• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 1391
  • دوشنبه 22/4/1388
  • تاريخ :

سرزش پيامبر در قرآن صحت ندارد

شبهه دورازدهم

پاسخ به شبهات اينترنتي

در سوره عبس آيه 3 خداوند پيغمبر را به خاطر روي گرداني از فردي نابينا ( عبدالله ابن ام مکتوم ) مورد عتاب و سرزنش قرار داده و اين نشان مي دهد که پيغمبر اسلام معصوم نبوده است بلکه در بعضي از مواقع گناهي انجام مي داد که مورد عتاب و سرزنش خداوند قرار مي گرفت

 

جواب

قبل از بيان جواب به سه نکته اشاره مي کنيم:

نکته اول: اين اشکال را بعضي از اهل سنت مطرح کرده و خواستند به ما شيعيان اشکال کنند و بگويند: شما که پيغمبر اکرم را معصوم مي دانيد سخت در اشتباهيد چون خداوند در اين آيه علناً پيغمبر را به خاطر اشتباهش مورد عتاب و سرزنش قرار داده است !

نکته دوم: ما براي درک راحت تر جواب براي دوستان آيات مورد بحث را ذکر مي کنيم.

عَبَسَ و تَولّي.....  چهره درهم کشيد و روي گردانيد( 1 ) اَن جاءهُ الاَعمي..... چونکه نابينا نزد او آمده بود( 2 ) و ما يُدريک لعلّه يَزّکّي..... تو چه ميداني شايد او براي تزکيه خودش آمده باشد( 3 ) او يَذکّر فتنفعهُ الذِکري..... يا متذکر گردد و اين تذکر او را نفع دهد ( 4 ) و اما مَن ِ استغني..... اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد ( 5 ) فانت له تصدّي..... تو به او روي خوش نشان مي دهي ( 6 )

نکته سوم: آنچه را که در تفاسير اهل سنت در مورد اين آيه نقل شده است از اين قرار است که: روزي پيغمبر اکرم با چند تن از بزرگان قريش در گفتگو بود تا انها را به اسلام دعوت کند ( که بسيار گفتگوي مهمي بود چون اگر آنها ايمان مي آوردند يقينا به تبع انان جمعيت بسياري به اسلام ايمان مي آوردند ). عبدالله ابن ام ايمن که نابينا و ظاهراً فقير بود وارد مجلس شد و تقاضا مي کرد تا پيغمبر براي او قرآن بخواند و به او تعليم دهد و سخن خود را مکرر تکرار مي کرد و آرام نمي گرفت، زيرا دقيقا متوجه نبود که پيغمبر با چه کساني مشغول صحبت است. او آنقدر کلام پيغمبر را قطع کرد تا اينکه حضرت ناراحت شدند و آثار نا خشنودي در چهره پيغمبر نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب با خود مي گويند: پيروان محمّد فقط نابينايان و بردگان هستند. و لذا از عبدالله روي گرداند و به سخنانش با سران قريش ادامه داد که آيه نازل شد و پيغمبر را مورد سرزنش قرار داد.

اما جواب اشکال

اين گفته مفسرين اهل سنت( مورد خطاب بودن پيغمبر در آيات اوليه سوره عبس ) با آيات و رواياتي در تضاد است که ما به آنها اشاره مي کنيم

اول: اگر واقعا سه آيه اول سوره مبارکه عبس خطاب به پيغمبر باشد، با آيات بعدي ( يعني آيه 5 و 6 که مي فرمايد اما آن کسي که توانگري خود را به رخ مردم مي کشد پس تو به او روي خوش نشان مي دهي ) سازگار نيست چون بر هيچ کس پوشيده نيست که پيغمبر هرگز اينچنين برخوردي را با مال اندوزان متکبرنداشتند بلکه هميشه از آنها دوري مي جستند.

دوم: خداوند تبارک و تعالي در آيه 4 سوره مبارکه قلم به صورت مطلق پيغمبر اکرم را داراي ملکات اخلاقي دانسته و فرمود: انک لعلي خلق عظيم يعني تو داراي ملکات اخلاقي بس بزرگي هستي که بر آن مسلطي.

اين آيه اندکي قبل از نزول سوره عبس بر پيغمبر نازل شده بود. آيا مفسرين اهل سنت به خود اين جرات را ميدهند که به خداوند نسبت جهل داده و بگويند خداوند که پيغمبر را داراي ملکات اخلاقي دانسته از بعضي از اخلاقيات او ( بمانند برخورد او با عبدالله ابن ام ايمن در آينده ) مطلع و با خبر نبوده است ؟!

 سوم: خداوند در آيه 159 سوره مبارکه آل عمران مي فرمايد: لو کنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولک يعني اگر سنگدل و خشن بودي هر آينه مردم از اطراف تو پراکنده مي شدند. دو نکته در اينجا قابل توجه است. اول اينکه غليظ القلب به کسي ميگويند که هيچ نوع محبتي نشان ندهد. نکته دوم اينکه کلمه لو دلالت بر منتفي بودن شرط دارد يعني شرط  کلام ( عدم محبت از سوي پيغمبر ) کاملا منتفي است. بنا بر اين گفته مفسرين اهل سنت با اين آيه نيز کاملا در تضاد است.

چهارم : حديث مشهور نبوي که مي فرمايد: اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق يعني من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تمام کنم. آيا گفته مفسرين اهل سنت با اين حديثي که خودشان نقل کردند در تضاد نيست ؟ آيا ميتوان گفت: پيغمبري که براي تمام کردن مکارم اخلاق مبعوث شده است، خداوند او را از برخورد بد با فرد فقير مورد سرزنش قرار مي دهد ؟ آيا اين برخورد ها از طرف پيغمبر منافات با اتمام مکارم ندارد ؟

از همه اين موارد که بگذريم..... شما در تاريخ موردي را يافت نمي کنيد که گفته باشد پيغمبر اکرم با کسي با لحن تند و يا خشن صحبت کرده باشد و با بي توجهي و روي گرداني به خواسته کسي جواب داده باشد بلکه خود همين اهل سنت بسياري از روايات را ذکر کردند که مي گويد: پيغمبر حتي با مشرکين هم با گشاده روئي برخورد مي کرد و با همه خصوصا فقيران مهربان بود.

خلاصه: از قرائن داخلي و خارجي سوره مبارکه عبس در مي يابيم که آن کسي که از عبد الله ابن ام ايمن روي گرداند پيغمبر اکرم نبوده بلکه فردي از بني اميه بود که نزد حضرت نشسته بود و خداوند در آيات ابتدائي سوره مبارکه عبس آن مرد را از اين عمل زشت و ناپسند باز داشت.

مآخذجواب: تفاسير مجمع البيان و الميزان و نمونه ذيل تفسير آيات 1 تا 6 سوره مباركه عبس


تنظيم: گروه دين و انديشه_شکوري

 

UserName