• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 13332
  • دوشنبه 1383/6/16
  • تاريخ :

چه كنیم تا دیگران به ما اعتماد كنند؟

اعتماد و احساس امنیت

پیدا كردن فرد امین و مورد اطمینان چه در روابط نزدیك و چه در روابط  دور یا رسمی ، كار ساده ای به نظر نمی رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادی داشته باشند. دوستانی كه بتوانند در روزهای سخت زندگی به آنها تكیه كنند.اعتمادواطمینان دو واژه ای است كه به ظاهر ، ساده می آید اما در اصل جای تعمق بسیار دارد. وقتی به فردی اعتماد می كنید و حرف دلتان را می زنید و سپس آن را از دهان دیگری می شنوید ؟ چه احساسی به شما دست می دهد؟ مطمئناً احساس خوشایندی نیست. شهروندان ما تا چه میزان به هم اطمینان دارند؟ در یك خانواده ، افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند؟ اعتماد افراد خانواده به هم ، یكی از اركان بهداشت روانی است. وقتی نوجوان یا جوان در خانواده خود فرد مطمئنی پیدا نمی كند تا با او روابط نزدیك و صمیمی داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و به دامن دوستان و بیگانگان كشیده می شود و در این میان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسیب های جبران ناپذیری خواهد دید. اما فردی كه با افراد خانواده اش روابط دوستانه دارد و حمایت عاطفی می شود از آسیب های اجتماعی در امان می ماند.

چه كنیم تا فردی مورد اطمینان باشیم ؟

گذشته ی یك فرد بهترین مدرك برای پاسخگویی به این پرسش است. همه ی ما در شرایط امتحان یا آزمون قرار می گیریم. همه ما به نوعی به یكدیگر امتحان پس می دهیم. كسانی معتمدند كه از چنین آزمونهایی سربلند بیرون آمده باشند. شما مسلماً به كسانی اعتماد می كنید كه قبلاً هم به آنها اعتماد كرده اید. با كسانی درددل می كنید كه قبلاً به نوعی از آنها واكنش مثبت دریافت كرده اید. از مغازه هایی خرید می كنید كه به كیفیت جنس و بهای آن تا حدی اطمینان دارید. از مسیری رفت و آمد می كنید كه تا حدودی امن تر از مسیرهای دیگر به نظر می رسد. از رستورانی غذا تهیه می كنید كه به سلامت آن اطمینان بیشتری داشته باشید. فرزندانتان را در مدرسه ای ثبت نام می كنید كه لااقل از چند نفر تعریف آن را شنیده باشید. مسلماً همین فاكتورها در انتخاب افرادی كه می خواهید به آنها اطمینان كنید، دخیلند.

به چه كسانی باید اعتماد كرد؟

زمانی كه می خواهید در مورد كسی تحقیق كنید یا درباره امری پرس و جو كنید یا درباره مسئله ای با كسی مشورت كنید مسلماً به سراغ افراد معتمد می روید. مردم نیز برای این كار ، افراد معتمد را به شما معرفی می كنند. این گروه از اشخاص ، افرادی هستند كه مردم عموماً تحت عنوان « آدم خوب» از آنها یاد می كنند. اما "خوب بودن" خود نیازمند تعریفی است. همه ی افرادِ به اصطلاح "خوب" ، لایق شور و مشورت یا كمك طلبی نیستند. از بین افراد آنانی شایسته این امرند كه داناتر و مدبرتر باشند. هر چند گروهی از افراد ، مهربان و با گذشتند و شما را به خوبی می پذیرند، به سخنانتان گوش می دهند، و با شما همدلی می كنند ، اما از دانش و دانایی و تدبیر دورند و عملاً نمی توانند برای شما كاری انجام دهند، پس در بین افراد معتمد ، مدبرترین و داناترین آنها را برگزینید.

به دیگران اعتماد كنید تا آنها نیز به شما اعتماد كنند

اصولاً هر خصلتی را با كمی تلقین و دادن واكنش مناسب ، می توان در شخص ایجاد كرد. وقتی به كسی می گویید: «چون به تو اطمینان دارم...» فرد ناخودآگاه از خود انتظار یك فرد مطمئن را دارد مگر آن كه از لحاظ شخصیتی آدم بی وجدانی باشد. اعتماد متقابل یكی از رموز روابط صمیمی و صادقانه است. اگر در مقابل اعتماد دیگری نسبت به او بی اعتماد شوید قدر مسلم كم كم اعتماد او نیز نسبت به شما كمرنگ خواهد شد. مردم دوست دارند در مقابل كنش های مثبتشان نسبت به دیگران واكنش های مثبت دریافت كنند. مردم از این كه مورد اعتماد كسی قرار بگیرند به خود می بالند. از این كه شما آنها را به دیگری ترجیح داده اید و محرم اسرارتان نموده اید احساس غرور می كنند، پس با انتقال احساس مثبت به دیگران همین احساس را از سوی آنها دریافت دارید. این احساس هر چقدر صادقانه تر باشد همانقدر قویتر و ارضا كننده تر است. اصولاً همه مردم از شنیدن سخنانی كه بوی تناقض یا ناراستی بدهد می پرهیزند، چون این گونه سخنان احساس ناخوشایندی را به وجود می آورد و مردم خود آنقدر درگیر و گرفتار معضلات زندگی هستند كه جایی برای اضافه بار این گونه سخنان نداشته باشند.

