معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 691536
تعداد نوشته ها : 1424
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
Image result for ‫ماهی‬‎

با مفضل در محضر امام صادق (ع):

ای مفضل، تأمل کن: خلقت ماهی را و مناسبت آن برآن امری را که برای آن آفریده شده، به درستی کهآن را بی پا آفریده برای آنکه به راه رفتن محتاج نیست زیرا که  مسکنش آب است و شش به او نداده برای آنکه نفس نمی تواند کشید در میان آب و به جای پادو بال محکم به او داده که در دو پهلوی خود بر آب می زند چنانچه ملاح از دو جانب کشتی مجاذیف (پاروها) قرار داده که به حرکت آنها کشتی جاری می شود وجسمش را فلسها پوشانیده که در میان یکدیگر داخل شده اند مانند حلقه های زرده برای آنکه او را از آفتها محفوظ نماید و چون بینایی او ضعیف و آب مانعدیدن وی است شـامه ی قوی به آن اعطا فرموده که بـوی طعمه ی خود را از مسافت بعید  احساس می نماید و طلب  می کند اگر او را چنین شامه ای نمی بود به روزی خود نمی توانست رسید و از دهانش به سوی گوشهایش منفذها هست و دهان را از آب پر می کند و از گوشهایش بیرون می کند و به این راحت می یابد چنانچه حیوانات دیگر در نفس کشیدن به نسیم راحت می یابند.

اکنون تفکر کن در بسیاری نسل ماهی چنانچه در جوف (شکم)  هر ماهی تخمهای بسیار می بینی که از بسیاری احصا (شمارش) نمی توان کرد و علت کثرت آن است که  اکثر اصناف (اقسام) حیوان غذای آنها ماهی است حتی درندگان که در نیستانها می باشند و در کنار آب می ایستند و در کمین ماهی می باشند که چون پیدا شوند بربایند و چون آدمیان و درندگان و مرغان همه ماهی می خورند و ماهی نیز ماهی می خورد.

 تدبیر ملک قدیر مقتضیآن بود که این کثرت را بیافریند اگر خواهی وسعت و حکمت خالق عالمیان و کوتاهی علم آدمیان را بدانی نظر کن بسوی آنچه در دریاها از انواع ماهیان و حیوانات آبی و صدفها و اصناف مخلوقات آفریده که عدد آنها را کسی احصاء (شمارش) نمی تواند کرد و نمی توان دانست منافع آنها را مگر نادری از مردم که به مرور ازمنه و حدوث اسباب بر آن اطلاع بهم رسانده، مانند قرمز که رنگ کردن آن را مردم از آن یافتند که سگی کنار دریا می گردید و از این کرم خورددهانش رنگین شد به خوناب و چون مردم دهان آن سگ را مشاهده نمودند آن رنگ را پسندیدند و به این رنـگ می بردند و اشباه آن بسیار است که مـردم گاه گاهبر آن واقف می گـردند و به مصالح آن پی می برند.

«برگرفته از کتاب توحید مفضل»

مردی مادرش به دوش گرفته بود و دور خانه خدا طواف می داد، پیامبر(ص) را در همان حال دید پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟

پیامبر(ص) فرمودند: حتی حق یکی از رنجهای دوران بارداری و زایمان او را ادا نکرده ای.

برگرفته از تفسیر نمونه

با مفضل در محضر امام صادق(ع)

متوجه می کنم تو را ایمفضل بر منافعی که در باد هست. نمی بینی اگر چند گاه باد نوزد موجب بوجود آمدن بیماریها می شود و نفسها را می گیرد و بیماران را می گدازد و میوه ها را فاسد می گرداند و بقول و سبزیها متعفن می شود و سرمنشأ بیماریهایی چون وبا و طاعون در بدنها می کند و آفت در غلات پدید می آید. پس معلوم شد که وزیدن باد از حسن تدبیر خالق عباد است و تو را خبر می دهم از حکمت اصل هوا،به درستی که صدا اثری است که از اصطکاک اجسام در هوا حادث می گردد و هوا آن را به قوه ی سامعه می رساند و مردم در تمام روز و بعضی از شب در حوائج ومعاملات خود سخن می گویند.

 اگر این سخن در هوا می ماند هرآینه عالم پر می شد از  صدا و کار بر مردم دشوار می شد و محتاج می شدند که هوا را تازه کنند مانند کاغذی که نوشته شد باید کاغذ دیگر را تحصیل کنند و زیاده از آن احتیاج می شد زیرا آنچه را که ترک می کنند و نمی نویسند بسیار زیاده است از آنچه می نویسند، پس خلاق حکیم این هوا را کاغذ لطیف پنهانی گردانیده که حامل سخن می شود به قدر حاجت و باز محو می شود از اثر سخن، صاف و خالص می ماند برای سخن دیگر، کهنه و ضایع نمی شود و همین نسیم که او را هوا می نامند بس است برای عبرت تو اگر تفکر کنی در مصالح آن،بدرستی که حیات بدنها به آن است که در درون استنشاقش سبب زندگی است و از خارج مباشرتش بدن را به اصلاح  می آورد و صداها را از  راههای دور حامل می شود و می رساند و بوهای خوش را به شامه می رساند نمی بینی که از هر طرف که باد از آن طرف می آید بوی خوش و صدا از آن طرف بیشتر می رسد...

بعد از باران ابرها رااز هم می پاشد و درختها را آبستن می گرداند و آبها را سرد می کند و کشتیهارا جاری می سازد و طعامها را لطیف می گرداند و آتش را می افروزد و چیزهای تر را مانند جامه و غیر آن خشک می کند. بطور خلاصه حیات همه چیز به باد استاگر باد نمی بود گیاهان پژمرده می شدند و حیوانات می مردند و  چیزها گرم وفاسد می شد.

«توحید مفضل»

کج خلقی نزدیک به غلظت و بدخویی است و ظاهر آن است که غلظت و درشتی از ثمرات کج خلقی باشد همچنـان که انقباض روی و دلتنگی و بدکلامی نیز از آثار  آن است و این صفت از نتایج قوه ی غضبیه است و این از جملـه ی صفـاتـی است که آدمی را از خالق و خلق دور می کند و از نظر مردم می افکند و طبع ها را از او متنفر می کند و هر کج خلقی اغلب مسخره ی مردمان و مضحکه ی ایشان می شود و لحظه ای از حزن و الم و اندوه و غم خالی نیست.

مـروی است کـه: روزی بـه حضـرت رسـول (ص) عرض کـردند که: «فلان زن روزهـا روزه می گیرد و شبهـا را بـه عبـادت به پـای می دارد و لیکـن بدخلق است و از کج خلقی به همسـایگـان خود آزار می رساند. آن حضرت فرمودند: هیچ خیری در او نیست و او از اهل جهنم است».

بحار الانوار، ج 71، ص 394

 

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فراگیرد و چون هدایت شود بپذیرد، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد. مراقب خویش در برابر پروردگار باشد. از گناهان خود بترسد و خالصانه گام بردارد. عمل نیکو انجام دهد، ذخیره ای برای آخرت فراهم آورد و از گناه بپرهیزد. همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند و درجات آخرت به دست آورد. با خواسته های دل مبـارزه کنـد، آرزوهـای دروغین را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد و تقوا را زاد و توشه ی روز مردن گرداند. در راه روشن هدایت قدم بگذارد و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد. چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد و از اعمال نیکو، توشه ی آخرت بردارد.

منبع: خطبه 76 نهج البلاغه، ص 89

 

 

X