می کنم او که خوابید نصف شب دیدم بچه ها خیلی گریه می کنند فهمیدم خودشان را کثیف کرده اند آمدو داخل حیاط که کهنه را بیاورم و آن ها را پاک کنم اما متاسفانه باران آمده و همه ی آن ها را خیس کرده بود به داخل اتاق آمدم و عبای خود را چهار تکه کردم و به وسیله ی آن ها بچه ها را تمیز کردم و آن ها را قنداق نمودم .

اذان صبح که به طرف حرم حضرت رضا (ع) حرکت می کردم سگ هایی دور مرا گرفتند .

مشغول طرد سگ ها بودم که سیدی آمد و سگ ها را دفع کرد و به من گفت : کسی که تا صبح بچه های ما را مراقبت کرده ، ما قادر نیستیم چهر تا سگ را از او دور کنیم ! و بعد هم غیب شد . 

 

 

عشق به امام در شعرهای ایشان

معظم له اشعار زیادی به وزن شاهنامه در مدح امام در دیوان "خمینی نامه" سروده اند . این دیوان با حمد و ثنای الهی آغاز و با نعت رسول اکرم (ص) ادامه می یابد ایشان هدف خود را از سرودن این دیوان اینگونه بیان می کنند :

 

پس از حمد حق و درود رسول

ثناء همه خاندان بتول

 مرا هست مقصود در کتاب

بیان کردن قصه ی انقلاب

 

برداشت پنجم : کرامات

 

یک پیشگویی و تحقق آن

بعد از حمله خونین مسجد الحرام و بسته شدن راه حج کی از روحانیان بیت رهبری به ایشان می فرماید جناب شیخ ، گفته اند شما مستجاب الدعوه هستید دعا کنید که فهد بمیرد و راه حج باز گردد ایشان با تبّسم فرمودند هر وقت من بمیرم فهد هم خواهد مرد ودقیقاً این امر اتّفاق افتاد وهمزمان با ارتحال علامه شیخ بهلول ، فهد نیز فوت کرد .

 

برکت شیخ

حضرت شیخ چندین سفر به درود مشرف شده بودند که دو سفر آن مواجه با خشکسالی بود که معظم له دعا فرمودند که : یک سفر در اثنای منبر باران شروع به باریدن کرد و یک سفر دیگر نیمه همان شب باران زیادی بارید وکسانی که در محضر شیخ  در مسجد بودند این را از کرامات شیخ  می دانستند .

 

شفای مرض

افرادی ازایشان التماس دعا می گرفتند ویا دعایی را از ایشان تقاضا میکردند و یا آب و چیز دیگر تبرک می کردند و به مریض می دادند و الحمدالله چنانچه بعداً  عده ای اهل ایمان حکا یت کردنده اند آثار خوبی داشته است . یکی از آن موارد مریض سختی بود که با قند  تبرک جناب شیخ شفا پیدا کردند الحمد الله بعد از گذشت چند سال تا کنون اثری از بیماری در وی پیدا نشده است .



سید علی حسینی

زیر مجموعه ی معرفی مشاهیر

منابع : سایت ویکی پدیا - سایت بهلول - عکس از : گناباد نیوز

 

 

 

 

دسته ها :
جمعه سیم 5 1388

 

 


یکی از کارهایی که ما می توانیم در رابطه ی با یادآوری اهل بیت و حتی تمامی انیا در تمامی لحظات زندگی  انجام دهیم انتظار فرج حضرت ولی عصر است.می پرسید چه ربطی دارد ؟ خب ارتباط بین انتظار فرج حضرت ولی عصر و یاد آوری تمامی انیا و اولیا در این است که اگر ما منتظر حضرت امام زمان باشیم مثل این است که منتظر تمامی خوبی ها و صفت های برجسته ی انبیا ی سلف از آدم تا خاتم هستیم .

شاید شما هم به این نکته دقت کرده باشید که ما هر وقت یک مناسبتی مثل جشن میلاد یا عزاداری ائمه برپا می شود بیشتر به یاد این بزرگواران می افتیم ولی شاید بعضی از ما در اوقاتی غیر از مناسبت ها کمتر به یاد پیشوایان دینی بیفتیم و شاید اصلاً ایشان را به کلی فراموش کنیم.