رابطه اعتماد و احساس امنیت

احساس امنیت عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر. این احساس وضع خوشایندی را ایجاد می كند و فرد در آن دارای آرامش جسمی و روحی است. ایمنی از عواطف و احساسات زیربنایی و حیاتی برای تأمین بهداشت روانی است. افراد ناامن، نامتعادلند. شخصی كه دائماً احساس عدم امنیت، ترس و خطر از بیرون و درون خود می كند، نمی تواند انسان سالمی باشد. او با پرخاشگری یا اضطراب واكنش نشان داده و در دنیای ذهنی خود مدام در حال دفع كردن خطرات احتمالی است. روابط توأم با اعتماد، احساس امنیت را بالا می برد اما تأثیری كه احساس ناامنی بر انسان دارد ایجاد حالت تنش و بر انگیختگی و عدم تعادل است. بعضی از روان شناسان معتقدند كه احساس ناامنی یك احساس خالص، مجرد و محدود نیست، بلكه احساس پیچیده ای است كه باید به عنوان یكی از صفات اصلی كل شخصیت انسان محسوب گردد.

"آبراهام مَزلو" روان شناس انسان گرا از اولین كسانی بود كه در این زمینه نظرات اساسی ارائه داده و چهارده نشانه برای این احساس برشمرد كه عبارت اند از: 1- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن 2- احساس تنهایی 3- احساس این كه دائماً در معرض خطر قرار دارد 4- ادراك دنیا به عنوان مكانی تاریك، خصمانه و خطرناك 5- دیدن دیگران به عنوان افرادی بد، شیطانی و خودخواه 6- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل 7- بدبینی 8- گرایش به ناخشنودی و نارضایتی از خود و محیط 9- احساس تنش، فشار و كشمكش درونی توأم با خستگی و بی حوصلگی، ناراحتی، كابوس و بی ارادگی 10- گرایش به عیب جویی زیاد نسبت به خود 11- احساس گناه و شرمندگی 12- اختلال در پذیرش خود، نیاز به قدرت و مقام اجتماعی، جاه طلبی، پیشرفت و پرخاشگری یا بالعكس احساس خودآزاری، وابستگی به دیگران، احساس بیچارگی و درماندگی و تسلیم در برابر ناملایمات 13- میل دائمی و شدید برای یافتن امنیت به صورت هدف های مكرر و متغیر و كاذب 14- خودخواهی، خودمداری و فردگرایی و اشتغالات ذهنی شدید و مستمر.

همانند سازی و احساس ایمنی

خانواده شرایط همانند سازی سالم را برای كودك فراهم می سازد. اولین تجربه مهم كودك در این زمینه معمولاً با مادر است. ولی با گذشت زمان ، كودك با افراد دیگر خانواده نیز مرتبط می شود و روابط عاطفی و اجتماعی او گسترش می یابد. در خانواده های سنتی محدوده ارتباط طفل ، وسیع تر و تنوع همانند سازی او بیشتر است. بنابراین اگر كودك نتواند با پدر و مادر ارتباط برقرار كند غالباً با دیگر اعضای خانواده مرتبط می شود و بسیاری از نیازهای خود را برآورده می كند ؛ اما در شهرهای بزرگ كه خانواده به صورت هسته ای است پدر و مادر بار سنگین تری را به دوش می كشند و كودكان از روابط عاطفی متنوع محرومند. این خود سبب ایجاد احساس ناامنی در آنها می گردد.

رابطه احساس امنیت و محیط  بیرون از خانواده

محیط كوچه، محله، شهر و مدرسه نیز در تشدید احساس ایمنی یا ناامنی بسیار مؤثر است. ممكن است این شرایط مانند فضای خانواده تأثیرات خیلی عمیق و وسیع نداشته باشد، زیرا كودك معمولاً كمتر در معرض تأثیر آنها قرار می گیرد. لیكن به هر حال پژوهش های مختلف نشان داده كه شرایط اجتماعی افراد مثبت باشد خصوصیات مثبت آنها را تقویت می كند و اگر منفی باشد صفات و واكنش های منفی آنها را بر می انگیزد. مدرسه نیز اگر فضای مناسبی نداشته باشد بر خودپنداری كودك اثر منفی داشته و احساس حقارت و ناامنی را در او تشدید می كند. اگر كودكی به طور مداوم به علل مختلفی اعم از عدم توجه والدین یا اولیای مدرسه در كوچه، محله یا مدرسه مورد ایذا و آزار، تحقیر و تهدید قرار گیرد به احتمال قوی دچار احساس اضطراب و ناامنی گشته یا درونگرا و تخیلی می شود. گاه نیز این احساس ناامنی را با پرخاشگری جبران می كند. در اثر پرورش در این گونه محیط ها بسیاری از كودكان بزهكار، دزد، قاتل، منحرف، بیمار روانی یا معتاد می شوند؛ زیرا لطمات شدیدی كه به شخصیت آنها وارد آمده آنها را حقیر و ناایمن كرده، در نتیجه با ناسازگاری با دنیای ناامن و نامهربان مقابله می كنند.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName