• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 33129
  • چهارشنبه 1382/7/9
  • تاريخ :

برخورد با سالمندان

برخلاف فرهنگ غربی ها ، كه وجود سالمندان را در خانواده‏ ، زائده‏اى مزاحم مى‏پندارند و سعی دارند به نحوى آنان را از محیط خانه و روابط خانوادگى دور كنند و به «خانه سالمندان» بفرستند، اسلام به آنان ارج مى‏نهد و برای آنان حرمت قائل است و به رعایت حقوق و احترام آنان سفارش كرده و به بهره‏ گیرى از تجارب و افكار پخته ی آنان ، تشویق مى‏كند.
در این بخش، شیوه صحیح برخورد با پیران و سالمندان را - چه پدر و مادر باشند، چه سالخوردگان دیگر - بر اساس تعالیم مكتب اسلام ، بررسى مى‏كنیم.

الف - محور وحدت

مجموعه افراد یك فامیل، نسبت به بزرگ خاندان احترام مى‏گزارند و در كارها با آنان مشورت مى‏كنند و در اختلافات، به رأى و حكمیت و داورى آنان ارج مى‏نهند و گاهى یك سخن از سوى آنان، آتش فتنه‏اى را خاموش مى‏سازد، یا تفرقه و كدورتى را به وفاق و همدلى و آشتى مبدل مى‏سازد.
نعمت وجود با بركت آنان، اغلب تا هستند ، ناشناخته است. وقتى به جایگاه حساس و مهم و نقش كارگشاى آنان پى مى‏برند كه آنها را از دست بدهند. چه بسیار اختلافها و قهرها و نزاعهاى خانوادگى كه پس از درگذشتِ «بزرگ خاندان» چهره نشان مى‏دهد و چه بسیار رابطه‏ها و رفت و آمدها كه قطع مى‏شود، یا به سردى مى‏گراید، و علت آن فقط از دنیا رفتن محورى است كه مایه دلگرمى، امید، انس و معاشرت فامیل است.
رسول خدا(ص) فرمود: «البَركة مَعَ اكابِرِكم»؛
بركت و خیر ماندگار، همراه بزرگترهاى شماست.
در سخن دیگر فرمود: «الشّیخُ فى اَهْلِهِ كالنّبىِ فى اُمّتهِ»؛
پیرمرد در میان خانواده‏اش، همچون یك «پیامبر» در میان امتش است.
این اشاره به همان نقش محورى، فروغ‏ بخشى، صفاآورى، هدایت و ارشاد، تجمع و الفت است كه در وجود آنان نهفته است. پس اگر بزرگترها در فامیل و خانواده، چراغ روشنى‏بخش و محور وحدت و همدلى و عامل انس و ارتباط و رفت و آمدهاى خانوادگى‏اند، باید این جایگاه، محفوظ بماند و مورد حراست و تقویت قرار گیرد.

ب - حرمت بزرگترها

رعایت ادب و مقتضاى حق‏شناسى نسبت به عمرى تلاش صادقانه و ایثارها، گذشتها، دلسوزیها و سوختن و ساختنها كه بزرگان از خود نشان داده‏اند، آن است كه در خانواده‏ها مورد تكریم قرار گیرند، عزیز و محترم باشند، به آنان بى‏مهرى نشود، خاطرشان آزرده نگردد و به توصیه‏ها و راهنمایی هایى كه از سر سوز و تجربه مى‏دهند، بى‏اعتنایى نشود.
«بزرگسالى» و «سن بالا» در فرهنگ دینى ما احترام دارد. این سخن پیامبر خدا(ص) است: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبیرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالى مِن فَزَعِ یوم القیامة»؛
هر كس فضیلت و مقام یك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قیامت ایمن مى‏دارد.
احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانى نسبت به كوچكترها، از دستورالعملهاى اخلاقى اسلام است و كانون خانواده‏ها را گرم و مصفا مى‏سازد و این، توصیه امام صادق(ع) است كه فرمود:
«لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُوَقِّرْ كبیرَنا وَ لَمْ یَرْحَمْ صَغیرنا»؛
كسى كه بزرگ ما را احترام نكند و كوچك ما را مورد شفقت و عطوفت قرار ندهد، از ما نیست.
این سخن را نیز از على(ع) به یاد داشته باشیم كه فرمود:
«یُكْرَمُ العالِمُ لِعلمه و الكبیرُ لِسِنّهِ»؛

دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، باید احترام كرد.
اگر جوانان قدر پیران را نشناسند و به جایگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته‏هاى عاطفى پیوندهاى انسانى از هم گسسته مى‏شود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم مى‏شوند، هم نشانه ی بى‏توجهى خود به ارزشها را امضا كرده‏اند. حضرت على(ع) در یكى از سخنان خویش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاریهاى رفتارى مردم، از جمله بر این دو مسئله تأكید مى‏فرماید: 1- بى‏احترامى كوچكترها نسبت به بزرگترها 2- رسیدگى نكردن توانگران به نیازمندان:
«انّكم فى زمانٍ ... لا یُعَظِّمُ صغیرُهم كبیرَهُمْ و لا یَعُولُ غَنیُّهُم فقیرَهم»؛

شما در زمانه‏اى به سر مى‏برید كه كوچك به بزرگ تعظیم و تكریم نمى‏كند و ثروتمند، به فقیر رسیدگى نمى‏كند!

ج - نسبت به والدین

سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادر باشند كه این وظیفه، سنگین‏تر و مسؤولیت مضاعف است. قرآن كریم از تندى و پرخاش نسبت به پدر و مادر پیر نهى مى‏كند و به سخن نیك و لحن شایسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خیرخواهى و دعا در حق آنان دعوت مى‏كند.
فرمان خداوند، چنین است:
«اِمّا یَبْلُغَنَّ عِندك الكبرَ اَحَدُهما او كلاهُما فلا تَقُلْ لَهما اُفٍّ و لا تَنْهَرهُما وَ قُلْ لَهُما قولاً كریماً، وَاخفَضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمةِ وَ قُل رَبِّ ارحَمْهُما كما ربّیانى صَغیراً»؛ ( اسراء / 23)
هر گاه یكى از آن دو (پدر و مادر) یا هر دو نزد تو به سن پیرى و سالمندى رسیدند، به آنان اف مگو، آنان را طرد مكن و به آنان سخن كریمانه بگو و بال فروتنى را از روى رحمت و شفقت براى آنان بگستر، و بگو: پروردگارا! همان گونه كه مرا در خردسالى‏ام تربیت كردند، تو نیز بر آنان رحمت آور.
ادب و احترام نسبت به پدر و مادر بزرگسال، آن است كه: آنان را به اسم، صدا نكنى، به احترامشان برخیزى، از آنان جلوتر راه نروى، با آنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگویى، نیازهایشان را برآورى، خدمتگزارى به آنان را وظیفه‏اى بزرگ بدانى و از آنان در سن كهولت و پیرى مراقبت كنى.
در حدیث است كه امام باقر(ع) فرموده است: پدرم به مردى نگریست كه همراه پسرش راه مى‏رفتند و پسر به بازوى پدرش تكیه داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر این بى‏حرمتى نسبت به پدرش) صحبت نكرد.
به همان اندازه كه آزردن آنان و «عاق» شدن، حرام و نكوهیده است و از آن نهى شده است، دل به دست آوردن و جلب رضایت و نیكى به آنان سفارش شده است و این خدمتگزارى، علّت بهشتى شدن فرزندان به شمار آمده است.
«ابراهیم بن‏شعیب» گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: پدرم بسیار پیر و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتى داشته باشد او را برمى‏دارم و بر دوش مى‏كشم. حضرت فرمود: «اِنْ استَطَعْتَ اَنْ تَلِىَ ذلك مِنْهُ فافْعَلْ و لَقِّمْهُ بِیَدِكَ، فانّه جَنَّةٌ لك غَداً»؛ اگر بتوانى عهده‏دار كارهاى او شوى چنین كن، حتى با دستانت لقمه در دهان او بگذار، كه این فرداى قیامت، براى تو بهشت (یا سپر از آتش: جُنّه) خواهد بود.

د - انتقال فرهنگ

از عمده‏ ترین راه هاى انتقال یك فرهنگ به نسلهاى آینده، رفتار پدر و مادر و مربیان است. كودكان، آنچه را در رفتار بزرگترها ببینند، از آن الگو مى‏گیرند. احترام به بزرگترها و رعایت ادب و تكریم نسبت به سالخوردگان، اگر در عمل و رفتار ما تجلى یابد، فرزندان ما نیز، این فرهنگ را مى‏آموزند و با همین آداب و سنن بار مى‏آیند. كسى كه انتظار ادب و معرفت و حق‏شناسى از فرزندانش دارد، باید همین حالت را نسبت به پدر و مادر و بزرگترها نشان دهد، تا كوچكترها هم از او بیاموزند.
این یك سنت تاریخى و تأثیر از اعمال و رفتار است. هر كس چیزى را درو مى‏كند كه كشته است. اگر در حدیث است كه «لا میراثَ كالادب»؛ هیچ ارثى همانند ادب نیست كه از بزرگان به فرزندان برسد، در این مورد هم مصداق مى‏یابد.
امام على(ع) فرمود:
«وَقِّرُوا كبارَكُمْ، یُوَقّرْكُمْ صِغارُكُم»؛
به بزرگانتان احترام كنید، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند.
امام صادق(ع) نیز فرموده است:
«بِّروا آباءَكم، یَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ»؛
به پدرانتان نیكى كنید، تا فرزندانتان هم به شما نیكى كنند.
   مهمترین درس تربیتى، آن است كه با عمل داده شود. كودكان نیز مستعدترین شاگردانى‏اند كه «درسهاى عملى» را با دقت، از رفتار ما مى‏آموزند. اگر ما به سالمندانمان احترام نگذاریم، از خردسالان و نوجوانان چه انتظارى داشته باشیم كه با سالخوردگان و خود ما با احترام و تعظیم و تكریم، برخورد كنند؟ این ارتباط متقابل در تأثیرگذاریهاى رفتارى را نمى‏توان نادیده گرفت. جاى سالمندان، پیش از آن كه در «آسایشگاه»ها و «سراى سالمندان» باشد، كانون گرم و بامحبت خانه‏هاست، تا چراغ خانه روشن بماند و آنان محور تجمع و الفت افراد گردند. و از اندیشه ی آنان نیز استفاده شود.

ه- تأثیر رفتار

همچنان كه كودكان و نوجوانان، از رفتار و عمل بزرگترها درس و الگو مى‏گیرند، سالخوردگان نیز گاهى از نظر فكرى و قضاوت و دیدگاه، تحت تأثیر رفتار جوانان قرار مى‏گیرند. بسیار اتفاق افتاده است كه خانواده‏اى غیر متدین و بى‏تفاوت نسبت به ارزشها و پاكیها، در اثر مشاهده رفتار شایسته از جوانشان، به راه آمده‏اند. در واقع، جوان پاكدل پاك رفتار، با نحوه عملش بر بزرگترها هم تأثیر می گذارد.
نقل این نمونه تاریخى جالب است:
جوانى به نام «زكریا بن‏ابراهیم» مسیحى بود. چون مسلمان شد به سفر حج رفت. در این سفر، امام صادق(ع)  را دیدار كرد. از جمله سؤالاتش از امام این بود كه: پدر و مادر و بستگانم هنوز نصرانى‏اند. چه كنم؟ مادرم نیز نابیناست. آیا با آنان باشم و با آنان غذا بخورم؟ امام صادق(ع) پرسید: آیا گوشت خوك مى‏خورند؟ گفت: نه، اصلاً دست به آن نمى‏زنند. امام فرمود: با آنان باش و به مادرت رسیدگى كن و اگر از دنیا رفت، خودت كارهاى مربوط به كفن و دفن او را انجام بده و به دیگران واگذار مكن.
زكریا پس از بازگشت از سفر حج، به توصیه امام صادق(ع) به مادرش بسیار نیكى و ملاطفت مى‏كرد، به او غذا مى‏خوراند، لباس و سر و وضع او را  تمیز مى‏كرد و در خدمت وى كوشا بود. مادرش از این تغییر رفتار، سؤالى به ذهنش رسید، پرسید: پسرم! قبلاً كه نصرانى بودى با من چنین رفتارى نداشتى، چه شده كه پس از هجرت و مسلمان شدن چنین شده‏اى؟ گفت: یكى از فرزندان پیامبر این دستور را به من داده است. مادر پرسید: آیا او پیامبر نیست؟ پسر گفت: خیر، او پسر پیامبر است. مادر اصرار داشت كه نه، او حتماً پیامبر است، چون این گونه تعلیمات، از تعالیم پیامبران است. پسرش جواب داد: خیر، پس از پیامبر اسلام، پیامبرى نخواهد آمد. او یكى از فرزندان آخرین پیامبر الهى است.
مادرش گفت: پسرم! بهترین دین را برگزیده‏اى. به من هم ارائه بده و آن دین را بر من عرضه كن.
فرزند، تعالیم اسلام را بر مادر مسیحى خویش عرضه كرد. او هم به اسلام گروید و مسلمان از دنیا رفت.
این شاهدى بر تأثیرعمل به «دستورهاى دین» در مورد نحوه معاشرت با والدین و برخورد با سالمندان است كه یك مسیحى را به اسلام جذب مى‏كند و نور هدایت را در دل او مى‏تاباند.
بر این اساس ، با ادب نسبت به بزرگان و گرامیداشت خاطر سالمندان و تحویل گرفتن آنان و نیكى و مراقبت از آنان، جامعه‏اى خوب و خانواده‏اى باصفا و روابطى مستحكم و عاطفى داشته باشیم.
و نیز ... قدر نعمت جوانى را بدانیم كه این گوهر، همیشه با ما نیست.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
چطور اضطراب سالمندان را کاهش دهیم؟

چطور اضطراب سالمندان را کاهش دهیم؟

چطور اضطراب سالمندان را کاهش دهیم؟
سنگ  به  سنگ

سنگ به سنگ

سنگ به سنگ
محیط زندگی سالمندان چگونه باید باشد؟

محیط زندگی سالمندان چگونه باید باشد؟

محیط زندگی سالمندان چگونه باید باشد؟
پیر شدم اما هنوز کارسازم

پیر شدم اما هنوز کارسازم

پیر شدم اما هنوز کارسازم
UserName