و حتماً هم این موضوع را می دانید که محبت بین ما و اهل بیت یک محبت دو طرفه هست یعنی همان قدر که ما ایشان را دوست داریم آن ها هم ما را دوست دارند ولی آیا پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار هم فقط ما را در مناسبت ها یاد میکنند و درباقی مواقع از حال ما بی خبرند ؟ قطعاً پاسخ این سوال "خیر " است زیرا برخی از اوقات واقعاً حوادثی در زندگی ما رخ می دهند که اگر این بزرگواران با آبرویی که نزد خدا دارند –به اذن خدا- از کار ما گره گشایی نکنند شاید هرگز خدا به افراد گناهکاری مثل ما توجه نکند.

گذشته از این بسیاری از مراتبی که انسان های با ایمان در این دنیا و عقبی به دست آورده اند به برکت توسل به اهل بیت بوده است.

پس ما هم با توجه و توسل بیشتر به اهل بیت می توانیم خود را از چنگال نفس و شیطان رهایی بخشیده و به جرگه ی منتظران و یاران حقیقی تمامی انبیای و اولیای پیشین بپیوندیم.

در پایان از حضرت ولی عصر که به اذن خداوند نظر ویژه ای بر تمامی مسلمانان جهان دارند خیر دنیا و آخرت تمامی شما را خواستارم .

 

سید علی حسینی

 

 

 

دسته ها :
يکشنبه چهارم 12 1387

 

 

 


یک مقایسه ی اجمالی بین عشق خدا به بنده و شما و عشق بنده و شما به خدا :

خب اولا از کجا بفهمیم که کسی ما را دوست دارد یا نه ؟ شما از کجا می فهمید ؟ شاید مثلا یک نفر با زبان با یک لبخند با یک حرکت ! به شما نشان بدهد که شما را دوست دارد ولی در مورد خدا وضعیت فرق دارد چرا که همه ی ما می دانیم که خدا جسم نیست و با هیچ یک از حواس خود نمی توانیم او را درک کنیم و ببینیم ولی به نظر من راه دیگری برای اینکه بفهمیم خدا ما را دوست دارد یا نه وجود دارد.

راهی که عرض کردم بهره گیری از قدرت عقل و تفکر کردن در نظام آفرینش است ، حالا می گویید چگونه ؟ اولین راهکار من این است که نعمت های خدا به خودتون ، پدرتون ، مادرتون ، ...تون ! را بشمارید.خب از الان ... وقت دارید برای شمارش ... خب اگر شمردید خسته نباشید ! حالا ببینید کدام معشوق جسمانی اندازه ی خدا شما را دوست دارد و این همه نعمت را بی منت در اختیار شما می گذارد ؟

دومین راهکار من این است که ببینید یک معشوق زمینی در چه زمینه هایی به شما احتیاج دارد ؟ آیا حاضر است برای شما از احتیاجاتش بگذرد یا نه ؟ تن دادن به احتیاجات او و برآورده کردن نیازهایش برای شما هم سودی دارد یا نه ؟ حالا خدا در چه زمینه ای به شما احتیاج دارد ؟ اصلا احتیاج دارد ؟ به نظر شما بود و نبود شما در نظام آفرینش برای خدا فرقی دارد ؟ خدا با فرستادن پیامبران و نزول آیین زندگی به وسیله ی آن ها درصدد رفع نیازهای خود بوده است ؟

خواندن نماز ، روزه گرفتن ، زکات دادن ، قبول ولایت وامامت و... به نفع خداست و به ضرر شما یا بالعکس ؟  

 من در پایان این نوشته می خواهم بگویم که خدا ویژگی یک عاشق واقعی را دارد همه چیز را برای بندگانش که واقعا به آن ها عشق می ورزد آماده کرده بدون هیچ چشم داشتی حالا ما هم واقعا بدون هیچ چشم داشتی خدا را می پرستیم ؟ اگر چشم طمعی به دنیا یا عقبی بسته ای عاشق شو ، عاشق معشوقی که تو را از صمیم دل دوست دارد و احتیاجی هم به تو ندارد عاشق شو تاچشم طمع نفس را کور کنی که برای این مورد راه حلی جز عشق نمی بینم .   

 

سید علی حسینی

 

 

 

دسته ها :
يکشنبه چهارم 12 1387

 

 

 

همه ی ما در زندگیمان با مشکلات و حوادث سختی روبرو میشویم که گاهی این حادثه ها باعث می شوند که از خود بپرسیم چرا خدا ما را تنها گذاشت ؟ آیا خدا مرا فراموش کرده است ؟ خب دیگر عادت بنی آدم این هست که دوست دارد همیشه در شادی و رفاه و آرامش باشد و اگر لحظه ای در زندگی اش سختی ببیند فورا از همه چیز از جمله خدا مایوس می شود البته به جز افرادی که ایمان بسیار بالایی دارند که هیچ شیطان نفسانی و خارجی نمی تواند آن ها را از خداوند ناامید و مایوس کند.قرار گرفتن در این موقعیت های سخت میتواند چند تا دلیل داشته باشد.

اگر این حوادث تلخ برای شخصی گناهکار اتفاق بیفتد می تواند کمی از کناهان او را در همین دنیا جبران کند و فرد را متوجه کند که دلیل این بلاها می تواند گناه خود او باشد و آن شخص در این حالت اگر متذکر شود دیگر به سمت و سوی گناهانی که باعث تلخی و مرارت در زندگی اش می شود نمی روداما اگر خود را باز هم به غفلت بزند دیگر به قول معروف ...یت از خودش است !

در سوی دیگر این حوادث می تواند امتحان باشد که من این امتحانات را به دو بخش تقسیم میکنم : 1- امتحان برای افراد معمولی و 2- امتحان برای افراد صالح

1- در امتحان برای افراد معمولی هدف از سختی ها و بلاهایی که خداوند برای این افراد قرار می دهد این است که خود فرد بفهمد که تا چه حدی واجد شرایط یک فرد دیندار و ایده آل از نظر خداونداست و در هر یک از این امتحانات اگر فرد با موفقیت و قبولی بیرون بیاید درجه ی ایمان و اخلاص او افزایش می یابد و اگر – خدای نکرده – فرد در امتحان رد شود حداقلش این است که خدا به فرد می فهماند که واقعیت چیست و فرد واقعا در چه رتبه ای از ایمان قرار دارد.

2- و اما در امتحان برای افراد صالح و پاک که خداوند از آن ها راضی و خشنود است هدف از نزول بلا بالا بردن رتبه ی این افراد در دنیا و آخرت است نمونه ی این گونه امتحانات را فراوان در قرآن می توان یافت. از امتحانی که نوح (ع) در میان قوم خود شد تا امتحان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند ، امتحان یعقوب (ع) و دوری فرزند ، امتحان موسی (ع) و درگیر شدن با قوم ایرادگیر و خودخواه بنی اسرائیل ، امتحان حضرت عیسی (ع) و درگیری با بنی اسرائیل و تکذیب شدن ایشان در میان قوم بنی اسرائیل ، و بالاخره مشکلاتی که حضرت نبی اکرم (ص) در میان اعراب داشتند از جمله صحابی خیانتکار ، نادیده گرفته شدن حق اهل بیت و ظلم وستمی که به این بزرگواران شد همگی نمونه های از امتحانات افراد صالح در این دنیاست .

خب حالا اگر شما هم از دسته ی صالحانی هستید که دچار سختی در زندگی شده اند این شعر را مناسب حال شما میدانم : " اگر با دیگرانش بود میلی چرا جام مرا بشکست لیلی "

 

خلاصه ی کلام اینکه خدا دوست دارد شما همیشه در نزول نعم شکرگزار و در فرود نغم  شکیبا باشید.

 

سید علی حسینی

 

 

دسته ها :
يکشنبه چهارم 12 1387
X