• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6385
  • دوشنبه 1383/10/7
  • تاريخ :

کودکان را برای روبه رو شدن با بلایا آماده کنیم

در این جهان ، انسان مصایب و بلایای مختلفی را تجربه می کند. یک مصیبت و رنج می تواند نزدیکتر از آنچه تصورش را می نماییم برای ما روی دهد. واکنش هایی که کودکان پس از هر نوع بلیّه و رنج نشان می دهند می تواند سبب بروز پریشانی و روان پریشی گردد. حال با رنج کودکانمان چه کنیم و چگونه در ادامه زندگی شان به آنان کمک کنیم؟

واکنش کودکان در برابر بلایا

اکثر والدین زمانی که رفتار کودکانشان نشان دهنده پریشانی و اضطرار است آن را تشخیص می دهند. در شرایط عادی و زمانی که هیچ گونه بحرانی وجود ندارد، والدین به خوبی متوجه کوچکترین تغییر در رفتار کودکان می شوند. اکثر مادران می توانند تشخیص دهند که پسر یا دختر جوانشان روز بدی را در مدرسه گذرانده ، یا با دوست خود بحث و جدل کرده است.

بلایا، وقایع عادی و روزمره ای نیستند، بنابراین بر روی فعالیت های عادی و روزمره ما اثر بسیار نامطلوبی خواهند داشت. به هنگام بروز مصائب ، همه ما سعی بر آن داریم تا خود را به نحوی نجات دهیم و بنابراین توجه کمتری نسبت به حمایت و پشتیبانی از همدیگر خواهیم داشت و بدین ترتیب کودکان - بیشتر از سایرین - اثرات بلایا را تجربه می کنند.

آکادمی روان پزشکی کودک و نوجوان آمریکا می گوید: واکنش کودک نسبت به یک بلیه نظیر طوفان، سیل، زلزله یا آتش سوزی ، بستگی به میزان خرابی و ویرانی ایجاد شده پس از آن دارد. مرگ اعضای خانواده یا دوستان، دردناک ترین مصیبت پس از خرابی خانه، مدرسه و شهر است. میزان تأثیر حادثه بر روی کودکان با آگاهی آنان از شدت خرابی از طریق اطلاع رسانی از تلویزیون و دیگر رسانه های گروهی تحت تأثیر قرار می گیرد.

عموماً ، اکثر کودکان پس از بلایا بدون دخالت پزشکی به زندگی عادی خود برمی گردند. برخی دیگر نیاز به زمان دارند تا درک کنند که جهان باز هم برای آنها جای امنی است و والدین همچون گذشته مراقب آنها خواهند بود.

مطالعات در مورد نحوه واکنش کودکان نسبت به حوادث غم انگیز محدود است. اگر چه مطالعاتی توسط برخی متخصصان در مورد الگـوی پاسخ دهی و عـواملی که کـودکان قبل از بروز حوادث با آن رو به رو بوده اند، انجام شده است. انواع واکنش های کودکان شامل احساس تحریک پذیری، پرخاشگری، تنهایی و مشکل در حرف زدن با والدین است.

برخی دیگر از این که مجروح یا زخمی نشده اند و یا خانه شان را از دست نداده اند احساس گناه می کنند. نوجوانان، مستعد حالات افسردگی می شوند در حالی که کودکان رفتارهای واپس گرایی همراه با مراحل اولیه رشد و نمو از خود نشان می دهند. به عنوان مثال یک کودک 12 ساله رفتارهای یک کودک هشت ساله را از خود نشان می دهد.

اغلب کودکانی که در قبول احساسات خود مشکل دارند، به طور تکراری و مداوم حادثه را برای خود ترسیم می کنند. بدین ترتیب دیده شده که یک کودک دو یا سه ساله می تواند حوادث غم انگیز را به یاد بیاورد.

میزان رشد شناختی کودک، تعبیر آنان را از حوادث پر استرس تحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات دیگر نشان می دهد که توانایی ذهنی کودک، جنس کودک، سن و عوامل فامیلی دربهبود کودکان پس از بلایا تأثیر دارد. دختران واکنش های روحی بیشتری نسبت به پسران نشان می دهند، همچنین کودکان سفیدپوست ، نسبت به کودکان سیاه پوست ، سریعتر بهبود می یابند. همان گونه که انتظار می رود، رابطه مستقیمی بین میزان در معرض قرار گرفتن کودکان با حوادث و بلایا ، و بهبود آنان- یعنی تطابق روحی و بازگشت به دوران قبل از حادثه- وجود دارد.

برخی دیگر از محققان سعی بر آن داشته اند تا توضیح دهند چه عواملی واکنش های کودکان را نسبت به حوادث پر استرس و مخرب تحت تأثیر قرار می دهد. در این تحقیقات گزارش گردیده که عقیده و باور شخص بر این که چه کسی یا چه عاملی سبب بروز حادثه گردیده و نیز شدت تخریب حادثه، عوامل اصلی مؤثر بر روی واکنش های کودکان می باشند.محققان پنج عامل اضافی را که در بهبود کودک پس از بروز بلایا تأثیر دارند به شرح زیر ارائه داده اند:

- سطح تکاملی کودک

- سلامت ذهنی کودک قبل از بروز حادثه

- توانایی جامعه در ارائه خدمات پشتیبانی به کودک

- حضور یا غیاب والدین در جریان حادثه

- نوع واکنش بزرگسالان

جدیدترین بررسی انجام شده نشان می دهد سطح تکاملی کودکان بر روی توانایی آنان در درک حوادث و بلایای مخرب تأثیر به سزایی دارد.

طی این بررسی ها عوامل زیر مورد شناسایی قرار گرفت:

- برخورد مستقیم با موارد جراحت زا در جریان وقوع حوادث و پس از آن.

- شخصیت کودکان قبل از بروز حادثه

- نوع حمایت جامعه پس از حوادث

- مهارت های تقلیدی کودک

توجه اولیه این تحقیق ها معطوف اینست که چه عواملی سبب عدم بهبود روانی کودکان و به درازا کشیدن علائم بیماری می شود. محققان به این نتیجه رسیده اند که در کودکانی که اثرات روانی حوادث و بلایا در آنها به مدت یک تا دو سال پس از بروز واقعه باقی می ماند، می تواند ناشی از به هم خوردن نظم عادی روزانه زندگی طی هفته ها و ماهها پس از بروز حادثه همراه با از دست دادن شغل یکی از والدین، طلاق یا دیگر فشارهای روانی باشد. همچنین عوامل دیگری مانند عدم حمایت جامعه و مدارس نیز می تواند سبب نارسایی در بهبود روان پریشی کودکان شوند.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName