• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 14149
  • پنج شنبه 1382/9/20
  • تاريخ :

استاد حمید سبزواری ( حسین ممتحنی )

نخبه كسی است كه وجودش در جامعه مؤثر واقع شود.


تبیان : لطفاً بیوگرافی مختصری از خود بفرمایید.

بنده به سال 1304 هـ . ش در سبزوار و در خانواده ای فرهنگی متولد شدم . اجدادم اهل شعر و شاعری بودند، به خصوص پسر دایی پدرم ، تجّلی سبزواری كه از شاعران توانا بود . پدرم نیز با وجود نابینایی شعر می گفت. من از همان دوران طفولیت ، ذوق شاعری داشتم و چیزهایی می سرودم . به تدریج با تشویق و راهنمایی های پدرم این سروده ها رنگ شعر گرفت . تقریباً از كلاس سوم متوسطه بود كه می توانستم به خوبی بسرایم . در زمانی كه متفقین به ایران آمدند اشعارمن رنگ و بوی خاصی به خود گرفت . در آن زمان سروده های زیادی داشتم كه متأسفانه طی جریاناتی از بین رفت. به هرحال مدتی در استخدام وزارت آموزش و پرورش  بودم. پس از آن به كارهای مختلف دیگری پرداختم، زمانی كه در بانك مشغول به كار بودم به تهران منتقل و در آنجا با مجامع مختلف ادبی آشنا شدم . نتیجه این رفت و آمدها ، اشعاری در زمینه های سیاسی و اجتماعی بود. طی جریان انقلاب كم كم شعرهای من حال و هوای مذهبی به خود گرفت . در جریان ساخت سرودهای انقلابی هم پیشقدم بودم . مدتی هم در جبهه حضور داشتم  و اشعاری نیز در رابطه با جنگ تحمیلی سروده ام ،  از همان زمان تاكنون به طور مداوم با صدا و سیما همكاری دارم ، همچنین با دیگر سازمان های اسلامی . به هر حال از زمانی كه خودم را شناختم ، هیچ گاه شعر بیهوده نگفتم و هنرم  را در راهی صرف نكردم كه پشیمان باشم.

تبیان : شما بیشتر درچه قالب هایی شعر می گویید و چرا ؟

اشعار من بیشتر در قالب قصیده و به پیروی از سبك خراسانی است. بنده به این سبك تعلق خاطر خاصی دارم چون معتقدم سرمایه گرانبهایی است كه از بزرگانمان به میراث رسیده است.

تبیان : تخلص شما چیست و علت انتخاب آن چه بوده است؟

نام اصلی بنده" حسین ممتحنی" است . من به چند دلیل نام " حمید " را تخلص خود قرار دادم . یكی به این علت كه به كاربردن حمید در شعر راحت تر از حسین است . ثانیاً من تا مدتها نمی خواستم كسی بداند كه چه كسی این شعرها را سروده  است ؛" حمید سبزواری " به نوعی اسم مستعار من است . " سبزواری " هم به این علت برگزیدم چون سبزوار زادگاهم  بود.

تبیان : از بین شعرای قدیم و معاصر بیشتر به كدامیك تعلق خاطر دارید؟

بنده دیوان اشعار شعرای گذشته را مطالعه نموده ام ، اما از بین همه آنها بیشتر به ناصر خسرو و اشعارش علاقه مندم. چون در عصرخود مرد شجاع و مبارزی بود. من حتی در مورد او قصایدی سروده ام . از سویی به حافظ نیز تعلق خاطر خاصی دارم. چون كسی نیست كه غزلیات حافظ را بخواند و به دلش ننشیند و از آن بهره ها نگیرد.

دیوان اشعار تمام شعرای معاصر نیز مطالعه نموده ام . از میان آنها اشعار فرخی یزدی را به دلیل بی پروایی در گفتن حقایق و پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی روز ، و اشعار نسیم شمال را به دلیل بی پیرایگی و سادگی می پسندم و اشعار ایرج میرزا و عشقی را نیز دوست دارم.

تبیان : نظر شما درباره شعر كلاسیك و شعر نو چیست ؟

من شعر نو را به لحاظ این كه وزن را شكسته و قافیه  را از بین برده ، یعنی در واقع اساس شعر را درهم ریخته است ، نمی پسندم . چون معتقدم كه نیمی از زیبایی شعر به موزون بودن و مقفی بودن آن است . به هر حال من با شعر نو مخالف نیستم و خودم نیز سروده هایی به سبك نو دارم و آثار پایه گذران شعر نو را هم دوست دارم و می پسندم ؛ مانند  سروده های لطیف نیما  و اشعار فخیم اخوان ثالث . متأسفانه پیروان این بزرگان ، شعر نو را خراب كرده اند. این افراد چون توانایی سرودن شعر نو ندارند قلم بطلان بر تمام قواعد شعر فارسی كشیده اند.

تبیان : اشعار بزرگانی چون مولانا ، حافظ ، سعدی، فردوسی و... چه ویژگی هایی داشته كه بعد از گذشت قرن ها همچنان جاودانه باقی مانده است؟

چون شعری كه می سروده اند ، فقط مخصوص روزگار خودشان نبوده ، شعر روزگاران بوده یعنی مردم هر زمان به نوعی خود را مخاطب آن احساس می كنند .  از جهت  دیگر "سخن كز دل برآید لاجرم بردل  نشیند".

به نظر من چیزهایی كه باعث ماندگاری شعر آنها شده انتخاب موضوع ، جهان نگری ، بینش شاعر، درنظر گرفتن عواطف و علایق مردم ، خلاقیت و ... است.

تبیان : آیا شاعری قریحه ای خدادادی است ؟

چه چیزی خدادادی نیست ؟ نقطه اول خداست ؛ اگر خواست خدا نبود، مولانا هم نبود، حافظ هم وجود نداشت. اینها واسطه ای بودند تا آنچه خدا می خواسته ، به قلم آورند. اگر بگویم كه من این شعر را سروده ام  و خدادادی نیست ، در واقع به نوعی خالق را انكار كرده ام .

تبیان: تعریف شما از نخبه چیست؟ لطفاً  نظرتان را  نیز راجع به سایت اینترنتی تبیان بفرمایید .

نخبه كسی است كه وجودش در جامعه مؤثر واقع شده است . حال اگر قدرش شناخته شود. انگیزه ای  می شود برای جوانان و اگر نه ، در واقع ستمی به جامعه شده است. از جهت دیگر معرفی نخبگان و ثبت زندگینامه و آثار آنان برای آیندگان مفید خواهد بود.

درمورد سایت شما هم باید بگویم كه پدیده اینترنت ، عطیه پروردگار است كه غربی ها مدعی ایجاد آن هستند. متأسفانه گاه از این موهبت عظیم استفاده های غلط و نابجا می شود .

وجود سایت هایی همچون سایت شما كه هدفش ترویج مبانی دین مبین اسلام است ، در برابر سایت هایی كه بد آموزی دارند ، می تواند بسیار كار ساز باشد.

nokhbegan@tebyan.net

UserName